حکیم ابوالقاسم فردوسی
دوشنبه 19 اردیبهشت 1401 7:50 PM

زندگینامه فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی
زندگینامه فردوسی,فردوسی,ابوالقاسم فردوسیفردوسی شاعر حماسهسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه است
ابوالقاسم فردوسی طوسی ملقب به حکیم سخن، شاعر حماسه سرای ایرانی و سراینده شاهنامه، با شهرت جهانی، ادب پارسی میانه را تا اندازه ای از نابودی رهانید. گفته شده است شاعری با زندگی مرفه در جوانی بوده است، اما از تهی دستی خود در شصت و پنج سالگی می گوید.
بیوگرافی ابوالقاسم فردوسی:
نام: ابوالقاسم فردوسی طوسی
تخلص: فردوسی
تولد : ۳۲۹ هجری قمری
محل تولد : روستای باژ در طوس خراسان
لقب : حکیم سخن
درگذشت: ۴۱۶ هجری قمری
زندگینامه ابوالقاسم فردوسی:
کنیهٔ وی «ابوالقاسم»، و تخلص و شهرتش «فردوسی» است، هیچگونه آگاهی قطعی از نام و خانوادهاش در دست نیست.
فردوسی شاعر حماسهسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، است.
برخی فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند که از شهرت جهانی برخوردار است.
فردوسی آغاز زندگی را در روزگار سامانیان سپری کرد.
شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد.
فردوسی دهقان و دهقانزاده بود، از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود و مشخص است که در جوانی به کسی محتاج نبوده است.
و نخست در داستان «جنگ بزرگ کیخسرو» از تهیدستی خود در شصت و پنج سالگی میگوید.
فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق میورزید.
همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم درآوردن شاهنامه انداخت.
وی مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن دستمایه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به ۳۰ سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.
خانواده فردوسی:
از زندگانی فردوسی تا پیش از سرایش شاهنامه آگاهی چندانی در دست نیست. تنها اینکه پسر او در سال ۳۵۹ ه.ق زاده شده، پس فردوسی باید پیش از ۳۵۸ ه.ق ازدواج کردهباشد. از همسر فردوسی چیزی دانسته نیست. پژوهشگرانی چون حبیب یغمایی، محمدتقی بهار و ذبیحالله صفا، زنی را که در آغاز داستان «بیژن و منیژه» نام برده شده، همسر فردوسی دانستهاند.
اگر این گمان درست باشد، احتمالاً او زنی فرهیخته بوده، که توانایی چنگنوازی داشتهاست و مانند خود فردوسی از خانوادهای دهقاننژاد بوده و از آنچه که در این خانوادهها به دختران آموزش داده میشده، بهره داشتهاست. پسر فردوسی در سال ۳۹۶ ه.ق در ۳۷ سالگی و زمانی که فردوسی ۶۷ ساله بوده، درگذشت. فردوسی از پیشیگرفتن پسر بر پدر گله کرده و از خداوند خواستار آمرزش فرزندش میشود.
به گزارش نظامی عروضی، از فردوسی تنها یک دختر بهجای ماند و فردوسی پاداش شاهنامه را برای کابین او میخواست. پس از درگذشت فردوسی دختر پاداش را نپذیرفت و آن پاداش برای بهبود کاروانسرای چاهه خرج شد.
ویژگی های فردوسی:
فردوسی افزون بر دانشهای روزگار و خواندههای بسیار، مردی ژرفنگر، آزاداندیش، تیزبین و نکتهسنج در رویدادهای گذشته و حال بود.
در شمار آن شاعران نهچندان پرشمار در زبان پارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتی واژهای که زننده و ناسزا باشد، از فردوسی سر نزده است.
شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می دانست و تاکید می کرد:
گرت زین بد آید، گناه من است
چنین است و آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
آنچه که فردوسی به آن میپرداخت، جدای از جنبهٔ شعری، دانشورانه نیز بود؛
از شاهنامه اینگونه برداشت کردهاند که فردوسی با زبان و دیوانهای شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بودهاست.
فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایهٔ تمام خوبیها میداند. او بر این باور است که آدمی با خرد، نیک و بد را از یکدیگر بازمیشناسد و از این راه به نیکبختی این جهان و رستگاری آن جهان میرسد.
مرگ وآرامگاه فردوسی:
پس از مرگ، واعظ طبرستان به دلیل شیعه بودن فردوسی از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری کرد و به ناچار در باغ خود وی در توس به خاک سپرده شد.
آرامگاه فرودوسی زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آنکه بارها آن را با خاک یکسان کردند، از نو ساخته میشد.
و همچنین بین سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ به فرمانِ رضاشاه بازسازی شد
زندگینامه فردوسی,آرامگاه فردوسی,بیوگرافی فردوسی آرامگاه فرودوسی زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود
منبع شاهنامه فردوسی:
نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.
این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد، به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید.
اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است.
علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد.
پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی که ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافته بود، شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.
دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود ۳۶۷ یا ۳۶۹ هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود.
فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد.
از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.
آرامگاه فردوسی به عنوان یکی از جاذبههای گردشگری شهر طوس استان خراسان، هر ساله پذیرای کسانی است که به فرهنگ و ادب این مرز و بوم علاقه فراوانی دارند. حضور در کنار شخصی که 30 سال برای زنده نگاه داشتن زبان پارسی تلاش کرده، افتخار بزرگی خواهد بود. زمانیکه به مشهد سفر میکنید میتوانید بازدید چند ساعته از این مکان ارزشمند داشته، موزه، کتابخانه و مقبره عالم بزرگ، حکیم ابوالقاسم فردوسی را از نزدیک ببینید. از طرفی جاذبههای دیگری در این منطقه وجود دارد که دیدن آنها خالی از لطف نخواهد بود.
تاریخچه آرامگاه فردوسیحکیم ابوالقاسم فردوسی شیعه بود و چنان که از تاریخ مشهود است، پس از مرگش اجازه تدفین پیکر او در گورستان را ندادند. به همین دلیل نیز او را در باغ خانه خودش در شهر طوس به خاک سپرده شد. این محل بارها و بارها بنا به دلایل مختلفی مورد هجوم واقع و با خاک یکسان شد اما بالاخره شخصی به نام ارسلان حلذب که از سپهداران طوس در زمان فردوسی بود، در مقابل دروازه شرقی رزان شهر تابران طوس، اولین آرامگاه فردوسی را ساخت. تا حدود 100 سال پس از مرگ فردوسی نیز این بنا پابرجا بود اما در زمان حکمرانی گرگوز (یکی از امیران مغول) بنای آرامگاه ویران شد و از سنگهای آن برای ساخت قلعه استفاده شد.
در طی سالها آرامگاه فردوسی دستخوش تغییرات زیادی شد و به مرور بنای آن تبدیل به تلّی از آجر و کاشی شد که در گندمزار پنهان شده بود. اما بالاخره در زمان ناصرالدین شاه قاجار، والی خراسان (عبدالوهاب آصفالدوله) مأمور شد تا آرامگاه فردوسی را یافته و بنایی در خور وی بسازد. در این مرحله تنها 2 اتاق بر آرامگاه ساختند که همچون بنایی محقر بود.
در 12 مرداد 1303 شمسی، عبدالحسین خان سردار معظم (تیمورتاش) از مجلس شورای ملی درخواست کرد تا بودجهای برای ساخت آرامگاه فردوسی اختصاص داده شود. پس از فراز و نشیبهای بسیار و تلاش برای به تصویب رساندن طرح و بودجه لازم برای بازسازی بنا، بالاخره در سال 1307 شمسی طرح و بودجه آرامگاه فردوسی به تصویب رسید.
مساحت آرامگاه فردوسی بیش از 6 هکتار است، البته مساحت فضای اولیه کمتر بوده اما در اوایل سده 30 بخش عظیمی از اطراف باغ اصلی به آن اضافه شد و مساحت آن به مقدار کنونی رسیده است. بنای اصلی که با الهام از سازههای دوره هخامنشی ساخته شده در مرکز قرار گرفته و روبروی آن میتوانید استخری بزرگ ببینید که انعکاس بنا در آن قابل روئیت است.
در مقابل استخر، مجسمه فردوسی ساخته دست ابوالحسن صدیقی قرار گرفته و در داخل استخر نیز 3 دسته فواره دهتایی طراحی شده است. فوارهها به شکل نیلوفر هستند و تعداد آنها نمادی از 30 سال مشقت حکیم ابوالقاسم فردوسی برای نگارش بزرگترین اثر، یعنی شاهنامه است.
از دیگر بناهای موجود در آرامگاه فردوسی میتوان به ساختمان اداری، موزه و کتابخانه اشاره کرد. جالب است بدانید که موزه فعلی در گذشته محلی برای استراحت بوده و از سال 1384 شمسی و به همت دکتر بهروز احمدی به موزه تبدیل شده است. داخل موزه مجموعهای خاص از عتیقهجات کشف شده در همین منطقه نگهداری میشود.

آثار تاریخی منطقه شامل سنگنگارهها و ظروف سفالی که متعلق به دوره پس از ظهور اسلام هستند، بیشتر اثار تاریخی موجود در موزه را تشکیل دادهاند. بخش دیگر این آثار شامل سکههای طلا و نقره، تیر و کمان، شاهنامه فلورانس و شاهنامه 73 کیلوگرمی (اهدایی عبدالرحیم جعفری موسس انتشارات امیرکبیر)، ظروف لعابی سفالی و برخی آثار اهدائی به موزه هستند.
کتابخانه آرامگاه فردوسی اما شامل بیش از 9000 جلد کتاب است و ساختمان آن در سال 1347 شمسی ساخته شده است. کتابخانه دو طبقه است که طبقه اول آن مخصوص مخزن کتاب و طبقه دوم آن نیز سالن مطالعه است. مقبره مهدی اخوان ثالث یکی از شاعران نامآشنای ایرانی نیز در آرامگاه فردوسی قرار گرفته و در نتیجه میتوانید از آن نیز دیدن کنید. این مزار در ضلع جنوبی موزه قرار گرفته و در کنار آن نیز تندیسی از این شاعر بزرگ نصب شده است.
در ابتدا قرار بود محل تدفین استاد شجریان به واسطه وصیتنامه ایشان در کنار محل تدفین مهدی اخوان ثالث باشد. اما تغییراتی صورت گرفت و در حال حاضر میتوانید در کنار موزه آرامگاه فردوسی از محل تدفین ایشان دیدن کنید.
معماری آرامگاه فردوسیمعماری آرامگاه فردوسی به دو بخش اصلی معماری بیرونی و درونی تقسیم میشود.
ساختار کلی بیرونی بنا چهارگوش یا مکعبی است و مساحت آن نیز 1043 متر مربع است. در هر سوی بنا میتوانید پلکانهایی را ببینید که در بالای آنها و در ارتفاع 18 متری، بنای آرامگاه فردوسی روی سکویی خودنمایی میکند.
جالب است بدانید که بنای اصلی از 7 مکعب کوچکتر ساخته شده که همگی به ترتیب روی هم قرار گرفتهاند. در هر وجه بنا، سرودههایی از شاهنامه حکاکی شده که همه آنها 12 بیتی هستند. در دو طرف کتیبهها میتوانید ستونهایی را ببینید که به سبک هخامنشی ساخته شدهاند. از طرفی در هر کنج نیز یک ستون قرار گرفته و در نتیجه تعداد ستونهای بنای اصلی به 12 میرسد.
در محوطه میتوانید مجسمه فردوسی را ببیند که توسط ابوالحسن صدیقی در ایتالیا ساخته شده و سپس به آرامگاه منتقل شده است.
ورودی اصلی در قسمت غربی بنا قرار دارد و در زیرزمین میتوانید مدفن حکیم ابولقاسم فردوسی را ببینید. ابعاد زیرزمین 30 متر در 30 متر است و گودی آن نیز حدود 5 متر است. روی دیوار پلکانها 6 نقش برجسته وجود دارد که روی آنها 6 روایت از شاهنامه نقش بسته است.
سنگ قبر از جنس مرمر بوده و ابعاد آن 90 سانتیمتر در 1.54 متر است. دورتادور محل دفن، 20 ستون قرار گرفته که بلندی آنها 4.60 متر است.
در حال حاضر در بخش تالار آرامگاه تندیسهایی از داستانهای شاهنامه قرار دارد که همگی ساخته دست فریدون صدیقی، فرزند ابولحسن صدیقی است.

یکی از شیوههای نقاشی ایرانی، نقاشی قهوهخانهایست. این نقاشی که به شیوهی روایی و با رنگ روغن برروی پارچه کشیده میشود درونمایههایی مذهبی و بزمی و رزمی دارد. ریشهی این هنر در سنت قصهخوانی و تعزیهخوانی و مرثیهسرایی در ایران است. اگر بخواهیم عقبتر برویم و پیشینهی آن را پی بگیریم به قهوهخانهها و چایخانهها و قصههای دهان به دهان و نقلهایی که نُقل مجلس بودند میرسیم.
هنرمندانی نامی در این حوزه فعالیت کردهاند و یکی از آنها استاد منصور وفایی است. او عضو امنای بنیاد فردوسی است و همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای تصویرگری داستان رستم و سهراب در قالب ۱۲ تابلو و نیز تصویرگری روی پنج جلد از تصحیح شاهنامه فردوسی(نسخهی فلورانس) را در کارنامه خود دارد.
ردپای مضمونهای حماسی شاهنامه فردوسی را به وضوح میتوان در نقاشی قهوهخانهای پیدا کرد. به ویژه در صحنههایی که رستم و سهراب با یکدیگر نبرد میکنند و یا آنجا که رستم و اشکبوس به جنگ با یکدیگر میروند.
این نقاشیها یکی از جذابیتهای تاریخ هنر ایران است که متاسفانه این روزها رو به فراموشیست.
شاهنامه شرح احوال، پیروزی ها، شکست ها و دلاوری های ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده 7 میلادی). کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است. علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان های مستقل پراکنده ای نیز وجود دارند که مستقیما به سیر تاریخی مربوط نمی شوند.از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز این ها بعضی از این داستان ها به طور خاص چون رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می آیند.
منابع:
https://www.sarpoosh.com/biography/poets-thinkers/biography-abolqasem-ferdowsi.html
https://www.alibaba.ir/mag/ferdowsi-tomb/
https://taaghche.com/blog/1400/03/17/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/
https://www.beytoote.com/scientific/scientist/ferdowsi-biography.html