گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
یک شنبه 26 دی 1389 7:31 PM
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
|
سخن هر چه گویم همه گفتهاند اگر بر درخت برومند جای کسی کو شود زیر نخل بلند توانم مگر پایهای ساختن کزین نامور نامهی شهریار تو این را دروغ و فسانه مدان ازو هر چه اندر خورد با خرد یکی نامه بود از گه باستان پراگنده در دست هر موبدی یکی پهلوان بود دهقان نژاد پژوهندهی روزگار نخست ز هر کشوری موبدی سالخورد بپرسیدشان از کیان جهان که گیتی به آغاز چون داشتند چه گونه سرآمد به نیک اختری بگفتند پیشش یکایک مهان چو بنشیند ازیشان سپهبد سخن چنین یادگاری شد اندر جهان |
|
بر باغ دانش همه رفتهاند نیابم که از بر شدن نیست رای همان سایه زو بازدارد گزند بر شاخ آن سرو سایه فکن به گیتی بمانم یکی یادگار به رنگ فسون و بهانه مدان دگر بر ره رمز و معنی برد فراوان بدو اندرون داستان ازو بهرهای نزد هر بخردی دلیر و بزرگ و خردمند و راد گذشته سخنها همه باز جست بیاورد کاین نامه را یاد کرد وزان نامداران فرخ مهان که ایدون به ما خوار بگذاشتند برایشان همه روز کند آوری سخنهای شاهان و گشت جهان یکی نامور نافه افکند بن برو آفرین از کهان و مهان |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا