طهمورث [صفحه 2]
دوشنبه 27 دی 1389 1:01 AM
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
|
چو طهمورث آگه شد از کارشان به فر جهاندار بستش میان همه نره دیوان و افسونگران دمنده سیه دیوشان پیشرو جهاندار طهمورث بافرین یکایک بیاراست با دیو چنگ ازیشان دو بهره به افسون ببست کشیدندشان خسته و بسته خوار که ما را مکش تا یکی نو هنر کی نامور دادشان زینهار چو آزاد گشتند از بند او نبشتن به خسرو بیاموختند نبشتن یکی نه که نزدیک سی چه سغدی چه چینی و چه پهلوی جهاندار سی سال ازین بیشتر برفت و سرآمد برو روزگار |
|
برآشفت و بشکست بازارشان به گردن برآورد گرز گران برفتند جادو سپاهی گران همی به آسمان برکشیدند غو بیامد کمربستهی جنگ و کین نبد جنگشان را فراوان درنگ دگرشان به گرز گران کرد پست به جان خواستند آن زمان زینهار بیاموزی از ماکت آید به بر بدان تا نهانی کنند آشکار بجستند ناچار پیوند او دلش را به دانش برافروختند چه رومی چه تازی و چه پارسی ز هر گونهای کان همی بشنوی چه گونه پدید آوریدی هنر همه رنج او ماند ازو یادگار |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا