پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
پنج شنبه 7 بهمن 1389 9:24 PM
عنوان : آسيب شناسي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
فرهنگ ايثار و شهادت نيز مجموعه اي از معاني نمادين است كه ايثارگري و ميل به شهادت را در افراد بوجود مي آورد و با نهادينه شدن آن، نگرشها و رفتار افراد را به سمت رفتارهاي ايثارگرانه سوق خواهد داد. انقلاب اسلامي كه خود ثمره ايثار و شهادت است، موجب تغيير و تحول در تمامي سطوح جامعه گرديد. با مرور شرايط روزهاي اوليه انقلاب مي توان جلوه هاي تغيير در رفتار مردم را از جهاد سازندگي و كمك رساني به محرومين جامعه، تا تغيير در الگوي مصرف و مشاركت همگاني در جنگ و تحميلي و دفاع همه جانبه مردم مشاهده كرد. علاوه بر اينكه جنگ و دفاع، تجلي گاه ايثار و از خودگذشتگي بود خود به تقويت و نهادينه شدن اين فرهنگ انجاميد به گونه اي كه يادآوري جنگ و دفاع هشت ساله همواره مفهوم ايثار و شهادت را به ذهن متبادر مي نمايد.
فرهنگ ايثار و شهادت نيز مجموعه اي از معاني نمادين است كه ايثارگري و ميل به شهادت را در افراد بوجود مي آورد و با نهادينه شدن آن، نگرشها و رفتار افراد را به سمت رفتارهاي ايثارگرانه سوق خواهد داد. انقلاب اسلامي كه خود ثمره ايثار و شهادت است، موجب تغيير و تحول در تمامي سطوح جامعه گرديد. با مرور شرايط روزهاي اوليه انقلاب مي توان جلوه هاي تغيير در رفتار مردم را از جهاد سازندگي و كمك رساني به محرومين جامعه، تا تغيير در الگوي مصرف و مشاركت همگاني در جنگ و تحميلي و دفاع همه جانبه مردم مشاهده كرد. علاوه بر اينكه جنگ و دفاع، تجلي گاه ايثار و از خودگذشتگي بود خود به تقويت و نهادينه شدن اين فرهنگ انجاميد به گونه اي كه يادآوري جنگ و دفاع هشت ساله همواره مفهوم ايثار و شهادت را به ذهن متبادر مي نمايد.
مقدمه
درسال 1952 هنگاميكه آلبرت شواتيزر براي دريافت جايزه صلح نوبل به اسلو رفت، خطاب به مردم جهان اظهار داشت :" بايد جرات رويارويي با وضع حاضر را داشته باشيم انسان ابرمرد شده است،ولي اين ابر مرد كه نيروي ابرانساني پيدا كرده است. به خرد ابر انساني دست نيافته است به همان اندازه كه قدرت بشر فراتر مي رود انسان به موجودي ضعيف و ضعيف تر مبدل مي گردد. هر گامي كه به سوي ابرمردي برمي داريم، غير انساني تر مي شويم واين فراگرد بايد وجدان مارابه لرزه درآور". اريك فروم فرهنگ آن گونه كه جامعه شناسان تعريف كرده اند، به معاني نماديني اطلاق مي شود كه تعيين كننده رفتاراست. فرهنگ ايثار و شهادت نيز مجموعه اي از معاني نمادين است كه ايثارگري و ميل به شهادت را در افراد بوجود مي آورد و با نهادينه شدن آن، نگرشها و رفتار افراد را به سمت رفتارهاي ايثارگرانه سوق خواهد داد. انقلاب اسلامي كه خود ثمره ايثار و شهادت است، موجب تغيير و تحول در تمامي سطوح جامعه گرديد. با مرور شرايط روزهاي اوليه انقلاب مي توان جلوه هاي تغيير در رفتار مردم را از جهاد سازندگي و كمك رساني به محرومين جامعه، تا تغيير در الگوي مصرف و مشاركت همگاني در جنگ و تحميلي و دفاع همه جانبه مردم مشاهده كرد. علاوه بر اينكه جنگ و دفاع، تجلي گاه ايثار و از خودگذشتگي بود خود به تقويت و نهادينه شدن اين فرهنگ انجاميد به گونه اي كه يادآوري جنگ و دفاع هشت ساله همواره مفهوم ايثار و شهادت را به ذهن متبادر مي نمايد. با پايان يافتن جنگ و اتخاذ سياستهاي شتابزده اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و شروع دوران سازندگي و پيشرفت در فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي و تغيير رويكرد قدرتهاي استعمارگر و بخصوص آمريكا، از مقابله مستقيم به مقابله غير مستقيم در برابر ايران و پيشرفت در فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي و...، شرايطي را به وجود آورد كه فاصله و شكاف ميان شرايط فرهنگي دوران جنگ و پس از آن به عيان ديده مي شود. در اين مقاله تلاش مي شود تا شرايطي را كه در بروز اين فاصله و كمرنگ شدن اين فرهنگ موثر بوده اند، بررسي گردد. جهاني شدن، تهاجم فرهنگي و نقش نظام سرمايه داري گسترش روز افزون فناوري هاي ارتباطي واطلاع رساني ودستيابي آسان با وجود شبكه هاي ماهواره اي، اينتر نت و فراگير شدن استفاده از آن ها با هجوم انبوهي از اطلاعات، تمامي افراد را در هر سن، جنس، مليت و فرهنگ و با هر خواسته و در هر موقعيتي از شبانه روز هدف قرار داده اند. انقلاب اطلاعات كه در سال 1970 م، در دره سيليكن در كاليفرنيا آغاز شد، با سرعت و شتابي كه در طول تاريخ سابقه نداشته است سپهرهاي طبيعي و فرهنگي و معنوي آدمي را در سراسر سياره و در همه ابعاد در معرض تحولات بنيادين قرار داده است . فناوري ارتباطات و اطلاعات، امكان ظهور جامعه اي شبكه اي را فراهم آورده كه افراد و جوامع را در درون قالبهاي تازه، هويت هاي تازه مي بخشد و تعاريف تازه اي از انسان عرضه مي دهد. در عين حال اين شبكه تحت تاثير ديناميسم داخلي دستخوش تغييرات دايمي و در نتيجه ايجاد الگوهاي جديد زيست و حيات در نقاط مختلف است. اين فناوري ها نقش خانواده، مدرسه و حكومتها را در اجتماعي شدن و جهت دهي به اميال و افكار انسانها كمرنگ نموده، با فشرده نمودن زمان و فاصله، دامنه ارتباط انسانها را در يك گستره جهاني وسعت بخشيده است و تغييرات اساسي را در نحوه زندگي، آداب و رسوم، ارزشها و نگرشها و بطور كلي هويت افراد به وجود آورده كه قابل تأمل بوده و لازم است از تمامي جوانب مورد بررسي و موشكافي قرار گرفته تا ضمن جلوگيري از اثرات مخرب آن، بتوان از فرصتهاي ايجاد شده استفاده مناسب نمود. هويت فرهنگي نيز كه حاصل انباشت تجارب نسلهاي گذشته مردم ساكن يك ناحيه بوده و مردم با آن سلسله ارزشها و آداب و رسوم خو گرفته و به آن ها عشق مي ورزند، با تاثيراتي كه جهاني شدن بر هويت فرهنگي افراد و جوامع مي گذارد، بتدريج شاهد حل شدن اين فرهنگها در فرهنگ غالب كه همان فرهنگ مصرف زده و سود محور آمريكايي است و بر محمل رسانه هاي ارتباطاتي و اطلاعاتي در حال فراگير شدن است، خواهيم بود. و مي بايست تدابير لازم در اين خصوص اتخاذ گردد. از آنجا كه جهاني شدن يك پديده پيچيده و چند بعدي است،انديشمندان رشته هاي مختلف علمي به فراخور زاويه ديد و مباحث مورد نظر در آن رشته ها به ارائه تعاريف مختلفي از اين پديده پرداخته اند . در همين راستا، «پل سوئيزي» معتقد است كه: «جهاني شدن يك وضعيت يا يك پديدة(نوظهور) نيست، بلكه يك روند است كه براي مدتي بسيار طولاني جريان داشته است. در واقع از زماني كه سرمايه داري به عنوان يك شكل قابل دوام جامعه انساني پا به جهان گذاشت؛ يعني از چهاريا پنج سدة پيش تاكنون، جهاني شدن هم جريان داشته است... سرمايه داري در ژرف ترين كنه وذات خود، چه از لحاظ دروني و چه از جهت بيروني يك نظام گسترش يابنده است. هنگامي كه اين نظام ريشه دوانيد، هم رشد مي كند وهم به اطراف خود گسترش وتسّري مي يابد». در مقابل اين دسته، برخي از متفكران، جهاني شدن را به مثابه يك پروژه يا برنامه طراحي شده توسط كشورهاي ثروتمند و توسعه يافته تلقي مي كنند. چنانكه «سيزجي. هام لينك» نظر منتقدان جهاني شدن را اينچنين شرح مي دهد: «مسأله جهاني شدن يك برنامة سياسي نئوليبرال است كه ابتدا منافع بازيگران قدرتمند را افزايش مي دهد. ميليونها كشاورز، مهاجر، جوانان، زنان وكارگران شهري كه زندگي بسيار فقيرآن هاي دارند، از پيامدهاي منفي جهاني شدن آسيب مي بينند. آن ها در اقتصاد جديد جهاني ناديده گرفته شده و به حاشيه رانده مي شوند». «مالكوم واترز»، جهاني شدن را چنين تعريف مي كند:«فرايندي اجتماعي كه درآن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است، از بين مي رود و مردم به طور فزاينده از كاهش اين قيد و بندها آگاه مي شوند». دربارة مفهوم جهاني شدن«جميز روزه نا»، نظريه پرداز مكتب واقع گرايي در روابط بين المللي، معتقد است كه «جهاني شدن، فرايندي است كه در وراي مرزهاي ملي گسترش يافته و افراد، گروهها، نهادها و سازمآن ها را به انجام رفتارهاي يكسان، يا شركت در فرايندها، سازمآن ها يا نظام هاي فراگير و منسجم وامي دارد. ويژگي ها و اثرات جهاني شدن با عنايت به تعاريف جهاني شدن، مي توان گفت كه اين فرايند آثار و تبعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي فراواني در پي دارد كه اهم آن ها عبارتند از: 1. از بين رفتن مفهوم پيشين زمان، مكان، فاصله و مرزهاي جغرافيايي سياسي و درنتيجه دگرگوني عميق در روابط اجتماعي. 2. تحديد و تهديد حاكميت«دولت ـ ملتها». 3. گسترش حقوق بشر و دموكراسي در سراسر جهان. 4. پيدايش شهرهاي جهاني مفاهيم جامعه مدني جهاني و شهروند جهاني. 5. پيدايش نابرابريهاي عظيم اجتماعي(شكاف ديجيتالي يا اطلاعاتي) بين كشورهاي شمال/جنوب و نابرابريهاي اجتماعي در درون طبقات مختلف جامعه. 6. گسترش تروريسم در سطح جهان. 7. اشاعه ارزش هاي ليبرالي در سطح جهان و ايجاد بحران هويت در كشورهاي جنوب كه شكاف نسلها و بيگانگي اجتماعي جوانان با ارزش هاي فرهنگي خويش از جمله پيامدهاي آن است. 8. تسهيل حركت سرمايه و نيروي كار برفراز مرزهاي بين المللي. 9. «مهاجرت پنهان" نيروي انساني متخصص از طريق فناوري هاي نوين ارتباطي نظير شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي و شبكه جهاني اينترنت. 10. مهاجرت وفرار نيروهاي انساني متخصص در «فناوري برتر» از كشورهاي جنوب به قطب هاي فناوري كشورهاي شمال مانند«درةسيليكون» در كاليفرنيا. هر كدام از اين تاثيرات علاوه بر اينكه اثرات متفاوتي را با توجه به شرايط فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي كشورها برجاي مي گذارد، در روابط ميان كشورها و فرهنگها نيز تاثيرات عميقي به وجود مي آورد و به ايجاد و افزايش شكاف ميان كشورهاي برخوردار و غيربرخوردار مي انجامد. شناخت نسبت به ابعاد هركدام از اين اثرات مستلزم بررسي جداگانه اي است كه در اين مقال نمي گنجد. پيشرفتهاي فناوري و آسيبهاي فرهنگي همان گونه كه قبلا گفته شد؛ رشد سريع فناوري ها، تغييرات وسيعي را در بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي بوجود آورده است. اين تغييرات از محيط منزل، تفريحات، آموزش و درمان و تا بسياري زمينه هاي كلان جهاني مانند تجارت، حقوق بشر، امنيت ملي و... در حال گسترش است. اين تحولات سريع در ابزارها و شيوه هاي زندگي و مصنوعات، تاثيرات متفاوتي را بر فرهنگ ملتها بر جاي نهاده است. به تعبير گي روشه" فناوري به عنوان يكي از عوامل عمده تغيير در كنار عواملي چون جمعيت، محيط جغرافيايي، نژاد، ساخت اجتماعي و اقتصادي، وضع آگاهي و شعور و اعتقادات ديني همواره مورد توجه انديشمندان بوده است. انقلاب فناوري جرياني است كه به نظر «گي روشه» از حدود دو قرن پيش تاكنون، تغييرات عميقي در جامعه غرب و در دنيا به وجود آورده است. جريان اين انقلاب جوامع روستايي را دگرگون، فرهنگ هاي سنتي را از هم پاشيده و راه توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي را براي ديگر كشورها گشوده است". سازمآن هاي جنايي، پيشرفت هاي فناوري هاي اطلاعاتي را مغتنم مي شمارند و دائماً در جستجوي روش هاي نويني هستند تا بدين وسيله، منافع خود را به حداكثر و هزينه ها را به حداقل برسانند. در واقع؛ فناوري هاي اطلاعاتي، بويژه رايانه ها و شبكه هاي ديجيتالي پيشرفته، براي اهداف سازمآن هاي جنايي يك اهرم اعمال فشار بوده اند مثال شاخص استفاده از شبكه جهاني وب براي آگاهي يافتن از دستورالعمل هاي توليد مواد مخدر است. «مواد مخدر ساخته شده" همچون «اكستاسي» و «گ. اچ. ب» ، باعث شده كه براي عرضه مواد مخدر، سايت هاي اينترنتي مرتبط با مواد شيميايي رواج يابند. در واقع، شبكه جهاني وب به يك رسانة عالي تبديل شده است كهاز طريق آن مقدار زيادي مواد مخدر به دست مصرف كنندگان مي رسد. بويژه آن هايي كه در جستجوي اين هستند تا مواد مخدر ساخته شده را خريداري كنند. در واقع، شبكه جهاني وب، براي دست يافتن تعداد زيادي از مصرف كنندگان مواد مخدر مخصوصاً آن هايي كه متكي به خريد داروهاي ساخته شده هستند، به رسانه كاملي تبديل شده است. يك نمونه ديگر، گسترش فعاليتهاي سازمان يافته جنايي از طريق سوء استفاده از فناوري هاي اطلاعاتي، به صنعت پورنوگرافي(صور قبيحه) مربوط مي شود. جرم سازمان يافته، واجد پيشينه غني در زمينة مداخله در تجارت سكس، و در پاره اي از موارد، كنترل آن است.با اين وجود، توسعه فناوري هاي اطلاعاتي انگيزه هاي زيادي براي اين تجارت ايجاد كرده است.هيچ كار ديگري به اندازه صنعت پورنوگرافي از اينترنت سود نبرده است، زيرا اينترنت براي تجارت پورنوگرافي زمينه بسيار مناسبي است. بسياري از حلقه هاي پورنوگرافي كودكان مخفي بوده، و با سوء استفاده از شبكه هاي ديجيتالي مي توانند به راحتي از چنگ قانون فرار كنند.اگر چه، جرايم سازمان يافته سنتي، عمدتاً در پي بدست آوردن رضايت خاطر بودند، اما جرايم شبكه هاي فراملي در پي سوداندوزي هستند.اين گروهها، با استفاده از اينترنت در حال پيشرفت هستند؛ اعضاي اين گروهها تصاوير و تجارب خود را با يكديگر مبادله كرده، در برخي از موارد، كاربرد ارتباطات اينترنت منجر به وسوسة كودكان براي ملاقات هاي شخصي مي شود. يكي از منتقدان جدي تكنولوژي "نيل پستمن" است وي فناوريرا مايه زوال مي داند. او بي آنكه تكنيك را به طور كلي نفي كند، آن را به باد انتقادات گزنده خود مي گيرد و تلاشمي كند در فضايي كه انسانها از پيشرفت هاي تكنولوژيك خود سر خوشند وبه اين سبب علي الدوام به خود تبريك مي گويند، جبهه جديدي بگشايد و نشان بدهد كه اوضاع آن قدرها خوب نيست. پستمن در «تكنوپولي" اختراعات را وسايلي تكامل يافته مي داند كه براي رسيدنبه اهدافي تكامل نيافته به كار مي روند. معناي صريح اين سخن اين است كه انسان قرن بيست ويكم فاصلهزيادي از بدويت نگرفته است. مسائل اساسي او هنوز حل نشده اند. عادات و خلقياتش هم دگرگوني چنداني نيافنه اند. انسان قرن بيست و يكم هنوز هم علاقه زايد الوصفي به استثمار ديگران وحتي دريدن آن ها دارد. تنها اتفاقي كه افتاده اين است كه تكنولوژي روش ها ي موثرتر و بهداشتي تري در اختيار او گذاشته است! آدمي نسبت به دوره پارينه سنگي عقب تر اگر نرفته باشد، چيزي جلوتر نيامده است. چرا؟ علت واضحي وجود دارد. انسان مدرن چند قرن است كه از شاهراه تكامل برون افتاده و دربيراهه راه مي پيمايد.. پستمنبي آنكه معترض فلسفه اي كه درپس تكنيك خفتهاست بشود،آن را مقصر اصلي مي داند. انسانها درجا زده و بلكه به جانب قهقرا رفته اند به اين دليل كه اجازه داده اند تكنولوژي برآن ها مسلط شود و معاني ارزش هاي انساني رادگرگون سازد ـ چيزي كه نبايد نسبت به آن نااميد بود ـ تكنيك مثل هر محصول بشري ديگري محتاج تربيت و كنترل است. وقتي آن را به حال خود بگذاريد، هستند كساني كه براي مقاصد ناصواب خود از آن استفاده مي كنند. فناوري و تاخر فرهنگيCultural Lag كشورهايي كه به بلوك غرب مشهورند در يك فرايند ديالكتيكي به اين دليل كه همزمان با تغييرات فناوري در بعد مادي(بخش عيني)، توانسته اند بخش نامادي(ذهني) آن را نيز همزمان و يا با تاخيري اندك ايجاد نمايند و به اصطلاح فرهنگ سازي كنند، اثرات مخرب كمتري را متحمل شده اند و شايد بهتر است گفته شود متناسب با نيازهاي فرهنگي خود دست به اختراع و ابداع زده اند و چون سوداي جهانگيري نيز داشته اند، اين مصنوعات را با قابليت استفاده مردم ديگر كشورها توليد كرده و صادر مي نمايند. به عنوان مثال شركت مايكروسافت نرم افزار هاي توليدي خود را براي فروش بيشتر و به انحصار درآوردن بازار، آن ها را با قابليت كاربرد به زبان هاي محلي متعددي مجهز نموده است.(مصداق جهاني انديشيدن و محله اي عمل كردن). ورود اين فناوري ها به كشورهاي واردكنندة آن به دليل عدم تطابق ميان عين و ذهن باعث بروز مشكلاتي گرديده است زيرا در اين گونه جوامع پيش از به وجود آمدن نياز، اين گونه فناوري ها و روشها وارد شده و به دليل ورود شتابان فناوري ها، فرصت كافي براي باز توليد فرهنگ بومي خود را نداشته و به همين دليل دچار تاخر فرهنگي شده اند. لازم به ذكر است كه اين پديده در تمامي جوامع رخ مي دهد. با اين تفاوت كه در كشورهاي توليد كننده فناوري ها و اين فاصله كمتر است. در نتيجه پيشگيري و يا حل بموقع آن امكان بيشتري دارد. كشورهاي پيشرفته صنعتي و كشورهاي عقب مانده(نگهداشته شده) به لحاظ تفاوتي كه ميان آن ها از لحاظ نحوه رشد و برخورد با فناوري ها دارند در اين نمودار گويا تر بيان مي شود. كشورهاي صاحب فناوري:وجود نياز با زمينه هاي فرهنگيپيدايش فناوري كشورهاي وارد كننده فناوري: ورود فناوري پيدايش نيازهاي جديد و تحت الشعاع قرار دادن فرهنگ بومي به دليل عدم تناسب(همخواني) زمينه هاي فرهنگي و ورود فناوري ها. به عبارت روشنتر در كشورهاي پيشرفته صنعت هم پاي فرهنگ رشد كرده و در كشورهاي ديگر فرهنگ بومي، خصايص فرهنگي كشورهاي صنعتي را به خود گرفته است. پديده تاخر فرهنگي در ارتباط مستقيم با هويت فرهنگي جوامع قرار دارد يعني بيشترين اثر اين پديده در هويت فرهنگي جوامع نمودار خواهد شد و به گسست فرهنگي مي نجامد. گسست فرهنگي باعث مي شود كه انتقال فكر و تجربه از گذشته به حال و آينده دچار مشكل شود. چنين بريدگي مانع انتقال ميراث ملي، سنن و آداب و رسوم نيك گذشتگان به نسل بعد مي شود بگونه اي كه نسل امروز ممكن است تصور كند كه هيچ وقت چيزي براي گفتن نداشته و بايد از صفر شروع كند. تكرار اين از صفر شروع كردنها خود بحرآن هاي فردي و اجتماعي را دامن مي ند و عدم تعادلها را استمرار مي بخشد نادر نقشينه در مقاله اي با عنوان وجه تيره حركت به سوي جامعه اطلاعاتي در اين رابطه مي نويسد:" غوطه وري مهار نشده در فضاي سيبرنتيكي و قرار گرفتن در معرض آن، در بهترين حالت نيز اقدامي مخاطره آميز خواهد بود. قطعا" همة جوامع از انقلاب اطلاعاتي سود نخواهند برد؛ برخي از اين جوامع ممكن است به دليل فقدان زيرساختار و حفاظ هاي مناسب حتي زيان ببينند. پيشرفت فناوري، سياستهاي استعماري و آسيبهاي فرهنگي از آنجا كه، پيشرفت علم و فناوري در كشورهاي اروپايي از قرن شانزدهم به اين طرف از رشد فزاينده اي برخوردار شده بود، برخي از اين كشورها، مانند انگلستان، فرانسه، هلند و بلژيك با صدور فناوري خود(بويژه استعمارگران انگليسي)، به كشورهاي صاحب انرژي و صاحب نيروي انساني ارزان قيمت (از جمله كشور ايران) توانستند سيستم فرهنگي و سياسي خود را در ميان افكار و انديشه قشر تحصيل كرده و باسواد، رسوخ و رونق دهند. هنوز هم در اكثر كشورهاي افريقايي، ساكنان آن ها به زبآن هاي فرانسوي و انگليسي نه تنها صحبت مي كنند، بلكه اين زبآن ها جزو زبآن هاي رسمي شناخته شده اند. در كشور ما، ارتباطات علمي و فرهنگي در طول قرن بيستم نسبت به قرنهاي گذشته از رشد و گسترش قابل توجهي برخوردار شد.(لازم به توضيح است كه ايجاد امكانات مناسب در بـــرقراري و تحكيم پايه هاي علمي، پژوهشي و فرهنگي بين ملت ها از اساسي ترين و زير ساختارهاي مهم در توسعه پايدار به شمار مي رود و امروزه هيچ كشوري بدون برقراري اين نوع روابط، قادر به ادامه حيات نيست). اما، از آنجاكه كشورهاي استعمارگر براي توسعه اقتصادي، صنعتي و توليدي خود، نياز به تامين انرژي ارزان قيمت داشتند و هنوز هم، هدفشان برقراري ارتباط با كشورهاي صاحب انرژي، در اساس، به خاطر دسترسي و بهره برداري از منابع انــرژي زا مي باشد. لازمه دسترسي به اين منابع گذر از موانع(غالبا فرهنگي) است كه در كشورهاي برخوردار از منابع وجود داردو كشورهاي استعمارگر براي گذر از اين موانع، برنامه هاي متنوع سياسي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي را تدارك مي بينند. رفتارهاي يكصدسال گذشته كشورهايي مانند انگليس و آمريكا با كشور ايران و عكس العمل هاي مختلف در برابر آن توطئه ها مي تواند به عنوان نمونه هايي از اين موارد آورده شود. غربيان ابتدا با بهره گيري از قدرت نظامي برتر خود كه آن را نيز مديون تحولات فكري و فناوري خود بودند، اوضاع و احوال" استعمار كلاسيك" را بر اكثر قريب به اتفاق مناطق جهان حاكم ساختند و در مقطع بعدي با استفاده از برتري اقتصادي خويش" امپرياليسم نو" را پديد آوردند و امروزه نيز با بهره گيري از فناوري ارتباطات، نفوذ و سلطة خود را به نحوي ديگر استحكام مي بخشند كه در ادبيات و مكتوبات انقلاب اسلامي از اين پديده به"تهاجم فرهنگي" تعبير مي شود. در مقابل چنين تهاجم همه جانبة سياسي/ نظامي، اقتصادي / فناوري/ فكريو فرهنگي غرب، جوامع مسلمان و از جمله جامعة ايراني واكنشهاي متعدد و متضادي را به نمايش گذاشتند. به گفته" ريچاردكاتم" در مقابل آن هايي كه به مسأله نفوذ غرب اهميت مي دادند سه راه حل وجود داشت تا به مبارزه طلبي غرب پاسخ دهند. آن ها مي توانستند بدون قيد و شرط تسليم شوند و فرهنگ غربي را با همان سرعتي كه مي توانست جذب شود قبول كنند؛ مي توانستند با غرب در تمام جلوه هايش بجنگند و مي توانستند به يك موقعيت دفاعي ترعقب نشيني نمايند. در واقع هر يك از اين سه راه حل در ايران هواداران خود را داشت. جريانات و حوادث مورد اشاره و نفوذ فرهنگ و تمدن غرب، منازعاتي را در درون جامعة ايراني اواخر دورة قاجاري و عصر مشروطيت پديد آورد كه در اين نوشتار از آن به" بحران هويت ايرانيان" تعبير مي شود. اين بحران در ايران از دورة قاجاريه بتدريج شكل گرفت، در انقلاب مشروطة ايران تجلي عيني و عملي پيدا كرد؛ در دورة رضا شاه با پيروزي غير مذهبي ها ادامه يافت و در نهايت در حوادث انقلاب اسلامي ايران به شكل تعارض ميان گروههاي ملي گرا، آزاديخواه و ليبرال، غربگرايان و حتي شرق گرايان از يك طرف و گروههاي مذهبي، سنتي و محافظه كار از طرف ديگر جلوه نمود كه در نهايت با غلبه طيف سنتي ـ مذهبي همراه شد. بنابراين جامعة ايراني در مقطع عصر جديد تحت نفوذ و تأثير فرهنگ و تمدن بيگانه از سنت خويش فاصله گرفت و دچار بحران هويت شد،ولي انديشه وران، متفكران و نخبگان ايراني هيچ گاه اين موضوع را به صورت آگاهانه، قاطع و جدي به بحث و بررسي نكشيدند و از اين رو منافع، مصالح و استراتژي ملي و سرانجام هويت ملي نيز به روشني تبيين و توجيه نشد. بنابراين وفاق و اجماع نظر كلي در مورد چنين مفاهيم اصلي به وجود نيامد و منافع، مصالح و استراتژي ملي در كش و قوسهاي متعدد ميان طيف تجدد طلب از يك طرف و طيف سنتي و مذهبي از طرف ديگر يله و رها شد كه اين امر خود، توسعه و ترقي ايران را با دشواريهاي بي شماري روبرو ساخته و مي سازد. تحليل و تبيين آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي ازنظر دوركيم به نظر دوركيم جامعه يك موجود زنده است و افراد به مثابه ياخته هايي هستند كه اعضاي اين جامعه را تشكيل داده و به صورت يك موجود زنده از نظر همبستگي اجتماعي متحول مي شوند. جوامع به طور مستمر از حالت ابتدايي و ساده به حالت مدرن و پيچيده سير مي كنند و در هر مرحله همبستگيهاي قبلي فرو مي پاشند و همبستگيهاي جديدي جاي آن ها را مي گيرد.جوامع ابتدايي از يك نوع همبستگي سلولي ـ مكانيكي ساده برخوردارند. ويژگي اساسي اين نوع جوامع، وجود يك وجدان جمعي و همگاني بسيار قوي است؛ به گونه اي كه وجدان فردي در چنين جوامعي تا حد زيادي زير سيطرة وجدان جمعي است. به تدريج كه جوامع از حالت ابتدايي خارج شده و به سوي نوگرايي پيش مي روند، همبستگيهاي اجتماعي پيشين فرو مي پاشند. اين در حالي است كه هنوز همبستگيهاي اجتماعي جديد شكل نگرفته اند؛ از اين رو در حالت گذار جوامع از يك مرحله به مرحلة ديگر ـ به عنوان مثال از حالت ابتدايي به پيشرفته ـ همبستگي اجتماعي به ضعيف ترين نقطة خود مي رسد و نيروهاي گسستگي در اوج قرار مي گيرند.در چنين حالتي است كه جوامع دچار سرگشتگي و بي هويتي شده، به تعبير دوركيم حالت" آنومي" در جوامع پديد مي آيد. اين حالت تا زماني استمرارخواهد يافت كه جامعه از حالت گذار خارج شده، در مرحلة بعدي استقرار يابد. در اين مرحلة جديد از تحول اجتماعي، نيروهاي همبستگي جديدي به وجود مي آيندو جامعه را از حالت آنومي خارج مي شود. بنابر نظر دوركيم، جوامع همانند ارگانيسم دچار تحول و در نتيجه عدم انسجام و گسيختگي مي شوند. گسيختگي مورد بحث، شباهت زيادي با نظرية روانشناسان در مورد فقدان ارزشها و هنجارهاي يگانه در ذهن فرد و يا تعدد شخصيت در فرد دارد. حالت گسيختگي در فواصلي كه جامعه از يك مرحله به مرحله ديگر در حال گذار است به وجود مي آيد. در چنين وضعيتي، وجدان مشترك جامعه به زوال مي گرايد، ارزشها و هنجارهاي قبلي فرد فرو مي پاشند، چندگانگي ارزشي در سطح جامعه پديدار شده و جامعه دچار تعدد شخصيت مي شود. اين وضعيت در مرحله گذار و نوسازي جوامع اتفاق مي افتد. در حالت نوسازي، همبستگي قبلي از ميان مي رود و اين درحالي است كه هنوز ابزارهاي همبستگي جديد به وجود نيامده اند. از اين رو حالت سرگشتگي يا آنومي در سطح جامعه نمايان مي شود نوسازي جامعه موجب پيدايش گروههاي جديد و جابجايي گروههاي قديم مي شود. اين گروههاي جديد به ناچار بايد خود را با وضعيت نوتطبيق بدهند و هويت جديدي به دست آورند. از نظرات دوركيم چنين برمي آيد كه تاريخ در دو بعد حركت مي كند؛ در حالي كه يك بعد از حركت تاريخ شامل نوسازي، تقسيم كار، افزايش پيچيدگيها و پيدايش نيروهاي گسستگي است، بعد ديگر آن دربرگيرندة پيدايش همبستگيهاي جديد است. از اين رو در هر جامعه اي به طور مستمر نيروهاي گسستگي پيدا مي شوند كه در برابر نيروهاي همبستگي ايستادگي مي كنند. بنابراين يك نوع تضاد و كشمكش هميشگي ميان اين نيروها برقرار است . نتيجه گيري: هرچند شناخت كامل نسبت به آسيب هاي فرهنگي مستلزم تحقيقي جامع و در فرصت زماني مناسبي است و پرداختن به اين موضوع كه حائز ابعاد گوناگون و وسيعي است در يك مقاله كوتاه و در فرصتي اندك وجود ندارد، ولي تلاش گرديد موضوعاتي جديد كه مي تواند آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي در كشور ما در پي داشته باشد به طور مختصر بررسي شوند تا شايد هشداري باشد براي كساني كه دغدغه فرهنگ اسلامي ـ ايراني دارند. لازم به ذكر است، براي آسيب شناسي همه جانبه فرهنگ ايثار وشهادت بايد تمامي ابعاد جامعه به دقت موشكافي گردد. اهم موضوعاتي كه بايد درنگاه همه جانبه مدنظر قرارگيرد سياستهاي كلان در طي بيست و پنج سال گذشته و سياستهاي كلي بيست سال آينده است كه بايد به دقت تحليل شوند كه در صورت نياز و تمايل سازمان بنياد شهيد وامور ايثارگران نگارنده آمادگي تهيه طرح جامع آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت را دارد. درارائه برخي از موضوعاتي كه در مطالعه جامع ميبايست مد نظر قرار گيرند آورده شده است و در صورت نياز هر كدام به تفصيل مورد بحث قرار خواهند گرفت. زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت 1. نفوذ انديشه هاي بيگناه 2. تغيير جهت دادن انديشه ها 3. تجدد گرايي افراطي در برابر تمسك به اسلام 4. جدايي حوزه و دانشگاه 5. دنياطلبي و اشتغال به زينت هاي دنيايي 6. بوروكراسي مفرط و فساد اداري و اجتماعي 7. حاكم شدن روحيه ريا و تملق بجاي اخلاص و ايثار 8. اشاعه فساد، فحشا و ارتشاء 9. تاثير پذيري از جنگ رواني و تهاجم فرهنگي 10. بحران هويت اجتماعي بخصوص مابين جوانان و نسل هاي پس از انقلاب 11. فرار مغزها زمينه هاي سياسي آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت 1. ناتمام گذاشتن آرمآن هاي نهضت 2. ابهام در برنامه ريزي و سياست گذاري براي آينده 3. رخنه فرصت طلبان 4. تفرقه و درگير شدن در گرداب اختلافات داخلي و استفاده نكردن از نيروهاي مردم 5. شفاف نبودن مواضع گروه ها، افراد و جناح ها در سطح جامعه 6. بي تفاوتي مردم نسبت به سرنوشت كشور 7. ايجاد ترديد در آرمآن هاي انقلاب 8. در خطر قرار گرفتن امنيت مظلومين، عدم امنيت حقوقي، سياسي و حيثيتي مردم 9. جدي نگرفتن تخصص در امر حكومت و سياست 10. بروز ابهامات و چالش ها در سياست خارجي 11. بازگشت استعمار به طرق آشكار و پنهان زمينه هاي اقتصادي آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت 1. وابستگي اقتصادي به قدرت هاي بيگانه 2. نداشتن برنامه هاي بلند مدت و كوتاه مدت براي رشد اقتصادي و توسعه كشور 3. عدم توجه به بحرآن هاي اقتصادي ناشي از روند توسعه 4. عدم وجود فرهنگ كار و انضباط اجتماعي 5. رانت گرايي 6. جدا شدن مردم از برنامه هاي دولت در طرح هاي سازندگي 7. افزايش فاصله طبقاتي
منابع:
1. حسيني سيد مستجاد، بررسي تطبيقي نظريات جامعه شناسان درباره تاثيرات فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي بر جامعه ـ پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركزي 1383.ص 6 ـ كاستلز مانوئل ـ عصر اطلاعات ـ اقتصاد، جامعه و فرهنگ ـ جلد اولص 48 طرح نو 1380 2. حسيني، سيد مستجاد،بررسي تاثير جهاني شدن بر هويت فرهنگي دانشگاه كاشان، مقاله سمينار جهاني شدن و آموزش و پرورش دموكراتيك، بهار 1382 3. علي آبادي، علي ـ پايان نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي، بررسي تاثير جهاني شدن بر فرار مغزها،1381 4. گي روشه، تغييرات اجتماعي، ترجمه منصور وثوقي، نشر ني، چاپ پنجم 1377، ص 54 5. الزامات امنيت ملي در عصر اطلاعات، ديويد اس پاپ و دانيل اس آلبرتز، ترجمه علي علي آبادي، كميته مطالعات حقوق تكنولوژي دفتر همكاريهاي فناوري رياست جمهوري 1381 6. نادر نقشينه نيمة تاريك: وجه تيرة حركت به سوي جامعة اطلاعاتي: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايرانژ 7. اميل دوركهايم، تقسيم كار اجتماعي، ترجمة باقر پرهام، چاپ اول، زمستان 1369)، ص 213-212. 8. اريك فروم ـ داشتن يا بودن ـ ترجمه اكبر تبريزي،انتشارات فيروزه، بي تا 9. http://www.isu.ac.ir/Publication/Research-Quarterly / Research - Quarterly_01/Research-Quarterly_0105.htm 10. http://www.isu.ac.ir/Publication/Research-Quarterly / Research-Quarterly_01/Research-Quarterly_01abstract.htm
نويسنده: سيد مستجاد حسيني ....... . كارشناس ارشد جامعه شناسي و رئيس گروه بررسي و ارزشيابي اداره كل مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران. mostajad@yahoo.com