0

فضائل کربلا

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 25070
محل سکونت : اصفهان

فضائل کربلا
سه شنبه 4 مرداد 1401  9:12 AM

فضائل کربلا

کربلا یعنی آن خاک پاکی که قدرت حق را در برابر باطل برای همیشه نشان داد .
کربلا یعنی آن خاکی که تا قیام آل محمد صلی الله علیه و آله ندای اهل حق و هیهات منا الذله از آن بلند است .
کربلا یعنی آن بیابانی که در نصف روز بساط خلافت آل ابی سفیان را به هم پیچید .
کربلا یعنی آن بستان سرسبزی که همیشه به خون راد مردان عالم بشریت شاداب و با صفا و سرخ روست . (237)
زنده کدام است بر هوشیار
آن که بیمرد به سر کوی یار
در بحار از کامل الزیارة از امام سجاد علیه السلام روایت کرده که فرمود : خداوند زمین کربلا را حرم امن و مبارک خود قرار داد 24 هزار سال پیش از آن که زمین کعبه را خلق کند و او را حرم قرار دهد چون روز قیامت می شود این زمین را تربت نوارنی اش بلند می شود و نهاده می شود بر آن برترین باغی از باغ های بهشتی که ساکن نمی شود در آن مگر پیامبران و مرسلین ، و آن زمین مقدس روشنایی می دهد بین باغ های بهشتی چنان که روشنایی می دهد ستاره ای در بین ستاره ها از برای اهل زمین که نورش خیره می کند چشم های اهل بهشت را و فریاد می زند :
انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التی تضمنت سید الشهداة علیه السلام و سید شباب اهل الجنة .
این زمین کربلا بقعه مبارکه ای است که خداوند در قرآن مجید یاد فرموده . (238)

فضیلت زمین کربلا

در کلمه طیبه از علامه وحید بهبهانی نقل فرموده گفت : در خواب دیدم حضرت سیدالشهداء علیه السلام را عرض کردم : سید و مولای من آیا سوال می کنند از کسی که دفن شده باشد در جوار شما ؟ فرمود کدام فرشته جرات سوال کردن از او را دارد ؟ .
1- در بحار از کامل الزیارة از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : زمین کعبه فخر کرد و گفت : کدام زمین مثل من است و حال آن که خانه خدا در پشت من واقع شده است و مردم از راه های نزدیک و دور به سوی من می آیند و من حرم و محل امن الهی هستم ؟ پس خداوند وحی بر اوکرد : بس کن و آرام بگیر ، نسبت فضیلت تو با فضیلتی که به زمین کربلا داده ام چون سوزنی است که در آب دریا و از آب دریا بردارد اگر نبود زمین کربلا من به تو فضیلتی نمی کردم و اگر نمی بود آن وجود شریفی که زمین کربلا در بر دارد ، من خلق نمی کردم آن خانه ای که به آن فخر می کنی پس آرام بگیر و مستقر باش و متواضع و ذلیل و خوار باش ، والا غضب می کنم بر تو و تو را به آتش جهنم می برم . (239)
کربلا و آب فرات نخستین زمین و آبی است که خداوند آن را مقدس و پاک گردانید پس فرمود خداوند به آن زمین تکلم نما به آن چیزی که خدا تفضیل داده است تو را پس آن زمین گفتن در زمانی که زمین ها و آب ها تفاخر نمودند بعضی بر بعضی منم زمین خدا که مقدس مبارکم و شفا در خاک من است .
غرض فخر کردن نیست بلکه خاضع و ذلیلم در برابر کسی که این شرافت را به من داده است و غرضم فخر کردن نیست بر این که پست تر از من است بلکه شکر است از برای خدا .
پس خدای متعال گرامی داشت آن زمین را و زیاد نمود فضیلت و کرامت آن را به سبب امام حسین علیه السلام و اصحاب او به سبب تواضع و شکری که کرد از برای خدا (240) شاعر چه زیبا سروده است :
یا رب اگر زکرده ما پرده افکنی
ما را به خجلت ابدی رسوا کنی
یا رب همین بس است که تمنای ما زتو
هنگام مرگ دفن ما کربلا کنی
چنان که گذشت زمین کربلا بر زمین مکه شرافت دارد و هنگامی که زمین مکه به شرافت خانه خدا بودن بر خود می بالید ، خطاب شد : آرام باش که افضلیت تو به خاطر خاک کربلا است و این مسلم است ، زیرا امام حسین علیه السلام علت مبقیه اسلام شد و اگر امام حسین علیه السلام نمی بود کسی حج خانه خدا نمی کرد پس زمین کربلا که مدفن امام حسین علیه السلام است بر زمین مکه که محل خانه کعبه است افضلیت دارد در اخبار مکرر نقل شده که زمین کربلا 24 هزار سال پیش از زمین مکه حرم امن الهی بود و از این وقایع تمام پیامبران آگاه شدند و جبرئیل - فرشته رحمت خدا - همه رسولان را از زمین کربلا و وقایع آن آگاه ساخت .
از حضرت سجاد علیه السلام روایت شده که زمین کربلا قطعه ای از بهشت است و روز قیامت در بهش می گذارند و آن قطعه زمین مانند خورشید درخشان در بین زمین های بهشت منور است .
در تهذیب از امام جعفر صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود : شاطی الواید الایمن که خداوند در قرآن ذکر فرموده فرات است و بقعه مبارکه کربلا است . (241)

با عنایت به این‌که قرآن مجید علاوه بر معنای ظاهری دارای بطون و معناهای متعدد می‌باشد، معنای دیگری نسبت به شاطئ الواد الایمن... ، از امام صادق (علیه‌السلام) ذکر شده است که حضرت فرمودند: شاطئ الواد الایمن... که خداوند در قرآن ذکر کرده، مراد از شاطئ، شط و رودخانه فرات است و وادی بیابانی است که آب از بالا سراشیب می‌شود، ایمن یعنی طرف راست شط که طرف چپ موسی می‌شود، [۱۱]
و مراد از بقعه مبارکه، کربلا است. [۱۲]
تعبیر به مبارکه برای این است که بدن پاک و مطهر ابی‌عبد‌اللَّه را در‌بر‌دارد، [۱۳]
و مراد از شجره، شجره محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است؛ [۱۴]
یعنی نور محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حقیقت محمدیه از آن درخت، ظهور و بروز نموده است.

نامهای شهر عشق

کربلا ، با نامهای زیادی نامیده شده که به بیش از بیست اسم می رسد :
1- کربلا ، کلمه ای که اسم هیچ مکانی در شهرت وقداست به پایش ، نمی رسد و در تفسیر این کلمه کمال آفرین چه حرفها که گفته نشده است ! ؟
الف : بعضی معتقدند ریشه کربلا از کلمه کربله گرفته شد و کربله یعنی به سستی گام برداشتن ، یا سست شدن گادمها .
و عربها زمانی که بخواهند از بی حالی و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند می گویمد جاد یمشی مکربلا یعنی فلانی آمد در حال که به سستی گام بر می داشت (242) تو گویی سرزمین کربلا چنان بوده است که هر کسی که به آنجا می رسید احساس خاصی برایش دست می داد و گامهایش سست می شد چنان که کمیت قلم ، تا به ساحت مقدس کربلا می رسد می لنگد و خود را می بازد .
در کتب مقاتل نیز داستانهای زیادی نقل شده که هر یک از پیامبران گذشته که گذرش به کربلا می افتاد بی اختیار اندوهناک و غمگیمن می شد و به امت خویش خبر می داد که در این سرزمین حادثه ای بس بزرگ و بسیار غمبار رخ خواهد داد .
ب : کربلا از کلمه کربال گرفته شده و کربال یعنی غربال کردن و تمیز و پاک کردن ، گفته می شود : کربلت الحنطة ، یعنی گندم را غرباب کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانیدم .
به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته اند که زمینی بود خالی از ریگ و سنگ و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم ، مثل اینکه کشاورزی آن را پاک کرده و برای کشته آماده کرده باشد . (243)
راستی که اسم با مسمایست ! کربلا یعنی غربال تاریخ غربال که همیشه و در طول تاریخ شریف را از ضعف و مردان میدان را از رجز خوانان دروغین به خوبی جدا کرده و می کند چنان که بیدل دهلوی می گوید :
کیست در این انجمن ، محرم عشق غیور ما همه بی غیرتیم ، آینه در کربلاست .
ج : کربلا از دو واژه کرب و ابلا ترکیب یافته است یعنی حرم خدا و خانه خدایگان . (244)
د : این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه کار و بالا گرفته شده است یعنی کار آسمانی و ارزشمند به عبارتی جایگاه نمارش و نیایش . (245)
ه : در اصل کور بابل بوده است یعنی در روستای شهر بابل (246)
و توسط خود حضرت سیدالشهداء و پدرش علی علیهماالسلام و جدش روسل اکرم صلی الله علیه و آله کربلا وکرب و بلاء یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلاء تفسیر شده است . (247) ادباء و شعرای شیعه نیز همین تفسیر را برگزیده اند به عنوان نمونه سالار شهیدان شیعی سید اسماعیل حمیری از کربلا چنین یاد می کنند :
کربلا یا دار کرب بلا (248)
و بزرگ اندیشمند شیعی ، مرحوم سید شریف رضی چنین می گوید :
کربلا ! لا زلت کربا و بلاد
ما لقی عندک آل المصطفی
کم علی تربک لما صرعوا
من دم سال و من دمع جری (249)
ای کربلا تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می آوری به سبب آنچه که در خاک تو به آل پاک محمد مصطفی صلی الله علیه وآله رسید .
هنگامی که کشته شدند چه خونها که ریخته شد و چه اشکها که جاری شد .
2- حایر : پس از کربلا ، حایر بیش از دیگر نامها حائز اهمیت بوده است و کربلا در کتابهای فقهی بیشتر با همین نام عنوان می شود و فقهاء مسائل خاصی را که در خصوص حائر و احکام و حدود آن می باشد در ذیل همین عنوان بحث و بررسی می کنند .
3- حیر ، مخفف همان حایر است ، حیریا حائر یعنی جایی که آب دلر آنجا حیران می ماند و به دور می پیچد و گودال قتلگاه امام حسین علیه السلام در همین مکان مقدس واقع شده است و جسد انورش نیز در آنجا مدفون است .
4- نواویس ، در اصل و پیش از اسلام نام گورستانی بود که مسیحیان مردگان خود را در آنجا مدفون می کردند جالب این که پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله امام حین علیه السلام در ضمن یکی از خطبه های معروفش این کلمه را به کار برده است آنگاه که حضرتش از حریم جدش خارج شده بود و در ظاهر به سوی کوفه و در واقع رو به سوی ابدیت می رفت ، که قیامت تاریخ را بر پا کند و قیام عشق را قنوت جاودانه بخشد و هنگامی که از مدینه حرکت کرده بود تا هنگامه حماسه های همیشه جاوید و ماندگارش را بیافریند ، چنین فرمود :
خط الموت علی ولد آدم مخط القلادة علی جید الفتاة ، و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف و خیر لی مصرع انا لا قیه ، کانی باوصالی ، تقطعها ، غسلان الفوات ، بین النو اویس و کربلاء و . . . (250)
مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است ؟ نوشتاری که در لطافت به نقشی می ماند که گردن بند ، در گردن دختر کان جوان می کشد و من برای سر کشیدن جام جان بخش شهادت و به دیدار سلف همانقدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف ، دست تقدیر الهی ، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت ، می بینم که به همین زودیها گرگهای گرسنه نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته بند بند اعضای بدنم را از هم جدا می کنند . . .
5- طف الفرات ، کنار فرات .
6- طف .
7- شاطی الفرات ، این هر سه اسم تقریبا به یک معنی است و طف به زمینهای که مشرف دریا باشند یا در لب رودخانه قرار داشته باشند اطلاق می شود سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه ای که در آن بوده و کربلا را در کنار خویش گرفته بوند طف گفته اند چشمه های مانند : قطقطانیه ، رهیمه ، عین الجمل و نهر علقم . (251)
8- نینوا ، از اسمهای معروف و قدیمی کربلاست .
9- موضع البلاء ، یا موضع الابتلاء .
10- محل الوفاء
11- غاضریه .
12- ماریه .
13- قصر بنی مقاتل .
14- عقر بابل .
15- عمورا .
16- صفورا .
17- نوائح ، یعنی ناله ها و نوحه ها .
18- شفائا ، که در عرف مردم شثاثه خوانده می شود . (252)
19- مدینه الحسین علیه السلام ، شهر حسین علیه السلام .
20- مشهد الحسین علیه السلام .
21- بقعه مارکه (253)و دیگر اسمهایی که در کتابها نقل شده اند ، و کربلا را می شود حیرت آباد حماسها ، عرش عشق ، قربانگاه عاشقان ، مسلخ عشق ، شهر شهادت ، مشهد شقایق ها ، کعبه آلاله ها و . . . خواند .

 

 

 

 

منبع:

بانک جامع امام حسین (علیه السلام) واحد تحقیقات (مرکز تحقیقات) رایانه ای قائمیه اصفهان،1390

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها