پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:22 PM
عنوان : فرهنگ ايثار و شهادت و شاخص هاي آن
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
دين مبين اسلام به عنوان كامل ترين و جامع ترين دين الهي به گونه اي نازل شده است كه قابليت و استعداد ايجاد و شكوفايي عميق ترين فرهنگ ها را در همه اعصار و زمان ها دارد. همان گونه كه امام راحل، بسيج را شجرۀ طيبۀ انقلاب اسلامي ناميدند، انقلاب اسلامي نيز نمادي از حكومت مورد خواست و ارادۀ اسلام عزيز و شجرۀ طيبۀ بوستان پر خير و بركت دين است.
در اين ميان، فرهنگ ايثار و شهادت ارتباطي تنگاتنگ با آموزه هاي دين و به تبع آن انقلاب اسلامي ايران دارد. در واقع، اين فرهنگ مترقي و متعالي با جان و دل مردم مسلمان و ايراني عجين گرديده، براي حفظ و حراست از دين و اعتقادات و كيان و ناموس آنها بروز و ظهور خواهد كرد. درحقيقت، بايد اذعان نمود كه اگر اين فرهنگ آرماني و بلند نبود، هيچ گونه حركتي براي شكل گيري نظام اسلامي و تداوم آن، به وجود نمي آمد. اين فرهنگ آسماني كه تجلي بلوغ معنويت و اوج اطاعت و عبوديت حضرت احديت است، ريشه در گذشتۀ تاريخ بشريت دارد و نمونه هايي از آن در همۀ اعصار و زمان ها و در همۀ اديان وجود داشته، اما بلوغ و غايت آن در عصر پيامبر خاتم (ص) و پس از آن، در ميان امت او متجلي گرديده است.
بدون شك، دستيابي به شاخصه هاي ايثار و شهادت مستلزم آشنايي با مفاهيم ايثار و شهادت است. فرهنگ ايثار و شهادت دو ميوۀ ارزشمند و متعالي دين و مكتب الهي و يك الگوي عملي و كاربردي كامل براي تكامل همۀ انسانهاست و هر فرد و جامعه اي داراي آن باشد، هيچ گاه طعم شكست و ذلت را نخواهد چشيد و سعادت و پيروزي را قرين خويش ساخته است.
از اين رو در «گفتار اول تحت عنوان كليات» به تعريف مفاهيم و تبيين اهميت و جايگاه ايثار و شهادت از منظر قرآن، روايات و كلام امام و رهبري و اقسام و آثار آن خواهيم پرداخت. براي ترويج و عموميت بخشيدن اين فرهنگ آسماني در فرد فرد جامعه، بايد شاخصه هاي آن را مورد شناسايي و دقت قرار داد. بديهي است تا مردم به ارزش و اهميت شاخص هاي آن پي نبرند، راه به اين فرهنگ بي بديل نخواهند يافت. براي شناسايي شاخصه ها دو راه پيش پاي ما بود: اول) بررسي و شناسايي اقسام و اجزاي متعدد و گسترده از مصاديق و شاخصه هاي ايثار و شهادت؛ دوم) نگاه كلي به موضوع شاخصه ها و برشمردن جزئياتِ تحت مصاديق كلي آن؛ در اين تحقيق باتوجه به بساطت و گستردگي و تنوع اين شاخصه ها و خوف افتادن در جزئيات متعدد و متكثر، راه دوم را برگزيده ايم.
از اين رو، به اقتضاي مقاله، در «گفتار دوم، برخي از عناوين كلي شاخصه هاي ايثار و شهادت» از جمله موارد زير را بيان نموده ايم: الف) انساني بودن؛ ب) دين محوري؛ ج) كمال بخشي؛ د) ارزش آفريني؛ ه) حماسه سازي؛ و) بحران زدايي؛ ز) اخلاص و ماندگاري؛ ح) جامعيت؛ ط) موج آفريني و بصيرت بخشي.
و در نهايت به جهت طراوت بخشيدن و ايجاد ارتباط مصداقي بين قول و عمل و عالم نظر با عالم واقع، در «گفتار سوم جلوه هايي از ايثار و شهادت» را به اجمال ذكر مي كنيم؛ به اين اميد كه مفاهيم ايثار و شهادت و شاخصه هاي آن در ذهن خوانندگان به زيبايي هرچه بيشتر تبيين گردد.
نتيجه:
با نگاه به شاخصه هاي فرهنگ ايثار و شهادت در مي يابيم كه هركدام از آن ها مستقلاً فرهنگي كامل و تأثير گذارند و به تعبيري در مسير سلوك الي الله منزل و كلاس معرفتي به حساب مي آيند. بررسي و شناخت اين شاخصه ها موجبات بالا رفتن سطح معرفتي و كمال ورزي و عبوديت انسان ها را فراهم خواهد ساخت.
گفتار اول: كليات
دستيابي به شاخصه هاي ايثار و شهادت، مستلزم آشنايي با مفاهيم ايثار و شهادت است. ايثار و شهادت دو ميوۀ ارزشمند و متعالي دين و مكتب الهي است، و هر جامعه اي برخوردار از اين دو باشد، سعادت و پيروزي را قرين خويش ساخته است.
لازمه برخورداري جوامع از اين دو، تعليم و تربيت صحيح فرد فرد جامعه در پرتو تعاليم نوراني انبياي الهي و برجسته نمودن شاخصه هاي ايثار و شهادت است كه همان الگوهاي عملي انساني، اخلاقي و ديني است. نمونه هايي از روحية ايثار و شهادت، ممكن است به صورت مقطعي و ناپايدار در هر جامعه اي پديدار شود، اما نوع و رتبه آن بر اساس مباني فكري و اعتقادي و جهان بيني و ايدئولوژي هر جامعه متفاوت است و ايثار و شهادت حقيقي را تنها در مكاتب الهي و توحيدي مي توان يافت. زماني مي توان به دارا بودن آن به عنوان گرايشي همگاني و پايدار باليد كه اين روحيه از طريق بالا رفتن سطح معرفت و شناخت مردم به روي آوردن آنها به الگوهاي الهي و آسماني بينجامد و به صورت فرهنگي همه گير و غالب در آيد.
الف: ايثار
تعريف ايثار
«ايـثـار» در لغـت، به معناي برگزيدن ، غرض ديگران را بر غرض خويش مقدّم داشتن و مانند آن اسـت. به عبارتي به معناي از خود گذشتگي و ترجيح و برتري دادن به آنچه مطلوب ديگران است، و در اصطلاح عبارت است از: بخشش مال به كسي، با وجود نياز به آن. در اخلاق اسلامي به معناي گذشت از خود به نفع ديگران است و اينكه چيزهايي را كه خود به آن نيازمنديم، ديگران را بر خود ترجيح دهيم.
اگر بخشي از مال خود را به ديگران بدهيم و براي خود هم نگه داريم، انفاق كرده ايم، ولي « ايثار» اين است كه مال خود را تماما به ديگري ببخشيم، در حالي كه خود به آن سخت نياز داريم.
بعضي از معاني ايثار، در امور مالي يا مقدم داشتن خواسته ديگران، در مسائل دنيوي صدق مي كـنـد، ولي آنـچـه در حيطه امـور ديني و اعتقادي و دفاع از ارزشها مـطـرح اسـت ، چـيـزي بـيـش از ايـنـهـاسـت و در اين مجال، مفاهيمي نظير گـذشـت از جـان، مال، مقام، شخصيت، آبرو و نظاير آن براي هدفي مقدس را شامل مي شود؛ بدين معنا كه يك انسان با اعتقاد، در راه اعتلاي اسـلام و پـايـداري در راه اقامه شعاير ديني و دفاع از ارزشهاي مقدس و برافراشتن پرچم توحيد، با تمام امكانات مادي و معنوي خود تلاش كرده، حتي از بذل جان و مال خويش در راه حفظ و حراست از هدف مقدّس و متكامل خود، دريغ نورزد.
اهميت و جايگاه ايثار از منظر قرآن و روايات
ايثار واژه اي عام است كه در همه مكتب ها و فرهنگ ها وجود دارد، اما در اسلام از برتري خاصي برخوردار است و هر تلاش و فداكاري و از خودگذشتگي را ايثار نمي گويند، بلكه ايثار در اسلام، پيش زمينه اي چون اخلاص و در راه خدا بودن، دارد. ايثار بيانگر رشد و معرفت انساني است و اين موقعي است كه انسان به تكامل روحي دسترسي پيدا كند. ايثارگري از آنجايي كه حامل پيام هايي همچون: خداخواهي، دين باوري، خدايابي، انسان دوستي و دگرخواهي، شهادت، رشادت، از خودگذشتگي، عزت و عظمت و... است، در بين ما تقدس پيدا كرده است.
الف) قرآن كريم با بيان شواهد و نمونه هايي، ايثار را در ابعاد مختلف ستوده است، ازجمله:
1- حـضـرت ابـراهـيـم (ع) را به عنوان«بـنيانگذار ايثار» مي ستايد كه از خدايان و بت هاي مـشـركان بيزاري جسته ، ترسي به خود راه نداد و جان بر كف، بت ها را در هم شكست و فرياد برآورد كه: «اُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ؛ اف بر شما و بر چيزهايي كه جز خدا مي پرستيد!»
هـمـچـنـيـن در جـريـان ذبـح حـضـرت اسـمـاعـيـل، وقـتـي ابـراهـيـم (ع) خـواب خـويـش را بـه عمل تبديل كرد و از آن آزمايش الهي پيروزمندانه بيرون آمد، خداوند او را اين گونه ستود: «سَلامٌ عَلي اِبْراهيمَ كَذلِكَ نَجْزِي الُْمحْسِنينََ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ »: سلام بر ابراهيم ، ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مي دهيم، او از بندگان مؤمن ما بود."
2- در بيان ايثار جاني حضرت علي (ع)مي فرمايد: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّه؛ »: و بعضي از مردم براي به دست آوردن خشنودي خدا جان خويش را فدا مي كنند.
و در جاي ديگر ايثار مالي خاندان پيامبر(ص)را چنين مي ستايد: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً :غذاي خويش را با آنكه آن را دوست دارند، به مسكين و يتيم و اسير مي خورانند.»
هـمـچـنـيـن ازانـصـارـ كـه در حـال فـقـر، از بـرادران مـهـاجـر خـود، بـا تـقـسـيـم امـوال وخـانـه هـاي خـويش پذيرايي كردند و آنان را بر خود مقدّم داشتند ـ اين گونه تمجيد مي كند: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ : ديگران را بر خود مقدم مي دارند، هر چند خود، فقير و نيازمند باشند.»
ب- از ايـثـار در روايـات بـه عـنـوان «خوي و خصلت ابرار و برگزيدگان الهي، نيكوترين احسان و اعلي مراتب ايمان» نام برده شده است، چنان كه اميرمؤمنان علي (ع) مي فرمايد: «اَلاْ يثارُ سَجِيَّةُ الاَْبْرارِ وَ شيمَةُ الاَْخْيار : ايثار خوي نيكوكاران و شيوه نيكان است.» در جاي ديگر فرمود: «اَلاْيثارُ اَحْسَنُ الاِْحْسانِ وَ اَعْلي مَراتِبِ الاْيمانِ : ايثار نيكوترين احسان و بالاترين مراتب ايمان است .»
ايثار واقعي ارتباط تنگاتنگي با مفهوم شهادت دارد و در حقيقت بايد گفت كه اين دو مفهوم از يكديگر تفكيك ناپذيرند. آنجا كه انسان مكتبي و دينمدار، خون پاكش را در راه پاسداري از اسلام و ارزش هاي متعالي آن تقديم مي كند، به بالاترين درجه ايثار رسـيـده ، مـحـبـوبتـريـن مـقـام را نـزد خـدايش دارد؛ چـنـان كـه رسول خدا(ص) دربارة ارزش خون پاك شهيدان راه خدا مي فرمايد: «ما مِنْ قَطْرَةٍ اَحَبُّ اِلَي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ في سَبيلِ اللّهِ : هيچ قطره اي در پيشگاه خداوند، محبوب تر از قطرة خوني كه در راه خدا ريخته مي شود، نيست.»
اقسام ايثار
ايثار همچون بسياري مفاهيم ديگر داراي دو وجه است:
الف- ايثار ممدوح: نمونه هايي از ايثار ممدوح را چنين مي توان برشمرد:
- انساني كه خواست ديگران را به آساني برخواست خود مقدم داشته ، خود را براي آسايش ديگران به رنج و زحمت مي اندازد، امير مؤ منان (ع) در خطبه متقين اين روحيه را به اهل تقوا نسبت مي دهد.
- مـقـدم داشـتن خواست الهي بر هواي نفس؛ نظير كار حضرت يوسف (ع) كه با مقدم داشتن خواست خدا، آبروي خود را حفظ كرد و زندان را بر ارتكاب معصيت ترجيح داد. خـداوند نيز به واسطه اين ايثار، او را برگزيد و به مقام عالي رسانيد.
- روح سـلحشوري، فداكاري و از خودگذشتگي كه سربازان و بسيجيان اسلام براي اعتلاي كلمه حق و آيين توحيدي ازخود نشان مي دهند، نيز از موارد ايثار مثبت است. قرآن كريم ايثارگران را كـه از هـمـه چـيـز دنيا گذشته ، جان بر كف به ميدان نبرد مي شتابند، با بيان: «... فَضَّلَ اللّهُ الُْمـجـاهـِدينَ عَلَي الْقاعِدينَ اَجْراً عَظيماً» ستوده و كارشان را يك معامله الهي مي داند.
-ترجيح حق بر باطل گرچه به ضرر انسان باشد. امام صادق (ع)فرمود: «اِنَّ مِنْ حَقيقَةِ الاْيمانِ اَنْ تُؤْثِرَ الْحَقَّ وَ اِنْ ضَرَّكَ عَلَي الْباطِلِ وَ اِنْ نَفَعَكَ...: از حـقـيـقـت ايـمـان، آن اسـت كـه حـق را ـ گـرچـه بـه زيـان تـو اسـت ـ بـر باطل ـ گر چه به سود توست ـ ترجيح دهي.»
ب) ايثار مذموم: نمونه هايي از ايثار مذموم عبارتند از:
- فـداكـاري و گـذشـتـن از جـان و مـال و... در جـبـهـه بـاطـل، كه كـاري پـوچ و بـيـهـوده و يـكـي از جـنـبـه هـاي مـنـفـي ايـثـار اسـت، قرآن مجيد از اين واقعيت تلخ چنين ياد مي كند: «اِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً...: كـافران اموالشان را خرج مي كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد و حسرت خواهند برد.»
- گـزيـنش دنيا و ترجيح مظاهر آن بر آخرت نيز ايثار منفي است. قرآن كريم در نكوهش چنين كاري مي فرمايد: «فَاَمّا مَنْ طَغيَ وَ آثَرَ الْحَيوةَ الدُّنْياَ فَاِنَّ الْجَحيمَ هِيَ الْمَأوي: هر كه طغيان كند و زندگي اين جهاني را برگزيند، دوزخ جايگاه اوست.»
- ايـثـار بـي مـورد؛ اگـر ايـثـار سـبـب نـاراحـتـي و فـشـار بر فرزندان انسان گردد و نظام خانوادگي اش را به خطر افكند، ايثار منفي است و درصورتي كه هيچ يك از اينها تحقق نيابد، ايثار بهترين راه است.
قرآن كريم مي فرمايد: «وَ لا تـَجـْعـَلْ يـَدَكَ مـَغـْلُولَةً اِلي عـُنـُقـِكَ وَ لا تـَبـْسـُطـْهـا كـُلَّ الْبـَسـْطِ فـَتـَقـْعـُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً: نه دست خويش را (از روي بخل) به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه ملامت شده و حسرت زده خواهي نشست.»
- گزينش هواي نفس بر خواست الهي.
آثار و فوايد ايثار
به طور قطع ، ايثار مثبت و ممدوح ، نتايج زيبا و گرانقدري در پي خواهد داشت كه برخي از آنها بدين شرح است:
1- ظهور فضيلت هاي انساني: در صحنه هاي ايثار، جوهره واقعي، كرامت نفس، پاكيزگي، صفا و بلندي مرتبه انسان هاي بزرگوار آشكار مي شود و به تعبير امير مؤ منان (ع ): «عِنْدَ الاْيثارِ عَلَي النَّفْسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُ الْكُرَماء: هنگام ايثار، گوهرهاي (شرافت و بلندي مرتبه ) كريمان آشكار مي شود»
2- نااميدي و شكست دشمن: ايثار و فداكاري در مصاف با دشمن موجب زبوني ودرماندگي و نااميدي دشمن مي شود. يكي از رزمندگان دفاع مقدس مي گويد: در گـرمـاگرم عمليات رمضان ، رزمنده اي را ديدم كه پايش قطع شده بود. وقتي بالاي سرش رفتيم و خواستيم او را به عقب منتقل كنيم ، گفت : مرا رها كنيد و به پيشروي ادامه دهيد. فقط اگر امـكـان دارد، مرا در گودالي جاي دهيد و برويد. پس از چند ساعت كه برگشتيم ، ديديم آن برادر بسيجي و ايثارگر در همان نقطه به لقاءالله پيوسته است.
3ـ سـَرْوَري و سـرافـرازي: امـير مؤمنان (ع )از ايثار به عنوان برترين عبادت و بزرگترين مايه سروري ياد كرده و نيز مي فرمايد: «بِالاْيثارِ عَلي نَفْسِكَ تَمْلِكُ الرِّقابَ؛ بـا ايـثار و مقدم داشتن ديگران بر خود، مالك گردن ها مي شوي (مردم مطيع و فرمانبردار تو مي شوند).»
ب) شهادت
تعريف شهادت
در كتب لغت ، براي كلمه شهيد چند معنا ثبت شده است ؛ مانند شاهد (كسي كه چيزي از او پوشيده نيست )، گواه ، كشته شده در راه خدا .
در اصطلاح ، اين واژه بر افرادي اطلاق مي شود كه در راه خدمت به دين و دفاع از آن جان خود را فدا مي كنند. دين اسلام بر پايه «شهادت دادن » به حقانيت وحي خداوند از طريق آخرين پيامبرش، محمد (ص) بنياد شده است و تا جايي كه پرشورترين يا معنا دارترين شكل شهادت ، به نفس انسان يعني روح مربوط مي شود.
بنابراين ، پايه اسلام شهادت است،. امّا همان گونه كه ديده ايم ، عمل شهادت دادن در اسلام به روش هاي متعددي انجام مي پذيرد: از بيان لااله الاّالله، محمّد رسول اللّه تا نهايي ترين وجه شهادت ، يعني فداكردن زندگي خود براي استقرار آرمان هاي اسلامي يا دفاع از آن آرمان ها.
بنابر آنچه گفته شد، مي توان نتيجه گرفت معناي واژه شهيد، از كشته در راه خدا فراتر مي رود و هركس كه به مقام شهود حقيقت رسد و با عمل خود به يگانگي و حقانيت خداوند شهادت دهد، شهيد است ؛ اگر چه در جهاد كشته نشود و با مرگ طبيعي از دنيا رود.
اهميت و جايگاه شهيد و شهادت از منظر قرآن و روايات
در فرهنگ قرآني، از شهادت با تعبير «قتل في سبيل اللّه» ياد شده است: «وَلا تَقُولُوا لِمَن يُقتَلُ في سَبيلِ اللّهِ أَمواتٌ بَل اَحياءٌ وَلكِن لا تَشعُرُون: به كساني كه در راه خدا كشته مي شوند، مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند، ولي شما درك نمي كنيد.» نيز، خداوند خريدار اموال و جانهاي كساني است كه در راه خدا مي جنگند، مي كشند و كشته مي شوند و پاداش بهشت از خداوند مي گيرند: «اِنَّ اللّهَ اشتَري مِنَ المُؤ مِنينَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللّهِ فَيَقتُلُونَ وَ يُقْتَلُون ... »
اين فداكاري و از جان گذشتگي در راه خدا و دين، نهايت رستگاري انسان مؤمن است و آنان كه جان خويش را بر سر دين مي نهند، هم به كاميابي ابدي در آخرت مي رسند، و هم شهادتشان سرچشمة الهام و الگوي فداكاري براي ديگران محسوب مي شود.
در علّت نامگذاري چنين مرگي به «شهادت»، گفته اند: «يا بدان جهت است كه فرشتگان رحمت خدا در صحنه شهادت حضور مي يابند، يا بدان سبب كه خدا و رسول، به بهشتي بودن شهدا گواهي مي دهند، يا اين كه شهيد در قيامت، همراه انبيا بر امّتهاي ديگر گواهي مي دهد، يا اين كه شهيد، زنده و حاضر است، به مقتضاي «اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ»، يا بدان جهت كه شهيد، به شهادت حق قيام مي كند تا كشته شود.»
فيض شهادت، چنان ارزشمند است كه اولياي دين همواره از خداوند، آرزوي آن را داشته اند. در دعاهاي ما نيز مكرر از خداوند، درخواست شهادت شده است و روايات بسياري درباره شهادت و جايگاه شهيد آمده است. رسول خدا (ص) فرموده است: «فَوقَ كُلِّ بِرٍّ بِرُّ حَتّي يُقتَلَ الرَّجُلُ في سَبيلِ اللّهِ، فَاِذا قُتِلَ في سَبيلِ اللّهِ فَلَيْسَ فَوقَهُ بِرُّ : بالاتر از هرنيكي، نيكي است، تا آن كه انسان در راه خدا كشته شود. پس چون در راه خدا كشته شد، بالاتر از آن، نيكي نيست.»و نيز در احاديث است كه: شهادت، برترين مرگ است. قطره خون شهيد، نزد خدا از بهترين قطرات است. شهادت موجب آمرزش گناهان مي شود. شهيد از سؤال قبر، مصون است و فشار قبر ندارد و در بهشت، با حوريان هم آغوش است. شهيد، حق شفاعت دارد. شهدا اوّلين كساني اند كه وارد بهشت مي شوند و همه به مقام شهيدان غبطه مي خورند.
شيخ مفيد، شهادت را مقامي والا مي داند: آنكه در راه خدا صبر و مقاومتي كند تا آن حدّ كه خونش ريخته شود، روز قيامت از اُمناي والا مرتبه الهي محسوب مي شود. نظر به وجه اللّه، از خصوصيّات شهيد است و اين نتيجه نفي بُعد لجني از وجود خويش و رسيدن به خلود و قداست كامل در سايه شهادت است.
آثار و فوايد شهادت در كلام امام و رهبري
امام خميني (ره) رهبر كبير انقلاب و منادي آزادي جهان از ظلم و ستم استكبار، شهادت در راه خدا را بر اساس مقام و منزلت شهيد در پيشگاه خداوند، با تعابيري نظير: سرافرازي، عزت ابدي، سعادت هميشگي، رهايي از زندان، حيات، عامل پيروزي، ميراث اولياء، موجب آسايش فكري، چراغ هدايت ملتها، هديۀ الهي، فوز عظيم، آزادي روح، اوج بندگي و از عسل شيرين تر ذكر نموده اند.
امام (ره) در بيان يكي از تفاوت هاي مكتب توحيدي با مكاتب انحرافي چنين مي گويد: «رجال اين مكتب شهادت را براي خود فوز عظيم مي دانند: ياليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيماً» از شهادت استقبال مي كنند چون قايل هستند به اينكه، ما بعد اين عالم طبيعت، عالم هاي بالاتر، نوراني تر از اين عالم است. مؤمن در اين عالم در زندان است و بعد از شهادت از زندان بيرون مي رود. اين از فرقهاي مكتب توحيد و ديگر مكاتب است."
در جاي ديگر مي فرمايد: «... شهادت در راه خدا مسأله اي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنه هاي نبرد مقايسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت است. نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام، تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد، تمامي اينها خيالات باطل ملي گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است.»
مقام معظم رهبري «مدّظله العالي» در اهميت مقام شهيدان چنين مي فرمايد: «شهيدان با ايثار خود، پرچم اسلام را در اين سرزمين برافراشته و سربلند نگه داشتند و اسلام و معنويت را در همه اقطارعالم عزيز كردند. اگر امروز بانگ مسلماني از چهار گوشه عالم به گوش مي رسد، و اگر ملتهاي مسلمان به هويت اسلامي خود بازگشته و سنگيني بار سلطه مستكبران را احساس مي كنند، و اگر جهاد اسلامي پس از سالها فراموشي، خود را باز يافته است، مرهون شهادت و گذشت اين عزيزان و خانواده هايشان و نيز جانبازان عزيز و ارجمند است.»
در جاي ديگري مي فرمايد: «عظمت كشور به بركت خون شهيدان است؛ به اين معنا كه اگر يك وقتي لازم شد - كشور، ملت، تاريخ آن كشور، عزت و منافع آن ملت ، احتياج داشت- كه عده اي بروند و جانفشاني كنند، عده اي در اين ملت حاضر باشند جانفشاني كنند. اين معناي حل شدنِ معناي ((شهادت)) است؛ شهادت برايشان حل شده است ... ملتي كه شهيدپرور باشد، ملتي كه توانسته باشد براي جوانان خود، براي مردان و زنان خود، قضيه كشته شدن در راه خدا را حل كند، آيا تحت تأثير تهديد قرار مي گيرد؟! آيا رشوه مي گيرد؟! آيا تسليم قدرتمندان مي شود؟! آيا به استكبار باج مي دهد؟! ابداً... استكبار در همه اين هجمه ها و يورشهاي وحشيانه، شكست خورده است، باز هم شكست خواهد خورد؛ به خاطر اين كه اين ملت به بركت خون همين شهداي شما، ملتي است داراي شهامت؛ ملتي است شهيدپرور»
گفتار دوم: شاخصه هاي ايثار و شهادت
الف) انساني بودن
چنانكه پيشتر بيان نموديم، بين ايثار و شهادت ارتباطي وثيق و تنگاتنگ وجود دارد، عالي ترين مرتبه ايثار انتخاب آگاهانه و آزادانه راه حق و حقيقت و فدا كردن خالصانه جان (قبول شهادت)، در مسير احياء و حفظ اعتقادات، ارزشها و اصول دين است. و از سويي نيز شهادت در راه خدا محقق نمي شود، مگر اينكه انسان با شناخت و بصيرت ديني و ازخودگذشتگي پاك و خالص خويش، فداكاري در راه دين خدا را بپذيرد.
ايثار و شهادت پيش از آنكه به عنوان آموزه هاي ديني و آسماني باشند، در فطرت و عقل انساني ريشه دارند. انسان از آنجايي كه بر اساس فطرت پاك انساني اش تمايل به جاودانگي و بقا دارد، دائماً در تكاپوي دستيابي به سعادت واقعي و شناخت راه هاي ماندگاري ابدي است و اگر حقيقتاً به راهي كه وي را به اين سرانجام برساند ،شناخت يابد براي رسيدن به آن از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد و هر هزينه اي را مي پذيرد، حتي اگر به قيمت اهداي جانش تمام شود.
از طرفي نيز، عقل انساني با توجه به روح محاسبه گري و كسب منفعت احتمالي و يا دفع ضرر محتمل، عبور از دهها خواسته و منفعت پايين تر، به دست آوردن منفعت عالي تر را حداقل در امور مادي، تجربي و دنيوي امري منطقي مي داند؛ حتي در اين مسير، ريسك و خطر را به عنوان يك حقيقت پذيرفته است.
اما در امور معنوي و آسماني، كليد مفقوده براي انسان، ايمان به مبدأ و معاد و شناخت حقيقي فلسفه آفرينش است؛ كه اگر حاصل شود، روحيه ايثار و از خودگذشتگي و شهادت طلبي و جاودانگي انسان از درونش بروز و ظهور خواهد كرد. و انسانِ گمشده در عالم هستي به حقيقت واقعي و ابدي خود، كه همانا استقرار و آرامش در نزد خداي متعال و كسب حيات ابدي و بهره مندي از نعمت هاي اوست، دست خواهد يافت.
از طرفي نيز تجسم عالي ترين روحيه هاي انساني نظير؛ عدالت خواهي، عزت طلبي، كرامت جويي، محبت به خدا و خدمت به خلق، شكرگزاري، عبادت و بندگي خدا و مقابله با ظلم و طواغيت ... را مي توان در انسان هايي به آشكارا يافت كه از طريق ايمان و اعتقاد به مبدأ و معاد، روحيه ايثارگري و جوهره شهادت طلبي را در خويش يافته ، وجودشان را براي رسيدن به اين حلاوت ابدي خرج و هزينه مي كنند.
ب- دين محوري
از ديگر شاخصه هاي ايثار و شهادت، دين محوري است، و آن از يك سو، عبارت از آزاد و رها بودن از همه قيود و تعلقات زميني و مادي و ترك بندگي و اطاعت طواغيت و از سوي ديگر، عشق و دلبستگي شديد به خالق هستي بخش و به همه آموزه ها و تعاليم الهي و آسماني است.
آنهايي كه در پرتو دين مداري و عمل به احكام الهي و در راه صيانت از اعتقاد و ارزشهاي والاي دين، حاضرند از همه چيز خود، از مال و جان و ناموس و از همه دارايي شان، خالصانه بگذرند، هم اينان به امر الهي و در سايه دين محوري، در برابر ظلم و ستم طاغوت ها مي ايستند و از حق خود حتي به قدر يك وجب از خاك ميهن اسلامي و خون به ناحق ريخته مسلماني نمي گذرند و جانفشاني و ايثارگري در اين راه را نيز فوز عظيم مي دانند.
رفتار و گفتار و منش ايثارگران و شهادت طلبان سراسر عبوديت و بندگي خداوند و عمل به دستورات و تعاليم نوراني دين است. آنهايي كه ايثارگري را معامله با خدا و شهادت طلبي را پرواز بر بال ملائك و فرصت ديدار معبود خويش مي دانند، به راحتي، سخت ترين و دشوارترين شرايط را در راه هدف مقدس و الهي شان مي پذيرند. و البته جهادگران ميدان ايثار و شهادت از تأييد و هدايت خاص الهي نيز برخوردارند.
اين موضوع، در تاريخ قيام اباعبدالله الحسين (ع) بالاترين معنا و مفهوم را پيدا مي كند؛ زماني كه امام حسين (ع) در راه دين خدا و در مسير احياي دين جدشان رسول الله (ص) ايثار جان و شهادت خود، فرزندان و يارانشان در راه خدا و نيز اسارت اهل بيت شان را پذيرفتند و فرمودند: «إنْ كان دين محمّد لم يستقم، إلا بقتلي، فيا سيوفُ خذيني: گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند/ اي تيغها بياييد بر فرق من فرود. »
ج) كمال بخشي
هر كس اندك آشنايي با فلسفه آفرينش و قدر و منزلت دين و تعاليم آن و سعادتي كه براي انسان از اطاعت دستورات دين حاصل مي شود، داشته باشد، از آنجايي كه موجودي كمال جو و سعادت طلب است، به حكم عقل، سلوك در اين مسير را بر مي گزيند و براي رسيدن به كمال حقيقي حاضر است همة سرمايه هايش را به بهترين وجه و عاليترين صورت كه همان ايثار و شهادت است، به مولاي خويش اهدا نمايد و مردن برايش امر سهل و آساني مي گردد و به پيشواي خود، مولاي متقيان علي (ع) اقتدا خواهد كرد كه مي فرمود: «به خدا قسم انس علي به مرگ (در راه خدا) از انسي كه بچه به پستان مادرش دارد، بيشتر است.»
كمال بخشي نيز شاخصه ديگر ايثار و شهادت است كه به دو صورت متجلي مي گردد:
الف- كمال فردي: كمال فردي انسان در گرو انتخاب آزادانه و آگاهانه اوست. هر چه اين انتخاب در شرايط دشوارتر و بحراني تر و در موقعيت تنوع سرمايه ها و فرصت هاي بيشتر شكل بگيرد؛ به عبارتي انسان سرمايه وجودي ذي قدر تري را تقديم كند و درصد معرفت و شناختش نسبت به عمل و خلوص آن بالاتر باشد، به گوهر باارزش تري از كمال دست خواهد يافت. از جمله مصاديق كمال، آزادي خواهي، عدالت طلبي و عزت مندي است كه در ايثار و شهادت و راه امام حسين (ع) به عنوان سرور و سالار شهيدان به روشني متجلي است. او مرگ با عزت را بر زندگي ذليلانه ترجيح مي دهد و نه تنها خود آزاده و آزادي خواه بود كه دشمنان خويش را نيز به آزادي خواهي فرا خواند: «اي آل سفيان! اگر دين نداريد و از قيامت نمي ترسيد، لااقل در دنيا آزاد باشيد» هر انساني، در جدال بين مرگ و زندگي و در شرايطي كه انتخاب هر دو يكسان باشد، در راه هدفي متعالي و مقدس و براي حفظ و صيانت از عقيده و باورهاي ديني خود ايثار و شهادت طلبي را برگزيده ، مرگ با عزت را همچون مولاي خويش امام حسين (ع)، بر اسارت و بندگي طاغوت ها ترجيح دهد ، در اين مجال، خدا خود خريدار اجناسي است كه از مال و جان و... از سوي بندگان به او تقديم مي شود.
ب- كمال جامعه: روح ايثار و شهادت وقتي درفرد تجلي پيدا كرد و او را به كمال رساند، چنان تأثري از ناحيه منبع اصيل خود؛ يعني ذات بي نهايت خداوند مي يابد كه بر جامعه پيرامون خود نيز تأثير مي گذارد. از آنجايي كه روح ايثار و شهادت طلبي دو خصوصيت فطري انسان است "چنانكه گفتيم"، همه انسانها و البته اهل ايمان كه به نداي فطرت خويش پاسخ مثبت داده اند، به ايثار ايثارگران و شهادت طلبي آن ها عشق مي ورزند و آنها را به عنوان الگوهاي برتر جامعه خود پذيرفته اند. ايثار و شهادت امام حسين(ع) چنان موجي از كمال طلبي، آزادي خواهي و عدالت جويي را در سراسر عالم پراكند كه سبب شد غير مسلمانان نيز از قيام او درس گيرند و آزاد خواهي خويش را مبتني بر آزاد خواهي آن امام همام نمايند. مهاتماگاندي (رهبر فقيد هند) گفت: «من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خوانده ام. بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد پيروز گردد، بايد از سرمشق امام حسين پيروي كند.» و اين نقطه آغازين تأثيرپذيري از روح ايثار و شهادت است. هر انساني كه داراي چنين روحيه اي باشد، اعم از اينكه به كمال آن رسيده يا نرسيده باشد، بر جامعه پيراموني خود تأثير مي گذارد. شهادت در راه خدا كه بالاترين نوع ايثار است، كامل ترين تأثير را در جهت كمال بخشي جامعه دارا است. خون هر شهيد در پاي درخت جامعه اسلامي مي ريزد و آن را روز به روز تنومندتر و استوارتر كرده ، شاخ و برگ آن را به سمت و سوي كمال و سعادت حقيقي جهت مي بخشد.
د) ارزش آفريني
عالي ترين و مترقي ترين ارزشهاي فردي و اجتماعي در پرتو ايمان و عمل خالص براي خدا توليد مي شود. به تعبيري، بهترين ملاك و معيار براي تشخيص ارزشها كار خالصانه براي خداست. از آنجايي كه در يك جامعه ديني مفاهيمي چون ايثار و شهادت بالاترين ارزش محسوب شده، عالي ترين سطح از اخلاص را دارا هستند، از اين رو ، ايثارگران و شهيدان در توليد ارزشهاي متعالي انساني و الهي در وجود فرد و جامعه نقش بسزائي ايفا مي كنند.
مادامي كه روح ايثار و شهادت در كالبد يك جامعه سريان و جريان دارد، آن جامعه زنده و پوياست و هيچ زمان، فرهنگ غير الهي و ارزشهاي غير انساني بر آن جامعه سايه نخواهد افكند، و آن جامعه روي ذلت و خواري را نخواهد چشيد، زيرا با اين دو ارزش، حيات و جاودانگي و عزت ابدي يافته است.
روح ايثار و شهادت، ضمن توليد تقوا و پرهيزكاري، آن را در جامعه نهادينه مي كند و جامعه اي كه به لباس تقوا و پرهيزكاري آراسته شود، گَرد ناپاكي و مخالفت با ارزشهاي الهي و انساني را از خود مي زدايد، زيرا لباس تقوا زيبنده ترين لباس براي تعالي بخشي به جامعه و فرد است. علاوه بر اين، كرامت حقيقي انسان ، راه خروج از
بن بست ها و تشخيص حق از باطل در گرو تقواي الهي است.
جامعه اي كه در آن ترس و زبوني حاكم باشد، ميوه اي جز ذلت و خواري نخواهد داشت. ارزشها فراموش و پايمال مي شوند و دنياپرستي، ظلم، بي عدالتي و وابستگي به اوج خود مي رسد. اين مشخصة جوامعي است كه از مبادي و مباني ديني و الهي تهي هستند و مرگ را پايان راه و نيستي مطلق مي دانند. در مقابل، جامعه اي كه بر اساس مبادي و مباني ديني خويش، بر ترس و زبوني خويش غالب آمده ، مرگ را ملاقات با خدا مي داند. معامله با خدا را به عنوان يك ارزش حقيقي پذيرفته و حاضر است در راه او از همه دارايي خود بگذرد، ايثار جان و مال نمايد و شهادت را مشتاقانه در آغوش بگيرد و لبريز از ارزشهاي انساني و الهي گردد. دراين حالت، روح تقوا، عدالت خواهي، ظلم ستيزي، خداپرستي، ولايت مداري و ... در جاي جاي آن جلوه نمايي مي كند.
ه) حماسه سازي
شاخصه ديگر ايثار و شهادت، توليد حماسه در سطح جامعه است. همان گونه كه حماسه ميوه ايثار و شهادت است و از عرفان و شناخت واقعي از هستي بخش عالم و مبدأ و معاد حاصل مي شود. عرفان خالص و حقيقي نيز بدون ايثار مال و جان، حاصل نخواهد شد. از اين رو، وقتي حماسه در وجود انسان رسوخ كند، او را به حركت در مي آورد و از حالت سكون به پويايي و شكوفايي مي رساند. وابستگي ها و دلبستگي هاي كاذب و دروغين را محو و اهداف و مطلوب هاي حقيقي را جايگزين مي سازد. چنين حماسه اي، زيباترين صحنه هاي ايثار و شهادت را مي آفريند و به عنوان الگويي تمام نشدني بر جامعه خويش تأثير مي گذارد، زيرا انسان ها طالب پويايي و حركتند و هر امري آنها را تازه تر كند، با جان و دل مي پذيرند.
روح حماسه در عالي ترين سطح آن در سيرة عملي اهل بيت (ع) و بويژه در سرور و سالار شهيدان مشاهده مي شود و اين مطلب مورد پذيرش همگان است. در جريان عاشوراي حسيني مي بينيم با اينكه تمام قدرت هاي آن روز، عليه كاروان حسيني (ع) بسيج شدند، با اين حال او و يارانش از همه خطرها استقبال نموده ، تسليم نشدند. اين حماسه با ايثار جان و قبول شهادت پايان نپذيرفت، بلكه ايشان (ع) احساس كردند كه خاندان گرامي اش نيز بايد به اسارت بروند و آنها نيز چنين كردند. نه تنها خود او كه احدي از اهل بيت او به تأييد و امضاي حكومت جايرانه امويان راضي نشدند.
نقطه عطف اين قبيل حماسه ها و ايثارگري ها عرفان و شناخت واقعي است. اگراين شناخت محقق شود، به يك فرهنگ عمومي و همه گير مبدل خواهد شد و قابليت انتقال به ديگر جامعه ها را نيز دارا مي شود، لكن اين حماسه بايد برگرفته از شناخت و عرفان حقيقي، از يك مبدأ و مقصد حقيقي باشد.
نتيجه اي كه حاصل مي شود، اين است كه ايثار و شهادت در راه خدا توأم با حماسه است، ايثار و شهادت بدون روح حماسه محقق نمي شود و اين توأمان در ادامه، حماسه هاي واقعي و جاودانه اي را نيز مي آفريند. اما نه هر اقدام برگرفته از حب نفس و اميال دروني و دنيوي و براي كسب شهرت و جاه و مقام را مي توان ايثار و شهادت طلبي ناميد و نه آن را واجد روح حماسه دانست.
بدون شك ، حماسه و عرفان دو وزنه هماهنگ و همتايند و پيوندي كه بين اين دو ثابت است، ناگسستني است. بعلاوه آن دو را يك آن نمي توان از روح ايثار و شهادت منفك دانست.
و) بحران زدايي
بدون شك، پيروي از اهداف عاليه اسلام و برپايي احكام و تعاليم نوراني آن، نظير عدالت خواهي، ظلم ستيزي، حاكميت اخلاق و معنويت، و ترويج باورها و ارزشهاي معنوي و ... با اهداف و اغراض خودخواهانه و منفعت هاي مادي و دنيوي صاحبان زر و زور و تزوير تضاد پيدا مي كند و اين تضاد، موجب به مخاطره افتادن خواسته ها و اميال نفساني اين گروه مي گردد.
در اين ميان، دنياطلبان و سردمداران كفر و الحاد، براي برداشتن موانع و عواملي كه سد راه آنها به حساب مي آيند از هيچ تلاشي فروگذار نمي كنند. از منظر ايشان، هدف وسيله را توجيه مي كند و براي رسيدن به مقاصدشان با همه امكانات و توانشان و از هر طريقي بحران آفريني مي كنند؛ گاهي با ابزار نظامي نظير كودتا، تهاجم نظامي، ترور و كشتار و... گاهي با محاصره و توليد بحران هاي مختلف اقتصادي، گاهي با مقابله سياسي و ايجاد دست اندازها و اختلاف هاي سياسي در داخل و خارج كشور و گاهي نيز با تهاجم فرهنگي و به تعبير مقام معظم رهبري «شبيخون فرهنگي».
اگر جبهه اسلام در برابر اين گونه اقدامات عملي و خوف آفريني ها كه در قالب توطئه ها و فتنه هاي مختلف صورت مي گيرد، تدبير و برنامه اي علمي و عملي نداشته باشد، مقهور اين قدرت هاي پوشالين مي شود؛ چنانكه امروزه بسياري از كشورهاي جهان و حتي دول پيشرفته، مقهور قدرت پوشالين استكبار جهاني؛ يعني آمريكا شده اند. اما از آنجايي كه اسلام كاملترين و جامع ترين اديان الهي است و براي كوچك ترين مسائل و به ظاهر كم اهميت ترين آنها برنامه نظري و عملي دارد؛ قطع يقين براي مسائل دفاعي و حفظ جان و مال و ناموس و اعتقاد مسلمانان برنامه ها و راهكارهاي دقيق عملي دارد. از جمله مترقي ترين راهكارهاي عملي اسلام عزيز در مسير بحران زدايي از جامعه اسلامي، مسأله ايثار و شهادت است كه واجد يك مبناي تئوريك بسيار قوي و حساب شده، مبتني بر عقل و وحي خداوند و كلام معصومان (ع) است.
وقتي جامعه اي واجد روحيه متعالي ايثار و از خود گذشتگي باشد، در برابر هر نوع بحران و چالشي توان ايستادگي و مقابله را دارد:
-در وضعيت بحران اقتصادي، جامعه ايماني و دين مدار، با ايثار مال و ثروت خود و تقسيم آن براي بهره مندي همه اقشار جامعه در برابر بحران آفرينان مقابله كرده ، شكست را پذيرا نخواهد شد.
-در مواقع ايجاد تفرقه و تهاجم سياسي، جامعه اسلامي با ازخودگذشتگي و عبور از خواسته ها و منافع سياسي گروه خود و بر اساس وحدت كلمه اسلامي و وحدت ملي در برابر اين بحران نيز مستحكم تر از پيش خواهد ايستاد.
-زماني كه دشمن از طريق تهاجم فرهنگي و با استفاده از ادبياتي نظير تساهل و تسامح، آزادي و جامعه مدني (به معناي غربي آن) قصد تخريب بنيادهاي فكري و ارزشي جامعه را دارد، جامعه اسلامي براي حفظ ارزشها و فرهنگ اصيل و غني خود كه بر گرفته از دين اسلام است، از تمام تلاش و عزت و آبروي خود مايه مي گذارد و با احياي دستور «امر به معروف و نهي از منكر» جامعه را به يك ميدان نظارت عمومي بدل مي سازد، تا اين تهاجم نيز خنثي گردد.
-اما در عالي ترين نوع، در برابر تهاجم نظامي دشمن، كه به قصد براندازي كامل و دفعي نظام اسلامي صورت مي گيرد. جامعه اسلامي بر اساس توصيه و فرمايش خداوند به جهاد في سبيل الله، بالاترين ايثارگري را از طريق شهادت طلبي و از جان گذشتگي به نمايش مي گذارد و دشمن خود را مقهور و ناكام مي سازد.
اين است حقيقت ايثار و شهادت طلبي كه بيش از هر گزينة ديگر، دشمنان اسلام را به هراس واداشته ، عامل اساسي در شكست و خواري دشمن و پيروزي سپاه اسلام گرديده است. و ديگر راهي جز تهاجم فرهنگي و فاصله انداختن بين مردم و اعتقادات و ارزشهاي ديني شان براي دشمن زبون باقي نمانده است كه با لطف الهي و تأييدات حضرت وليعصر (عج) اين آرزو را نيز به گور خواهد برد.
ز) اخلاص و ماندگاري
چنانكه گفتيم، بين اخلاص و ماندگاري ارتباطي عميق و آسماني هست. اساساً در فرهنگ قرآني همه چيز فاني و زوال پذير است، مگر ذات ابدي و ازلي و صاحب جلال و بزرگوار خداوند و البته هر آنچه وجهه الهي داشته و مقبول خداوند باشد نيز باقي و فنا ناپذير است. از اين رو، عملي كه توأم با اخلاص و پاكي نيت و لوجه الله باشد، از خصوصيت جاودانگي و ماندگاري برخوردار است. ايثار و شهادت، از آنجا كه ريشه در وحي و كلام حقه الهي دارد، "اصلها ثابت و فرعها في السماء" است، و از روي آگاهي و بصيرت و اخلاص و در راه رضاي خدا تحقق مي يابد براي هميشه ماندگار و جاويدان است.
امام خميني "رضوان الله تعالي عليه" در باره جاودانگي و بقاي ايثار و شهادت چنين مي گويد: «در آينده ممكن است افرادي آگاهانه و يا از سر ناآگاهي بپرسند كه ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد؟ اينها يقيناً از عوالم غيب و فلسفه شهادت بي خبرند و نمي دانند كسي كه فقط براي رضاي خدا به جبهه ها رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است، حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه اي وارد نمي سازد...» نه تنها حقيقت ايثار و شهادت، جاودانه و ماندگار است، بلكه هر انساني كه به اين دو افتخار نائل شود، چون با خدا معامله نموده و خداوند شخصاً جنس آنها را خريدار است، به سود و منفعت ابدي و لايزال خواهند رسيد؛ چنانكه در باره شهدا وارد شده است كه :«شهيد نظر مي كند به وجه الله»؛ يعني تمام حجاب هاي حايل بين شهيد و خداوند برداشته مي شود و كسي كه به اين مقام برسد، به جاودانگي و ماندگاري ابدي رسيده ، هميشه در محضر خداوند متنعم خواهد بود.
ح) جامعيت
جامعيت، يكي ديگر از شاخصه هاي ايثار و شهادت است. ايثارگري و شهادت طلبي جايگاه رفيعي است كه هر كس را توان راهيابي به آن نيست. حكايت ايثارگري و شهادت طلبي حكايت سير و سلوك عاشقانه و عارفانه است و منزل به منزل مي رود تا به منزل نهايي؛ يعني وصال حضرت دوست برسد.
البته، آن كس كه طعم شيرين ايمان و عمل صالح را نچشيده باشد، به مقام ايثار حقيقي و شهادت در راه خدا نمي رسد. با اين وصف، حركت در اين ميدان توأم با سرعت فوق العاده اي در به ثمر رسيدن ميوه آن؛ يعني وصال حضرت دوست و تنعم نزد اوست. به عبارتي، شهادت در راه خدا از نوع عرفان و وصال زود بازده است، عارف براي وصال حضرت دوست سالها بايد به سير و سلوك و اعتكاف و ذكر و توسل و توجه مشغول باشد، اما ايثارگر جان و شهيد راه خدا، با حماسه عاشقانه و عارفانه اش، راه صد ساله را يك شبه مي پيمايد.
لازمه فهم جامعيت ايثار و شهادت، بررسي ارتباط عميق و تنگاتنگ موجود بين آنها با اصول اعتقادي و فضايل اخلاقي است، كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
-رابطه ايثار و شهادت و ايمان: حاكميت روح ايثار و شهادت در خانه دل انسان، مستلزم ايمان داشتن به مبدأ و معاد و به عبارتي مبادي و مباني و اصول دين است. آنها كه نه حقيقتي مطلق و بي نياز، براي مبدأ عالم و نه غايت و هدف و نهايتي حكيمانه براي عالم قايلند و به عالم غيب و شهادت ايمان نياورده اند، چگونه مي توانند هدفي متعالي در زندگي شان برگزينند، هدفي كه آنها را به سر منزل مقصود و بي نهايت هستي برساند. پس ايثار و شهادت در راه خدا محقق نمي شود، مگر در پرتو ايمان به خداي هستي بخش و هر آنچه پيامبران بر آن مأموريت يافته اند.
-رابطه ايثار و شهادت و صبر: ايثار و شهادت عالي ترين و دشوارترين مرحله از آزمايش و امتحان الهي است. اين مرحله همواره با از خودگذشتگي، از جان گذشتگي، ايثار مال، جاه، آبرو و جان همراه است. در اين راه كه سختي ها و دشواري هاي آن وصف ناشدني است صبري ايوب وار مي طلبد. انساني كه از فضيلت صبر خالصانه براي خدا برخوردار نباشد، در برابر امتحان هاي سخت الهي كه بر او وارد مي شود، به راحتي روحيه خويش را باخته ، ميدان را ترك مي كند.
-رابطه ايثار و شهادت و تقوا: تقوا و پرهيزكاري نقطه مقابل گناه و نافرماني است. ثمره تقوا و خويشتن داري اميد به رحمت الهي و عشق و محبت به خداوند و ميوه دومي، ترس از روبه رو شدن با برزخ و معاد، روز حساب و افشاي پرونده شان در ديدار با معبود است. آنها كه به واسطه اسارت نفس و دنياطلبي، گرفتار گناه و آلودگي هاي روحي هستند، به غايت از مرگ و معاد مي ترسند. در اين حال اينان، چگونه مي توانند با آغوش باز به استقبال مرگ بروند و در راه دين و اعتقادشان ايثار نموده ، شهادت را برگزينند؟ اما آنها كه با تقوا و پرهيز كاري آخرت را بر دنياشان مقدم دانشته اند و از عشق و محبتي كه به مولاشان دارند همة خواسته هاي نفساني خود را زير پا گذاشته اند و ديدار او را لحظه شماري مي كنند، ايثارجان و شهادت در راه او برايشان آسان و گوارا خواهد بود.
-رابطه ايثار و شهادت و تسليم و رضا: ويژگي ديگري كه ايثار و شهادت در طالب خويش ايجاد مي كند تسليم بودن و رضا به قضاي الهي است، زيرا آنها كه ايثار و شهادت را برمي گزينند، بر اين امر واقفند كه خداوند حكيم و خير محض است و جز به صلاح بندگان خود عمل نمي كند، از اين رو در برابر همه اوامر و نواهي خدا بدون چون و چرا سر تعظيم فرود مي آورند و هر چه برايشان مقدر كند، خير محض مي دانند. ايثارگران و شهيدان نيز از سختي ها و مشكلاتي كه در راه عقيده شان به آنها مي رسد، با جان و دل استقبال مي كنند و در اين صورت است كه به مقام تسليم و رضا بار مي يابند.
علاوه بر اينها ايثار و شهادت با مقولات ديگري نظير عشق و محبت به خدا، توكل و توسل، بندگي و عبادت، ولايت مداري، تواضع و فروتني، عزت نفس، شجاعت، سرسختي با دشمنان، مهرباني با دوستان، نشاط ديني، غيرت و حياء و حق پذيري و ... مرتبط است، از اين رو از جامعيتي مثال زدني و غير قابل توصيف برخوردار است.
ط) موج آفريني و بصيرت بخشي
در طول تاريخ، حوادث و اتفاقات بسياري و حركت ها و جريانات متعددي رخ داده است و هر كدام بر اساس نسبتي كه با حقيقت و فطرت انساني داشته، به مردم بصيرت بخشيده و موج آفريني نموده است. بعضي از اين جريانها پيش از آنكه موج و بصيرتي ايجاد كنند، زايل شده اند و برخي نيز اگر چه موج و بصيرتي توليد كرده اند، اما به سرعت رو به افول گذاشته اند.
در اين ميان، ايثار و شهادت به عنوان دو مقوله كاملاً اسلامي كه ريشه در فطرت انساني دارد، بيشترين سهم در توليد بصيرت و هوشياري و ايجاد موج و حركت انقلابي را داشته و دارد. بعلاوه دوام و ماندگاري كه بر ايثار و شهادت سايه افكنده، عامل ديگري براي دارا بودن شاخصه بصيرت بخشي و موج آفريني در بين جوامع به حساب مي آيد.از جمله نمونه هايي كه جلوه ايثار و شهادت در آن، بالاترين تأثير را در همه جوامع بعد از خود گذاشته، حركت تاريخي و قيام بي نظير امام حسين (ع) و ياران با وفاي اوست. آنچه در نهضت عاشورا از همه حوادث و اتفاقات آن برجسته تر است، روح ايثارگري و شهادت طلبي حاكم بر قافله اباعبدالله الحسين (ع) است. از اين رو، تاريخِ بعد از قيام عاشورا به خوبي گواهي مي دهد عمده موج ها و حركت هايي كه به صورت پراكنده با عنوان خونخواهي شهداي كربلا، مخالفت با ظلم و ستم حاكمان، تغيير نظام حكومتي و انقلاب هاي مردمي شكل گرفته، در حد بسيار زيادي متأثر از ميراث ايثار و شهادت شهيدان كربلا بوده است.
به طور كلي، تازگي و طراوتي كه خون شهيد و ايثارِ خالصانه در راه خدا دارد، آن به آن و لحظه به لحظه با مردم سخن مي گويد، البته نه آن گونه سخن گفتني كه در اكثر مواقع بدون اثر است؛ تأثيري كه ايثار و شهادت بر بصيرت بخشي و حركت دادن مردم در مسير رضاي خداي متعال و دفاع از ارزشها و فضيلت هاي الهي دارد، قابل مقايسه با هيچ اثر ديگر نيست، زيرا آن دو امر تأييد شده از سوي خدا هستند و هرچيزي كه نورانيت و حقيقت خود را از تنها مؤثر در عالم هستي گرفته باشد، نه تنها به خاموشي نخواهد گراييد، بلكه براي انسان ها و جوامع، حكم روشني بخشي و هدايت گري را دارد و چراغ هدايتي خواهد بود تا مردم به مدد آن بصيرت يافته ، در مسير روشنايي و هدايت حركت كنند.
از جمله افتخارات ما اين است كه نهضت امام خميني (ره) و حركت مردم براي مبارزه با طاغوت زمان و نظام شيطاني شاهنشاهي كه به پيروزي انقلاب اسلامي ايران منتهي شد و هشت سال مجاهدت و ايثارگري و شهادت طلبي مردم انقلابي ايران در دوران دفاع مقدس و نيز مقابله با انواع توطئه هاي نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... همه اينها مرهون الگو پذيري از نهضت و قيام حسيني است و ما اين توفيقات و سربلندي هاي به دست آمده را مرهون ايثارگري و شهادت طلبي امام حسين(ع) و ياران وفادار او مي دانيم.
بدون شك، از آنجايي كه ايثارگري ها و شهادت طلبي هاي مردم و جوانان مؤمن نظام اسلامي ايران، خالصانه و براي رضاي خدا و الهام يافته و برگرفته از كربلاي حسيني بوده است، همچون نمونه اصل خود، داراي ويژگي بصيرت بخشي و موج آفريني در بين مردم زمان خويش و حتي زمان هاي بعد از خود خواهد بود.
گفتار سوم) جلوه هايي حقيقي از ايثار و شهادت
از ايثار تا شهادت
طلبه و پزشكيار شهيد محمد جواد فهيمي در عمليات خيبر مسؤوليت گروهي از پزشكياران را بر عهده داشت. به علت شدت فشار دشمن و بالا رفتن ميزان تلفات، فرمانده دستور عقب نشيني مي دهد، اما اين شهيد همچنان به درمان مجروحان و هماهنگي براي اعزام آنها به پشت خط ادامه مي دهد و در پاسخ به همرزمش كه فرمان عقب نشيني را گوشزد مي كند، مي گويد: مگر نگاه هاي مظلومانه و ملتمسانه مجروحان را نمي بيني؟!
او در آن موقعيت پر خطر، جان خود را در راه انجام وظيفه رسيدگي به مجروحان به مخاطره مي اندازد و به كمك چند نفر از همرزمانش تعداد زيادي از مجروحان را از طرق مختلف به عقب منتقل مي كند، اما در حال رسيدگي به وضعيت يك مجروح، ناگهان مورد اصابت گلوله مستقيم دشمن قرار گرفته، به درجه رفيع شهادت نايل مي آيد.
طبق نقل همرزمش با يكديگر عهد بسته بودند در صورت مجروحيت يا شهادت، هركدام ديگري را به پشت جبهه منتقل كنند. وي مي گويد پس از شهادت محمد جواد، طبق تعهد، او را به دوش گرفتم تا به عقب منتقل كنم، اما فرمانده كه شاهد شهادت او بود، به من دستور داد كه در صورت تمايل، مجروحي را به دوش بگيرم و من حسب الامر فرمانده چنين كردم. گويا روح شهيد نيز راضي نبود با وجود اين همه مجروح صحنه رزم را ترگ گويد و روحش نيز جلوه اي ديگر از ايثار را آفريد.
عشق به شهادت
-شهيد محراب آيت الله مدني در همه حال، چشم به درگاه فيض الهي داشت و با سوز و گداز، در دعاها و قنوت نماز هايش از خدا طلب شهادت در راه اسلام و انقلاب مي كرد. او در عالم رؤيا جام شهادت را از مولايش حسين (ع) گرفته بود. به نقل خودش: هميشه در دو موضوع ترديد داشتم؛ اول آنكه آيا واقعاً از اولاد پيامبرم؟ و دوم آنكه آيا لياقت شهادت در راه خدا را دارم؟ روزي وارد حرم امام حسين (ع) شدم و در آنجا با ناله و زاري از امام خواستم به دو سؤالم پاسخ دهد. پس از مدتي شبي امام حسين (ع) را در خواب ديدم كه بالاي سرم آمد و دستي بر سرم كشيد و اين جمله را فرمود كه جواب هر دو سؤالم در آن بود:« يا بني انت مقتول؛ اي فرزندم تو كشته مي شوي.» و او بي تابانه انتظار آن روز را مي كشيد.
-هفده بهار بيشتر از عمرش نگذشته بود. دانش آموزي كه به فرمان امام (ره) درس و مدرسه را رها كرد و به عشق شهادت در راه خدا عازم جبهه ها شد. او در اولين اعزام، وارد واحد تخريب ل.5.نصر خراسان شد. در آن ايام جواني آنچنان سرگشته و سرشار از عشق به شهادت بود كه گويا گام به گام به گمشده اش نزديك و نزديكتر مي شد، بخشي از وصيتنامه انسان ساز او، گوياي اوج شور و حرارت و نهايت دلدادگي و عشق به شهادت در اوست: «خدايا من يك تخريب چي ام و كارم باز كردن معبر است، ياريم كن به سوي تو معبري باز كنم.» او كسي نبود جز تخريب چي شهيد حميد ستوده.
محمد صادق فهيمي