0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
شنبه 2 بهمن 1389  12:48 PM

عنوان : عرفان و شهادت؛ پيوند دو فرهنگ*
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
1.عرفان و معرفت قلبي
عرفان از نظر لغوي به معني شناختن، شناسايي و آگاهي است. اما در معناي اصطلاحي عبارت است از معرفت قلبي كه به وسيله كشف و شهود(نه بحث و استدلال)، حاصل مي شود. برخي مفسران به آن علم وجداني هم مي گويند. در واقع عرفان دانشي است كه موضوع آن معرفت خداوند و راه‏هاي دست يابي به آن است. عارفان راستين، اعتقاد دارند كه هر فردي براي رسيدن به حقيقت، بايد سير و سلوكي داشته باشد تا به اندازه ظرفيتش بتواند از حق آگاه شود. به معناي ديگر مي توان گفت عارف در صدد است همچون امير مؤمنان كه فرمود:«ما رأيت شيئا الاّ رأيت الله قبله و بعده و معه» هميشه شاهد حق تعالي باشد و به معناي واقعي، تجسم اين شعر باباطاهر باشد كه گفت:
به دريا بنگرم دريا ته وينم (تو بينم)
به صحرا بنگرم صحرا ته وينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وينم
2.عرفان و انواع آن
عرفان دو نوع است؛ نظري و عملي. عرفان نظري؛ مجموعه معارفي درباره شناخت خدا و نقش او در هستي و ارتباط انسان با خدا و شناخت ابعاد الهي انسان و منازل و مقامات سلوك و سفر انسان سير الي الله و امثال آن است. عارفان بزرگ در طول تاريخ صدها كتاب عرفاني تأليف كرده و به يادگار گذاشته‏اند، اما در بين همه آثار عرفان نظري، برخي كتاب ها اكنون متن درسي حوزه هاي علميه قم و ديگر حوزه‏هاي بزرگ هستند؛ مانند: «فصوص الحكم» اثر ابن عربي با شرح قيصري، «تمهيد القواعد» اثر صائن الدين ابن تركه و «مصباح الانس» اثر ابن فناري. امام خميني، رهبر كبير انقلاب اسلامي هم علاوه بر تحصيل اين كتاب‏ها و تدريس آن تعليقه‏اي بر فصوص الحكم نوشته اند و تجليل وي از ابن عربي در نامه‏شان به گورباچف، نشانه احترام و اهتمامي است كه به ايشان و عرفان نظري داشته است. اما عرفان عملي، سلوك رفتاري، و تلاش‏هاي مستمر يك سالك است كه با مناجات‏هاي فراوان و رسيدن به مقام فناء حاصل مي شود. دست يابي به اين نوع عرفان راه و روشي جز سلوك ظاهري و باطني به همراه يك پير راه آزموده ندارد و اگر در تاريخ نگاه كنيم؛ انگشت شمارند انسان هايي كه به مدارج بالاي عرفاني دست يافته اند. از ميان چهره‏هاي برجسته عرفان در چند دهه اخير مي توان از سيدعلي قاضي، آيت الله شاه آبادي، علامه طباطبايي، سيد احمد آشتياني، آقا ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي و... نام برد و سير و سلوك آنها را در پس گفتارهايشان مشاهده نمود.
3.تصوف اسلامي زماني كه عرفان به يكي از علوم بشري تبديل شد، مانند بسياري علوم رايج شاخه هاي مختلفي پيدا كرد و به نوعي دچار تكثر شد. از ميان شاخه هاي مختلف عرفاني ، «تصوف» معروف ترين است. اين شاخه عرفاني كه آبشخور بسياري از جريان ها و انشعاب هاي ديني و غير ديني است، در حقيقت روشي از انديشه و عمل است كه باطن آن را عرفان و عبادت و مناجات و زهد تشكيل مي دهد. اما تصوف در اسلام به صدها فرقه بزرگ و كوچك تقسيم شده كه معمولاً هر فرقه بزرگ به چندين فرقه كوچك منشعب شده است؛ به همين دليل ده‏ها فرقه صوفي شيعه و ده‏ها فرقه صوفي سني داريم كه معروف‏ترين آن فرقه‏ها عبارتند از: قادريه، نقشبنديه، چَشتيّه، كبرويّه، نعمت اللهي ، نوربخشيه، حيدريه، ملاقبيّه و بكتاشيّه. و از بزرگان صوفيه كه نام آن ها در تاريخ آمده است مي توان به اين ها اشاره كرد: حسن بصري، ابراهيم ادهم، فضيل عياض، ذوالنون مصري، بايزيدبسطامي، جنيد بغدادي، حسين بن منصور حلاج، ابوالحسن خرقاني، ابوسعيد ابوالخير، باباطاهر همداني، خواجه عبدالله انصاري، شيخ بهايي، عين القضات همداني، امام محمد غزالي، شيخ نجم الدين كبري، شيخ شهاب الدين سهروردي، مولانا جلال الدين محمد مولوي، شاه نعمت الله ولي و...
با اين وجود بسياري از منتقدان تصوف، از آن جهت كه اين شاخه عرفاني مشتمل بر تزكيه نفس و حصول معرفت است، آن را ستوده اند، اما بسياري از فرقه هاي آن، به دليل انحراف از خط اصلي، دچار نواقصي شده اند كه ايجاد آداب خرافي، ايجاد كسب و كار براي بسياري از شيادان كه خود را به لباس مرشدان مي آرايند، بي توجهي نسبت به شريعت، احكام، تكاليف ديني و رساله‏هاي عمليه و تقليد از مراجع تقليد و همچنين دوري و عدم انجام وظايف انقلابي و سياسي به بهانه دوري از دنيا و مشاغل دنيوي از آن جمله اند كه البته: «اين رشته سر دراز دارد...»
4.شهادت و قداست شهيد مطهري در مقاله شهادت خود مي نويسد: «شهادت از آن جهت كه كشته شدن است، قداست ندارد بسياري از كشته شدن هاست كه «نفله» شدن است و احياناً به جاي اينكه افتخار باشد ننگ است.»
وي در تعريف اقسام مرگ به شهادت اشاره مي كند و مي نويسد: «مرگي شهادت است كه انسان با توجه به خطرات احتمالي، ظني، يقيني و يا فقط به خاطر هدفي مقدس و انساني و به تعبير قرآن «في سبيل الله» از آن استقبال مي كند.» وي شهادت را داراي دو ركن اساسي مي داند: يكي اينكه در راه خدا و في سبيل الله باشد، هدف مقدس داشته باشد و انسان بخواهد جان خود را فداي هدف نمايد و ديگر اينكه آگاهانه صورت گرفته باشد. به همين دليل شهادت به حكم اينكه عملي آگاهانه و اختياري است و در راه هدفي مقدس است، تحسين برانگيز و افتخار آميز به شمار مي آيد و عملي قهرمانانه تلقي مي شود. در ميان انواع مرگ وميرها، تنها اين نوع مرگ است كه از حيات، زندگي برتر، مقدس تر، عظيم تر و فخيم تر برخوردار است.
شهيد مطهري در اثبات اين نظر خود به روايتي از رسول اكر حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم اشاره مي كند و مي نويسد: «سه كس كشته شوند؛ يكي مردي كه با جان و مال خود در راه خداوند جهاد كرد تا آنكه در نبرد با دشمن كشته شد، چنين فردي شهيدي است كه خداوند او را مورد آزمايش قرار داده و در بهشت خواهد بود.... او در زير سايه عرش خداوند است و فقط پيامبران به سبب پيامبري خويش بر چنين كسي برترند.
دومي، آن است كه از گناهان خويش بترسيد و با جان و مال خود در راه خدا جهاد كند و با دشمن به نبرد بپردازد و به شهادت برسد. اين شهادت موجب پاك شدن او از گناهان است، زيرا شمشير جهاد در راه خدا، گناهان را از بين مي برد. چنين كسي مي تواند از هر يك از درهاي بهشت كه اراده كند، وارد آن شود. سوم منافق است كه با جان و مال خويش بجنگد و با دشمن روبرو شود و در اين حال كشته شود. اين فرد در آتش خواهد بود، زيرا شمشير نفاق را از بين نمي برد.
5. عرفان و شهادت؛ ريشه در يك خاك
دو مقوله عرفان و ايثار و شهادت پيوندي بنيادين دارند. در حقيقت شهادت را مي توان در شمار همان فنايي به شمار آورد كه عرفا
مي خواهند از طريق سير و سلوك به آن دست پيدا كنند چرا كه فنا در نزد عرفا خالي شدن از صفات مادي و خصايل زشت انساني است. مگر شهادت جز پاكبازي و دست شستن از تعلقات چيز ديگري است؟ با نگاهي به وصيت نامه شهدا يا خاطرات شان بر ما معلوم مي كند كه اين افراد نيز مثل عرفاي بزرگ دست از تعلقات مادي شسته بودند و در جبهه هاي 8 سال دفاع مقدس راهي را طي كردند كه عرفاي بزرگ ما در طول زندگي شان با مشقت و سختي آرزومند آن بودند. به هر حال شهادت در راه حق، نعمتي است كه نصيب هر كسي نمي شود. اين شهادت در عرفان، فنا معنا شده و در جنگ هاي مذهبي شهادت. جالب اينكه در هر دو حالت آنچه كه مورد تأكيد قرار مي گيرد جاودانه شدن فرد است. منظورعرفا از فنا يعني فاني شدن و در آميختن عارف با حق كه اين معني مطابق روايات و برخي آيات قرآن از مقام شهادت است كه براي شهيد جايگاهي جاوداني قايلند و او را زنده جاويد ناميده اند.
سردبير
--------------------------------
* تيتر مطلب برگرفته از كتابي به همين نام، از دكتر محمدرضا سنگري است.


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها