داستان دقیقی شاعر
یک شنبه 26 دی 1389 7:32 PM
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
|
چو از دفتر این داستانها بسی جهان دل نهاده بدین داستان جوانی بیامد گشاده زبان به شعر آرم این نامه را گفت من جوانیش را خوی بد یار بود برو تاختن کرد ناگاه مرگ بدان خوی بد جان شیرین بداد یکایک ازو بخت برگشته شد برفت او و این نامه ناگفته ماند الهی عفو کن گناه ورا |
|
همی خواند خواننده بر هر کسی همان بخردان نیز و هم راستان سخن گفتن خوب و طبع روان ازو شادمان شد دل انجمن ابا بد همیشه به پیکار بود نهادش به سر بر یکی تیره ترگ نبد از جوانیش یک روز شاد به دست یکی بنده بر کشته شد چنان بخت بیدار او خفته ماند بیفزای در حشر جاه ورا |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا