نزديک به 200 سال نسلهاي متوالي از مردان در گروههاي چند نفري يا به تنهايي در جزيره متروک و کوچک نوا اسکونيا به کندن چاه و حفر تونل براي پيدا کردن گنجي کلان مشغول شده بودند. نزديک به 1/5 ميليون پوند براي يافتن اين گنج خرج شد دريا يابندگان گنج در جزيره (( اوک ايلند )) را به سختي و مکرر مجازات مي کرد. چاه از ميله عميقي همراه با يکرديف تونلهاي جانبي تشکيل شده بود که گاه و بيگاه از آب دريا پر مي شد دسته دسته مردان اميدوار در اين راه خسته شده و از کار افتادند غرق شدند يا دست از کار کشيدند.
تا به امروز آنچه از درون چاه پيدا شده عبارتند از سه رشته زنجير از جنس طلا و ( بعضي مي گويند از جنس مس روايات دوگانه است) تکه پوستي که بر روي آن حروف I و V نوشته شده و سنگي با حروف رمزي حک شده که در ارتفاع 27 متري چاه يافت شده است بعضي از مردم خوشباور آن را چنين ترجمه کرده اند سه متر پايينتر 2 ميليون پول پنهان شده است. جستجو براي گنج در 1795 وقتي که پسر جواني به نام دانيل مک گينس از شهر کوچک چستر بر قايق همراه دو دوستش براي بازي به اين جزيره متروک بقاياي دکل کشتي را ديدند که بر ساحل به درختي تکيه داشت.
با يادآوري قصه هاي محلي درباره گنج و غنائم دزدان دريايي او و دو پسر ديگر شروع به حفاري کردند آنها تير چوبي را در ميان گل چسبناک پيدا کردند و در زير آن سکوهاي ضخيمي از جنس چوب بلوط در ژرفاي سه متر و شش متر و نه متر يافتند اما کار سختتر شد و بعدها به دلايل زياد از جمله عدم موفقيت در کسب کمک از اهالي خرافاتي جزيره مجبور به تعطيل آن در سال 1704 شدند.
در آن سال يکي از اهالي ثروتمند جزيره به نام سيمون ليند نخستين شرکت گنج يابي را تاسيس کرد حفاري اغاز شد اما بزرگترين و اولين مانع در راه حفاري ظاهر شد: آب حفارها از هشت سکوي چوبي رد شده بودند که سه تا از آنها با بانه هاي مخصوص کشتي و الياف نارگيل عايقبندي شده بود سنگي که حروف رمزي بر آن نوشته شده بود در ارتفاع 27 متري پيدا شد و يک متر پايين تر آنها به جسم سختي برخورد کردند .ليند يقين داشت که به صندوق گنج رسيده اند اما روز بعد وقتي فهميد که چاه بناگاه تا ارتفاع 17 متري پر از آب شده از ناراحتي رو به مرگ رفت. تخليه آب هفته ها از طريق سطل و پمپ ادامه پيدا کرد آما اب پايين نمي رفت.
در 1805 ليند و گروهش چاه ديگري به موازات چاه اول حفر کردند و در 33 متري آن را بطرف چاه اول منحرف کردند اما نزديک بود جان خود را از دست بدهند زيرا بناگاه آب بدرون چاه انها سرازير شد و آن را تا ارتفاع چاه اول پر کرد.سيمون ليند ثروتمند اکنون ورشکست شده بود بناچار دست از کار کشيد.
در 1849 از آن سر پسر بچه اي که نخستين بار حفاري را اغاز کرده بودند يکنفرشان مرده بود اما دو نفر ديگر که اکنون حدود هفتادسال سن داشتند با همکاري گروهي ديگر حفاري را آغاز کردند. براي آن مسجل شده بود که احتمالا با دو يا سه صندوق گنج مواجه خواهند شد.
اما حفاريهاي آنها بدنه چاه را سست کرده بود و باعث شد که ته چاه فرو بريزد و به همراه آن صندوقها نيز فرو رفته و محتويات - احتمالي – آنها نيز پراکنده شد.اما اينبار اعضاي گروه فهميدند که چرا چاه از آب دريا پر مي شود.تونلي دست ساز در عمق 33 متري پيدا شد که دريا را به چاه اصلي متصل مي کرد اين تونل با ديناميت خراب شد اما چاه همچنان از آب دريا پر مي شد بعدها در سال 1942 تونل ديگري در عمق 50 متري کشف شد. ممکن است هنوز تونلهاي فرعي ديگري نيز وجود داشته باشد بعد از 200 سال حفاري و مته کاري و تخليه آب محل چاه اصلي تقريبا گم شده است اما سوال اصلي هنوز بر جاست:
چه کسي چه چيزي را در آنجا پنهان کرده است و براي چه؟
افسانه هاي که درباره حفر چاه و پنهان کردن گنج توسط کاپيتان کيد بر سر زبانهاست بايد ناديده گرفته شود کيد دريانوردي ماهر بود اما قادر نبود بر چنين عملياتي نظارت کند اين چاه و تونلها توسط گروهي معدنچي زبده حفر شده بود.
ربرت فورنو نويسنده کتاب اسرار چاه گنج جالبترين نظريه ها را ارائه داده است. با در نظر گرفتن محل چاه و طنابهايي که در 1795 کشف شد مي توان نتيجه گرفت که چاه در 1780 در بحبوحه جنگهاي استقلال امريکا حفر شده است. در 1758 پادگان انگليس در نيويورک توسط قواي جرج واشنگتن در محاصره بود.
فرماندار منطقه تمام پرداختهاي نظامي انگليس در امريکا را بر عهده داشت و البته نگران حفاظت از آنها هم بود او دستور داد تا پولها در محل امني پنهان شود. گروهاني که مامور انجام اين کار شد از رسته مهندسي هاليفاکس در نوا اسکوتيا بود. فورنو استدلال مي کند که تنها گنجي با حجم بسيار بزرگ به حفر چاهي به آن بزرگي احتياج داشت.
مشکل در اينجاست که هيچ سابقه اي وجود ندارد تا نشان دهد که ارتش انگلستان چنين مبلغ عظيم پول را از دست داده باشد چنين قضيه اي باعث افتضاح بزرگي مي شد و عاملين آن را به دادگاه مي کشاندند از آنجا که چنين افتضاحي در هيچ جا ثبت نشده پس قضيه بدينصورت است:
چاه خالي است. يعني زماني که خطر رفع شد پولها را از چاه بيرون اورده اند.