جمشید [صفحه 7]
دوشنبه 27 دی 1389 1:05 AM
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
|
نهان گشته بود از بد اژدها چو ضحاکش آورد ناگه به چنگ به ارش سراسر به دو نیم کرد شد آن تخت شاهی و آن دستگاه ازو بیش بر تخت شاهی که بود گذشته برو سالیان هفتصد چه باید همه زندگانی دراز همی پروراندت با شهد و نوش یکایک چو گیتی که گسترد مهر بدو شاد باشی و نازی بدوی یکی نغز بازی برون آورد دلم سیر شد زین سرای سپنج |
|
نیامد به فرجام هم زو رها یکایک ندادش زمانی درنگ جهان را ازو پاک بیبیم کرد زمانه ربودش چو بیجاده کاه بران رنج بردن چه آمدش سود پدید آوریده همه نیک و بد چو گیتی نخواهد گشادنت راز جز آواز نرمت نیاید به گوش نخواهد نمودن به بد نیز چهر همان راز دل را گشایی بدوی به دلت اندرون درد و خون آورد خدایا مرا زود برهان ز رنج |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا