ستایش سلطان محمود2
یک شنبه 26 دی 1389 7:37 PM
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
|
ز فرش جهان شد چو باغ بهار از ابر اندرآمد به هنگام نم به ایران همه خوبی از داد اوست به بزم اندرون آسمان سخاست به تن ژنده پیل و به جان جبرئیل سر بخت بدخواه با خشم اوی نه کند آوری گیرد از باج و گنج هر آنکس که دارد ز پروردگان شهنشاه را سربهسر دوستوار نخستین برادرش کهتر به سال ز گیتی پرستندهی فر و نصر کسی کش پدر ناصرالدین بود و دیگر دلاور سپهدار طوس ببخشد درم هر چه یابد ز دهر به یزدان بود خلق را رهنمای جهان بیسر و تاج خسرو مباد همیشه تن آباد با تاج و تخت کنون بازگردم به آغاز کار |
|
هوا پر ز ابر و زمین پرنگار جهان شد به کردار باغ ارم کجا هست مردم همه یاد اوست به رزم اندرون تیز چنگ اژدهاست به کف ابر بهمن به دل رود نیل چو دینار خوارست بر چشم اوی نه دل تیره دارد ز رزم و ز رنج از آزاد و از نیکدل بردگان به فرمان ببسته کمر استوار که در مردمی کس ندارد همال زید شاد در سایهی شاه عصر سر تخت او تاج پروین بود که در جنگ بر شیر دارد فسوس همی آفرین یابد از دهر بهر سر شاه خواهد که باشد به جای همیشه بماناد جاوید و شاد ز درد و غم آزاد و پیروز بخت سوی نامهی نامور شهریار |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا