پاسخ به:انسان و خدا (دكتر چمران)
دوشنبه 27 دی 1389 8:57 PM
فلسفه سكوت
بنابراين با دو حقيقت ملموس حيات -يكي قضيه خواب و يكي قضيه تلهپاتي- به اين نتيجه ميرسيم كه براساس اين تقسيمبندي سهگانه، ك نوع سومي وجود دارد كه به هيچوجه قابل تفسير و توجيه نيست جز بوسيله روح، كه روح تجلّي خدا و امريست از جانب خدا.
براي اينكه اين بحث نفس را و اين حالت را براي شما تمام بكنم ميخواهم يك حقيقت ديگر را در مورد خواب بگويم. براي اينكه از قسمت اول خواب به قسمت دوم برويد بايد آن احساسات و آن ارتباطات قبلي را قطع بكنيد تا بتوانيد به دومي برسيد. در مورد خواب خيلي واضح است كه شما هنگامي به قسمت دوم ميرسيد كه همه عضلات شما و جسم شما به خواب مطلق فرو رفته باشد، كه ميگويند به سكوت رسيده است. هنگامي كه سكوت جسمي براي شما حاصل شد، آن تحرّك نفسي بوجود ميآيد. عين همين حالت براي قسمت دوم به سوم وجود دارد. هنگامي كه قسمت نفسي شما به سكوت فرو رفت قسمت سوم شورع به تحرك ميكند، و اين را در فلسفه، فلسفه سكوت ميگويند كه هنديها به آن معتقد هستند. مكاتب مختلف هندي وجود دارد كه حتي در معبد كه ميروند در مقابل مرشد خودشان سكوت ميكنند، سكوت به اين معني كه در مرحله اول جسم خودشان را از كار مياندازند. هنگامي كه جسم خودشان را از كار انداختند بمابراين نفس آنها بحركت درميآيد. در مرحله بعد حتي نفس خودشان را، حتي عقل خودشان را از كار مياندازند تا روح آنها بتواند ارتباط برقرار بكند.
در حالت عادي براي مردمي كه اين قدرتها را ندارند بطور طبيعي در خواب اين حالتها بوجود ميآيد، چون در خواب در مرحله اول جسم از كار ميافتد و در مرحله دوم عقل و نفس از كار ميافتد و بنابراين بطور اتوماتيك قسمت سوم ميتواند تجلّي پيدا كند. اما انسانهايي هستند كه در حالت بيداري قادرند كه هر لحظه كه بخواهند جسم خودشان را از كار بياندازند يا نفس خودشان را ساكت كنند (فلسفه سكوت). بنابراين آن حالت سوم كه ما به آن الهام يا اشراق ميگويئم حاصل خواهد شد، و قادر خواهند بود كه با خداي بزرگ يا با روح ارتباط برقرار بكنند و حقايقي را براي ما بازگو كنند، و اين را ميگوئيم الهام.