0

دلايل بد عاقبتي

 
samira90
samira90
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 198

دلايل بد عاقبتي
دوشنبه 27 دی 1389  7:05 PM


نقل شده است که فُضَیل بن عیاض که یکی از مردان طریقت است؛ شاگردی داشت که اعلم شاگردان او محسوب می‌شد، وقتی بیمار شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن سوره «یس».
آن شاگرد محتضر گفت: مخوان این سوره را ای استاد!
پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو: لااله الاّ الله.
گفت: نمی‌گویم آن را به جهت آن که - العیاذُ بالله - من بیزارم از آن، پس به این حال مُرد.
فضیل از مشاهده این حال بسیار ناراحت شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد. پس از مدتی او را در خواب دید که او را به سوی جهنم می‌کشند.
فضیل از او پرسید که تو از بهترین شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مُردی؟
گفت: برای سه عملی که انجام می‌دادم:

اول: نمّامی و سخن چینی کردن.

دوم: حسد بردن.

سوم: من بیماری داشتم و به نزد طبیبی رفته بودم، او به من گفته بود که در هر سال یک قدح شراب بخور که اگر نخوری این بیماری در تو خواهد ماند. پس من بر حسب قول آن طبیب شراب می‌خوردم، به دلیل این سه عمل که انجام می‌دادم؛ عاقبت من بد شد و به آن حال مُردم .
---------------
منبع:
کتاب منازل الآخرة، شیخ عباس قمی(ره)، ص 81 ، با تصرف .

تشکرات از این پست
hashemsarhadi
دسترسی سریع به انجمن ها