0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
دوشنبه 4 بهمن 1389  5:23 PM

عنوان : چيستي فرهنگ ايثار و شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
ما راه بازگشت نداريم، محاصره شده ايم. اگر نمي توانيد به كمكمان بيائيد، به بچه ها بگوئيد ما را حلال كنند!، اگر كاري نداريد، خداحافظ!» اين ها آخرين كلماتي بود كه از پشت بي سيم، از زبان فرمانده شهيد شنيده شد.
آنجا هنگامه اي به پا بود كه تاريخ فقط يك بار آن را ديده بود!
سرزمين شور و شعور، سرزمين نياز و نماز؛ اشك هزار هزار شمع، بال هاي سوخته هزار هزار پروانه و يك آسمان لاله پرپر. آنجا زمين بوي بهشت مي داد. آنجا خدا بود و كوچه هاي «اخلاص» ! نامهرباني سال ها بود كه رخت بر بسته بود، دل ها مهربان مهربان. آنجا هر روزش عيد بود- كه در آنجا خدا هرگز معصيت نشد. آنجا منيت ها لجن مال شده بود، شهوت از بي رونقي دق كرده بود، عصيان اسير سرپنجه هاي «تسبيح» گشته بود. آنجا همه اهل «دعا» بودند، همه اهل «تكبير» همه اهل «مسجد» . آنجا هيچ ستاره اي غروب نكرد. آنجا هميشه خورشيدها بر نيزه ها و زير تانك ها قرآن مي خوانند. آنجا قلب زندگي در چاه هاي «درد» مي تپيد، و اشك تنها مرهم ديدگان! آنجا هيچ فاصله اي نبود، همه يك رنگ، همه يك جامه، خاكي خاكي!
در آنجا گناه، غريبه اي بود كه هيچ گاه پايش به دروازه آن شهر نرسيده بود، گناه ديو سياه افسانه هايشان بود. آنجا، جاي ماندن نبود، خيمه ها همه موقتي بودند. آنجا مردان همه سرود «رضا» مي خوانند و تكبير هلهله مي كردند. آنجا سرزمين افسانه ها، اسطوره ها، سرزمين ايثار، سرزمين شاهدان شهيد، سرزمين خدا بود. و اينجا...؟
امروز ما در جامعه اي در حال گذار زندگي مي كنيم، در نتيجه، بسياري از ساختارهاي موجود در حال تغييرات نسبتاً محسوس است. ساختارهايي از قبيل معيشت، اهداف روابط كاري و نوع مشاغل، ارز ش ها و فرهنگ، محتويات آموزش در اشكال رسمي و غيررسمي و... در حال تحول است.
تحولات مذكور بالا، ناشي از عوامل متعددي است كه بخشي از آنها دروني و بخشي از آن نيز بيروني است. يكي از عمده ترين عوامل تحولات فرهنگي، گسترش ارتباطات و تبادل اطلاعات و همچنين وسايل ارتباط جمعي است و از محصولات آن، فاصله نسل ها است كه طبق آن نوجوانان و جوانان، با ارزش ها و هنجارهاي سنتي بيگانه شده و از آن فاصله مي گيرند (بحران هويت).
به هر حال در شرايط فعلي، شايد بتوان گفت كه ما بيش از هر زمان ديگر به دور از شعار و با توجه به واقعيت هاي جامعه نياز به ارزشيابي و بازشناسي و نيز برنامه ريزي عملي فرهنگي داريم. بنابراين در ضرورت پرداختن هر چه جدي تر و واقع بينانه تر به بخش فرهنگ كه طبعاً داراي ارتباطات عميقي با ساير حوزه ها مانند اقتصاد، سياست و امور اجتماعي و... است كه نمي توان ترديدي اعمال داشت. فرهنگ داراي ويژگي ها و كاركردهاي بسياري است كه وقوف آنها مي تواند ما را در انتخاب راهكارهاي فرهنگي ياري رساند. فرهنگ از طريق اجتماعي شدن است كه منتقل مي شود. در نتيجه مي بايستي براي اشاعه فرهنگ «ايثار و شهادت» مكانيزم هاي جامعه پذيري را مطالعه نموده و دانست كه انسان ها از طريق نهادها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي سازند و اين معنا يعني «ايثار و شهادت» ، نمادي است كه حاصل ارزش هاي فرهنگي است و نماد، علامتي است كه مي تواند مظهر يك چيز عادي و ارزشي شود.
مفاهيم فرهنگ
فرهنگ مقوله اي است كه بسياري از انديشمندان، متفكرين و صاحب نظران علوم اجتماعي درباره آن سخن گفته اند. جا دارد ابتدا اهميت فرهنگ را از زبان امام خميني(ره) بشنويم: «بي شك بالاترين و والاترين عنصري كه موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را نشان مي دهد» . (۱) از فرهنگ، تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است، به طوري كه تأكيدي خاصي كه از كاربرد آنها نشأت گرفته است و مي توان به چند دسته تقسيم كرد.(۲)
۱- تعريف هاي تاريخي: كه تكيه بر ميراث اجتماعي در طول تاريخ جامعه دارد.
۲- تعريف هاي روان شناختي: كه تكيه بر الگو و روش تسهيل سازگاري با محيط و جامعه دارد.
۳- تعريف هاي ساختاري: كه در آن تأكيد بر ايجاد شده ها توسط اجتماع بشري دارد.
۴- تعريف هاي تشريحي: تأكيد بر عناصر تشكيل دهنده فرهنگ دارد و...
اما منظور از اين تقسيمات، يك نتيجه گيري مهم است و آن اين است كه «وسعت قلمرو فرهنگ به وسعت حيات اجتماعي است و مهم ترين خصوصيت، اين است كه امر عرضي نيست. بلكه انسان آن را در ضمن زندگي در بين مردم به خصوص فرا مي گيرد. انسان با فرهنگ به دنيا نمي آيد، بلكه ضمن رشد در داخل يك فرهنگ خاص، ذخاير انديشه و ميراث هاي معنوي شكل گرفته و در طول سال هاي پيشين مي آموزد» اگر از تعاريف فرهنگ عبور كنيم، بايد به سه ويژگي مهم فرهنگ اشاره كنيم كه عبارتنداز:
۱- مشترك بودن؛
۲- اكتسابي بودن؛
۳- قابليت انتقال؛
با توجه به توانايي خارق العاده انسان در يادگيري، انسان شناسان و جامعه شناسان در مورد دو ويژگي اخير فرهنگ و نيز اين موضوع كه يادگيري و انتقال فرهنگ، از طريق اجتماعي شدن و به وسيله نهادها انجام مي پذيرد، اتفاق نظر دارند.
در يك تقسيم بندي محتوايي فرهنگ ايثار و شهادت را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد:(۳)
۱- فعاليت هاي آموخته شده و مشترك نظير ايثار كردن و از جان گذشتن؛
۲- افكار و انديشه ها، نظير از جان گذشتن در راه خدا و مقابله با كفر، جهاد و...؛
۳- محصولات اجتماعي و مشترك نظير لباس ها، مقبره ها و گنبدهاي شهدا؛
۴- فن آوري، ابزارهايي كه محصولات مادي مربوط به شهادت و ايثارگري را مي سازد؛
۵- سازمان اجتماعي، نهادهايي نظير بنياد شهيد و... كه در اين زمينه فعاليت مي كنند؛
۶- ايدئولوژي، نظير ارزش ها و باورهايي كه پشتوانه فرهنگ ايثارگري و شهادت است.
معنا و مفهوم فرهنگ ايثار و شهادت
ايثار در لغت به معني «برگزيدن، عطاكردن، غرض ديگران بر غرض خويش مقدم داشتن، منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن» (۴) و شهادت يعني «مجموعه باورها، آگاهي ها، آداب و اعتقادات و اعمالي كه موجب وصول انسان به عالي ترين درجه كمال، يعني مرگ آگاهانه در راه خدا مي شود.» (۵)
ايثار، كه يك واژه عام است، در همه مكتب ها و فرهنگ ها وجود دارد، ولي در اسلام مفهوم آن از يك برتري خاصي برخوردار است و هر تلاش، فداكاري، بخشش و جايگزيني را ايثار نمي گويند، بلكه ايثار در اسلام، داراي پيش زمينه اي چون اخلاص در راه خدا بودن دارد. ايثار بيانگر رشد و معرفت انساني است و اين موقعي است كه انسان به يك تكامل روحي دسترسي پيدا كند. ايثارگري از آنجايي كه حامل پيام هايي همچون: خداخواهي، دين باوري، خدايابي، انسان دوستي و دگرخواهي، شهادت، رشادت، از خودگذشتگي، عزت و عظمت و... است، در بين ما تقدس پيدا كرده و ما از اين كه افرادي ايثارگر را در بين خودمان داريم، احساس امنيت مي كنيم. لازم به تذكر است كه صفت ايثارگري در سطح زندگي اجتماعي نيز تبلور پيدا مي كند و كاركردهاي مثبتي دارد و باعث ايجاد همبستگي هاي اجتماعي و انسجام جامعه است و مناسب نيست كه اين وجه آن ناديده گرفته شود. ايثار يك هيجان زودگذر و بروز يك احساس آني نيست، بلكه استكمال شعوري است كه در يك انتخاب تجلي مي يابد:
ايثار از خود گذشتن است، براي يافتن مفهومي برتر و والاتر در عرصه عملياتي، ايثار در زمين است. اما نگاه ايثارگر، به آسمان ها است. براساس ويژگي هاي فرهنگ، يعني «عمومي بودن» و «ناآگاهانه بودن آن» ، اين تعريف قابل نقد و بررسي است. زماني رفتار، ويژگي يا عقيده اي جزء فرهنگ مردم محسوب مي شود كه از حالت عمدي و آگاهانه درآيد. اگرچه همه عوامل فرهنگي، ابتدا عمدي و آگاهانه بوده اند. اما زماني فرهنگ محسوب شده اند كه دروني(۶) و ملكه ذهن مردم شده باشند. بعضي از خصلت هاي يادشده ايثارگري و شهادت در واقع خصلت فرهنگي ندارند و گرچه بسيار ارزشمند هستند، ولي در مقوله فرهنگ قابل طرح نيستند. در ضمن بايد بين «ايثارگري و شهادت» و «فرهنگ ايثارگري و شهادت» تفاوت قايل شد. اگر بخواهيم ايثارگري و شهادت را گسترش دهيم به صورت فرهنگي و جامعه شناختي نمي شود. زيرا يكي از عناصر مهم شهادت و ايثارگري، آگاهي، عقلانيت و خدامحوري است و اين را نمي شود به صورت رفتارهاي خود جوش ترويج كرد. اما اگر قصد داريم ارزش ها، هنجارها، عرف و قوانين و آداب و رسوم مربوط به فرهنگ ايثارگري و شهادت را گسترش دهيم، به نحوي كه در مردم اقدام به آنها نهادينه شود، از طريق فرهنگي و جامعه شناختي امكان پذير است. اين تعريف فاقد ويژگي عموميت است. زماني ما چيزي را فرهنگ مي دانيم كه در اكثريتي از مردم يك كشور، شهر يا قوم وجود داشته باشد.
باز عقلاني بودن و آگاهانه بودن ايثارگري و شهادت، از قدرت عموميت آن مي كاهد، علاوه بر اين برخي از ويژگي هاي ذكر شده در اين تعريف، قابل سنجش نيست و تازه اگر به سنجش درآيند، از ارزش آنها كاسته مي شود. زيرا افراد اجتناب دارند كه در اين زمينه منويات خود را بروز دهند و كساني كه بروز مي دهند، ممكن است براي منافع مختلف ديگري باشد. ويژگي هايي مانند خدامحوربودن، در مسير كمال حركت و رضاي خدا را به راي خلق ترجيح دادن و... مفاهيمي ديگر كه بيان شد كه خود نياز به توضيح و تعريف دارند.
فلسفه وجودي فرهنگ ايثار و شهادت از نظر اسلام
آيين مقدس اسلام؛ آيين توحيد، عقل، فطرت، رشد، كمال، صلح، صفا، مهر، محبت و آيين تعليم و تربيت است.
اسلام عشق و علاقه دارد، قلوب انسان ها را از راه ارتباط با شرك و كفر، بت و بت پرستي و بندگي نسبت به بندگان پاك كند. اسلام دعوتش را با دليل و برهان و موعظه و حسنه و جلال حسن شروع مي كند و از اين راه سعي مي كند، انسان منحرف از فطرت توحيدي را به صراط مستقيم برگرداند. اسلام، موضع گيري عليه فطرت توحيدي را كه به ضرر خود موضع گيران و مزاحم مؤمنان پاكدل است، نمي پسندد و چنانچه ببيند دشمن عالم يا معاند جاهل، در زمينه رشد انسان و انسانيت مانع ايجاد مي كند، خود را به خاطر اقامه حق، مجبور به جهاد مي بيند و براي او جهاد ابتدايي يا دفاتر فرقي نمي كند. آنچه براي او اهميت دارد، پاكسازي حيات انسان از آلودگي شرك، كفر، فسق و فجور بت و بت پرستي است. (۱)
اكنون كه روشن شد براي چه هدف والايي در اسلام، سخن از جهاد و مبارزه به ميان آمده است، ضروري است به بررسي ارزش هاي ايثار و شهادت در آيين جهاد و مبارزه پرداخته شود. ايثار و از خودگذشتگي امري است ديني، اخلاقي و انساني و بسيار نيكو و پسنديده كه در هر آيين و مذهبي ستوده شده و درباره آن سفارشات زيادي شده است. ايثار در فرهنگ اجتماعي، سياسي و اقتصادي اسلام به عنوان اوج وارستگي مؤمن و نشانه بارز پيوستگي به خدا و مكتب تلقي شده و در قرآن، از آن براي آزمودن صلاحيت رهبري امامت نام برده شده است.
آنجا هنگامه اي به پا بود كه تاريخ فقط يك بار آن را ديده بود!
سرزمين شور و شعور، سرزمين نياز و نماز؛ اشك هزار هزار شمع، بال هاي سوخته هزار هزار پروانه و يك آسمان لاله پرپر. آنجا زمين بوي بهشت مي داد. آنجا خدا بود و كوچه هاي «اخلاص» ! نامهرباني سال ها بود كه رخت بر بسته بود، دل ها مهربان مهربان. آنجا هر روزش عيد بود- كه در آنجا خدا هرگز معصيت نشد. آنجا منيت ها لجن مال شده بود، شهوت از بي رونقي دق كرده بود، عصيان اسير سرپنجه هاي «تسبيح» گشته بود. آنجا همه اهل «دعا» بودند، همه اهل «تكبير» همه اهل «مسجد» . آنجا هيچ ستاره اي غروب نكرد. آنجا هميشه خورشيدها بر نيزه ها و زير تانك ها قرآن مي خوانند. آنجا قلب زندگي در چاه هاي «درد» مي تپيد، و اشك تنها مرهم ديدگان! آنجا هيچ فاصله اي نبود، همه يك رنگ، همه يك جامه، خاكي خاكي!
در آنجا گناه، غريبه اي بود كه هيچ گاه پايش به دروازه آن شهر نرسيده بود، گناه ديو سياه افسانه هايشان بود. آنجا، جاي ماندن نبود، خيمه ها همه موقتي بودند. آنجا مردان همه سرود «رضا» مي خوانند و تكبير هلهله مي كردند. آنجا سرزمين افسانه ها، اسطوره ها، سرزمين ايثار، سرزمين شاهدان شهيد، سرزمين خدا بود. و اينجا...؟
امروز ما در جامعه اي در حال گذار زندگي مي كنيم، در نتيجه، بسياري از ساختارهاي موجود در حال تغييرات نسبتاً محسوس است. ساختارهايي از قبيل معيشت، اهداف روابط كاري و نوع مشاغل، ارز ش ها و فرهنگ، محتويات آموزش در اشكال رسمي و غيررسمي و... در حال تحول است.
تحولات مذكور بالا، ناشي از عوامل متعددي است كه بخشي از آنها دروني و بخشي از آن نيز بيروني است. يكي از عمده ترين عوامل تحولات فرهنگي، گسترش ارتباطات و تبادل اطلاعات و همچنين وسايل ارتباط جمعي است و از محصولات آن، فاصله نسل ها است كه طبق آن نوجوانان و جوانان، با ارزش ها و هنجارهاي سنتي بيگانه شده و از آن فاصله مي گيرند (بحران هويت).
به هر حال در شرايط فعلي، شايد بتوان گفت كه ما بيش از هر زمان ديگر به دور از شعار و با توجه به واقعيت هاي جامعه نياز به ارزشيابي و بازشناسي و نيز برنامه ريزي عملي فرهنگي داريم. بنابراين در ضرورت پرداختن هر چه جدي تر و واقع بينانه تر به بخش فرهنگ كه طبعاً داراي ارتباطات عميقي با ساير حوزه ها مانند اقتصاد، سياست و امور اجتماعي و... است كه نمي توان ترديدي اعمال داشت. فرهنگ داراي ويژگي ها و كاركردهاي بسياري است كه وقوف آنها مي تواند ما را در انتخاب راهكارهاي فرهنگي ياري رساند. فرهنگ از طريق اجتماعي شدن است كه منتقل مي شود. در نتيجه مي بايستي براي اشاعه فرهنگ «ايثار و شهادت» مكانيزم هاي جامعه پذيري را مطالعه نموده و دانست كه انسان ها از طريق نهادها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي سازند و اين معنا يعني «ايثار و شهادت» ، نمادي است كه حاصل ارزش هاي فرهنگي است و نماد، علامتي است كه مي تواند مظهر يك چيز عادي و ارزشي شود.
مفاهيم فرهنگ
فرهنگ مقوله اي است كه بسياري از انديشمندان، متفكرين و صاحب نظران علوم اجتماعي درباره آن سخن گفته اند. جا دارد ابتدا اهميت فرهنگ را از زبان امام خميني(ره) بشنويم: «بي شك بالاترين و والاترين عنصري كه موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را نشان مي دهد» . (۱) از فرهنگ، تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است، به طوري كه تأكيدي خاصي كه از كاربرد آنها نشأت گرفته است و مي توان به چند دسته تقسيم كرد.(۲)
۱- تعريف هاي تاريخي: كه تكيه بر ميراث اجتماعي در طول تاريخ جامعه دارد.
۲- تعريف هاي روان شناختي: كه تكيه بر الگو و روش تسهيل سازگاري با محيط و جامعه دارد.
۳- تعريف هاي ساختاري: كه در آن تأكيد بر ايجاد شده ها توسط اجتماع بشري دارد.
۴- تعريف هاي تشريحي: تأكيد بر عناصر تشكيل دهنده فرهنگ دارد و...
اما منظور از اين تقسيمات، يك نتيجه گيري مهم است و آن اين است كه «وسعت قلمرو فرهنگ به وسعت حيات اجتماعي است و مهم ترين خصوصيت، اين است كه امر عرضي نيست. بلكه انسان آن را در ضمن زندگي در بين مردم به خصوص فرا مي گيرد. انسان با فرهنگ به دنيا نمي آيد، بلكه ضمن رشد در داخل يك فرهنگ خاص، ذخاير انديشه و ميراث هاي معنوي شكل گرفته و در طول سال هاي پيشين مي آموزد» اگر از تعاريف فرهنگ عبور كنيم، بايد به سه ويژگي مهم فرهنگ اشاره كنيم كه عبارتنداز:
۱- مشترك بودن؛
۲- اكتسابي بودن؛
۳- قابليت انتقال؛
با توجه به توانايي خارق العاده انسان در يادگيري، انسان شناسان و جامعه شناسان در مورد دو ويژگي اخير فرهنگ و نيز اين موضوع كه يادگيري و انتقال فرهنگ، از طريق اجتماعي شدن و به وسيله نهادها انجام مي پذيرد، اتفاق نظر دارند.
در يك تقسيم بندي محتوايي فرهنگ ايثار و شهادت را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد:(۳)
۱- فعاليت هاي آموخته شده و مشترك نظير ايثار كردن و از جان گذشتن؛
۲- افكار و انديشه ها، نظير از جان گذشتن در راه خدا و مقابله با كفر، جهاد و...؛
۳- محصولات اجتماعي و مشترك نظير لباس ها، مقبره ها و گنبدهاي شهدا؛
۴- فن آوري، ابزارهايي كه محصولات مادي مربوط به شهادت و ايثارگري را مي سازد؛
۵- سازمان اجتماعي، نهادهايي نظير بنياد شهيد و... كه در اين زمينه فعاليت مي كنند؛
۶- ايدئولوژي، نظير ارزش ها و باورهايي كه پشتوانه فرهنگ ايثارگري و شهادت است.
معنا و مفهوم فرهنگ ايثار و شهادت
ايثار در لغت به معني «برگزيدن، عطاكردن، غرض ديگران بر غرض خويش مقدم داشتن، منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن» (۴) و شهادت يعني «مجموعه باورها، آگاهي ها، آداب و اعتقادات و اعمالي كه موجب وصول انسان به عالي ترين درجه كمال، يعني مرگ آگاهانه در راه خدا مي شود.» (۵)
ايثار، كه يك واژه عام است، در همه مكتب ها و فرهنگ ها وجود دارد، ولي در اسلام مفهوم آن از يك برتري خاصي برخوردار است و هر تلاش، فداكاري، بخشش و جايگزيني را ايثار نمي گويند، بلكه ايثار در اسلام، داراي پيش زمينه اي چون اخلاص در راه خدا بودن دارد. ايثار بيانگر رشد و معرفت انساني است و اين موقعي است كه انسان به يك تكامل روحي دسترسي پيدا كند. ايثارگري از آنجايي كه حامل پيام هايي همچون: خداخواهي، دين باوري، خدايابي، انسان دوستي و دگرخواهي، شهادت، رشادت، از خودگذشتگي، عزت و عظمت و... است، در بين ما تقدس پيدا كرده و ما از اين كه افرادي ايثارگر را در بين خودمان داريم، احساس امنيت مي كنيم. لازم به تذكر است كه صفت ايثارگري در سطح زندگي اجتماعي نيز تبلور پيدا مي كند و كاركردهاي مثبتي دارد و باعث ايجاد همبستگي هاي اجتماعي و انسجام جامعه است و مناسب نيست كه اين وجه آن ناديده گرفته شود. ايثار يك هيجان زودگذر و بروز يك احساس آني نيست، بلكه استكمال شعوري است كه در يك انتخاب تجلي مي يابد:
ايثار از خود گذشتن است، براي يافتن مفهومي برتر و والاتر در عرصه عملياتي، ايثار در زمين است. اما نگاه ايثارگر، به آسمان ها است. براساس ويژگي هاي فرهنگ، يعني «عمومي بودن» و «ناآگاهانه بودن آن» ، اين تعريف قابل نقد و بررسي است. زماني رفتار، ويژگي يا عقيده اي جزء فرهنگ مردم محسوب مي شود كه از حالت عمدي و آگاهانه درآيد. اگرچه همه عوامل فرهنگي، ابتدا عمدي و آگاهانه بوده اند. اما زماني فرهنگ محسوب شده اند كه دروني(۶) و ملكه ذهن مردم شده باشند. بعضي از خصلت هاي يادشده ايثارگري و شهادت در واقع خصلت فرهنگي ندارند و گرچه بسيار ارزشمند هستند، ولي در مقوله فرهنگ قابل طرح نيستند. در ضمن بايد بين «ايثارگري و شهادت» و «فرهنگ ايثارگري و شهادت» تفاوت قايل شد. اگر بخواهيم ايثارگري و شهادت را گسترش دهيم به صورت فرهنگي و جامعه شناختي نمي شود. زيرا يكي از عناصر مهم شهادت و ايثارگري، آگاهي، عقلانيت و خدامحوري است و اين را نمي شود به صورت رفتارهاي خود جوش ترويج كرد. اما اگر قصد داريم ارزش ها، هنجارها، عرف و قوانين و آداب و رسوم مربوط به فرهنگ ايثارگري و شهادت را گسترش دهيم، به نحوي كه در مردم اقدام به آنها نهادينه شود، از طريق فرهنگي و جامعه شناختي امكان پذير است. اين تعريف فاقد ويژگي عموميت است. زماني ما چيزي را فرهنگ مي دانيم كه در اكثريتي از مردم يك كشور، شهر يا قوم وجود داشته باشد.
باز عقلاني بودن و آگاهانه بودن ايثارگري و شهادت، از قدرت عموميت آن مي كاهد، علاوه بر اين برخي از ويژگي هاي ذكر شده در اين تعريف، قابل سنجش نيست و تازه اگر به سنجش درآيند، از ارزش آنها كاسته مي شود. زيرا افراد اجتناب دارند كه در اين زمينه منويات خود را بروز دهند و كساني كه بروز مي دهند، ممكن است براي منافع مختلف ديگري باشد. ويژگي هايي مانند خدامحوربودن، در مسير كمال حركت و رضاي خدا را به راي خلق ترجيح دادن و... مفاهيمي ديگر كه بيان شد كه خود نياز به توضيح و تعريف دارند.
فلسفه وجودي فرهنگ ايثار و شهادت از نظر اسلام
آيين مقدس اسلام؛ آيين توحيد، عقل، فطرت، رشد، كمال، صلح، صفا، مهر، محبت و آيين تعليم و تربيت است.
اسلام عشق و علاقه دارد، قلوب انسان ها را از راه ارتباط با شرك و كفر، بت و بت پرستي و بندگي نسبت به بندگان پاك كند. اسلام دعوتش را با دليل و برهان و موعظه و حسنه و جلال حسن شروع مي كند و از اين راه سعي مي كند، انسان منحرف از فطرت توحيدي را به صراط مستقيم برگرداند. اسلام، موضع گيري عليه فطرت توحيدي را كه به ضرر خود موضع گيران و مزاحم مؤمنان پاكدل است، نمي پسندد و چنانچه ببيند دشمن عالم يا معاند جاهل، در زمينه رشد انسان و انسانيت مانع ايجاد مي كند، خود را به خاطر اقامه حق، مجبور به جهاد مي بيند و براي او جهاد ابتدايي يا دفاتر فرقي نمي كند. آنچه براي او اهميت دارد، پاكسازي حيات انسان از آلودگي شرك، كفر، فسق و فجور بت و بت پرستي است. (۱)
اكنون كه روشن شد براي چه هدف والايي در اسلام، سخن از جهاد و مبارزه به ميان آمده است، ضروري است به بررسي ارزش هاي ايثار و شهادت در آيين جهاد و مبارزه پرداخته شود. ايثار و از خودگذشتگي امري است ديني، اخلاقي و انساني و بسيار نيكو و پسنديده كه در هر آيين و مذهبي ستوده شده و درباره آن سفارشات زيادي شده است. ايثار در فرهنگ اجتماعي، سياسي و اقتصادي اسلام به عنوان اوج وارستگي مؤمن و نشانه بارز پيوستگي به خدا و مكتب تلقي شده و در قرآن، از آن براي آزمودن صلاحيت رهبري امامت نام برده شده است.
حضرت ابراهيم (ع) پيش از رسيدن به امامت، با ايثار آزمايش شد و امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) به خاطر ايثار مورد ستايش قرآن قرار گرفتند. علي (ع) در ايثار جان، آن چنان پيش رفت كه حتي بر جبرئيل و ميكائيل پيشي گرفت و ملايك و عالم آسمان ها را به حيرت واداشت و عامل مباهات پروردگار عالم شد. همچنين واقعه عاشوراي حسيني، نقطه اوج و قله اي از ايثار و شهادت در طول تاريخ تشيع به شمار مي رود كه سرشار از نكات عبرت آموز براي تمام شيعيان و مسلمين جهان اسلام به شمار مي آيد.
فرهنگ ايثار و شهادت از ديدگاه امام خميني (ره)
حضرت امام خميني (ره) براي شهادت چنان ارزش و اهميتي قايل بود كه در آثار مكتوب و بيانات خويش آن را توصيف و تبيين نموده است. ايشان از آن به «فوز عظيم» «توفيق عزت» ، «عزت ابدي» ، «سعادت هميشگي» ، «چراغ هدايت ملت ها» ، «افتخار جاوداني»، «اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت» ، «هديه اي براي افراد لايق» ، «آزادي روح» ، «رهايي از زندان» ، «عامل پيروزي»، «ديدن جمال جميل و جل و جلا» ، «شيرين تر از عسل» و... ياد مي كند و ايثارگري و شهادت را ميراثي گرانبها مي داند كه از اولياء و انبياء به ارث رسيده است. بنابر آنچه گذشت، ايثار را مي توان با استناد به روايات و احاديث نوعي آزمايش الهي براي مؤمنان و رهروان راه حق برشمرد كه از طريق آن به نداي پروردگار خود لبيك مي گويند و در برابر فرامين و دستورات الهي سر تعظيم و تسليم فرود مي آورند.
دروني كردن ارزش هاي فرهنگ ايثارگري و شهادت
ارزش ها و آرمان هاي حاكم بر جامعه بايد توسط نهادهاي اجتماعي آن جامعه نهادينه و دروني شود. آموزش و پرورش و نهاد خانواده از مهم ترين نهادهاي اجتماعي هستند كه مستقيما به اجتماعي كردن و تعيين نقش مناسب براي نسل جديد مي پردازند. در بحث نهادينه كردن ارزش ها بايد به اين نكته توجه كنيم كه چنانچه خانه و مدرسه اهداف، آرمان ها و عملكردهاي يكديگر را تأييد نكنند، نسل جوان دچار تعارض و تضاد شده و از هم نوايي و تعامل با آن پرهيز خواهد كرد. در اينجا دروني كردن ارزش ها و آرمان ها، دچار اشكال شده و بقا و دوام جامعه آرمان گرا نيز تضمين نخواهد شد. اين نكته را نيز بايد اضافه كنيم كه نهادينه كردن مطلوب ارزش هاي فرهنگ ايثارگري و شهادت حاكم بر جامعه نيازمند بررسي خصوصيات آرمان ها و ارزش هاست. نظام اجتماعي و ارزش ما زماني خواهد توانست در وجود همه افراد جامعه نفوذ و رخنه نمايد كه از آرمان هايي برخوردار باشد كه بتوانند پاسخگوي همه نيازها مطالبات مشروع افراد جامعه باشد.
مطلوب ترين شيوه در القاي اهداف و آرمان ها، شيوه اي است كه از هرگونه اجبار، اكراه، خشم، خشونت و انسداد راه عقل و منطق، منتفي باشد.
استفاده از عنصر عقل و منطق، باور قلبي و شهود، ارضا و اقناع توأم با اخلاق و حفظ كرامت نوجوان و جوان مهم ترين نقش در پياده كردن اين روش است. به همراه موارد فوق بايد بسترهايي را نيز فراهم كرد كه مهم ترين اين بسترها آزادي تفكر و انديشه، تكريم شخصيت، ترويج اخلاق مشاركت جويانه در امور جامعه، ارتباط دو سويه و منطقي بين جوانان و مسئولين و ارايه چهره اي ملايم و زيبا از دين است. براي انتقال آرمان ها و دروني كردن آن در نسل جديد احتياج به برنامه درازمدت است. بدين منظور براي انجام اين مهم شرايط زير ضروري است و عدم وجود اين شرايط، به منزله عدم تحقق دروني شدن ارزش ها و آرمان هاي جامعه خواهد شد:
۱. قبل از هر چيز بايد خود مسؤولين جامعه، آرمان گرا و معتقد به آرمان هاي جامعه بوده و عامل به انجام و پيگيري آن باشند و صادقانه مشكلات جامعه را با مردم در ميان نهاده و از هرگونه پنهان كاري پرهيز كنند.
۲. جلوگيري از تنزل ارزش هاي دفاع مقدس از سطح ملي _ مردمي به سطح ارزش هاي گروهي (گروه رزمندگان) از طريق شكستن حصر ارزش ها و منحصر ندانستن آنها به گروهي خاص و زمينه سازي براي اهميت يافتن اين ارزش ها از طريق تبيين مياني عقلاني آنها.
۳. باورپذير كردن ارزش هاي دفاع مقدس از طريق اجتناب جدي از تبليغاتي كردن آنها و در نظر گرفتن مخاطبان اين ارزش ها.
۴. استفاده از نمادهاي بديل به منظور بازآفريني فرهنگي ارزش هاي دفاع مقدس در عين حفظ روح كلي آنها.
۵. هماهنگي بين بخش فرهنگ با ساير بخش هاي جامعه.
۶. اطلاع رساني درست از مسايل جامعه.
۷. از بين بردن تعارض بين صاحب نظران در تعريف ارزش ها و مسائل مختلف فرهنگي و اجتماعي.
۸. از بين بردن جاه طلبي و سابقه الگوهاي ديني و فكري جامعه براي رسيدن به قدرت.
۹. از بين بردن مظاهر ضدارزشي در سطوح مختلف جامعه.
۱۰. تعليم و تربيت غيرمستقيم و جذاب مطالب و مباحث عيني و عملي فرهنگ ايثار و شهادت از جمله: برشمردن برجستگي هاي مرگ شهادت طلبانه و تفاوت آن با مرگ طبيعي؛ تبيين اصل دفاع مشروع كه اصلي عام، عقلايي و انساني است؛ تبيين اين مدعا كه آدميان در كنار حق، نسبت به ديگران مكلف نيز هستند و تقدير و استدلال عقلي و نقلي بر اين مدعا كه انسان در مقابل يكديگر وظيفه دارد؛ تبيين اصل و ضرورت وجود امنيت و پيوند اين اصل با فرهنگ ايثار و شهادت؛ استفاده از ادبيات داستاني، فيلم هاي جذاب، اردوها و بازديدهايي از مناطق جنگي به منظور تقويت روحيه تعادل، تعامل و تفاهم جوانان و نوجوانان در زندگي اجتماعي و...
مجموعه موارد يادشده راهكارهايي را سامان مي دهد كه موشكافي و تبيين دقيق و يافتن ابعاد كاربردي آنها برعهده پژوهشگران فرهنگي كشور است.
زيرنويس ها:
۱. صحيفه نور، جلد ،۱۵ ص ۱۶۰
۲. دكتر محمدحسين پناهي، نامه پژوهش، شماره ،۲۳ «نظام فرهنگي و كاركردها و دگرگوني ها» ، ص ۹۳.
۳. وحيد حسين زاده، فصلنامه فرهنگ عمومي، شماره ،۳۷ «آسيب شناسي فرهنگ ايثار و شهادت...» ، ص ۶
۴. دهخدا، علي اكبر: لغت نامه، انتشارات دانشگاه تهران، ،۱۳۷۷ تهران، ج ،۳ ص ۳۶۸.
۵. معدني، ،۱۳۷۸ ص ۲۹ _ ،۲۸ به نقل از مجله شاهد، شماره ،۱ مقاله سردبير.
۶. Inrernalization
۷. انصاريان. حسين: «ديار عاشقان» ، تفسير جامع صحيفه سجاديه حضرت امام زين العابدين (ع)، جلد هفتم، سازمان تبليغات اسلامي، ،۱۳۷۳ ص ۴۳ و ۵۰.
۸. صحيفه نور، از جلد ۹ تا ۱۸.
محمد علي شاماني- سيد امير رون

روزنامه همشهري


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها