پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:47 PM
عنوان : موانع توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
عشق را از دل خونين سحر رنگ زدند
نيزه حادثه بر قلب شباهنگ زدند
چون نوشتند به دفتر خطي از مهر و وفا
گوييا جوهرش از باده خونرنگ زدند
شهادت هنر مردان خداست
«امام خميني (ره)»
رساترين و شيوا ترين واژه هاي علم و قلم قاصر از توصيف رادمرداني است كه رفيع ترين قله هاي انسانيت را در نورديدند و هم نشيني با پرده نشينان و ملكوتيان را براي خود تحصيل كردند. شهيداني كه ارزش والاي جان را به قيمت ملازمت با انبياء سودا كردند.
مجموعه حاضر مقاله اي است در زمينه « موانع توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت». نگارنده معتقد است كه: اگر گفته اند هر روز عاشورا و همه جا كربلاست ، اشاره به تداوم و گستره فرهنگ شهادت» در همه عصرها و نسل هاست. شهادت مومنان در راه حق و دفاع از اسلام، تكرار عاشوراي حسين (ع) است و همه شهيداني كه در راه محبت اهل بيت جان مي بازند، تداوم بخش نسل هفتاد و دو شهيدي اند كه در عاشورا به خون نشستند و خدايشان را شناختند و به قول شاعر شيرين سخن:
آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند
مواردي كه در نوشتار حاضر مورد بحث و بررسي قرار گرفته عبارتند از:
معناي كلمه شهيد، مقام و منزلت شهيد، مهم ترين انگيزه هاي شهادت طلبي، موانع توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، راهبردها و راهكارهاي تحقق پايداري و پاسداري از فراهنگ ايثار و شهادت، پيشنهادات. در پايان مقاله مطالبي كه به طور اختصار در اين نوشتار جمع آوري گرديده، بحث و بررسي قرار گرفته است. اميد كه مورد قبول و رضاي حق تعالي واقع شود.
مقدمه
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و رو در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند (شريعتي، 1380: 185)
سپاس و امتنان خداوندي را كه ما را بر اين رهنمون گشت و اگر نبود هدايت او، هرگز بر اين مهم دست نمي افتيم كه فرهنگ ايثار و شهادت را توسعه و ترويج نمائيم و جاودانگي ياد ياران را بر ضمير سپيد كاغذ نقش كنيم.
در آغاز، درود فراوان خود را نثار امام و مقتداي جاويدان شهيدان مي كنيم و ياد و خاطره خونين جامگان عصر خميني را گرامي مي داريم. مقام شامخ ولايت و رهبر عزيز انقلاب را نيز از سر ارادت و خلوص سلام مي گوئيم و از درگاه خداوند متعال مي خواهيم تا سايه سبز او را بر سرمان مستدام دارد.
اينك در دوران ثبات و قوام انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، مجال آن است تا به توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بپردازيم و به تكريم شهيداني برآييم كه بر قله افتخار ايستاده اند و شميم خون شان دشت به دشت در گذرشتابناك زمان، شامه نواز تاريخ است؛ همان سبزه هاي سرخي كه در قهقهه هاي مستانه شان و در شادي وصل شان «عند ربهم يرزقون» هستند.
حيات طيبه اين از خود برآمدگان پاك چنان است كه هر حقيقت جويي را به مشرب گواراي خويش مي خواند و دم آسماني شان مددي است تا قلم متعهدانه هنرمندان صاحب درد را به پرداختن به حماسه سترگ آنان كه همانا «هنر جان باختن» است، استوار گرداند و فرهنگ ايثار و شهادت توسعه و ترويج يابد.
مقاله حاضر در زمينه «موانع توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت» به رشته تحرير در آمده است. بديهي است كه چنين نوشتاري نمي تواند خالي از نقص و عيب باشد؛ لذا انتظار دارم اهل علم، لغزش ها را به ديده اغماض بنگرند و مرا در بهبود و كيفيت آن ياري نمايند.
ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد
هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند
معناي كلمه شهيد
در كتب لغت، براي كلمه شهيد چند معنا ثبت شده است، مانند: امين در ارائه شهادت، گواه، كشته در راه خدا (لويس معلوف، 1378، ج 1) و كسي كه چيزي از او پوشيده نيست. (محمد بن فيروز آبادي، 1991: 588)
كلمه شهيد بزرگ ترين بار معني را براي آن چه كه اكنون مي خواهيم بگوييم در بردارد. شهيد در لغت به معناي: «حاضر»، «ناظر»، «گواه و گواهي دهنده» و «خبر دهنده راستين و امين» و همچنين به معني «آگاه»، «محسوس و مشهود» و بالاخره به معني «نمونه»، «الگو» و «سرمشق» است. (شريعتي، 1380: 156)
در «مجمع البحرين» آمده است: «شهيد از اسامي خداوند است، يعني آن كه چيزي از او پنهان و غايب نمي ماند» (طريحي، 1367: 553)
در دايره المعارف «MODERN ISLAMIC WORLDS» واژه شهيد اين گونه معنا شده است:
شهيد، در لغت به معني گواه است. معمول ترين معناي اين لغت كه بيش از 56 بار به صورت مفرد، جمع وقيد در قرآن به كار رفته، «شاهد عيني» يا «شاهد» در مفهوم حقوقي است. در اصطلاح اين واژه بر افرادي اطلاق مي شود كه در راه خدمت به دين و دفع از آن جان خود را فدا مي كنند... (نجفي، 1367: 87)
مقام و منزلت شهيد
در روايات آمده است: نخستين قطره خون شهيد كه بر زمين مي چكد، جز قرض (كه حق الناس است)، همه گناهان او را پاك مي كند. (سليمان بن احمد طبراني: 73) در واقع شهادت همه بدي ها و گناهان گذشته فرد را مي پوشاند؛ زيرا شهيد از گرامي ترين گوهر و سرمايه خود مي گذرد و آن را تقديم خدا مي كند. همچنين شهيد به غسل و كفن نيازي ندارد (نجفي، 1367: 87) و در قبر از او پرس و جو نمي شود. (البته اگر شهادت او به مرگ سرخ باشد، نه آن كه از طريقي ديگر به اين مقام رسيده است). از پيامبر (ص) پرسيده شد: چگونه است كه شهدا از اين امر مستثنايند ؟ پيامبر (ص) پاسخ داد: « همان برق شمشيرها در بالاي سر شهيد براي آزمايش او كافي است.» (احمد بن شعيب نسايي، 1348: 99).
استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي گويد:
روح و شخصيت شهيد آن چنان پاك و وارسته شده كه در بدنش و در خونش و حتي در جامه اش اثر گذاشته است. بدن شهيد يك جسد متروح است؛ يعني جسدي است كه احكام روح بر آن جاري شده است... بدن و جامه شهيد از ناحيه روح و انديشه و حق پرستي و پاك باختگي اش كسب شرافت كرده است. (مطهري، 1354: 79)
خون شهيد در حكم مطهرات است، همه گناهان و ناپاكي ها را مي شويد و شهيد را به مقام اولياء و صالحان خداوند مي رساند. رسول خدا (ص) فرموده: «هيچ قطره خوني نزد خداوند از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود، محبوب تر نيست» (كليني، 138: 53)
بهشت هشت در دارد كه يكي از آنها ويژه شهدا و صالحان است (شيخ صدوق، 1348: 407)
و به فرموده رسول گرامي اسلام (ص)، شهيد نخستين كسي است كه وارد بهشت مي شود. (نوري، 1407: 486)
مهم ترين انگيزه هاي شهادت طلبي
1. شوق به لقاء الله: شهيدان، مايه حيات خود را در طبق اخلاص مي گذارند و تقديم معبود مي كنند تا در برابر آن، به قرب حق تعالي نائل شوند. در نهج البلاغه آمده است: «مرداني كه از مرگ، تن پوشي چسبان ساخته اند و آنچه را بيش از هر ديداري آرزومندند، ديدار پروردگار است.» (نهج البلاغه، نامه 28: 902)
2. زندگي راستين: شهادت مرگ اختيازي. وقتي انسان ستم و خواري را در حال چيرگي مي يابد شهادت را كه عزت و سرافرازي واقعي است بر مي گزيند و از ديدگاه امام علي (ع) مرگي كه انسان با قدرت خود انتخاب مي كند زندگي راستين است. (نهج البلاغه: 138)
3. بزرگي روح و بدي زمانه: دشواري و تلخي هاي روزگار انسان هاي معمولي را در بند محاسبات رايج مادي گرفتار مي سازد. در اين موقعيت، ارواح بزرگ تسليم نمي شوند و با گزينش شهادت زمينه ي دگر گوني هاي عميق را فراهم مي آورند. آري! انساني كه روحش بزرگ است، در هنگامه دشواري ها و بن بست هاي مادي و فساد جامعه شهادت و مرگ سرخ را بهترين درمان مي داند.
4. دل بريدن از دنياي فاني و دل بسن به حقيقت باقي: بندگان نيك خدا، آهنگ رفتن كردند و ارزش هاي ناچيز و ناپايدار دنيا را به ارزش هاي فراوان و فناناپذير آخرت فروختند. (نهج البلاغه: 596). بي ترديد دل بستن به دنيا مانع شهادت طلبي است و آنچه روحيه ي شهادت طلبي را گسترش و ارتقاء مي بخشد دل بريدن از دنيا است.
5. اجراي حق و احياي اسلام: درنگاه امام علي (ع) احياي اسلام و اجراي حق ارزشي است كه جان باختن در راه آن شايسته است. آري ! هر كه هواي ديدار يار در سر دارد، بايد ترك خوشي كند و براي خشنودي محبوب، سختي ها را بر خود هموار سازد تا خدايش نداي «سلام عليكم بما صبرتم» سر دهد و او را به سوي خود فرا خواند.
آنچه گفته شد، عوامل و انگيزه هاي شهادت طلبي است؛ اما مي تواند از نتايج شهادت طلبي در درون يك فرد به شمار آيد. بنابراين:
كسي كه عاشق شهادت باشد، خود را همواره مجاهد في سبيل الله مي بيند، وظيفه خود را انجام مي دهد وهمواره در پي احقاق حق و ابطال باطل است.
موانع توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهاد ت
1. جايگزيني فرهنگ ها (با تهاجم فرهنگي شروع مي شود):
(وَدَّ كثير من اهل الكتاب لو يردونكم من بعد ايمانكم كفارا) (بقره، 109)
در اين آيه شريفه به تهاجم فرهنگي اشاره شده است. به نظر مي رسد قديمي ترين نمونه تهاجم فرهنگي داستان هابيل و قابيل است. وقتي قابيل نتوانست فكر و فرهنگ خود را بر هابيل تحميل كند، به تهاجم فيزيكي دست يازيد و برادر خود را به قتل رساند. اين تقابل فرهنگ ها در طول تاريخ ادامه داشته و دارد و همواره اهل باطل در مقابل حاميان فرهنگ انساني و الهي و مصلحان و انبياء جبهه گرفته و به آن فرهنگ هجوم آورده اند.
2. جايگزيني فرهنگ ابتذال بجاي فرهنگ فضليت ها:
(يريد الذين يتبعون الشهوات ان تميلوا ميلا عظيما) نساء، 27)
عدول از ارزشها و ايجاد موانع در راه پاك بودن و سلامت جامعه ي اسلامي از ديگر شگردهاي استعمارگران، كفار و مشركين است و از توسعه و ترويج « فرهنگ ايثار و شهادت » جلوگيري مي كند.
3. تلاش در مقابل انتشار فرهنگ فضليت ها:
« يريدون ان يطفئوا نور الله بافوههم و يابي الله و الا ان يتم نوره ولو كره الكافرون» (توبه،22)
بخواهند با آن سخـن ها و راي
نمايند خاموش نور خداي
خدا كي گذارد كه ايـنسان شود
به هر چيز فرمان او مي رود
كه تا نور خود را همان ذوالجلال
رساند به غايت به حد كمال
اگر چند آن كافران دغــــــل
كراهت بورزند از اين عمل
4. تهاجم برنامه ريزي شده و دراز مدت:
«ولايزالون يقاتلونكم يرد كم عن دينكم ان استطاعوا. » (بقره، 2)
كه پيوسته كفار منحوس و خوار
نمايند خود با شما كار زار
بدانيد آنكه شما مسلمين
همي رو بتابيد از آيـين و دين
از موانع مهم گسترش فرهنگ ايثار و شهادت، بوجود آمدن زمينه ي پذيرش و رسوخ فرهنگ بيگانه است كه اهم آن عبارتند از:
الف – ايجاد جاذبه هاي مادي، اقتصادي و جنسي:
در تاريخ 1400 ساله اسلام، كفار همواره در صدد از بين بردن سيادت مسلمين بوده، با برنامه ريزي دقيق عمل كرده و به نتيجه ي دلخواه نيز رسيده اند. از نمونه هاي آن مي توان شكست مسلمين در اندلس (اسپانياي فعلي) در سده هاي نخستين ظهور اسلام را به ياد آورد كه كفار توانستند از طريق اغواي جوانان و رواج لهو و لعب و شراب و جاذبه هاي جنسي مسلمين را شكست دهند.
قرآن كريم در سوره حديد، آيه 19، انذار مي دهد كه خواسته هاي برخاسته از هواي نفس، دوستي و دلبستگي به دنيا است. اين دوستي و محبت به دنيا و غافل شدن از ياد خدا يكي ديگر از موانع گسترش فرهنگ ايثار و شهادت مي باشد.
در مورد لهو الحديث مفسران گفته اند: نصر بن حارث مردي بود تاجر كه به ايران سفر مي كرد و در ضمن داستانهاي ايرانيان را براي قريش باز گو مي كرد. وي مي گفت: اگر محمد سر گذشت عاد و ثمود را براي شما نقل مي كند من داستانهاي رستم و اسفنديار و اخبار كسري و سلاطين عجم را باز مي گويم و آنها (قريش) دور او را مي گرفتند و استماع قرآن را ترك مي كردند. بعضي ديگر گفته اند اين قسمت از آيات درباره مردي نازل شده كه كنيز خواننده اي را خريداري كرده بود و كنيز شب و روز را براي او خوانندگي مي كرد و او را از ياد خدا غافل مي نمود.
در روزگار ما رواج فرهنگ ابتذال و موسيقي و لهو و لهب بسيار شايع شده و كار كرد اين فرهنگ در دراز مدت يكي از موانع اساسي در راه گسترش فرهنگ فضيلت ها از جمله فرهنگ ايثار و شهادت خواهد بود.
لهو الحديث مفهوم گسترده اي دارد و هر گونه سخن و يا آهنگ سرگرم كننده و مبتذل كه در انسان غفلت ايجاد كند را فرا مي گيرد. اين مسائل انسان را به بيهودگي و يا گمراهي مي كشاند، خواه غنا و الحان شهوت انگيز و هوس آلود باشد و خواه سخناني باشد كه نه از طريق آهنگ، بلكه به شكل محتوايي، انسان را به بيهودگي و فساد سوق دهد؛ از آن جمله مي توان به بازيهايي شبيه قمار و... اشاره نمود كه اين سرگرمي ها هيچ تأثير مثبتي در وجود انسان ندارد و تنها موجب اتلاف وقت و سست نمودن روح ايمان، ايثار و شهادت طلبي در مسلمين مي شود كه از سوي دشمنان طراحي شده است.
آيا مي توان باور كرد كساني كه مبتلا به گفتارها و كردار هاي لهو هستند از فرهنگ فضليت ها از جمله فرهنگ ايثار و شهادت دفاع كنند؟
ب – مذهب عليه مذهب:
« والذين اتخذوا مسجدا ضرارا و كفرا تفريقا بين المومنين و...» (توبه،107)
ماجراي مسجد ضرار و شيوه پيامبر در برخورد با اين مقابله فرهنگي كه از ناحيه ي منافقين انجام شد، از گويا ترين نمونه هاي تهاجمات فرهنگي و نحوه مقابله با آن است كه پيامبر اكرم (ص) دستور به تخريب آن مسجد كه به مسجد ضرار معروف شد، دادند. نمونه ديگري از اين قبيل حوادث كه در تاريخ رخ داد، جنگ صفين بود كه معاويه براي فريب دادن مسلمانان دستور داد قرآن ها را بر سر نيزه كنند.
اصولاً استفاده از شيو ها و ابزارهاي يك مكتب و مذهب در جهت منفي و براي فريب دادن پيروان آن مكتب، راه و روش شناخته شده اي در طول تاريخ است كه استعمارگران و دستگاه هاي جبار و منافقان در هر اجتماعي ازآن بهره مي برند و با ايجاد شبهه در ميان عامه مردم، مناديان حق را در انزوا قرار داده و ايجاد فتنه مي نمايد.
ج – تكليف گريزي:
علت تكليف گريزي يا سهل انگاري عده اي از مردم علاوه بر جهل و غفلت، ضعف اعتقاد و غلبه هواي نفس و نقصان محبت به خداست و تمام اين آفات، زمينه ي موانع توسعه و ترويج فرهنگ فضليت ها (از جمله فرهنگ ايثار و شهادت) است.
راهبردها و راهكارهاي تحقق پايداري و پاسداري از فرهنگ ايثار و شهادت:
براي اينكه جامعه و نسلي عزت مند، شهادت طلب و صاحب كرامت داشته باشيم و در برابر تهاجم نظامي و فرهنگي زورمداران عالم متزلزل نباشيم و بر دغدغه ها و نگراني هاي زندگي فائق آييم و همواره زندگي و جامعه اي سعادتمند، پر افتخار و سر بلند داشته باشيم، به استناد مطالب گذشته و با تاسي از زندگي شهيدان گرانقدر و عزيز، راهبردها و راهكارهاي علمي و عملي مناسب براي تحقق پايداري و پاسداري از فرهنگ ايثار و شهادت ارائه مي گردد:
1. تعميق باورهاي ديني و ايمان مذهبي در جامعه، به ويژه نسل جوان.
2. تقويت روحيه شهادت طلبي با الگو گيري از قيام عاشورا.
3. مشروعيت و قداست بخشيدن به اتحاد و هم سويي جهاد رزمندگان اسلام با اسوه هاي خدا پسندانه كه از سوي مكتب معرفي شده اند.
4. تقويت روحيه ي اميد به زندگي و توكل و اعتماد به خداوند براي افرادي كه به درجه رفيع شهادت نائل نشدند.
5. تقويت غيرت ديني در دفاع از ارزشهاي اسلامي و مذهبي.
6. تقويت روحيه فداكاري، ايثار، سخت كوشي و والا همتي در نسل جوان.
7. تقويت روحيه دشمن شناسي، مقابله با حربه هاي آنان و آمادگي براي مقابله با توطئه هاي دشمنان.
8. عزت و كرامت پيشگي در حيات فردي و اجتماعي.
9. آشنا ساختن جامعه، به ويژه نسل جوان، با انگيزه و اهداف نهضت امام حسين (ع) و علل ماندگاري نام و انديشه ي ايشان در تاريخ و به كار بستن مشي و منش آن امام در زندگي فردي و اجتماعي.
10. آگاه ساختن جامعه و نسل جوان از آرمان و اهداف شهداء و سيره متعالي اولياء دين و تبيين نقش كار آمد پيشوايان دين در احياء و حفظ دين و حدود الهي و ارزشهاي والاي انساني و جهاد و مبارزه آنان با طاغوت هاي زمان به منظور اقامه عدل و قسط و حاكميت حكومت الهي.
11. تقويت روحيه ي آخرت گرايي و آرمان خواهي در جامعه و نسل جوان.
توصيه ها و پيشنهادات
با توجه به مطالب اين نوشتار و رهنمودهاي پيشوايان دين و با الهام گيري از مكتب شهيدان پيشنهاد مي گردد كه:
« فرهنگ ايثار و شهادت» از ابعاد مختلف مورد بازنگري دقيق قرار گيرد و شيوه هاي مبارزه، خطوط اصلي تبليغ، عوامل ماندگاري يك حركت انقلابي و ثمر بخشي آن در طول ساليان متمادي، و درسهايي كه براي به حركت در آوردن ملت هاي خفته و خمود در آن نهفته است، تبيين شود و فرهنگ « ايثار و شهادت» به يك «مكتب» و «دانشگاه» تبديل گردد و توسعه و ترويج يابد.
جمع بندي و نتيجه گيري
با توجه به مباحثي كه به طور اختصار در اين مقاله جمع آوري گريده بايد اذعان داشت: «فرهنگ ايثار و شهادت» را رزمندگان اسلام و شهيدان انقلاب اسلامي به خوبي دريافتند و از آن در مبارزه با ستم و تجاوز سود بردند.
امام خميني « قدس سره» بيش از همه در توسعه و ترويج و احياي فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه ي انقلابي ما نقش داشت و جوانان را حسيني و عاشورايي بار آورد. در سخنان و پيام هاي حضرت امام خميني «ره» نمونه هايي از همان روح حسيني و عاشورايي را مي بينيم، كه مجموعه اين سخنان، خود كتابي مبسوط مي شود. از جمله:
«مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگي سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ايم تا فرزندانمان در مقابل كفر جهاني با سرافرازي بايستند. » (صحيفه نور، ج 14: 266)
«من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه ي دفاع از مسلمانان آماده ساخته ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.» (صحيفه نور، جلد 20: 113)
«خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علي است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه ي آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است. » (صحيفه نور، ج 15: 154)
با اين توصيفات فرهنگ ايثار و شهادت از يك سو بيدارگر وجدان ها و برانگيزاننده انسانها براي مبارزه با ستم و زور است و از سويي ديگر رسوا كننده حاكماني است كه از جهل و غفلت مردم بهره مي گرفتند و با نام دين، سلطه اي جابرانه و ضد ديني داشتند.
جان كلام در همين جمله ي آخر نهفته است و توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت براي عصر حاضر نيز بدين صورت است كه حماسه هاي خونين و اميد بخش و انگيزه آفرين شهدا را زنده نگه داريم و به هر شكلي با برنامه ريزي هاي حساب شده، موضوع شهادت، رزمندگان، جبهه هاي نبرد، تظاهرات و راهپيمايي ها، مبارزات پيش از انقلاب، شهداي عزيز، آزادگان و جانبازان، عملياتهاي دفاع مقدس، آثار هنري، نقاشي، طرح، پوستر و امثال اين گونه مظاهر مربوط به فرهنگ ايثار و شهادت را كه همه از عاشورا الهام گرفته اند به «ياد» آوريم و جزو فرهنگ عمومي جامعه سازيم و همان گونه كه عاشورا با همه مظاهر و مضامينش در طول قرنهاي متمادي، در دل و جان و زندگي و ذهن پيروان امام حسين (ع) جاي گرفت و با برنامه هاي مختلف زنده ماند، فرهنگ ايثار و شهادت تاريخ معاصر را نيز، به حافظه تاريخ بسپاريم تا به آيندگان منتقل شود و از اين منابع الهام بخش و حركت آفرين و ايده بخش، حداكثر استفاده رادر تربيت نسلي با ايمان، شجاع، عزتمند و صبور و مقاوم ببريم.
در خاتمه...
ضمن سپاسگزاري فراوان از 1- بسيج اساتيد دانشگاه شيراز2- استانداري فارس 3- بنياد فارس شناسي 4- اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان فارس و همچنين برگزار كنندگان چنين همايش هايي كه مي توانند گامي در جهت رشد و اعتلاي فرهنگ جامعه بردارند، اميد است كه ما فرهنگيان و تمامي دست اندركاران تعليم و تربيت با توجه به امر مهم «بهره وري» در توسعه و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، ان شاء الله شاهد حضور سربلند و قدرتمند كشور عزيز اسلاميمان در افقهاي آينده باشيم.
« والسلام علي من اتبع الهدي»
منابع و مأخذ:
1. سيد رضي. نهج البلاغه. ترجمه فيض الاسلام.
2. شريعتي، علي. حسين وارث آدم. (1380). تهران: شركت انتشارات قلم.
3. عميد زنجاني، عباسعلي. جهاد از ديدگاه امام علي در نهج البلاغه. (1363). تهران: وزارت ارشاد اسلامي.
4. عاملي، حر. بيروت: دار احياء التراث العربي.
5. فيروز آبادي، محمد بن يعقوب. القاموس المحيط. (1991). بيروت: دار احياء التراث العربي.
6. كليني، محمد بن يعقوب. اصول كافي. (1388). تصحيح علي اكبر غفاري، تهران: دارالكتب اسلاميه.
7. محدثي، جواد. پيام هاي عاشورا. (1381). انتشارات اداره آموزش هاي عقيدتي سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه.
8. مطهري، مرتضي. حماسه ي حسيني. (1363). تهران: انتشارات صدرا.
9. مطهراي، مرتضي. قيام و انقلاب مهدي (عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ. (1354). تهران: وحي.
10- معلوف، لويس. المنجد في اللغه. (1378). تهران: سپاس.
11- مجموعه مقالات: عزت و افتخار حسيني. با مقدمه سيد جعفر شهيدي، (1382). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
12- مجلسي، محمد باقر. بحار الانوار. (1403). موسسه الوفاء.
13- طريحي، فخرالدين. مجمع البحرين. (1367). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
14- نسايي، احمد بن شعيب. سنن النسايي. (1348). بيروت: دارالفكر.
15- نجفي، محمد حسن جواهر الكلام. (1367). تحقيق عباس قوچاني. تهران: دارالكتب الاسلاميه.
16- نوري، ميرزا حسين. مستدرك الوسايل. (1407). تحقيق و نشر موسسه آل البيت (ع) الاحياء التراث.
نويسنده: طاهره انصاري كارشناس زبان و ادبيان فارسي
حسن ظهرابي كارشناس متالوژي