0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
دوشنبه 4 بهمن 1389  5:45 PM

عنوان : تبيين جامعه شناختي فرهنگ شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
بيان مسئله

براي جامعه ما شهادت و مفاهيم مرتبط با آن از قبيل فرهنگ شهادت مفهومي آشنا است؛ اما به همان اندازه كه آشنا است، دستخوش تحريف و ابهام نيز بوده است و ادراك عمومي از شهادت، فايده اي موقتي را بر آن مترتب ساخته است و نوعي حجاب آشنائي و بداهت و حجاب معاصرت، موجب بوجود آمدن احساس بي نيازي به مطالعه آن و در نتيجه عدم شناخت درست از شهادت گرديده است. بعبارت ديگر تحقيق در اين موضوع امري سهل و ممتنع است، يعني با توجه به اشاراتي كه در منابع اسلامي، عرفاني شده و همچنين جامعه ما در شرايطي خاص آنرا درك كرده است سهل مي نمايد؛ اما از آن طرف كه مربوط به باطن و درك حقيقي آن مي شود، ممتنع است. از طرف ديگر در اين زمينه كار علمي و دانشگاهي كم انجام شده است و غالب كارها شعارگونه و در قالب مناسبت ها و مراسم ها صورت گرفته است. اين همه در حالي است كه شهادت بعنوان موضوع ديني- اجتماعي در بسياري از مقاطع نقش مهمي را در مجموعه پديده هاي اجتماعي ايفا نموده و صورت يك پديده و ارزش اجتماعي را به خود گرفته است، ضمن اينكه بطور مستمر در بستر حقيقي خود يعني جنگ و جهاد در فرهنگ اسلامي وزنه اصلي را داشته است.
انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي(هشت سال دفاع مقدس) از جمله وقايع بزرگي بودند كه شهادت را نه در عرصه نظر، كه در عرصه عمل معنا نمودند و امروز با گذشت 28 سال از انقلاب، جامعه ايران اسلامي با تقديم هزاران شهيد در مرحله تثبيت پايه ها و سير تكاملي خود است و از آنجا كه ظهور پديده انقلاب و ثبات نظام اجتماعي جديد حاصل از آن مديون خون شهدائي است كه در راه ميهن و مكتب خود دفاع نموده و خود را قرباني آن نمودند، لذا مقوله شهادت بطور جدي وارد عرصه هاي اجتماعي گرديده و با مجموعه مفاهيم مرتبط خود و نهادهاي متشكله آن، صورت پديده اجتماعي و فرهنگ را بخود گرفت. اينك مفهوم «فرهنگ شهادت» با آن پشتوانه غني در منابع و متون ديني بصورت فرازماني و فرامكاني و به صورت خاص در فرهنگ اسلامي و بطور اخص در جامعه اسلامي ايران، بصورت عيني و علمي رخ نموده و نظر هر جستجوگر و پژوهش كننده اي را جلب مي نمايد.
در اين راستا تبيين مفاهيم شهادت و فرهنگ شهادت مسئله اصلي مقاله حاضر را تشكيل مي دهد. تبيين جامعه شناسانه اين پديده، مختص بررسي دو مقوله شهادت و فرهنگ شهادت مي باشد. بررسي متقابل اين دو مقوله پاسخي است براي يافتن حلقه ارتباطي آن دو و پاسخ به اينكه چرا و چگونه هم اكنون شهادت يك فرهنگ است.

شهادت و فرهنگ شهادت
واژه شهيد به معناي شاهد، گواه و كشته شده در راه خدا آمده است. اگر فرد مرگي را انتخاب كند كه داراي دو مشخصه باشد، در اسلام از او بعنوان شهيد ياد مي كنند:
1. در راه خدا كشته شود.
2. مرگ او مرگي آگاهانه باشد.
در غيراينصورت اگر فردي كشته شود، در ديدگاه اسلام شهيد محسوب نمي شود. اگر كسي مدعي مرگ و كشته شدن در راه خدا باشد، مانند خوارج و يا اگر مرگش مرگي آگاهانه باشد، ولي در راه خدا نباشد، شهيد به مفهوم اسلامي آن تعبير نمي شود؛ مانند مرگ بسياري از مبارزان با استعمار و استبداد در جهان، گرچه قابل احترام هستند، اما از ديدگاه اسلام شهيد نيستند. پس كشته شدن آگاهانه و در راه خدا شهادت محسوب مي شود.
در نزد همه انسانها در سراسر جهان، كساني كه براي مردم قابل احترام بوده و براي ايشان اهميت خاص دارند، كساني هستند كه براي آسايش ديگران ورهايي ايشان ازظلم وجورو ستم و جهل كشته شده اند. وقتي از ايشان ياد مي شود، همواره هاله اي از احترام در اذهان نقش مي بندد و همه ملتها براي چنين كساني يادبودها و آيين هاي خاص قايل هستند و در اكثر كشورها بناي«يادبود سرباز گمنام» حكايت از اين احترام دارد. در هندوستان، بر روي بنايي در دهلي نو كه به آن «Indiagate» يا «دروازه هند» مي گويند، اسامي كشته شدگان در راه استقلال كشورشان را حك نموده اند تا براي آيندگان نمودي از مبارزان راه آزادي و استقلال از زير يوغ استعمار انگلستان باشد.
در همه فرهنگها، براي كشته شدن در راه آزادي كه به تعبير شهيد مطهري به انگيزه «برقراري ارزشهاي واقعي بشري» گام برداشته اند، واژه مختص و ويژه اي وجود دارد.
در زبان انگليسي، معادل واژه شهيد كلمه (martyre) و شهادت (martyrdom) آمده است. نكات مذكور نشان مي دهد كه همه افرادي كه مرگي در راه اهداف متعالي برمي گزينند و جان خويش را براي آسايش ديگران فدا مي كنند، قابل احترام، تقدير و ارزشمند هستند.
در اسلام، شرط اصلي براي شهادت، همانطور كه ذكر آن رفت، مرگ آگاهانه و كشته شدن در راه خدا است. در اسلام، شهدا از اجر و قرب والايي برخوردارند و كساني هستند كه «عندربهم يرزقون» بوده و در نزد خدايشان روزي مي خورند. شهيد اگر در ميدان كشته شود، نياز به غسل ندارد. او به محض داخل شدن به جرگه شهدا، يكي از سه گروه مقربان درگاه خداوند مي شود، كه نزد خداوند شفيع بوده و ديگران را شفاعت مي نمايد.
پس شهادت در مفهوم اسلامي آن عبارتست از: مرگي كه انسان با توجه به خطرات احتمالي يا ظني يا يقيني فقط بخاطر هدفي مقدس و انساني و به تعبير قرآني«في سبيل ا...» از آن استقبال كند.
شهيد داراي خلقيات، خصايس و ويژگيهايي است كه شايستگي كشته شدن در راه خداوند را پيدا مي كند و آثار اين خلقيات در جامعه تأثير گذاشته و ماندگار خواهد بود و اگر افراد جامعه خصوصيات رفتاري ايشان را الگو قرار دهند، به سعادت خواهند رسيد و اين الگوي رفتاري و اخلاقي مفهومي از فرهنگ شهادت را مي رساند.
در بحث فرهنگ شهادت نيز همچون فرهنگ، فرهنگ مادي(وجه فيزيكي مانند تربت و مقبره شهيد، وسايل و آثار بجاي مانده و موزه شهدا، آثار حجمي و...) و فرهنگ معنوي (باورها و ارزش ها و اعتقادات و...) مطرح است؛ بنابراين فرهنگ شهادت عبارتست از «سيره شهدا، نحوه تأثير سيره شهدا و اثرگذاري آن درجامعه».
بطور كلي فرهنگ شهادت عبارتست از تمامي آثار باقي مانده از شهيد، اعم از غيرمادي و معنوي مثل باورها، اعتقادات، خلقيات، رفتارها، اهداف و ديگر وجوه معنوي و الهي شهيد كه الهام گرفته از قرآن و معصومين عليهم السلام مي باشد و آثار مادي آن عبارتند از تربت پاك شهيد، وسايل شخصي، اسامي خيابانها، مراسم مربوط به شهيد، آثار مكتوب و كلاً هر آن چيزي كه قابل مشاهده و لمس بوده و يادآور شهيد باشد.

فرهنگ شهادت و ويژگي هاي عمده فرهنگ
از آنجا كه شهادت يك فرهنگ است، با تعاريف ديگر و جنبه هاي فرهنگ نيز همساني و مطابقت دارد. به همين جهت در اين قسمت سعي مي شود فرهنگ شهادت با برخي ابعاد فرهنگ سنجيده شود.

1- فرهنگ عام ولي خاص است
در مورد پديده هاي فرهنگي، صاحبنظران اين حوزه از مفهوم بشري معتقدند كه تمامي جنبه هاي فرهنگ به نحوي در تمامي جهان وجود دارد، ولي در عين حال هر جامعه فرهنگ مخصوص خود را حفظ كرده و آنرا تداوم مي بخشد. زبان و ادبيات يك فرهنگ عام است؛ اما در عين حال خاص است، يعني هر جامعه اي زبان و ادبيات مخصوص خود را دارد. در يك كشور، فارسي، در سرزميني ديگر، عربي، و در بعضي نقاط انگليسي و سرانجام اينكه هر جامعه در همه ابعاد كوچك و بزرگ، زبان مخصوص خود را دارد. مثال بعدي، مذهب و باورها و اعتقادات معنوي يك جامعه است. در تمامي جوامع دنيا، پديده اي به نام باورهاي معنوي و ديني وجود دارد؛ اما در عين حال، هر جامعه اي دين و آيين مخصوص خود را دارد؛ چون اين پديده ارزشي و اعتقادي است، غالباً پيرو هر آيين، ايمان و اعتقاد خود را حقيقت مي پندارد.
بهرحال، در تمامي جهان باورها و اعتقادات ديني- معنوي اعم از توحيدي و غيره توحيدي وجود دارد كه خاص بودن فرهنگ براي بخش هاي گوناگون جامعه انساني را مطرح مي سازد. وقتي در ميان نوشته ها و گفتار علماء، سخن از «فرهنگ اسلامي» به ميان مي آيد و مراد از آن معارف ديني در اسلام است، اگر اين موضوع را بپذيريم كه فرهنگ پديده اي جهاني است، فرهنگ اسلامي مفهومي خاص مي گردد كه به باور مسلمين دين اسلام، ديني است توحيدي، حق و تحريف نشده...
«فرهنگ شهادت» در اعتقادات مسلمانان، فرهنگي است كه خمير مايه و محتواي آن را اسلام تشكيل مي دهد؛ اما در ديگر فرهنگ ها نيز واژه اي معادل شهيد وجود داشته و شباهتهايي مثل: آسايش ديگران را بر منافع شخصي ترجيح دادن، صبر و استقامت، سازش ناپذيري در مقابل دشمنان، زير بار ذلت نرفتن، به زندگي حيواني تن ندادن و نترسيدن از مرگ، مشاهده مي شود.

2- فرهنگ ثابت ولي متغير است
پديده هاي فرهنگي بطور دائم در حال تغيير هستند؛ اما نوع و شكل پديده ها در فرآيند تغيير متفاوت هستند و از شدت و ضعف گوناگوني برخوردارند. پديده هايي مثل لباس و مد آن شايد دائماً در حال تغيير باشد و مردم در مقابل آن چندان حساسيتي نشان ندهند. زبان نيز مثال ديگري است كه تغيير آن كندتر صورت مي گيرد و در عين حال همين زبان نيز در طول زمان بدليل برخورد با علوم، فنون، فرهنگها و تمدن ها تغيير مي ابند؛ اما اين تغيير را چندان احساس نمي كنيم. اگر يك برش تاريخي 50 تا 100 ساله بزنيم و زبان امروز را با يك قرن پيش مقايسه كنيم، نوع گفتار، واژه ها و... بسيار تغيير كرده اند.
شهادت نيز، گرچه از لحاظ محتواي اصلي خود در طول تاريخ تغيير نكرده، يعني در هر زمان و مكان، «هر كسي كه با مرگي آگاهانه ودر راه خدا كشته شود»، شهيد است، اما هم نوع كشته شدنها و هم نوع تبيين و تفسيرها و تحليل ها متفاوت و رو به تكامل است. درست است كه حمزه شهيد در احد، امام حسين(ع) شهيد در كربلا، مدرس شهيد در دوران ستم شاهي پهلوي، ابراهيم همت و مهدي باكري شهداي جنگ ايران و عراق، همگي شهيد هستند، اما كيفيت شهادت و آمال و آرزوهاي متفاوتي داشتند. در عين حال كه شهادت همگي ايشان براي اعتلاي اسلام بود، اما«استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي» شعاري بود كه آرزوي شهيد باكري و تمامي شهداي انقلاب اسلامي بود. حضرت علي(ع) و استاد مطهري و آيت اله دستغيب، هر سه بوسيله ترور شهيد شدند. و به سه شكل متفاوت؛ يكي با شمشير، ديگري با گلوله و سومي با انفجار به ديدار دوست شتافتند.

3- فرهنگ اجباري ولي اختياري است
يك فرهنگ پويا، فعال و زنده در جامعه، انسانها را تحت تأثير قرار مي دهد تا آنجا كه بنظر مي رسد اجباري است، يعني انسان مجبور است در جامعه فرهنگ پيرامون را بپذيرد. ما به زبان اجتماع خود صحبت مي كنيم، لباس مشابه جامعه را مي پوشيم، حال آنكه فرهنگ كمتر خود را تحميل مي كند. بلكه در كنار آن اختيار هم وجود دارد و اين دو در كنار هم باعث تداوم فرهنگ از نسلي به نسل ديگر مي شود(اجباري بودن فرهنگ) و در عين حال، انسانها با نوآوري در فرهنگ جامعه، باعث تغيير و تحول و تكامل فرهنگ مي شوند(اختياري بودن فرهنگ).
فرهنگ شهادت نيز در جامعه حضور دارد و كودكان آينده نام و ياد شهيدان را خواهند آموخت و در جاي جاي تاريخ آينده ما قدردان نسل انقلاب و جنگ خواهند بود، همانند نسل هاي متمادي كه با نام و ياد امام حسين(ع) زندگي كرده اند؛ اما در عين حال اين فرهنگ تحميلي نيست بلكه انسانها در پذيرش و عدم قبول آن مختارند.

كاركردهاي مختلف فرهنگ شهادت
در اينجا به برخي از كاركردهاي فرهنگ شهادت كه اشاره مي گردد:
- فداكردن جان براي حفظ ارزشها: در جوامعي كه احترام و وفاداري به ارزشها يك اصل محسوب شده و براي جامعه اهميت دارد، در صورت به خطر افتادن ارزشهايي كه مهم هستند، در مقاطعي از تاريخ افراد جان خويش را كمتر از ارزشها مي پندارند وحاضر مي شوند جهت بقاء و حيات جامعه و ارزشهاي آن جان خويش را فدا كنند. در باور شيعه و مسلمانان دين، ميهن از جمله مهمترين و مقدس ترين ارزشهاست، لذا زماني كه چنين ارزشهايي دچار خطر شده و مورد تعرض قرار گيرند، افرادي حاضرند جان خويش را با توسل به سلاح شهادت در راه نجات دين و ناموس و ميهن فدا نمايند؛ زيرا كه «حب الوطن حسن الايمان» و مردم با ايمان نمي توانند شاهد تطاول بيگانه بر سرزمين خويش بوده و آسوده بنشينند.
اميل دوركيم جامعه شناس فرانسوي، مرگ داوطلبانه جهت حيات، دوام و بقاء جامعه را از نوع خودكشي «دگرخواهانه» تفسير مي كند. همه انواع ديگر خودكشي به خاطر بريدن و جداافتادگي فرد از سيستم اجتماعي و يا بخاطر بحران و فروريختگي سامان اجتماعي به وقوع مي پيوندد؛ اما خودكشي «ديگرخواهانه» زماني اتفاق مي افتد كه رابطه فرد با جمع از بين رفته و فرد از سيستم جدا نشده است و حتي با سيستم رابطه اي بسيار قوي دارد. هنجارهاي جامعه هم از بين نرفته است و هنوز داراي مشروعيت هستند؛ منتها خطري جامعه را تهديد مي كند و براي رفع خطر «ايثار» لازم مي شود. ايثار ايجاب مي كند كه فرد به خاطر حفظ سيستم، خودش را به كشتن دهد، نه اينكه خودكشي كند، بلكه خودش را به كشتن دهد؛ به عبارت ديگر بقاي جامعه را به بقاي خود ترجيح مي دهد.
گرچه با شهادت بهترين و مؤمن ترين مردان خدا كشته مي شوند، كساني كه مي توانستند منشأ آثار خير و بركت براي جامعه باشند و اين موضوع به عنوان يك آسيب براي جامعه به شمار مي رود؛ اما از سويي ديگر با مرگ خودشان به جامعه تداوم و ثبات وحيات دوباره بخشيده اند و در جهت دفاع از ارزشها جان خويش را فدا كرده اند.
- عزت نفس بخشيدن به افراد جامعه: براي مردمي كه مورد تجاوز و تحقير قرار گرفته اند! عامل تجاوز و تحقير نيز هيچ يك از معيارهاي انساني، اخلاقي، ديني و عرفاني را مراعات نمي كند. تنها سلاح مبارزه در دست اهل جبهه حق، شهادت است؛ به عبارت ديگر شهادت در مراحلي از تاريخ تأمين كننده عزت براي يك ملت است.
- ايجاد هويت وهدف مشترك در ميان افراد يك جامعه: مؤلفه هاي اماميه شهادت، يعني گام برداشتن در راه خدا و مرگ داوطلبانه در موقع لزوم، هويت و هدفي مشترك را براي افراد جامعه ايجاد مي نمايد و مي تواند الگو و راهكار عملي براي نسلها و ملل تحت ظلم و ستم باشد.
- عامل همبستگي اجتماعي: عاشورا، عزاداري، نوحه خواني، حسين، زينب، كربلا و... مفاهيمي هستند كه موجب همبستگي شيعيان در طول تاريخ حيات به شمار مي روند و يك انگيزه قوي جهت همدلي، اتحاد و اتفاق در تاريخ مبارزات شيعه مي شوند.
ايجاد روحيه ظلم ستيزي و عدالت طلبي در جامعه، و احساس خطر صاحبان سلطه و ظالمان و مخالفان عدالت و قسط تا زماني كه مشعل شهادت در جامعه فروزان است.
عامل استقلال و حفظ تماميت ارضي كشور در مقابل اجانب و بيگانگان.
عامل ايجاد شور و نشاط و تحرك براي ملتي كه به خمودي كشيده شده است. مي گويند يكي از آرزوهاي سيد جمال الدين اسدآبادي اين بود كه يكنفر بيايد و روحيه پرخاشگري نسبت به استعمار را در مشرق زمين و بويژه مسلمانان ايجاد نمايد.

بحث پاياني و نتيجه گيري
اصطلاح فرهنگ را امروز در عنوان كتاب ها و مقالات و بحث ها بصورت فرهنگ روستائي، فرهنگ شهري، فرهنگ غذاخوردن، فرهنگ لباس پوشيدن، فرهنگ معاشرت، فرهنگ آفريقائي، فرهنگ عشايري، فرهنگ فقر، فرهنگ طبقاتي، فرهنگ ماشيني(صنعتي)، فرهنگ سنتي، فرهنگ باستاني، فرهنگ ايراني، فرهنگ اسلامي يا تركيباتي مانند بي فرهنگ، بافرهنگ،ضدفرهنگ، شبه فرهنگ، فرهنگيان و نمونه هاي فراوان ديگر در زمينه هاي فني و اجتماعي و ادبي و اخلاقي و اعتقادي بكار مي برند كه اغلب با مفاهيم تربيت، معارف، سنن، فنون، شيوه، اصول، هنر، تمدن و موازين معادل و مترادف است و در نهايت هيچكدام از اين مفاهيم مغاير با تعريف جامعه شناسي و مردم شناسي نيست؛ زيرا هر مفهومي كه مورد نظر باشد از تعريفي كه فرهنگ را شامل تمامي ميراث، انديشه ها و رفتارها و تجربه هاي انسان مي داند، بيرون نيست.
با توجه به قلمرو گسترده اين تعاريف، امروزه در همه زمينه هاي علوم انساني، هر پژوهش و نگرشي نيازمند شناخت كلي مراحل و تحولات فرهنگي است. در اينباره جامعه شناسان، نهادها و نظامهاي اجتماعي و تحولات سياسي و مناسبات اقتصادي و خصوصيات اعتقادي جامعه را بررسي كرده و براساس شناخت آن برنامه ريزي مي كنند.
با اين توصيف و با اتكاء بر تركيب هاي فوق، از فرهنگ با ساير مقولات اجتماعي و معاني حاصل از آن در قلمرو گسترده پديده هاي اجتماعي، مراد از مفهوم فرهنگ شهادت، نيز چنين معنايي است؛ چنانچه اصطلاح «فرهنگ اسلامي» كه در سالهاي اخير و خصوصاً بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در آثار علماي دين و روحانيان رواج يافته و نيز در كتب درسي كه تحت اين عنوان منتشر شده، غالباً به معني بينش و معارف و اصول و فروع دين و مسائل فكري و نظري در معتقدات اسلامي است و معادل اصطلاح معارف اسلامي بكار مي رود و در بيان فرهنگ اسلامي بيشتر بر ايدئولوژي تكيه مي شود.
براين اساس فرهنگ شهادت نيز به باورها، ارزش ها و اعتقادات برگرفته از منابع ديني و عرف جامعه نظر دارد كه ارزش هايي همچون ايثار و كشته شدن آگاهانه در راه خدا، غير، همنوع، وطن، جامعه و ارزش هاي آن، تأكيد و تروج مي نمايد؛ بنابراين به قاعده ترمينولوژي كلام و مباني نظري آن در بطن ارزش هاي جامعه، قلمرو گسترده فرهنگ و عموميت پديده شهادت(حال به صورت گوناگون در فرهنگ هاي مختلف) و ارتباط آن با ساير مقولات و پديده هاي اجتماعي از قبيل جنگ وجهاد...ودر يك كلام بستر اجتماعي آن كه ساز و كارهايي اجتماعي و فرهنگي را براي پديد آمدن آن فراهم مي نمايد، بعنوان يك موضوع اجتماعي از منظر جامعه شناختي مطالعه و تبيين مي شود.
چنانكه آمد، جامعه شناساني از قبيل دوركيم، وبر و همچنين تئوري مبادله كه در اين مقاله بدان اشاره رفت، به بررسي آن پرداخته و آنرا به عنوان موضوع و پديده اجتماعي مطالعه كرده اند.
دوركيم كنش هاي افراد و نظم حاكم بر روابط انسانها و جامعه انساني را تحت تأثير ارزش ها و نيروي اخلاقي حاكم بر افراد مي داند و معتقد است هنگامي كه فرد ارزش هاي جامعه را ارزش هاي خود بداند و ميزان همبستگي اجتماعي اش با جامعه و ارزش هاي آن زياد باشد، دست به خودكشي دگرخواهانه مي زند. در چنين حالتي انسان حاضر است براي بقاي جامعه دست به ايثار زند تا حدي كه از جانش هم دريغ نمي كند.
بنابر ديدگاه ماكس وبر، رفتار شهادت طلبانه بيشتر يك رفتار عقلاني معطوف به ارزش است، چنانكه از معني تكليف، رسالت و تعهد استنباط مي شود. شهادت در نظر او غالباً براساس كنش عقلاني مبتني بر ارزش تفسير مي شود. انگيزه اين كنش در نظر فردي كه به آن دست مي زند براي او تكليف و علاقه به ارزش هايي است كه او خود را متعهد به آن مي داند. اين تعهد ممكن است ديني، اجتماعي يا اخلاقي باشد؛ بنابراين كنشگر با توجه به اصول و اعتقاد خود فقط به دنبال نتيجه و سودمندي عمل نيست، بلكه او مي خواهد به تكليف خود عمل كند.
در ديدگاه مبادله، انسانها هم به مبادله كالاهاي مادي و هم به مبادله كالاهاي اجتماعي نظير محبت و تائيد اجتماعي مي پردازند و همواره اين پرسش مطرح است كه چه سودي نصيب من خواهد شد يا چيزي به من خواهد رسيد. جرج هومنز معتقد است انسانها براي آن چيزي كه براي آنها ارزش بيشتري دارد تلاش بيشتر مي كنند. در اين ديدگاه، انگيزه هاي ديگرخواهانه يعني كساني كه مال و جان خود را براي نجات ديگران به خطر انداخته و دست به ايثارگري مي زنند نيز مطرح است. اسكيدمور در اين باره مي گويد: ديگرخواهان به دنبال نوعي رضايت معنوي هستند، هر چند كه مستلزم خسران مالي باشد؛ اما موجب خوشحالي و رضايت شخص را فراهم مي كنند. در موضوع شهادت ارزش هاي جامعه با ارزش هاي مشخص و اعتقادي فرد هماهنگ و در ارتباط است و موضوع معامله با خدا مطرح است.




منابع وماخذ

1- آزمون، ريمون. مراحل اساسي انديشه درجامعه شناسي. (1366). ترجمه باقرپرهام. تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامي.
2- جعفري محمدتقي. ترجمه وتفسيرنهج البلاغه. (1367). تهران: نشرفرهنگ اسلامي جلد4-5-7-27.
3- جعفري، سيدحسين. تشيع درمسيرتاريخ. (1356). ترجمه آيت الهي. تهران: دفترنشرفرهنگ فرهنگ اسلامي.
4- حسيني، سيدمحمدحسين. لمعات الحسين. (1352). تهران: انتشارات باقرالعلوم.
5- خميني، روح الله الموسوي. صحيفه نور. سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي.
6- دوركيم، اميل. درباره تقسيم كاراجتماعي. (1369). ترجمه باقرپرهام تهران: نشرسپهر.
7- ذاكري، سيدمجتبي. مقام شهيد در پيشگاه پروردگار. (1360). مشهد: نشرمرتضي.
8- رزمجو،حسين. انسان آرماني و كامل درحماسه هاي عرفاني. (1368). تهران: انتشارات اميركبير.
9- روح الاميني، محمود. زمينه فرهنگ شناسي. (1365). تهران: انتشارات عطار.
10- ژولين فروند. جامعه شناسي ماكس وبر. (1360). ترجمه عليمحمدكاردان. تهران: مركزنشردانشگاهي.
11- سجادي، سيدضياءالدين. مباني عرفاني وتصوف. (1372). تهران: انتشارات سمت
12- شريعتي، علي. شهادت. (1356). تهران: انتشارات قلم.
13- شريعتي، علي. حسين وارث آدم. (1353). تهران: انتشارات قلم.
14- عنايت حميد. انديشه سياسي دراسلام معاصر. (1372). ترجمه بهاءالدين خرمشاهي. تهران: انتشارات خوارزمي.
15- كوزر، ليوئوس. زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي. (1376). ترجمه محسن ثلاثي. تهران: انتشارات علمي.
16- گوهري، سيد اسماعيل. آرزوي شهادت. (1366). تهران: چاپ شفقي.
17- گوستاو لوبون. تمدن اسلام وغرب. (1334). ترجمه علي اسدي. تهران: انتشارات علمي.
18- مازلو، آبراهام. افق هاي والاي فطرت انسان. (1374). ترجمه احمد رضواني. مشهد: آستان قدس.
19- مطهري، مرتضي. حماسه حسيني. (1366). تهران: انتشارات صدرا.
20- مطهري، مرتضي. قيام و انقلاب مهدي. (1360). تهران: انتشارات صدرا.
21- محسني، منوچهر. انحرافات اجتماعي؛ انگيزه ها و علل خودكشي. (1367). تهران: انتشارات مروي.
22- هاشمي نجف آبادي، سيدرضا. فرهنگ شهادت. (1362). تهران: انتشارات سازمان تبليغات اسلامي.

نويسنده: عبداله ارژندي: كارشناس ارشد جامعه شناسي و مدرس دانشگاه


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها