0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
پنج شنبه 30 دی 1389  9:42 PM

عنوان : گرايش جانبازان نسبت به مواد مخدر: راه حل ها و راه بردها جهت پيش گيري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
در جامعه ما معمولاً علاقه كمي به بررسي انتقادي شرايط زندگي جانبازان ابراز شده و در عوض بر بيماريهاي مزمن و معلوليت به عنوان يك مقوله بهداشتي و سلامتي تمركز گرديده است. آمارهاي مربوط به جانبازان نشان مي دهد كه اين سرمايه هاي عظيم انقلاب در معرض برخي از آسيب هاي اجتماعي– نظيرگرايش به اعتياد مواد مخدر- مي باشند كه نيازمند توجه و تحقيق جدي در اين زمينه مي باشد. همچنين، رابطه بين رفتار و نگرش پيچيده است، يعني نمي توان با دانستن نگرش شخصي رفتار معيني را در او پيش بيني كرد. در حال حاضر هيچ نوع درمان قاطعي براي اعتياد به مواد وجود ندارد. تغيير نگرش هاي جانبازان نسبت به مصرف مواد مخدر نخستين گام در فرآيند تغيير رفتار اعتياد آور و كاهش گسترش اين نوع رفتار انحرافي است. در اين جا، با توجه به محدوديتهاي جدي كه در ارائه راه حل براي مسايل اجتماعي وجود دارد، سعي مي شود راه حل ها و راهبردهايي در جهت كنترل و پيشگيري گرايش به مصرف مواد مخدر در ميان جانبازان ارائه شود.
مقدمه
كشت ترياك در ايران تا پيش از انقلاب اسلامي، متناسب با شرايط و مناسبات داخلي و خارجي ايران فرازو نشيب هايي داشته است. در گذشته مسأله ي ورود مواد
مخدر از مرزهاي شرق كشور با هدف تامين مصرف داخلي و ترانزيت آن به مقصد اروپا و امريكا همواره يكي از مشكلات امنيتي و انتظامي بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي كشت ترياك به طور كلي ممنوع شده و ليكن همسايگي ايران با دو كشور پاكستان و افغانستان، كه عمده ترين توليد و عرضه كنندگان مواد مخدر در سطح بين المللي هستند، از يك سو و قاچاق مواد مخدر از مقصد اين كشورها و كشورهاي آسياي جنوب شرقي به مقصد غرب و اروپا ازسوي ديگر، ايران را به منطقه ي مهم و استراتژيك مواد مخدر تبديل كرده است. واقع شدن مراكز مهم توليد و قاچاق مواد مخدر در اطراف ايران و اين كه مواد توليد شده به هر وسيله ي ممكن مي بايست به بازارهاي مصرف در اروپا و آمريكا انتقال يابد، ازجمله چالش هاي جدي براي ايران محسوب مي شود. اين حمل و نقل به ناچار از درون كشورهاي مسير انجام مي گيرد و ايران از نقطه نظر جغرافيايي، در مسير ترانزيت مواد مخدر به سوي غرب قرار دارد و لذا مي توان گفت كه مسأله ي ترانزيت از جمله عوامل اصلي گسترش مواد مخدر و اعتياد در داخل كشور است. آشنايي قاچاقچيان بين المللي به مسير ايران و همكاري قاچاقچيان ايران و قرار گرفتن ايران در مجاورت دو منطقه ي مهم هلال طلايي و مثلث طلايي، ايران را به يكي از دالان هاي مهم ترانزيت مواد مخدر در جهان تبديل كرده است. در واقع، ايران به علت هم جواري و داشتن طولاني ترين مرز مشترك با دو كشور توليد كننده ي مواد مخدر(يعني افغانستان و پاكستان) پيوسته در معرض تهديد سوء مصرف مواد مخدر بوده است. به طوري كه، از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بيش از 3 ميليون نفر در ارتباط با جرايم مواد مخدري دستگير شده اند، كه دستگيري حدود 7/2 ميليون نفر از آن ها طي 15 سال اخير(82- 1368) بوده است. 65 درصد از اين تعداد دستگيري ها را معتادان و 34 درصد آن ها را افراد قاچاقچي تشكيل مي دهند. بر اساس آمارهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر، مجموع كشفيات مواد مخدر جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي(82- 1358) تقريباً معادل 466. تن مي باشد و اگر اين ميزان مواد مكشوفه را حداكثر معادل 2. درصد مواد مخدر ورودي به داخل كشور تصور نماييم، مي توان گفت كه حدود 233.. تن مواد مخدر در طول 25 سال گذشته به منظور مصرف داخلي و ترانزيت به كشورهاي اروپايي- آمريكا وارد كشور شده است.
فعاليت هاي بنياد شهيد از بدو تأسيس، اساساً به دو دوره ي مجزا تقسيم مي شود كه درعين حال، اين دو دوره، مكمل يك جريان پويا بوده اند. در دوره ي نخست فعاليت هاي بنياد شهيد، ما شاهد خدمت رساني به خانواده هاي مكرم شاهد در قالب حمايت هاي اقتصادي و اجتماعي، امور سرپرستي خانوارها، هدايت تحصيلي و شغلي فرزندان شاهد و دستگيري از پدران و مادران شهداي گران قدر مي باشيم، كه به موقع خود و به سهم خود، داراي نقش مهمي در دور نگاه داشتن آسيب هاي اقتصادي از اين عزيزان بوده است. با ادغام بنياد شهيد و بنياد جانبازان، دور جديدي از فعاليت هاي بنياد شهيد و امور ايثارگران، با عنايت خاص به امور جانبازان آغاز شد، كه اين روند هم چنان ادامه دارد. در اين دوره، عمده فعاليت بنياد به ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، احيا و تقويت ارزش هاي دوران انقلاب و دفاع مقدس ، مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن و برقراري پيوندهاي عميق با ايثارگران معطوف گشت. در اين زمينه بنياد شهيد و امور ايثارگران، ابتدا با روي آوردن به سياست هاي فرهنگي، نظير كمك به تأسيس حسينيه هاي شهيد، كوشيد تا ياد و نام عزيزاني را كه با بذل جان، به بقاي نظام اسلامي كمك كرده بودند، زنده نگاه داشته و درس هاي ايثار و فداكاري شهدا و جانبازان و اعتقادشان را به فرزندان آنان منتقل نمايد. فعاليت هاي از اين دست، در كنار تداوم خدمت رساني اقتصادي و اجتماعي نظير حمايت شغلي جانبازان، خدماتي بودند كه همواره به عنوان سياست هاي كلي بنياد مدنظر قرار داشته است.
جانبازان در ايران كه درصد عمده اي _ حدود نيم ميليون نفر _ از جمعيت ايران را به خود اختصاص داده اند، با مشكلات روان شناختي و اجتماعي متعددي روبه رو هستند. طي جنگ تحميلي 8 ساله تعدادي از ايثارگران با انواع آسيب هاي ناشي از جنگ به صورت جانباز انقلاب اسلامي درآمدند كه هر كدام با درجات مختلف دچارمعلوليت گرديدند و پس از آن با مشكلات زيادي مواجه شدند و پرونده ي پزشكي اين عزيزان مبين مشكلاتي است كه جانبازان با آن مواجهند. آمارهاي مربوط به جانبازان نشان مي دهد كه اين سرمايه هاي عظيم انقلاب در معرض برخي از آسيب هاي اجتماعي– نظيرگرايش به اعتياد مواد مخدر- مي باشند كه نيازمند توجه و تحقيق جدي در اين زمينه مي باشد. مطالعات نشان داده است كه اصلاح نگرش افراد در باره اعتياد از نگرش مثبت به نگرش منفي مي تواند از گرايش و ابتلاي آنان به اعتياد جلوگيري كند.
راه حل ها و راه بردها جهت پيش گيري ازگرايش و ابتلاي جانبازان به مواد مخدر:
عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شوند. درك كليه ي علل و عوامل زمينه اي موجب مي شود تا روند پيش گيري، شناسايي، درمان و پي گيري به طور هدف مند طرح ريزي شود. متأسفانه به علت پيچيدگي پديده ي اعتياد، درمان و پيش گيري كاري بسياري مشكل به نظر مي رسد و پيچيدگي پديده ي اجتماعي اعتياد باعث شده است كه راه بردهاي كنترل استفاده از مواد نيز گوناگون باشد. با اينحال همان طوري كه بهترين تبيين براي علل اعتياد يك مدل تركيبي است كه مجموعه اي از علل را شامل مي گردد، بهترين راه مبارزه با اعتياد نيز فقط يك راه نيست. بلكه بايستي در يك زمان چندين راهبرد مورد استفاده قرار گيرد. لازم به ذكر است كه گرايش جانبازان به مواد مخدر را نمي بايستي از بستر اجتماعي آن در جامعه جدا نمود و درك علل گرايش جانبازان به مواد مخدر مستلزم شناخت عوامل بيروني جامعه نيز مي باشد. از جمله عوامل بيروني كه مي تواند نقش مهمي در تبيين تغييرات ميزان گرايش نسبت به مواد مخدر در ايران داشته باشد عبارتند از: كشت وسيع و توليد انبوه مواد مخدر در افغانستان، گستردگي مرزي با پاكستان و افغانستان، ميزان انسداد، استحكام و كنترل مرزهاي شرقي كشور، قاچاقچيان بين المللي و منطقه اي، بازار پررونق مواد مخدر در كشورهاي اروپا، امريكا و آفريقا، مجاورت با مراكز تجاري منطقه اي از جمله دبي و بحرين و مسأله ي تطهير پول، وجود مشتركات قومي، فرهنگي و خويشاوندي در مرزهاي شرقي كشور، سودآوربودن قاچاقچيان مواد مخدر و سرريزشدن مواد مخدر در داخل كشور به واسطه ي ترانزيت آن از خاك ايران. به عبارت ديگر، تبيين گرايش نسبت به مواد مخدر در ايران بسيار پيچيده تر از آن چيزي است كه در وهله ي اول به نظر مي رسد؛ زيرا، همان گونه كه بدان اشاره شد، عوامل بيروني بسياري وجود دارند كه بررسي آن ها بسيار دشوار و بعضاً غير ممكن مي باشد. سازمان هاي جنايي بين المللي با تقسيم مناطق جهان، راه بردهاي جديدي براي توسعه ي بازار مواد مخدر تدوين نموده اند. حدود هفتاد درصد توليد جهاني ترياك و هشتاد درصد مواد مخدر مشتق از ترياك در اروپا از طريق افغانستان تامين مي شود. به بيان ديگر، كنترل ترانزيت مواد مخدر به علل گوناگون به يك مسأله ي استراتژيك و فراملي تبديل شده است. ميلياردها دلار عوايد قاچاق مواد مخدر به سيستم بانكي غربي سپرده مي شوند و اكثر بانك هاي بزرگ بين المللي به پول شويي مبالغ هنگفت دلارهاي مواد مخدر مشغولند. در نتيجه، تجارت بين المللي مواد مخدر كه سود سالانه آن به ده ها ميليارد دلار سر مي زند به اندازه ي تجارت نفت اهميت پيدا كرده است.
نكته ي ديگري كه ذكر آن ضروري مي نمايد اين است كه نبايد مسايل اجتماعي را با بيماري جسمي، يكسان تلقي نموده و انتظار داشت به مانند تجويزهايي كه در علم طب براي درمان بيماري ها صورت مي گيرد، مسايل اجتماعي نيز بدين سهولت حل شوند و نظم اجتماعي برقرار گردد. كاركرد اصلي جامعه شناسي، اين است كه سعي مي كند نشان دهد چه چيزي در جامعه در حال اتفاق افتادن است و لذا نقد تحليلي از جامعه ارائه مي كند. در اين جا، با توجه به محدوديت هاي جدي كه در ارائه ي راه حل براي مسايل اجتماعي وجود دارد، سعي مي شود پيشنهادهايي در جهت كنترل گرايش به مصرف مواد مخدر در ميان جانبازان ارائه شود.
1) درگير نمودن جانبازان در مشاغل مختلف و فعاليت هاي عرفي جامعه: تلاش براي حل مشكل اشتغال جانبازان شناسايي شده و نيازمند شغل و رفع كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي براي جانبازان ضروري است. كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي، رواني و اجتماعي جانبازان موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد و عضويت در گروههاي غير سالم مي شود. با توجه به اين كه 7. در صد از جانبازان يا حالت اشتغال دارند و يا بيكار هستند، لذا درگيري و مشغوليت آن ها در فعاليت هاي عرفي مانع ازگرايش آنان به مواد مخدر خواهد شد. اشتغال سبب مي شود فرد زمان كمتري براي ارتكاب رفتار بزه كارانه داشته باشد. محتمل است كه مهم ترين تفاوت بين كساني كه بزه كار مي شوند و آن هايي كه مرتكب آن نمي شوند، اين است كه افراد غير بزه كار امكانات لازم براي انجام فعاليت هاي عرفي و تفريحات سالم را در اختيار دارند، درحالي كه بزه كاران فاقد چنين امكاناتي هستند. بسياري از تحقيقات پيشين اعم، از تحقيقات داخلي و خارجي وجود رابطه ي مستقيم بين مشغوليت فرد در فعاليت هاي عرفي جامعه و عزت نفس را نشان داده اند. پاره اي از مطالعات با هدف توضيح مكانيسم اين رابطه انجام شده است كه نتايج آن ها عمدتا حاكي از احساس پذيرش اجتماعي، حمايت و اعتمادي است كه فرد از سوي افراد جامعه دريافت مي كند كه در نهايت منجر به افزايش عزت نفس در او مي شود. در واقع، در سطح كلان جامعه نيز مي توان گفت كه مشكلات مربوط به تحرك نزولي، مثل بيكاري با مشكلات مرتبط با كار، احتمال تخلفات مرتبط با مواد مخدر را افزايش داده است. بيكاري يك متغير جمعيتي است كه مي توان آن را به آنومي نيز نسبت داد، زيرا بيكاري مي تواند موجب گسيختگي از نقش هاي اجتماعي و روابط براي اشخاص بيكار و هم چنين ساير كساني كه در آن جامعه هستند، شود. از اين رو است كه انتظار مي رود بيكاري يا جرايم مواد مخدري و مرتبط باشد. در واقع، رابطه ي ميان بيكاري و گرايش به مواد مخدر را مي توان در وهله ي اول به روابط بين متغيرها در ميان اشخاص نسبتاً جوان نسبت داد. شايد جوان ترها نسبت به كساني سال مند ترند، به احتمال بيكاري آسيب پذيري بيشتري دارند؛ چرا كه، سال مندان احتمالا در موقعيت شغلي خود جا افتاده تر هستند و لذا جرايم مواد مخدري جوآن ها را بيشتر از سال مندان تهديد مي كند. بنابراين، از آن جا كه بيكاري مي تواند به افزايش تنش هاي خانوادگي، مشاجره و خشونت، افسردگي و نااميدي، انزوا، تغيير در ساختار نقشي در درون خانواده، فقر مالي و محروميت، از دست دادن عزت نفس و خودباوري، احساس كهتري يا تركيبي از اين ها منجر شود، با گرايش به مواد مخدر مرتبط است. هم چنين، براساس تئوري انسجام اجتماعي درگيري در اجتماعات موجود در جامعه، پيامدهاي مثبت را به مراه دارد. برعكس، عدم درگيري در اين اجتماعات داراي پيامدهاي منفي است. ادغام افراد در ساختارهاي اجتماعي براي آن ها حمايت اجتماعي فراهم مي كند كه در هنگام مواجهه با جريآن هاي فشارزاي رواني آن ها را از مصونيت برخوردار مي كند. ازاين رو هرچه جاي گيري افراد در ساختارهاي اجتماعي- حمايتي بيشتري باشد آن ها بيشتر برخوردار از حمايت اجتماعي حاصل از جاي گيري در آن ساختارها هستند. جاي گيري ساختاري كه بيانگر ميزان انسجام يافتگي است مصونيت افراد را در برابر آسيب پذيري هاي متفاوت افزايش مي دهد.
مشغوليت را مي توان ميزان اشتغال فرد به كنش هاي هم نواساز مثل اشتغال، عضويت در باشگاه هاي ورزشي و انجمن هاي ادبي، فرهنگي و غيره دانست. اشتغال جانبازان بر اين فرض استوار است كه درگيري در فعاليت هاي مورد قبول جامعه، موجب مي شود وقت و آزادي محدود فرد صرف شده ، و نتواند به سراغ عمل بزه كارانه برود. اشتغال به كار، تحصيل، ورزش كردن، سرگرمي و تفريح، فعاليت هاي مشاركتي در محله، مسجد، سازمان ها، دانشگاه هاوادارات و مشاغل ديگر از اين نوع فعاليت ها است. رابطه ي معكوس ميان وضعيت اشتغال و گرايش به مصرف مواد مخدر نه صرفاً به دليل اين است كه فرد زمان كافي براي مصرف مواد مخدر ندارد، بلكه از آن رو است كه با جذب شدن فرد در فعاليت هاي عرفي، تمايل او به مصرف مواد مخدر كم مي شود. به عبارتي با اشتغال، جانبازان نيازي به مصرف مواد مخدر در خود احساس نمي كنند. بنابراين، درگير نمودن جانبازان در مشاغل مختلف، فعاليت هاي عرفي جامعه، بارور نمودن اوقات فراغت جانبازان و توسعه و تقويت و حمايت از فعاليت هاي ورزشي جانبازان، ضروري است.
در طول جنگ جهاني دوم، تقريبا نيم ميليون معلول به نيروي كار بريتانيا پيوستند و چند ماه بعد از پايان جنگ، دولت بر الزامات اجتماعي كار معلولين- به خصوص كساني كه در زمان جنگ آسيب ديدند- تاكيد كرد. بحث سياست اشتغال در دهه 194. تصميم دولت بريتانيا را براي ورود معلولين به نيروي كار براي مدت كوتاه زمان جنگ نشان مي دهد. تفكر رسمي در قانون اشتغال معلولين در سال 1944 وارد شد كه تركيبي از فعاليت هاي تقاضا محور و عرضه محور را ترويج مي كرد. نمونه اي از اين قانون، طرح سهميه بندي بود كه در آن كارفرماياني كه دست كم نياز به 2. نيرو داشتند مي بايست حداقل 3 درصد از نيروي كار مورد نيازشان را از مراكز جديد اشتغال معلولين تامين مي كردند. طرح سهميه بندي 1944 با مجوز قانون تبعيض معلوليت بعد از 51 سال يعني در سال 1995 كاملا منسوخ شد.
در جامعه ي ما معمولا علاقه كمي به بررسي انتقادي شرايط زندگي جانبازان ابراز شده و در عوض بر بيماري هاي مزمن و معلوليت به عنوان يك مقوله ي بهداشتي و سلامتي تمركز گرديده است. اشتغال نه چندان جدي جانبازان آنان را در شرايط بسيار نامساعدي قرار مي دهد، چرا كه آن ها نسبت به افراد ديگر جامعه، كمتر مولد در نظر گرفته مي شوندو حضور كم رنگ در بازار كار، محروميت گسترده تر آن ها را موجب مي شود. به همين دليل به عنوان غير مولد و نيازمند، محكوم به كناره گيري از جامعه هستند. متاسفانه هنوز به جاي اين كه بر بهبود شرايط كاري و افزايش حمايت از كاركنان جانباز تاكيد شود، بر روي بازنشستگي پيش از موعد آنان تاكيد مي گردد و به جنبه ي ضرورت اجتماعي كار جانبازان توجهي نشده است. درحالي كه بايستي بر فراهم كردن كار براي كساني كه مي توانند و فراهم كردن امنيت براي كساني كه نمي توانند كار كنند تاكيد نمود. از اينرو، تفكر دوباره به فعاليت هاي انساني و ارزش و پايگاه اجتماعي كاركنان جانباز، ايده بازسازي و فرمول بندي مجدد مفهوم كار و ارزش يابي مجدد اشكال فعاليت براي جانبازان از اهميت ويژه اي برخوردار است.
2) ضروري است راه كارهاي نويني درجهت كاهش ميزان اعتياد در ميان افراد تحت پوشش بنياد به خصوص فرزندان شاهد تعبيه نمود. در اين راستا، پيشنهاد مي گردد تا مراكز" مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران" تشكيل گردد و اهداف اصلي اين انجمن پيش گيري از اعتياد فرزندان شاهد و جانبازان، پيش گيري از اعتياد مبتني بر خانواده، سم زدايي جانبازان معتاد با داروها و روش هاي مختلف، و توانمندسازي جانبازان معتاد بهبود يافته، پژوهش، درمان و انجام برنامه هاي پيش گيرانه در ميان افراد تحت پوشش بنياد به خصوص فرزندان شاهد مي تواند باشد. لذا، در اين راستا تأمين نيروي انساني متخصص، تشكيل بانك اطلاعاتي در خصوص اعتياد ايثارگران، تأمين اطلاعات از طريق شناسايي و برقراري ارتباط با منابع اطلاعاتي، پژوهش هاي همه گيرشناختي و سبب شناختي ايثارگران، شناسايي و به كارگيري ابزار مناسب پيش گيري، طراحي برنامه هاي پيش گيري با رعايت انعطاف و تنوع لازم و نهايتا نظارت بر حُسن اجراي برنامه هاي پيشگيري از اعتياد ايثارگران از طريق ارزش يابي حسن اجرا ضروري است. كاركردهاي اصلي مراكز مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران عبارتند از:
الف) حصول اطمينان از عدم بازگشت به اعتياد.
ب) عدم تثبيت هويت معتاد: مادامي كه استفاده كنندگان از مواد مخدر منزوي و طرد مي شوند، احتمالا فرد معتاد بيگانه تر و منحرف تر مي شود. البته ممكن است انزواي اجباري منحرفين ضروري باشد. ليكن اين كه پس از ترك اعتياد نيز فرد معتاد از سوي جامعه طرد مي شود و مورد پذيرش قرار نمي گيرد، باعث مي گردد كه وي پايگاه منحرف بودن را بپذيرد و متناسب با اين اين پايگاه نقش خود را ايفا كند، لذا وي به احتمال زياد مجدداً به دام اعتياد خواهد افتاد. ازاين رو، مشاوران رواني و مددكاران اجتماعي مراكز نظارت و مشاوره مي توانند مانع از تثبيت هويت معتاد شوند او را به كار و تلاش در جامعه تشويق نمايند.
ج) جلوگيري از گسيختگي خانواده: كمك و نيز مشاوره رواني با فرد معتاد يا حتي افراد خانواده او، مي تواند نقش موثري در جلوگيري از نابساماني هاي خانوادگي و بروز طلاق(كه خود از عوامل زمينه ساز ابتلاء به اعتياد است) داشته باشد. پيوستگي به خانواده بر روي تعلق خاطر افراد متمركز است. بنابراين تعلقات رواني و عاطفي افراد كه ضمن پيوستن با ديگران مهم شكل مي گيرد و به اين ارتباط شكل مي دهد، علت عدم ارتكاب او به رفتارهاي انحرافي است. در واقع فرد به دليل توجه و علاقه اي كه به ديگران مهم دارد، اين احساس در او به وجود مي آيد كه به خواسته ها و تمايلات آن ها پاسخ داده، نظر مثبت آن ها را به خود جلب كند، ازاين رو كمتر احتمال دارد به نقض هنجارهاي اجتماعي و اخلاقي بپردازد. از اين رو، در سطح كلان نيز كاركردگرايان مدعي اند كه جرايم مواد مخدري واكنشي است به تضعيف هنجارهاي اجتماعي. از نظر كاركردگرايان، هرچه جامعه پيچيده تر شود و تحولات اجتماعي با سرعت بيشتري روي دهند، هنجارها و ارزش هاي اجتماعي مبهم تر شده و به وضعيت آنوميك خواهد انجاميد. آنومي ممكن است در مقياس اجتماعي به وجود آيد و به فشارهاي اجتماعي و ناهم سازي هاي هنجاري ختم شود و موجبات جرايم مواد مخدري را فراهم آورد. بنابراين طبق رويكرد كاركردي- ساختي، جرايم مواد مخدري واكنشي است به نبود پيوند بين فرد و جامعه و تضعيف شدن وفاق جمعي در مورد هنجارهاي مقبول اجتماعي. به عبارت ديگر، در سطح كلان جامعه، گرايش به مواد مخدر يك ملازم تغييرات ساختاري است كه در فرآيند توسعه ي اقتصادي، زمينه ي بروز بيشتري پيدا مي كند. در جوامع سنتي- كه بر حسب تفوق اجتماعي علقه هاي خويشاوندي تعريف مي شود- سن، جنس و اصل و نسب خانوادگي، براي تعيين و تشخيص نقش اهميت اساسي دارند. از اين رو، هويت اجتماعي كه در اين گونه جوامع مبتني بر پايگاه محول است، كم تر در معرض تهديد و آسيب پذيري مي باشد. اما در جوامع صنعتي، توسعه ي اقتصادي نهادهاي سنتي خويشاوندي و نظام نقش هاي محول آن را از بين برده و نقش هايي را كه مستلزم مهارت، سواد و خلاقيت هاي فردي هستند، جاي گزين نموده است. لذا، هنگامي كه در تعيين نقش هاي اجتماعي، موفقيت جاي گزين پايگاه محول و آداب مي شود، در اين صورت تهديدهاي هويتي ناشي از شكست نقشي، احتمالا بيشتر مي شود. اين ممكن است بتواند تبيين كند كه چرا در كشورهاي توسعه يافته، افراد بيشتري به مواد مخدر پناه مي برند. ميزان بالاي جرايم مواد مخدري، احتمالا در جوامع يا گروه هايي به چشم مي خورد كه فرد به خوبي با واحد اجتماعي بزرگ تر ادغام نشده است. به تعبير دوركيمي، در واحدهاي اجتماعي بزرگ با وجدان جمعي ضعيف، افراد در دنبال كردن علايق شخصي خويش به هر نحوي كه بخواهند آزاد هستند. چنين فردگرايي بي قيد و بندي احتمالا منجر به نارضايتي هاي شخصي قابل توجهي خواهند انجاميد، كه باعث سوق دادن افراد به ارتكاب جرايم، از جمله جرايم مواد مخدري، خواهد شد. قابل ذكر است تحقيقات بسياري قبل از اين رابطه ي بين پيوستگي به خانواده و رفتارهاي انحرافي را تاييد كرده اند. دل بستگي عموما دلالت دارد بر رابطه ي عاطفي اي كه فرد نسبت به ديگران مهم در خود احساس مي كند. طبيعي است كه هرچه اين رابطه قوي تر باشد، فرد هنجارهاي عرفي را كه عموما نزد از سوي اين گروه ها پذيرفته شده و تبليغ مي شود، بيشتر مي پذيرد و باور مي كند. از يك سو باور با بحث جامعه پذيري پيوند تنگاتنگي دارد و از سوي ديگر جامعه پذيري يعني يادگيري و آموزش ارزش ها و هنجارها، به توسط گروه هاي مرجع صورت مي گيرد. بنابراين پيوستگي به خانواده، قبول ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي را نيز تسهيل مي كند. همان طور كه كاپلان معتقد است، فرد رفتارهايش را برطبق رضايت از خود شكل مي دهد. بواقع او نياز دارد كه به بالاترين نگرش مثبت نسبت به خود برسد و نگرش هاي منفي خود را كم كند. اين نشان مي دهد براي فرد اهميت دارد كه بتواند در گروه هاي مرجع(نظيرخانواده) ارزيابي مثبتي درباره خود ايجاد كند. حال آنكه پيوستگي به خانواده يعني ارتباط و علاقه به آن مي تواند باعث شود كه فرد احساس خود ارزش مندي كه نياز دارد را كسب كند. در سطح كلان نيز مي توان گفت، اجتماع هاي با ثبات، كه در آن روابط نزديك و صميمي وابستگي را اشاعه مي دهد و افراد عادت كرده اند كه دائما خود را نيازمند محيط اجتماعي بدانند، هنگامي كه الگوي روابط و پيوندهاي نزديك و صميمي بين افراد و منبع حمايتي آن ها مورد تهديد واقع شود، بيشتر در معرض رفتارهاي انحرافي قرار مي گيرند. از اين رو، مي توان انتظار داشت كه بالا بودن گسيختگي علقه هاي خانوادگي و پيوندهاي دوستي و احساس عدم حمايت اجتماعي به نوبه ي خود به منزله ي شرايط مستعد كننده ي بروز گرايش به مواد مخدر مي باشد.
د‍(نظارت اجتماعي رسمي مستمر توسط بنياد: مراجعه ي اجباري فرد معتاد به مراكز نظارت مشاوره، به معناي اعمال نظارت اجتماعي رسمي مستمر بر رفتار اين گونه افراد مي باشد و اين امر خود موجب تصحيح رفتار و ممانعت از ابتلاء مجدد به اعتياد مي شود.
ه) اعمال سيستم تشويق و تنبيه: بدين معني كه در صورت عدم بازگشت به اعتياد، اين مراكز مي توانند با توجه به بودجه اي كه در اختيار آن ها گذارده مي شود پاداش هاي مادي و معنوي مناسبي را به منظور تشويق در نظر گيرند. از سوي ديگر در صورت ابتلاء مجدد به اعتياد مي توان آنان را مجازات نمود.
و) فراهم شدن زمينه ي لازم براي مطالعات پانل: تأسيس چنين مراكزي و مراجعه ي اجباري افراد به اين مراكز باعث مي شود تا زمينه ي لازم جهت سنجش تاثير عامل زمان فراهم شود. از اين طريق، هم دگرگوني هاي مرتبط با عقايد، نگرش ها و حالات سنجيده مي شود و هم تغيير در رفتار، عادات و … به سنجش نهاده مي شود. درواقع، با استفاده ازاين روش، نه تنها مي توان حركت يا تغيير را شناخت(سطح وصفي)، بلكه مي توان علت يا علل تغييرهاي حاصل شده در عقايد يا رفتار(يا هر دو) در فرد مورد مطالعه مورد شناسايي قرار داد(سطح علي يا تبييني).
ز) ممانعت از برچسب خوردن: برچسب خوردن افراد به عنوان منحرف در سوق دادن آن ها به سوي انحراف نقش به سزايي دارد. فرد از دو سوي مورد فشار قرار مي گيرد: يكي درون فرد و حالات رواني وي، ديگري محيط زندگي اجتماعي است. با استمداد از مراكز" مشاوره و پيش گيري از اعتياد در بنياد شهيد و امور ايثارگران"، مي توان فرد معتاد را پس از سم زدايي از لحاظ رواني آماده سازند تا زندگي عادي را هم چون ديگران در پيش گيرد. از سوي ديگر به افراد پيرامون او و به ويژه خانواده وي آموزش ها و تذكرات لازم داده شود كه وي را به عنوان فرد عادي نگريسته شود.
3) بسياري از مشكلاتي كه مددكاران بنياد در رابطه ي با اعتياد جانبازان با آن مواجه هستند به نگرش هاي جانبازان مربوط مي شود. رابطه بين رفتار و نگرش پيچيده است، يعني نمي توان با دانستن نگرش شخصي رفتار معيني را در او پيش بيني كرد. در حال حاضر هيچ نوع درمان قاطعي براي اعتياد به مواد وجود ندارد. تغيير نگرش هاي جانبازان نسبت به مصرف مواد مخدر، نخستين گام در فرآيند تغيير رفتار اعتياد آور و كاهش گسترش اين نوع رفتار انحرافي است. بنابراين، بررسي چگونگي شكل گيري نگرش ها مهم است و شايد از همه مهم تر دگرگوني آن هاست. جانبازاني كه نگرش هاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني است كه نگرش منفي دارند. اين نگرش هاي مثبت در ميان جانبازان معمولا عبارتند از: رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد. نيرومندي يك نگرش به متغيرهاي چندي بستگي دارد، كه از جمله مهمترين آن ها تجربه مستقيم است. به عبارت ديگر يكي از راه ها براي كسب نگرش درباره مواد مخدر در واقع مصرف آن است و شواهد قابل توجهي وجود دارد مبني بر اينكه نگرش هايي كه بدين طريق كسب مي شوند از نگرش هاي اكتسابي دست دوم قويتر و زنده تر مي باشند. ازاين رو، چون نگرش جانبازان معتاد نسبت به مواد مخدر عمدتا از راه تجربه مستقيم– به جاي سرمشق گيري و الگوبرداري– بوده است، لذا دشوارتر مي توان نگرش آنان را نسبت به مواد مخدر عوض نمود. به منظور برقراري ارتباط هاي متقاعد كننده ئ مؤثر براي تغيير نگرش هاي جانبازان معتاد و جانبازاني كه نگرش هاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند لازم است عواملي را كه بر گستره ي تغيير نگرش مؤثرند در نظر گرفته شوند. چهار عنصر اصلي پيام هاي متقاعد كننده عبارتند از:
۱- ويژگي هاي برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد:
- قابل قبول بودن مددكاران برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد، به تخصص مددكاران بستگي دارد. جانبازان معتاد احتمالا به كسي كه فكر مي كنند يك متخصص است خيلي بيش تر متقاعد مي شوند. از اين رو، پيشنهاد مي شود از متخصصين پزشكي براي برقراري ارتباط و تغيير نگرش جانبازان معتاد استفاده شود.
- قابليت اعتماد به شخص برقرار كننده ي ارتباط با جانبازان معتاد: اگر جانبازان معتادي كه ترك اعتياد داشته اند به ارائه ي پيام هايي درباره پيامدهاي فاجعه آميز اعتياد بپردازد به قابليت اعتماد آنان نزد جانبازان معتاد افزوده مي شود. در واقع، شباهت پيام دهنده به پيام گيرنده نيز مهم است. اگر برقرار كننده ي ارتباط به علت شباهت با مخاطبانش مورد محبت قرار گيرد، اين موضوع متقاعد كنندگي وي را افزايش خواهد داد. پژوهش ها نشان مي دهند كه افراد معتاد وقتي توسط افرادي داراي شرايط مشابه ياري شوند، اغلب وضع بهتري مي يابند. يكي ازعلل موفقيت گروه هاي خوديار، همانند " الكلي هاي گمنام و معتادان گمنام، همين موضوع است. اعضاي اين گروه ها را منحصراً معتاداني تشكيل مي دهند كه به طور منظم، به منظور كمك به يكديگر براي ترك اعتياد، جلسه تشكيل مي دهند.
۲- ويژگي هاي ارتباط با جانبازان معتاد:
- تكرار و تماس مكرر با جانبازان معتاد منجر به تغيير نگرش جانبازان معتاد مي شود و با درگير كردن عواطف جانبازان معتاد مي توان نگرش آن ها را بهتر تحت تاثير قرار داد. در واقع، براي آنكه تغييري در نگرش و رفتار جانبازان معتاد ايجاد كنيم، ابتدا بايستي اطلاعات و آگاهي هاي شناختي در باره مضرات مواد مخدر به جانباز ارائه شود و سپس در مرحله ي دوم آن چه بايد اتفاق بيفتد، تحريك عاطفي است.
۳- ويژگي هاي جانبازان معتاد:
جانبازي كه خود را دست كم مي گيرد آسان تر تحت تأثير پيامي متقاعد كننده قرار مي گيرد تا جانبازي كه درباره خود نظري بلند دارد. زيرا، اگر شخصي به خودش علاقه مند نباشد ارزش زيادي براي عقايد خود قائل نيست. در نتيجه اگر عقايد وي به مبارزه طلبيده شود، ممكن است خيلي هم بي ميل نباشد كه تسليم شود. ازاين رو، با آگاهي از ميزان عزت نفس جانبازان معتاد، مددكار بهتر مي تواند نسبت به تغيير نگرش اقدام كند. مطابق نظريه ي عزت نفس و بزه كاري كاپلان، وقتي گروه هاي مرجع فرد را تاييد كرده و احساس خودارزش مندي را در او ايجاد مي كنند، وي جذب اين گروه ها شده و نيازي به عضويت در گروه همالان منحرف، در خود احساس نمي كنند. درحالي كه روي آوردن فرد به رفتارهاي انحرافي با انگيزه ي بدست آوردن يك جاي گزين صورت مي گيرد، جاي گزيني كه بتواند نياز او را به احساس خود ارزشمندي(عزت نفس) بر طرف كند. در حوزه مطالعات مربوط به حمايت اجتماعي و عزت نفس و گرايش به رفتارهاي انحرافي، مطالعات نشان مي دهند كه حمايت اجتماعي با عزت نفس ارتباط دارد. در اين مطالعات پايين بودن عزت نفس به عنوان فقدان يا كاهش حمايت اجتماعي از دو بُعد مطرح است، يكي تأثير مستقيم حمايت اجتماعي و ديگري تأثير غيرمستقيم آن. در بُعد تأثير مستقيم، صرف وجود حمايت اجتماعي از ايجاد زمينه هاي بروز اختلال رواني جلوگيري مي كند و حمايت اجتماعي موجب فراهم شدن شرايط سلامت رواني مي شود. هرچه حمايت اجتماعي بيشتر باشد متناظر با آن ميزان عزت نفس بيشتر است و بالعكس. بعبارتي داشتن حمايت اجتماعي كمتر با ميزان عزت نفس كمتر ارتباط دارد. بستري كه حمايت اجتماعي در آن شكل مي گيرد و گستره و ميزان آن را تعيين مي كند، روابط اجتماعي است كه افراد در قالب تعاملات با يكديگر دارند. اين روابط اجتماعي در شكل ساختارهاي حمايتي و كاركردهاي حمايتي داراي تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم بر عزت نفس اند. تغييرات منفي و كاهش در روابط اجتماعي با تقليل حمايت اجتماعي شرايط كاهش عزت نفس و گرايش به رفتاهاي انحرافي– از جمله گرايش به مواد مخدر _ را فراهم مي كنند.
۴- رسانه يا وسيله ي پيام:
تلويزيون شايد نيرومندترين وسيله پيام رساني در كشور ما باشد. تسلط كامل دولت بر اين رسانه، امكان استفاده از اين رسانه را در جهت تبليغ ارزش ها و ديدگاه هاي موافق با سوء مصرف مواد را از بين برده است. اين موضوع به ويژه از ديدگاه افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد يا گروههاي مورد اعتماد آنان حائز اهميت مي باشد و ممكن است به نوعي مانع رواني- اجتماعي در راه مقبوليت و كارايي اين رسانه تبديل شود. نشريات غير دولتي و نشرياتي كه منابع پيام رساني علمي و تخصصي مستقل محسوب مي شوند، شايد بتوانند منبع قابل اعتمادتر و مقبول تري براي تغيير نگرش جانبازان معتاد باشند.

منابع و مآخذ
- Agnew, Robert and Petersen, David M(1989) Leisure and Delinquency, Social Problems, Vol. 36, No. 4, PP. 332-349.
- Akers, R. L. , & Lee, G. (1999). “Age, Social Learning and Social Bonding in Adolescent Substance Use”. Deviant Behavior: An Interdisciplinary Journal. 2.(1), pp. 1–25.
-Ambert, Anne–Marie(1982). “Drug Use in Separated / Divorced Persons: Gender, Parental Status, and Socio–Economic Status”. Social Science and Medicine. 16, pp. 971–976.
- Amoateng, Acheampong Yaw & Bahr, Stephen J. (1986). “Religion, Family and Adolescent Drug Use”. Sociological Perspectives. 29(1), pp. 53–76.
- Bourque, Linda B. et al. (1991). “Demographic & Health Characteristics of Heavy Marijuana Smokers in Los Angeles Country”. The International Journal of the Addiction. 26(7), pp. 739-755.
- Charvat, Jeffrey Lynn(1997). “Attitudes Toward Drugs and Drug Control:Ideological Basis and Implications for Prevention”. (Ph. D. Thesis). University of Missouri- Kansas City
- Faupel, Charles E. (1998). “Heroin Use, Crime and Employment Status”. Journal of Drug Issues. 18(3), pp. 467–479.
- Graham, Nanett(1996). “The Influence of Predictors on Adolescent Drug Use: An examination of Individual Effects”. Youth & Society. 28(2), pp. 215-235.
- Hawdon, James E(1999). Daily Routines And Crime using Routine Activities, Youth & Society, Vol 3., N. 4, PP. 395-415.
- Kandel, Denise and Mark Devies(1991). “Friendship Networks, Intimacy, and Illicit Drug Use in Young Adulthood: A Comparison of Two Competing Theories”. Criminology. 29, pp. 441-467.
- Kuhn, Joseph Bernard(2...). Assessing the Relationship between Drug Use and Serious Violence: A Multi- Causal Approach. State University of New York at Albany.
- Kurst Swanger, Karel A. (1997). "The Drug Control Debate: A Comparison of Urban Policies and Results(Urban Communities Substance Abuse Policy, War on Drugs)". (Ph. D. Thesis). State University of New York at Binjhamton.
- Palacios, Wilson Raul(1997). "Explicatings the Drug- Crime Relationship(Drug use offenders)". University of Miami. (Ph. D. Thesis).
- Petter, Michael David(1997). "Links between Peer Group Affiliation Family Functioning and Adolescents Risk- Taking Behavior". (Ph. D. Thesis). University of


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها