0

به بهانه وفات حضرت زینب :اینگونه زینب(س)، سرمستی ابن زیاد و یزید را خاموش و کربلا را جاودان کرد

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 23478
محل سکونت : کرمانشاه

به بهانه وفات حضرت زینب :اینگونه زینب(س)، سرمستی ابن زیاد و یزید را خاموش و کربلا را جاودان کرد
شنبه 9 اسفند 1399  6:54 AM

اینگونه زینب(س)، سرمستی ابن زیاد و یزید را خاموش و کربلا را جاودان کرد

به بهانه وفات حضرت زینب :

شفقنا-حضرت زینب (س) با سخنرانی های خود توانست حماسه عاشورا را جاودانگی بخشد و  مردم زمانه اش را با سخنان خود بیدار کند. گرچه مصیبت های وارده به ایشان بسیار بالاست اما از قدرت وشجاعت حضرت زینب(س) در برابر دشمن نکاسته است.
دوسخنرانی حضرت زینب در مجلس یزید و در مجلس ابن زیاد نشان از استواری ایشان بر اهداف برادر وخاندان امام علی (ع) است.

ورود حضرت زینب علیهاالسلام و اسرای اهل بیت علیهم السلام به مجلس ابن زیاد

ابن زیاد در قصر خود نشسته و به همه مردم اذن ورود داد، در این حال سر شریف امام حسین علیه السلام را وارد مجلس کردند و او را مقابل ابن زیاد نهادند، بانوان و دختران حرم حسینی را نیز وارد مجلس نمودند.

حضرت زینب علیهاالسلام دختر بزرگوار امام علی علیه السلام به صورت ناشناس در گوشه ای از مجلس نشسته بود، ابن زیاد سؤال کرد: این زن چه کسی است؟

گفتند این زن، دختر امام علی علیه السلام است.

شیخ مفید می گوید: عیال حسین علیه السلام را نزد ابن زیاد بردند و زینب هم ناشناس با جامه های بسیار پست با آنها بود. در روایت طبری است که: زینب خود را ناشناس کرد و کنیزان گرد او را گرفتند. شیخ مفید می گوید: زینب علیهاالسلام تا در گوشه قصر نشست و کنیزان گرد او حلقه زدند گفت: این زن که با زنان خود گوشه ای نشست، چه کسی بود؟ زینب جوابش را نداد، دوباره و سه باره پرسید، یکی از کنیزان گفت: این زینب زاده فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است.

اهانت ابن زیاد ملعون به حضرت زینب علیهاالسلام

ابن زیاد روی به آن حضرت نمود و گفت: شکر خدایی را که شما را رسوا کرد و دروغ های شما را آشکار ساخت.

حضرت زینب علیهاالسلام فرمود: «اِنَّما یَفْتَضِحُ الْفاسِقُ وَیَکْذِبُ الْفاجِرُ وَهُوَ غَیْرُنا». فاسق آن کسی است که رسوا شد و دروغگو، شخص بدکار است و او کسی غیر از ماست.

ابن زیاد گفت: رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟

حضرت زینب علیهاالسلام فرمود: «ما رَأیْتُ اِلاّ جَمِیلاً، هؤُلاءِ قَوْمٌ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ فَبَرَزُوا اِلی مَضاجِعِهِمْ وَسَیَجْمَعُ اللّه ُ بَیْنَکَ وَبَیْنَهُمْ فَتُحاجُّ وَتُخاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ یَکُونُ الْفَلَجُ یَوْمَئِذٍ؟ هَبَلَتْکَ اُمُّکَ یَابْنَ مَرجانَهَ؟».

جز زیبایی چیز دیگری ندیدم، اینان کسانی بودند که خداوند شهادت را برایشان رقم زده بود، و آنان نیز به سوی خوابگاه و آرامگاه ابدی خود شتافتند و به همین زودی ها، خداوند میان تو و آنان را جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه خواهند نمود، در آن دادگاه بنگر که پیروز واقعی چه کسی است؟! مادرت در عزایت گریه کند، ای پسر مرجانه.

ابن زیاد به حدی به خشم آمد که کمر به قتل حضرت زینب علیهاالسلامبست،

عمرو بن حریث خطاب به آن ملعون گفت: او زن است و کسی زن را به خاطر گفتارش مؤاخذه و کیفر نمی کند.

ابن زیاد به حضرت زینب علیهاالسلام گفت: خداوند دل مرا از کشتن حسین و خاندان تو که مردمی سرکش بودند، شفا بخشیده و شاد نمود.

 

خطبه شجاعانه حضرت زینب علیهاالسلام در مجلس یزید ملعون

فَقامَتْ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ أَبی طالِبٍ علیه السلام فَقالَتْ:

«اَلْحَمْدُ للّه ِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَّی اللّه ُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعینَ، صَدَقَ اللّه ُ سُبْحانَهُ کَذلِکَ یَقُولُ: «ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساءُوا السُّوأی أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّه ِ وَکانُوا بِها یَسْتَهْزِئُونَ».

أَظَنَنْتَ یا یَزیدُ – حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنا أَقْطارَ الْأَرْضِ وَآفاقَ السَّماءِ فَأَصْبَحْنا نُساقُ کَما تُساقُ الاْءِماء – أَنَّ بِنا هَوانا عَلَی اللّه ِ وَبِکَ عَلَیْهِ کَرامَهً؟ وَأَنَّ ذلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ عِنْدَهُ؟ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَنَظَرْتَ فی عِطْفِکَ جَذِلاً مَسْرُورا، حینَ رَأَیْتَ

دُّنْیا لَکَ مُسْتَوْثِقَهً، وَالْأُمُورَ

مُتَّسِقَهً وَحینَ صَفا لَکَ مُلْکُنا وَسُلْطانُنا.

راوی گفت:

حضرت زینب علیهاالسلام دختر امام علی علیه السلام از جای برخاست و (روی به یزید کرده و) گفت: «حمد و سپاس مخصوص خدایی است که پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر پیامبر و اولاد او.

خداوند سبحان به راستی سخن گفت، آنگاه که فرمود: «سرانجام کار کسانی که مرتکب کارهای زشت و گناه شدند، به آن جا رسید که آیات الهی را تکذیب کرده و آن را مسخره نمودند».

ای یزید! تو گمان کردی که اگر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته و ما را همانند کنیزانی به اسارت بگیری، ما را نزد خدا خوار کرده ای و خود در پیشگاه او، صاحب احترام خواهی بود، و این نشان دهنده مقام و ارزش تو در نزد خداوند است؟ که به این خاطر باد در بینی انداخته ای و با غرور و نخوت به اطراف می نگری؟ (آیا) از اینکه کارهای دنیایت رو به راه گشته و رشته امورت

به هم پیوسته و منصبی که حق ما خاندان است را از آنِ خود نموده ای، خوشحال و شادمانی؟

فَمَهْلاً مَهْلاً أَنَسیتَ قَوْلَ اللّه ِ تَعالی: «وَلا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْما وَلَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ».

آرام باش و صبر کن! آیا سخن خدای تعالی را به بوته فراموشی سپرده ای که: «آنان که راه کفر را در پیش گرفته اند، گمان نبرند مهلتی که به ایشان داده ایم، به نفع و سود آنهاست، این مهلت فقط به منظور آن است که بار گناهانشان سنگین تر و بیشتر شود و عذابی دردناک برای آنها مهیا کرده ایم».

أَمِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ تَخْدیرُکَ حَرائِرَکَ وَإِماءَکَ، وَسَوْقُکَ بَناتِ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله وسلمسَبایا؟ قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ، وَأَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ، تَحْدُوا بِهِنَّ الْأَعْداءُ مِنْ بَلَدٍ إِلی بَلَدٍ، وَیَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ الْمَناهِلِ وَالْمَناقِلِ، وَیَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَریبُ وَالْبَعیدُ، وَالدَّنِیُّ وَالشَّریفُ، لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجالِهِنَّ وَلِیٌّ، وَلا مِنْ حُماتِهِنَّ حَمِیٌّ.

ی فرزند آزاد شدگان! آیا درست است که بانوان و کنیزانت را در پس پرده و حجاب قرار داده ای، در حالی که دختران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلمدر حال اسارت و با دستانی بسته در مقابلت باشند؟ پرده های حرمت ایشان را دریده و آنان را با صورت هایی باز، در حالی که دشمنانشان آنها را شهر به شهر می گردانند تا مردم شهرها و بیابان ها و هر دور و نزدیک و هر انسان پست و شریفی آنها را ببینند، در حالی که هیچ جایی ندارند.

وَکَیْفَ یُرْتَجی مُراقَبَهُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَکْبادَ الْأَزْکِیاءِ، وَنَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ

دِماءِ الشُّهَداءِ؟ وَکَیْفَ یَسْتَبْطِئُ فی بَغْضاءِ أَهْلِ الْبَیْتِ، مَنْ نَظَرَ إِلَیْنا بِالشَّنَفِ وَالشَّنَآنِ وَالاْءِحَنِ وَالْأَضْغانِ؟

چه چشم امیدی می توان داشت از فرزند کسی که با دهان خود

می خواست جگرهای پاکان را بجود (و هنگامی که نتوانست بجود) آن را از دهان بیرون انداخت و گوشت او از خون شهیدان روییده است و از کسی که با

چشم کینه و دشمنی و اهانت و عداوت به ما اهل بیت نگاه می کند؟ چه انتظاری می توان داشت که او در دشمنی اش تأخیر ورزد؟

ثُمَّ تَقُولُ غَیْرَ مُتَأَثِّمٍ وَلا مُسْتَعْظِمٍ:

لَأَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحا

ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لا تُشَلْ

مُنْتَحِیا عَلی ثَنایا أَبی عَبْدِ اللّه ِ علیه السلام سَیِّدِ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ تَنْکُتُها بِمَحْضَرَتِکَ. وَکَیْفَ لا تَقُولُ ذلِکَ؟

و پس از این همه (جنایت) بی آنکه خود را مقصر و گنهکار بدانی و عظمت جنایتی را که مرتکب گشتی، درک کنی، اینگونه می خوانی:

«ای کاش در گذشتگان من بودند و با خوشحالی فریاد می زدند که: دست تو درد نکند ای یزید!».

(ای یزید!) تو با عصایت به دندان های ابا عبداللّه آقای جوانان بهشت اشاره می کنی و با چوب خیزران بر دندان های مبارک آن حضرت می کوبی و چرا این چنین نسرایی؟

وَقَدْ نَکَأْتَ الْقُرْحَهَ وَاسْتَأْصَلْتَ الشَّأْفَهَ بِإِراقَتِکَ دِماءَ ذُرِّیَّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وسلموَنُجُومِ الْأَرْضِ مِنْ آلِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، تَهْتِفُ بِأَشْیاخِکَ، زَعَمْتَ أَنَّکَ تُنادیهِمْ! فَلَتَرِدَنَّ وَشیکا مَوْرِدَهُمْ وَلَتَوِدَّنَّ أَنَّکَ شُلِلْتَ وَبُکِمْتَ وَلَمْ تَکُنْ قُلْتَ ما قُلْتَ وَفَعَلْتَ ما فَعَلْتَ.

اَللّهُمَّ خُذْ لَنا بِحَقِّنا، وَانْتَقِمْ مِمَّنْ ظَلَمَنا، وَاحْلُلْ غَضَبَکَ بِمَنْ سَفَکَ دِماءَنا وَقَتَلَ حُماتَنا!

(ای یزید!) تو با ریختن خون اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و ستارگان درخشان زمین از اولاد عبدالمطلب، زخم کهنه ما را تازه نمودی و ریشه ما را بریده و قطع کردی. و اینک به پدرانت بانگ زده و گمان می کنی که آنها صدای تو را می شنوند، بدان که تو نیز به زودی به جایگاه آنان وارد خواهی شد و در آن هنگام آرزو می کنی که ای کاش دستانم فلج بود و زبانم لال می شد و این

حرف ها را نمی زدم و این جنایت را مرتکب نمی شدم.

بارخدایا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از کسانی که در حق ما ظلم و ستم ورزیدند، انتقام بگیر و بر کسانی که خون های ما و یاران ما را ریختند، خشم گیر.

فَوَاللّه ِ ما فَرَیْتَ إِلاّ جِلْدَکَ، وَلا حَزَزْتَ إِلاّ لَحْمَکَ، وَلَتَرِدَنَّ عَلی رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله وسلم بِما تَحَمَّلْتَ مِنْ سَفْکِ دِماءِ ذُرِّیَّتِهِ، وَانْتَهَکْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ فی عِتْرَتِهِ وَلُحْمَتِهِ، وَحَیْثُ یَجْمَعُ اللّه ُ شَمْلَهُمْ وَیَلُمُّ شَعْثَهُمْ وَیَأْخُذُ بِحَقِّهِمْ «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّه ِ أَمْواتا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».

وَحَسْبُکَ بِاللّه ِ حاکِما، وَبِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وسلم خَصیما، وَبِجَبْرَئیلَ ظَهیرا، وَسَیَعْلَمُ مَنْ سَوَّلَ لَکَ وَمَکَّنَکَ مِنْ رِقابِ الْمُسْلِمینَ! بِئْسَ لِلظّالِمینَ

بَدَلاً وَأَیُّکُمْ شَرٌّ مَکانا وَأَضْعَفُ جُنْدا.

یزید! به خدا سوگند، که تو با این جنایت، پوست خود را دریدی و گوشت خود را جدا نمودی و مطمئن باش که با همین بار گناه که در اثر ریختن خون اولاد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و از بین رفتن احترام خاندان و نزدیکانش، بر

دوش داری، با پیامبر ملاقات خواهی کرد. در آن زمان خداوند همه مخلوقاتش را جمع کرده و پراکندگی های آنها را به اتحاد تبدیل خواهد کرد و حق اولاد پیامبر را خواهد گرفت، «و مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه زنده اند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند».

(در روز قیامت) برای تو همین کافی است که خداوند داور و حاکم باشد و محمد دشمن تو و جبرئیل حمایت کننده پیامبر. و به زودی آنانکه تو را گول زدند و بر این جایگاه نشانیدند و حاکم مسلمانان نمودند، خواهند فهمید که برای ستمگران عوض بدی می باشد. و کدام یک از شما جایگاهش بدتر و سپاهش ضعیف تر است.

وَلَئِنْ جَرَّتْ عَلَیَّ الدَّواهی مُخاطَبَتَکَ إِنّی لَأَسْتَصْغِرُ قَدْرَکَ، وَأَسْتَعْظِمُ تَقْریعَکَ، وَأَسْتَکْثِرُ تَوْبیخَکَ، لکِنَّ الْعُیُونَ عَبْری، وَالصُّدُورَ

حَرّی.

(ای یزید!) بدان که من به خاطر حوادث ناگوار روزگار، ناگزیر از سخن گفتن با تو شده ام، ولی بدان که ارزش تو در دید من ناچیز و مستحق سرزنش زیاد و ملامت بسیاری. (دیگر چه بگویم که) سیل اشک امان نمی دهد و سینه ام در حال گداختن است.

أَلا فَالْعَجَبُ کُلُّ الْعَجَبِ لِقَتْلِ حِزْبِ اللّه ِ النُّجَباءِ، بِحِزْبِ الشَّیْطانِ الطُّلَقاءِ، فَهذِهِ الْأَیْدی تَنْطُفُ مِنْ دِمائِنا، وَالْأَفْواهُ تَتَحَلَّبُ مِنْ لُحُومِنا، وَتِلْکَ الْجُثَثُ الطَّواهِرُ الزَّواکی تَتَناهَبُهَا الْعَواسِلُ وَتُعَفِّرُها أُمَّهاتُ الْفَراعِلِ.

وَلَئِنِ اتَّخَذْتَنا مَغْنَما؛ لَتَجِدُنا وَشیکا مَغْرَما حینَ لا تَجِدُ إِلاّ ما قَدَّمَتْ یَداکَ «وَما رَبُّکَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبیدِ».

هان! چه بسیار جای شگفتی و تعجب است که نجیب زادگان و مردان

خدا در جنگ با گروه شیطان که بردگانی آزاد شده بودند به شهادت می رسند. دستان تو به خون ما آغشته و دهانت را از گوشت ما خاندان پیامبر، پر کرده ای و پیکرهای پاک و پاکیزه به وسیله گرگ های درنده تو پاره پاره شدند و در زیر چنگال بچه کفتارها به خاک آلوده شدند.

(ای یزید!) اگر (حیات امروز ما را) برای خود غنیمت می دانی، به زودی متوجه می گردی که در حقیقت زیان تو بوده و آن زمانی است که «هر چه از قبل برای خود فرستاده ای را خواهی دید و خداوند هرگز بر بندگان خود ستم نمی کند».

فَإِلَی اللّه ِ الْمُشْتَکی وَعَلَیْهِ الْمُعَوَّلُ. فَکِدْ کَیْدَکَ، وَاسْعَ سَعْیَکَ، وَناصِبْ جُهْدَکَ، فَوَاللّه ِ لا تَمْحُو ذِکْرَنا، وَلا تُمیتُ وَحْیَنا، وَلا تُدْرِکُ

أَمَدَنا، وَلا تَرْحَضُ عَنْکَ عارَها.

من (از جنایات تو) به درگاه خدا شکایت می کنم و به او توکل می کنم،

حال تو همه فریب ها و نیرنگ های خود را به کارگیر و هر کاری که می توانی انجام ده و از هیچ تلاش و کوششی دریغ مکن؛ زیرا به خدا سوگند، تو قادر نیستی که نام ما را از یادها ببری و نمی توانی نور وحی ما را خاموش کنی و به این آرزویت نخواهی رسید، هرگز! هرگز تو نمی توانی این لکه ننگ را از دامان خود پاک نمایی.

وَهَلْ رَأْیُکَ إِلاّ فَنَدٌ، وَأَیَّامُکَ إِلاّ عَدَدٌ، وَجَمْعُکَ إِلاّ بَدَدٌ، یَوْمَ یُنادِی الْمُنادی: أَلا لَعْنَهُ اللّه ِ عَلَی الظّالِمینَ.

(ای یزید!) آیا نمی بینی که رأی و اندیشه تو باطل است و ایام

فرمانروایی ات کوتاه و اتحاد تو از هم پاشیده می باشد. روزی خواهد فرا رسید که منادی فریاد بر آورد: «آگاه باشید که لعنت خداوند شامل حال ستمگران است!».

فَالْحَمْدُ ِللّه ِ الَّذی خَتَمَ لِأَوَّلِنا بِالسَّعادَهِ وَالْمَغْفِرَهِ، وَلآخِرِنا بالشَّهادَهِ وَالرَّحْمَهِ، وَنَسْأَلُ اللّه َ أَنْ یُکْمِلَ لَهُمُ الثَّوابَ، وَیُوجِبُ لَهُمُ الْمَزیدَ، وَیُحْسِنُ عَلَیْنا الْخِلافَهَ، إِنَّهُ رَحیمٌ وَدُودٌ، وَحَسْبُنَا اللّه ُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ.

پس حمد و سپاس مخصوص خدای، پروردگار جهانیان است، همو که ابتدای زندگی ما را با سعادت و مغفرت عجین ساخت و پایان آن را ختم به شهادت و رحمت نمود، از خدا می خواهم که پاداش و ثواب ایشان(شهیدان ظهر عاشورا) را هر چه کامل تر و بیشتر عطا فرماید، و ما را جانشینان نیکی برای آنها قرار دهد؛ زیرا او بسیار مهربان و با محبّت است، خدا ما را کفایت می کند و او نیکوکارترین است».
انتخاب و ویراست شفقنا از کتاب کتاب مصائب حضرت زینب علیهاالسلام

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها