پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
پنج شنبه 7 بهمن 1389 9:30 PM
عنوان : نگاهي تحليلي به فرهنگ ايثارگري از منظر تحقيقات
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
احترام و توجه به رزمندگان و ايثارگران علاوه بر جلوه هاي فردي بازتابي اجتماعي داشته كه تأثيرات آن را بس گسترده و فراگير مي سازد. ما تا چه اندازه با اين ادعا هماهنگ هستيم؟ اجازه دهيد دو سوال را مطرح سازيم: 1. ايثار و ايثارگران در كشور ما چه جايگاهي دارند؟ 2. آيا ايثارگران به ايثارگري خود افتخار مي كنند؟ يقيناً پاسخ به اين پرسش ها مستلزم يك درون كاوي در كشور است. كاري بس بزرگ و عظيم كه شايد در اين مقال نگنجد.
مقدمه
معمولاً در تمامي كشورهاي درگير در جنگ تلاش شده تا سربازان و نيروهاي نظامي به عنوان نمادها و الگوهاي مقاومت و پايداري و به تعبيري درست تر «قهرمانان ملي» معرفي شوند. چرا كه احترام و توجه به رزمندگان و ايثارگران علاوه بر جلوه هاي فردي بازتابي اجتماعي داشته كه تأثيرات آن را بس گسترده و فراگير مي سازد. ما تا چه اندازه با اين ادعا هماهنگ هستيم؟ اجازه دهيد دو سوال را مطرح سازيم: 1. ايثار و ايثارگران در كشور ما چه جايگاهي دارند؟ 2. آيا ايثارگران به ايثارگري خود افتخار مي كنند؟ يقيناً پاسخ به اين پرسش ها مستلزم يك درون كاوي در كشور است. كاري بس بزرگ و عظيم كه شايد در اين مقال نگنجد. اما منتظر ماندن نيز صحيح نيست، زيرا سخن از ايثارگر و فرهنگ ايثارگري است كه با زمان به پيش مي رود. بنابراين در حد بضاعت موجود تلاش مي شود با رويكردي پژوهشي به سوالات فوق پاسخ داده شود. جايگاه فرهنگ ايثار و ايثارگران در جامعه فرهنگ مقوله اي است عام كه انسانها در ساخته شدن آن نقش دارند. پس طبيعي است كه سازندگان فرهنگ خود درباه آن بينديشند و نظر بدهند. بررسي مفهوم اول يعني ايثار و ايثارگري در بين مردم نشان داده كه آنان قويّاً معتقدند عشق به خدا، فداكاري و وطن دوستي از عناصر اصلي فرهنگ ايثار و شهادت هستند. اين تلقي، حكايت از نوع هماهنگي بين تعريف عامه از فرهنگ ايثار و شهات با تعريف متخصصين از اين فرهنگ دارد. جزييات بيشتر اين است كه مردم معتقدند سازش ناپذيري در مقابل دشمنان، نوع دوستي، پرهيز از دنياطلبي، اطاعت از فرامين رهبري و صبر و پايداري نيز از خصايص ديگر اين فرهنگ است. به هر حال شايد از مردم انتظار نمي رود كه به طور حرفه اي به مفاهيم و مؤلفه هاي نظري فرهنگ ايثار و شهادت بپردازند، ولي آنان به خوبي بر مصاديق رفتار ياين فرهنگ اشراف داشته و رفتارهاي ايثارگرانه (البته با صبغه ديني و معنوي) را از رفتارهاي غيرايثارگرانه بسان يك تحليل گر تميز مي دهند. با لحاظ عامل ديني و معنوي (82 درصد) مردم معتقدند كه رمز زنده ماندن ياد و نام شهيدان و فرهنگ ايثار و شهادت در حفظ نهضت عاشوراي حسيني است. بنابراين فرهنگ ايثار و شهادت جداي از نهضت شهادت طلبانه حسين(ع) تصور نمي شود. همانطور كه ملاحظه مي شود رفتارهاي ايثارگرانه در كشور ما معاني خود را از مباني ديني و سيره معصومين مي گيرند و به طور مشخص از رفتارهاي ايثارگرانه كه در ساير كشورها به عنوان رفتارهاي مبتني بر قواعد اجتماعي تعريف مي شود متمايز مي گردد. به عبارتي ديگر فرهنگ ايثارگري و رفتار ايثارگرانه عمدتاً به قصد و قرب الهي انجام شده و داراي هنجاري ديني است. بررسي مفهوم دوم يعني جايگاه ايثارگران نيز نشان مي دهد كه اكثر مردم (77 درصد) معتقند كه ايثارگران و خانواده هاي آنان ولي نعمت هاي جامعه اند و جامعه نسبت به آنها مسؤوليت دارد. بنابراين نتيجه مي گيريم كه مفاهيم ايثار و شهادت (ايثارگر) و ايثارگران از جايگاهي روشن و تعريف شده درجامعه برخوردارند و تضاد و تعارضي نسبت به آنها وجود ندارد و حتي جامعه خود را وامدار آنها مي داند. نكته جالب تر اين است كه مردم معتقدند روحيه ايثارگري و شهادت طلبي در وضعيت كنوني كشور (يعني دران صلح) نيازمند تقويت است، زيرا آنان حالات متفاوتي از فرهنگ ايثار و شهادت را در دوران جنگ و صلح مي فهمند كه البته نكته اي ظريف است. در مقام تفسير، آنان مي گويند نبايد در هر دو حال يك رفتار و عمل را انتظار داشت. چنين به نظر مي رسد كه مردم از فرهنگ ايثار و شهادت در زمان صلح بيشتر معاني فرهنگي (با جهتي سازنده) را خواهانند تا صرفاً معاني جهادي و رزمي. حال اگر چنين نشود يعني مرز بين فرهنگ ايثار و شهادت در زمان جنگ و صلح خلط گردد، پيامد آن پديد آمدن شكافي وسيع در گستره فرهنگ ايثارگري در اذهان عمومي و بويژه اقشار ناآشنا با اين فرهنگ است كه دستاورد آن مي تواند نوعي بي تفاوتي تا دهن كجي به فرهنگ باشد. تحليلي بر نگاه به درون در يكي از رويكردهاي روان شناسي، قانون وجود دارد به عنوان قانون «اثر». اين قانون مي گويد تداوم رفتار انسان مشروط به پيامدهاي مثبت و منفي به علاوه انتظارات ذهني است كه باي آن لحاظ مي شود. اگر انتظارات ذهني با پيامدهاي مثبت هماهنگ باشد رفتار ادامه مي يابد و اگر در تضاد با آن قرار گيرد موجب توقف رفتار مي شود. اين قانون در حوزه رفتار ايثارگري قابل مطالعه است. ايثارگران پس از سالها نبرد با دشمن انتظار دارند كه در بعد اجتماعي و سياسي مورد تشويق قرار گيرند تا هر زمان كه نياز بود دوباره به عنوان يك رزمنده نبرد كرده و ايثار نمايند. زماني كه رفتارها و نگرشهاي جمعي مردم و نيز برنامه ها و سياستها در تضاد و تقابل با انتظارات رزمندگان و ايثارگران قرار مي گيرد به نوعي موجب احساس دوگانه (Ambivalence) در آنها شده و ممكن است به دست كشيدن از ارزشها و تعلقات فرهنگ ايثار و شهادت تا بي تفاوتي و احساس سرافكندگي بينجامد. در اين راستا، بررسي پژوهشهاي موجود نشان مي دهد كه تقريباً نيمي (49 درصد) از ايثارگران از اينكه براي خدا و دين نبرد كرده اند راضي هستند و احساس غرور مي كنند، ولي تنها نيمي! علاوه بر اين تنها 16 درصد در جامعه احساس سربلندي مي كنند. شايد به اين دليل كه فكر مي كنند جايگاه اجتماعي آنان به خوبي تعريف شده است. به اين افراد بايد آن دسته از ايثارگراني را كه دچار نوعي تعارض در نقش نيز شده اند، افزود، زيرا آنها از كرده خود پشيمان هستند. آنچه را كه توصيف شد مي توان در مقوله «منزلت اجتماعي ايثارگران» جاي داد كه البته در جاي خود نيازمند توجه جدي است. در اين زمينه حفظ كرامت فردي و اجتماعي شهدا و ايثارگران و رسيدگي و توجه به نيازهاي چندگانه خانواده هاي آنان از مهم ترين عوامل سربلندي عنوان شده است. نتيجه گيري ماحصل آنچه گفتيم اين است كه مفاهيمي چون ايثار و شهادت و ايثارگري براي مردم ما آشنا هستند و تعريفي بالنسبه درست از آنها در باور عمومي وجود دارد كه البته بايد آن را به فال نيك گرفت. قطعاً اين شناخت مرهون حس هاي عمومي مردم از نهضت عاشوراي حسين(ع) است كه تمريني براي شناخت شناسي شهادت است. مردم به ايثارگران و خانواده آنها نيز باور دارند و آنها را در آغوش مي پذيرند. اما چگونه است كه اين شناخت و باور عمومي با آنچه ايثارگران مي انگارند در هم نمي آميزد و پيوندي سخت نمي يابد؟ يقيناً متفكران و صاحبنظران حوزه انديشه مي بايست به طراحي نويني از فرهنگ ايثارگري دست زده و با خلق نظريه ها و مدلهاي مناسب فكري و رفتاري در اين حوزه كه خود به نوعي به توليد برنامه ها و قوانين كارآمد منتهي خواهند شد، زمينه هاي پيوند باورها را به وجود آورند. ترسيم ديدگاهي مناسب و واقعي از فرهنگ ايثار و شهادت آن را به هدفي قابل دستيابي تبديل مي كند نه هدفي غايي و دست نيافتني.