0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
پنج شنبه 30 دی 1389  9:39 PM

عنوان : آسيب شناسي تربيتي فرهنگ ايثار و شهادت در عصر جهاني شدن و راه كارهاي تعامل پويا با آن
كلمات كليدي : جهاني شدن، ايثار، شهادت، چالش، راهكار
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چکيده
در پژوهش حاضر نسبت جهانی‌شدن با ايثار و شهادت در چهار محور؛ جهاني‌شدن، ايثار و شهادت در عصر جهاني‌شدن، چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای ايثار و شهادت و راه‌كارهاي تعامل با چالش‌های احتمالی آن مورد بررسي قرار گرفته است. روش انجام پژوهش تحلیل اسنادی بوده است. به منظور گردآوری داده‌های لازم جهت پاسخ‌گويي به سؤالهای پژوهش کليه اسناد و مدارک موجود و مرتبط با موضوع جهانی‌شدن و فرهنگ ايثار و شهادت با استفاده از فرم گردآوری داده‌ها جمع آوری و با شیوه‌ي کیفی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته‌است. عمده‌ترين يافته‌های پژوهش عبارتند از:
1- جهانی‌شدن را می‌توان فرآیند فشردگی فزآینده زمان و فضا که بواسطه آن مرد دنیا کم و بیش و به‌صورت نسبتا آگاهانه در جامعه‌ي جهانی واحد ادغام می‌شوند تعریف نمود. 2- در بررسی ايثار و شهادت روشن شد که مفهوم ايثار

حبل‌المتين تعالي است و در طبق اخلاص‌قرار دادن بوده و شهادت كشته شدن در راه خدا؛ از تحليل فرهنگ ايثار و شهادت چهار ويژگي؛ اعتقادي و فكري، تجربه دروني، التزام دروني و عمل برخوردار است. نهایتاٌ روشن شد كه در صورت تركيب مؤلفه‌ها ی تدین و ايثار و شهادت مي‌توان درعصر جهاني‌شدن از شهادت‌طلبي و ايثارگري صحبت كرد. 3- چالش‌های جهانی‌شدن در فرهنگ ايثار و شهادت، که بنیادی ترین آن، خصیصه ساخت شکنی است. 4- عمده‌ترین راه‌کارها ی مقابله با چالش‌های مذکور نیز شامل؛ كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري در قالب ايثار و شهادت، توجه به ارزش‌هاي عميق انساني در قالب ايثار و شهادت، تقواي حضور در قالب ايثار و شهادت، بررسي درست امور، گزينش و طرد منطقي و نه احساسي آن‌ها در قالب ايثار و شهادت و بهره گيري از عنصر زيبايي شناختي در قالب ايثار و شهادت است.
 
مقدمه
زمزمه های جهانی‌شدن[1] از اوایل نیمه دوم قرن بیستم مطرح شده است. در اوایل دهه‌ي6. میلادی « مک لوهان»[2] بحث دهکده‌ي جهانی را طرح نمود. وی بر این باور بود که با پیشرفت سریع رسانه های جمعی به‌ویژه تلویزیون وگسترش روز افزون آن در سراسر دنیا، جهان به مثابه یک دهکده‌ي‌ واحد، به‌جامعه ی متحد و یک دست تبدیل خواهد شد(کاستلز، 138.) كه پيشرفت‌هاي حيرت آور در عرصه‌ي فناوري‌هاي ارتباطات، زمان و فضا را در آن بهم فشرده و آن را به‌صورت دهكده ای الكترونيك، بدون دغدغه های زمانی و مکانی برای انتقال و جابه‌جایی در خواهد آورد(مهرمحمدی و صمدی، 1382).
از اواخر دهه‌ي هشتاد میلادی به خاطر تغییر و تحولاتی که در نظام‌مندی‌های سیاسی کشورهای جهان به وقوع پیوست این موضوع با شور و حرارت بیش‌تری دنبال شد(رابرتسون، 138.). در حقیقت بعد از فروپاشی شوروری سابق و شکست مارکسیسم دراکثر کشورهای بلوک شرق و ایجاد کشورهای تازه تاسیس(مشترک المنافع) وضعیت ژئوپولیتیکی جهان تغییراتی را به خود دید که در نتیجه‌ي این تحولات جهان ازحالت دو قطبی سابق خارج و به دنبال این رخداد مهم تاریخی، مجددا بحث نظم نوین جهانی و«جهانی‌شدن» بر سر زبان‌ها افتاد(شمشیری، 1384).
علاوه بر تحولات جدید در جغرافیای سیاسی کشورها و رواج دیدگاه های پست مدرنیستی، رشد روز افزون فناوری علوم و ارتباطات(به‌ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی)، گسترش روابط اقتصادی و بازرگانی کشورها(وضعیت تجارت جهانی) و هم‌چنین گشوده شدن مرز کشورها روی یکدیگر، نیز نظریه جهانی‌شدن راتقویت نموده است.
جهانی‌شدن موضوعی است که به دلیل چند وجهی بودن، دارای ابهامات و تعاریف متعدد است و ازاین‌رو ارائه‌ي تعریف جامع ومانع از این پدیده که مورد قبول همه افراد جامعه باشد، مشکل است(گل محمدی، 1381) ولی آنچه واضح است، جهاني‌شدن مرزها و هويت‌ها را كم رنگ تر مي‌كند، به مردم، كالاها، اطلاعات، عادت‌ها و هنجارها بوده و بي توجه به مرزها اجازه جا به‌جايي مي‌دهد. از آنجا كه نمي‌توان مرزهاي نفوذ ناپذيري در مقابل اشاعه‌ي انديشه‌ها و كالاها ايجاد كرد بنابراين جهاني‌شدن در بلند مدت به هر حال استيلا خواهد يافت(عالی، 1381).
تعبیرات منفی گرایانه یا تک بعدی از پدیده‌ي جهانی‌شدن چندان معقول نیست. این پدیده دارای ابعاد فرهنگی، علمی، سیاسی واقتصادی نیز هست ودر معنای مثبت نوعی فرصت انتقال تجارب و دستاوردهای موفق بخش های توسعه یافته جهان به سایر بخش‌های جهانی و هم‌چنین «تبادل فرهنگی»تمام ملل است. به‌عبارت دیگر درک استعماری و فرا استعماری از مقوله‌ي جهانی‌شدن هر دو لازم است هر چند مسايلی وجود دارد که با مقوله‌ي امپریالیسم ارتباط دارد(اسمیت[3]، 2002).
سير جهاني‌شدن ايجاب مي‌كند كه طرز تلقي ما نسبت به جهان، انسان، علم، يادگيري و شيوه‌هاي آن و ساير عناصر مربوط به تعليم و تربيت تغيير كرده، دوباره توصيف شود. تعليم و تربيت به علت ارتباط متقابل و عميقي كه با حوزه‌هاي مختلف معرفت و اركان زندگي بشر دارد ناگزير از تاثير است و بايد مطابق با تحولات جامعه، تجديد ساختار يافته تا بتواند پاسخ‌گوي نيازها و خواست‌هاي افراد جامعه بوده و جامعه را در جهت تعالي سوق دهد(عطاران، 1383).
تربیت در جامعه‌ي اسلامي ما از دیر باز با آموزه‌های دینی آميخته بوده و اکنون نیز در سطحی گسترده و عمیق از آن متاثر می‌باشد(برخورداری، 1384). این نوع از تعليم و تربيت غالبا به علت دغدغه هاي اخلاقي و اعتقادي، سعي در دور نگه داشتن افراد از انحرافات مختلف عقيدتي و اخلاقي داشته و به نوعي «تربيت قرنطينه‌اي» را برقرار می‌سازد(باقري، 138). تربيت قرنطينه‌اي يا تحريمي نوعي از تربيت ديني است كه نه به‌ جامعه‌هاي اسلامي و نه به تاريخ معاصر منحصر است بلكه اين نوع از تربيت ديني در مكاتب و اديان مختلف و در جامعه‌هاي گوناگون در زمان‌هاي متفاوت بسته به شرايط جامعه اعمال می شده است. درواقع اساس تربيت تحریمي ايجاد مرز و سپس قرنطينه است. در اين نوع از تعليم و تربيت سعي بر آن بوده و هست كه با دور كردن افراد از محيط‌هاي نامطلوب و ايجاد خط قرمز آنان را مصونيت بخشیده و امكان تحقق تربيت ديني را فراهم سازند(عالي، 1381).
صورت‌های گوناگونی از تربیت تحریمی در تاریخ ایران جریان داشته است. اولین واکنش مجامع مذهبی به نظام تربیتی جدید تحریم بود. آنان استفاده از مظاهر فرهنگ غرب از جمله مدرسه ی جدید را تحریم و از رواج اخلاقیات غربی توسط مدرسه‌های جدید ابراز نگرانی نمودند(براند، ترجمه بهرام محسن پور، 1379). با نظر به خصیصه‌ي عصر حاضر و ظهور ارتباطات درشکلی که هر روز گسترده‌تر می‌شود، تقوای پرهیز در برخی قلمروها اساساً ناممکن می‌گردد. فضاهایی که بر ما تحمیل می‌شود، امکان پرهیز را پیشاپیش از ما می‌ستاند(همان، ص177). بنابر این و با عنایت به مباحث فوق مسأله‌ي اساسی پژوهش حاضر، پیرامون تعامل جهانی‌شدن و تربیت دینی فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه اسلامی ایران بوده است.
در این راستا سه سؤال پژوهشی ذیل طرح و مورد بررسی واقع شده است:
1- جهاني‌شدن چیست؟
2- ايثار و شهادت چيست و آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟
3- چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت چیست؟
 4- راهكارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه فرهنگ ايثار و شهادت چيست؟ 
روش پژوهش
در پژوهش حاضركليه اسناد و مدارك مرتبط و در دسترس با پدیده‌ي جهانی‌شدن، تربیت دینی و فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه‌ي اسلامی گردآوری و در راستای سؤال‌های پژوهش مورد بررسی واقع شده است. ازاین‌رو، روش انجام پژوهش تحليل اسنادي بوده است. روش تحقيق حاضر را بر اساس نحوه گرد آوري داده‌ها مي‌توان توصيفي_ تحليلي ناميد.
جامعه‌ي پژوهش
جامعه پژوهش حاضر شامل كليه منابع و مراجع موجود مرتبط با پدیده‌ي جهانی‌شدن و هم‌چنین تربیت دینی ايثار و شهادت در جامعه اسلامی مي‌باشد.
ابزار گرد آوری داده‌ها
در پژوهش حاضر به منظور گردآوری داده‌ها از فرم گردآوری داده‌ها استفاده شده است.
شيوه‌ي تحليل داده‌ها
داده‌هاي جمع آوري شده با استفاده از تكنيك هاي تحليل كيفي، طبقه‌بندي و در راستای بررسی سؤال‌های پژوهش تحلیل شده است.
تحلیل یافته‌های پژوهش
در این‌جا نتایج بررسی سؤال های پژوه ارائه خواهد شد:
1. بررسی سؤال اول پژوهش
اولین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که «جهاني‌شدن چیست؟».
در زبان انگليسي Globalization و در زبان عربي« العوله»كلمات معادل، جهاني‌شدن يا جهان گرايي هستند. عام ترين تعريف از تماميت پديده‌ي نويني كه به نام جهاني‌شدن شناخته مي‌شود را بايد الگوي سرمايه دارانه اجتماعي كردن در ابعاد جهاني دانست(خسروی وابراهیمی، 1382).
به نظر رابرتسون معناي جهاني‌شدن عبارتست از در هم فشرده‌شدن جهان وتبديل آن به يك مكاني واحد. اوجهاني‌شدن را در يك فرآيند كم و بيش مستقل معرفي مي‌كند كه منطق، جهت و نيروي محرك خود را دارد(رابرتسون، ترجمه پولادي، 138.). پراتون[4] جهاني‌شدن را فرآيندي از تحول مي‌داند كه مرزهاي سياسي و اقتصادي را كمرنگ كرده، ارتباطات را گسترش داده و تعامل فرهنگ‌ها را افزون مي نمايد. به نظر وي جهاني‌شدن پديده‌اي چند بعدي است كه آثار آن قابل تسري به فعاليت‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حقوقي، فرهنگي، نظامي و فناوري است و همچنين فعاليت‌هاي اجتماعي هم‌چون كوشش براي سلامت محيط زيست را متاثر مي‌كند(بهكيش، 138.).
آلبرو[5]، جهاني‌شدن را فرآيندي مي‌داند كه بر اساس آن، همه مردم جهان در يك جامعه واحد و فراگير به هم مي پيوندند. به نظر واترز[6] جهاني‌شدن فرآيندي اجتماعي است كه در آن قيد وبندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است از بين مي‌رود و مردم به‌طور فزاينده از كاهش اين قيد و بندها آگاه مي گردند(واترز، 1995).
گیدنز و هاتون جهانی‌شدن را به معنای فشردگی روابط اجتماعی بین‌المللی می‌داند به‌گونه‌ای که رویدادهای محلی در مناطق دور دست تحت تاثیر رویدادهای مناطق بسیار دورتر و بالعکس رخ می‌دهند(گیدنز و هاتون، 2..1). برخي نيز جهاني‌شدن را معادل «غرب‌سازي» يا « تجدد» به‌ويژه در شكل آمريكايي آن دانسته‌اند. در اين معنا جهاني‌شدن پوششي است كه طي آن ساختارهاي اجتماعي مدرنيته(سرمايه داري، عقلگرايي، صنعتي‌شدن و...) در سرتاسر جهان گسترش مي‌يابد و فرهنگ‌هاي قديمي و بومي نابود مي گردند. در اين معناست كه گاهي جهاني‌شدن را امپرياليسم مك دونالد، هاليوود و سي ان ان نام نهاده اند البته اين تعابير بيشتر د رمباحث مربوط به امپرياليسم استعماري مطرح مي‌گردد كه در اين زمينه جهاني‌شدن را با فرآيند هم‌گون سازي مرتبط مي‌دانند(شولت[7]، 2...). شولت(2..1) معتقد است جهاني‌شدن به معناي فراگير شدن اقتصاد سرمايه داري در جهان يا فراگير شدن اصول مدرنيته در سطح جهان و نيز افزايش ارتباطات جهاني به‌گونه‌اي كه مرزهاي ملي كشورها قادر به جلوگيري از اين ارتباطات نيستند تعبير مي‌گردد.
بر اساس ديدگاههاي ارائه شده، مي‌توان اشتراكات چندي را از ميان تمامي اين ديدگاهها و برداشتهاي مختلف درباره جهاني‌شدن اتخاذ كرد:
1- جهاني‌شدن يعني گسترش مؤلفه‌هاي مدرنيته در سطح جهان.
2- جهاني‌شدن يعني حركت آزادانه سرمايه در گستره‌ي جهاني.
3- جهاني‌شدن يعني از بين مفهوم مرزهاي فعلي.
4- جهاني‌شدن يعني محدود شدن ميزان اقتدار حاكميت‌هاي جهان.
5- جهاني‌شدن يعني كوچك شدن جهان در اثر پيشرفت وسائل ارتباطات جهاني و گسترش اطلاعات در سطح جهان.
 ارائه‌ي تعريفی جامع و مانع از جهانی‌شدن بسیار دشواراست. با اين حال و براساس وجوه مشترک ذکر شده تعريف محور قرار گرفته درپژوهش حاضر عبارت است از؛ « فرآیند فشردگی فزآینده زمان و فضا که بواسطه آن مرد دنیا کم و بیش و به‌صورت نسبتا آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام می‌شوند »(گل محمدی، 1381).
2. بررسی سؤال دوم پژوهش
دومین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « فرهنگ ايثار و شهادت چيست و آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از فرهنگ ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟».
در راستای بررسی سؤال پژوهشی مذکور باید اذعان داشت؛ پاسخ به سؤال فوق مستلزم تحلیل مفاهیم « شهادت »، « ايثار » و« دینی بودن » می‌باشد که می بایست مفهوم هر کدام از آن‌ها را مشخص‌كنيم و سپس با توجه به این مفاهیم و شرایط زمانی و مکانی و متناسب با نیازهای انسان معاصر تصویری از دانش آموز ايثارگر و شهادت طلب را ارائه کنیم به‌گونه ای كه ظرفیتی برای حضور موثر و متناسب به فضای این عصر داشته باشد. بنابر اين ابتدا به بررسي مفهوم ايثار و شهادت خواهیم پرداخت.  
الف: ايثار
اين كلمه در فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوري به معناي بذل، گذشت كردن از حق خود براي ديگران، نفع ديگري يا ديگران را بر خود ترجيح دادن آمده است، در لغت نامه دهخدا، اين كلمه به معناي غرض ديگران را بر خود مقدم داشتن، برگزيدن و منفعت غير را بر خود مقدم داشتن و اين كمال درجه سخاوت است به كار رفته است(انوري، 1381، ج اول).
در مورد مفهوم و واژه‌ي ايثار آثار و آراء متعددي بررسي شد. از جمله رضاپور(1385) در شرح ايثار مي‌گويد:ايثار، حبل المتين تعالي است، مسيري است که طي کردن آن علي‌رغم دشواري و توام با دغدغه و وسوسه بسيار، در صادقانه تقديم داشتن آنچه که در مالکيت فرد است و مقدم دانستن ارزش‌ها و تغيير دادن آن ها از ارزش مادي به ارزش معنوي و معنايي، شهد شيرينش کام دل‌بستگان را سيراب مي سازد و لحظه هاي پر حلاوت آن را با همه دنيا عوض نمي کنند چرا که ايثار، نپرداختن به تعلقات مادي و دل کندن از وابستگي ها ي گذرا و پيوستن به ذات نامتناهي است که به‌دست آوردن جوار رحمتش آرزوي همه صالحين عالم بوده و هست. خود نديدن و ديگران را ارجح دانستن چندان آسان هم نيست اما ناممکن نيست، چنان که از اوان خداپرستي در طينت پاک انسان‌ها خالق توانا و قادر در سرشت انسان‌ها به وديعه گذارده، برخي از آن بهره وافري مي‌برند. يا قدرتي(1385) مي‌گويد ايثار عبارت است از در طبق اخلاص‌قرار دادن همه نعمت‌هاي مادي و معنوي، جهت رشد جامعه، بدون انتظار كوچكترين چشم‌داشت.
چند نمونه از ايثار و گذشت مربوط به اولويت هاي متفاوت ذكر مي‌شود:
داوطلبي رزمنده براي غلطيدن روي مين و منفجر نمودن آن‌ها به منظور باز كردن راه عبور براي سايرين(ايثار سياسي، سازماني در دوران جنگ)؛تلاش زنان امدادگر در جنگ تحميلي و به اسارت گرفته شدن آنان(ايثار سياسي گروهي زنان در دوران جنگ)؛ امتناع دختران دانشجو و دانش آموز مسلمان در اروپا از برداشتن حجاب اسلامي و پذيرش محروميت از تحصيل و شغل(ايثار سياسي فردي در زمان صلح)؛كمك رساني و اهداي هدايا توسط زنان و كودكان در روز احسان و نيكوكاري به خانواده‌هاي نيازمند(ايثار اقتصادي فردي در زمان صلح).
ايثار و فداكاري فردي و شخصي در صورتي كه بستر توسعه جامعه و تغيير فرهنگ آن را همراه داشته باشد، معنادار خواهد بود. در غير اينصورت حداكثر فايده آن براي رشد و تكامل اخلاقي فرد ايثارگر در يك مقطع كوتاه از زمان باقي مي‌ماند.  
ب: شهادت
يعني كشته شدن در راه خدا، آنكه به شهادت دست يافته و در راه خدا كشته شده، به فرموده‌ي شهيد مطهري شهادت مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس است. عملي آگاهانه و اختياري است و شهيدان شمع محفل بشريت هستند. (انوري، 1381، ج پنجم).
در اسلام كشته شدن آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه آرماني مقدس و پاك كه به تغبير قرآن «في‌سبيلالله» ناميده مي‌شود، شهادت نام دارد و كسي كه به چنين مقامي دست يابد، شهيد است(شريعتي، 1357).
حضرت علي(ع) در توصيف اصحاب شهيدش، مي فرمايد: آنان مردماني نيك انديش، ترجيح دهنده‌ي بردباري، گوينده‌ي حق و ترك كننده‌ي ستم بودند. (خطبه‌ي 116- نهج البلاغه).
شهيد مطهري(138.) در كتاب انسان كامل، علي‌‌(ع) را جامع همه ارزش‌هاي انساني و اسلامي ونمونه‌ يك انسان كامل مي‌داند. وي صفاتي از قبيل جنگ‌اوري، عرفان، شجاعت، از خود گذشتن، فصاحت كلام، علم، مروت و مردانگي، عبادت، شهادت‌طلبي، گذشت از مجرم، خوش‌رويي، يتيم نوازي، عشق بي حد و حصر به خدا و رسول، حكمت، تسلط بر نفس، آزادگي، ‌آگاهي، ‌تعهد، ‌مسؤوليت را براي اين انسان كامل ذكر كرده است.
شهادت نهال ايمان را در دل مي كارد، اراده را در افراد، ايجاد مي‌كند، همت مي‌آورد، جنبش مي آورد. انديشه مي آورد و در پيكر اجتماع خون تزريق مي‌كند. شهادت اصلي از اصول تفكر قرآن و انديشه‌ي اسلامي شيعي است كه در كنار كليه‌ي مسايل ارزنده و انديشه هاي زنده و دستورات آموزنده و تعليمات سازنده و احكام پاينده‌ي اسلام از قبيل قيام به نماز، زكات، جهاد، حج و امر به معروف و نهي از منكر(نظارت ملي) يك «حكم» است؛ حكمي كه اجراي آن انسان را به برترين درجه‌ي كمال انساني ارتقا مي‌دهد زيرا در انجام هريك از دستوارت اسلامي براي پيوستگان به جبهه‌ي توحيد و ايمان امتيازي خاص، و مرتبتي عالي و مقامي رفيع وجود دارد كه انجام دهنده آن در پناه خلوص‌عقيدت خويش، بدان دست يابد تا به مرحله‌ي انجام اين «حكم»، « شهادت» برسد كه برتر از آن امتيازي نخواهد بود و آن برترين درجه‌ي كمال و عاليترين مرتبت و رفيع‌ترين مقامي است كه با گزينش مرگ آگاهانه، بر سر دو راهي تسليم(بگناه ذلت) يا مرگ شرافت‌مندانه، نصيب انسان مرد يا زن مومن مي‌شود. ‌
ايثار و شهادت‌طلبي ناظر به دگرگونی هايي است كه اين امر در وجود يك فرد ايجاد مي‌كند. مسأله اين است كه اگر قرار باشد فردي ايثارگر و شهادت طلب شود‌، چه تغييراتي بايد در وي رخ دهد، ‌چهار مؤلفه اساسي در ايثارگري و شهادت‌طلبي قابل ملاحظه است.  
1- اعتقادي و فكري: يكي از دگرگوني عمده و اساسي كه در فرهنگ ايثار و شهادت بايد در فرد رخ دهد اين است كه وي اعتقادات خاصي نسبت به گزاره های توصیفی که از طرف خدا به انسان داده شده نظیر « خدای یکی است »و« نيكي و گذشت خوب است »، «آخرتي وجود دارد» و.... ایجاد شود و اگر این اعتقاد شد می گوییم فرد ايثارگر و شهادت طلب شده است.. در اين مؤلفه ملاحظات روشي نهفته است، ‌يعني پيدا شدن اين اعتقادات در فرد بايد به‌صورتي انجام شود كه وي آن‌ها را فهميده باشد و با روشن بيني عقلاني نسبت به آن‌ها متقاعد شده باشد. با نظر به همين نكته است كه گفته مي‌شود عقايد تحقيقي هستند و نه تقليدي.  
2- تجربه‌ي دروني: در این مؤلفه، عنصر عاطفه‌ي بروز و ظهور چشمگيري دارد. تجربه دروني حكايت از التهاب ها و هيجان هاي دروني انسان دارد. شخصي كه ايثارگر و شهادت طلب مي‌شود لازم است يك رشته هيجان هاي دروني را تجربه كند كه به‌طور غالب در ارتباط با مبدأ جهان ظهور مي‌كند. مفاهيمي مانند: خوف، ‌توكل، ‌دعا كه در اديان مختلف و اسلام وجود دارد، ناظر به همين تجربيات دروني است. در این رابطه نیز فریدریک شلایر ماخر(1834-1768) ادعا کرد که «تجربه‌ي دینی» تجربه عقلی و معرفتی نیست بلکه احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدا و یا قدرتی متمایز از جهان است. این تجربه، تجربه ای شهودی است که اعتبارش قائم به خود است و مستقل از مفاهیم و تصورات، اعتقادات یا اعمال می‌باشد. چون این تجربه نوعی « احساس» است و از حد تمایزات مفهومی فراتر می رود بنابراین ما نمی‌توانیم آن را توصیف کنیم، چون این یک تجربه « حسی و عاطفی است، نه معرفنی(شلایر ماخر به نقل از پترسون و همکاران، 1377).  
3- التزام دروني: تفاوت التزام دروني با تجربه دروني در اين است كه عنصر عاطفه و هيجان در تجربه‌ي دروني حضور و بروز چشم‌گيري دارد اما در التزام عنصر، انتخاب بارز است، ‌التزام دروني متضمن انتخاب نسبت به چيزي و پايبندي نسبت به آن است يكي از لوازم ايثارگر و شهادت طلب شدن، ‌ظهور و بروز اين بعد در درون انسان است يعني خود بايد نسبت به خدا و آنچه خدا از او می خواهد ایمان بیاورد. فرد اگر این التزام قلبی و درونی را نسبت به خدا نداشته باشد، یعنی ایمان بر او حاصل نشده باشد، نمی‌توانیم صفت «ايثارگري و شهادت‌طلبي» را بر او اطلاق کنیم.  
4- عمل: آخرين مؤلفه‌ي ايثارگري و شهادت‌طلبي عمل است يعني اين‌كه فرد ايثارگر و شهادت طلب كسي است كه به اقتضاي اعتقادات وايمان به خدا اقدام به انجام عملي كند. تكرار«الذين آمنوا و عملوا....» در آيات فراواني از قرآن نشان مي‌دهد كه لازم است فرد ايثارگر و شهادت طلب اعمال خاصي را انجام دهد و این اعمال مضمون همان گزاره‌های تجویزی هستند که اسم دیگرشان «احکام» است و فرد باید احکام دین را در اعمال خود آشکار کند و اعمال خود را تابع این اعمال قرار دهد. و خود را هميشه آماده براي اداي تكليف ببيند.  
ج: تربیت دانش آموز ايثارگر و شهادت طلب
پس ازآشنایی با مفاهیم ايثار، شهادت وتربيت ديني به بررسی و تحلیل تربيت فرهنگ ايثار و شهادت در عصر جهاني‌شدن پرداخته ومتوجه شده ایم که امروزه در نوشته‌هاي غربي در باب تربيت ايثار و شهادت، مفاهيم «تربيت ديني[8]» و «تربيت اخلاقي[9]» بحث «القاء و تلقين ارزش[10]» را تداعي مي‌كند. و متقابلا هر جا سخني از «تحميل و القاء ارزش» به ميان مي آيد، ‌ذهن خواننده را به بحث «تربيت ديني و اخلاقي» سوق مي‌دهد. گويا فرض بر اين است كه تربيت ديني به جز از طريق القاء كوركورانه ميسر نيست و از آنجا كه اين القا ناعادلانه و غير صحيح است، ‌پس بايد تربيت ديني را متوقف ساخت.
مؤلفان، دين به اتهام تشويق به پيروي از صاحبان حكم و قدرت[11] وحي و القاءات رهبران ديني، رهبران كشورها، سركوب عقلانيت، ‌القاء ارزش‌هاي ثابت و لايتغير، شستشوي مغزي و عدم تسامح در مقابل ديگر ارزش‌ها و ايده‌ها، ‌لااقل در سطح اجتماعي مقبوليت نداشته و حكومت و نظام تعليم و تربيت تابع آن بايد در قبال آن خنثي عمل نموده و از دخالت در آن پرهيز كند حتي برخي از فيلسوفان فلسفه‌ي تحليلي نظير پاول هرست كه در بستر انديشه تحليلي خويش به بحث «‌تربيت ديني» پرداخته و به اين نتيجه رسيده اند كه تعبير تربيت ديني بي معنا و تناقض آميز اس ت. اكنون ما با نظر به مؤلفه‌هاي تربيت و تدين مي‌كوشيم تا نشان دهيم كه در صورت تركيب اين مؤلفه‌ها مي‌توان از تربيت ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد و تربيت ايثار و شهادت در حالت تركيب به اين معنا خواهد بود كه عناصر تدين، ‌به‌گونه تربيتي، ‌يعني با توجه به چهار ويژگي تربيت تحقق يابند.
به اين ترتيب، ‌تربيت ديني ايثارگري و شهادت‌طلبي در مفهوم اصيل آن، به اين معنا است كه ايثار و شهادت‌طلبي، در ارتباطي از نوع تريت ديني در فرد شكل مي‌گيرد، ‌به‌عبارت ديگر مؤلفه‌هاي ايثار و شهادت بايد در بستر تبيين مسايل ديني و اسلامي جریان یابد و به نظر مي‌رسد كه تربيت ديني ايثار و شهادت بايد با همين ويژگي هاي اصلي خود در عصر جهاني‌شدن جلوه گر شود. در واقع پيراستن تربيت ديني ايثار و شهادت از بد فهمي هاي ما از دين امكان توفيق تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت را در برابر چالش جهاني‌شدن فراهم مي آورد.
3- بررسی سؤال سوم پژوهش
سومین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثارگر و شهادت‌طلبي چیست؟».
با عنایت به تعريف جهاني‌شدن، متوجه خواهیم شدکه اين پديده چالش‌هاي عمده‌ای را براي ايثارگر و شهادت‌طلبي ايجاد مي‌كند كه مهمترين و بنيادي ترين آن «خصيصه‌ي ساخت شكني» است.
جدول شماره‌ي1 چالش‌های جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت
چالش‌های جهانی‌شدن برای ايثار و شهادت
صاحبه‌نظر/
مولف
تحمیل سکولاریسم(دنیا گرایی) بر جوامع مختلف که طی آن دین و ايثار و شهادت رنگ خود را از دست می‌دهد.
ولایتی، 1381
غلبه یک فرهنگ معین بر سایر فرهنگها که باعث می‌شود ارزش‌های سنتی و دینی جامعه ما نیز روز به روز دستخوش فرآیند جهانی‌شدن قرار گیرد که این وضعیت تهدیدی برای فرهنگ ايثار و شهادت در این عصر می‌باشد.
سجادی، 1382
مصرف گرایی و مدپرستی و شی پرستی که توسط تجارت آزاد و جهانی افزایش داشته تمایل به ایمان معنوی و رشد فرهنگی انسان را عمیقا تضعیف می‌کند.
اسماعیلی یصحانی، 1381
جهانی‌شدن رستگاری و سعادت بشری را با مفهوم قرارداد اجتماعی به‌عنوان مبنای اساسی لیبرالیسم پیوند می زند د رحالیکه سعادت و رستگاری فرد و جمع از نظر اسلام درچارچوب ارزش‌ها و هنجارهای دینی مورد توجه قرار می گیرند. جهانی‌شدن با ترویج نظام ارزشی خاص، این مقوله فرهنگ ايثار و شهادت را به چالش وا می‌دارد
سجادی، 1382
 فرهنگ فعلی حاکم بر انواع ابزارهای ارتباطی به‌ویژه اینترنت و ماهواره برای کاربرانی که بنیه فکری قابل توجهی نداشته باشند، «هویت زا» است نه «هویت ساز» چراکه « ارزش‌های زندگی »که فرهنگ ايثارگري و شهادت‌طلبي اسلامي مطرح می‌کند بر آن حاکم نیست. «هویت انسانی » قربانی « هویت ماشینی » شده است این امر آموزش آموزه‌ها و تعالیم فرهنگ ايثار و شهادت را در نظام آموزشی رسمی تهدید می‌کند 
نادرپور، 1381
اين چالش عبارت است از اين‌كه ساختارهاي عيني و مفهومي‌اي كه تاكنون با آن‌ها همراه بوده‌ايم و با نظر به آن‌ها تربيت ديني ايثار و شهادت خود را سامان داده‌ايم، ‌در برابر موج ساخت شكني انقلاب ارتباطات متزلزل مي‌گردند. در نتيجه نظام تربيتي ايثار و شهادت متناسب با آن نيز درمعرض اين تزلزل قرار خواهد گرفت، ‌از جمله ساختارهاي واقعي و مفهومي متقابل، كه براي تربيت فرهنگ ايثار و شهادت اهميت داشته‌اند مي‌توان از ساختارهاي «دور– نزديك» و نيز «ممنوع- مجاز» نام برد.
الف: ساختار « دور– نزديك»
درمورد تقابل مكاني است و اين ساختار از نظر تربيتي، به ويژه تربيت ديني ايثار و شهادت مهم بوده است زيرا تلاش هاي تربيتي ايثارگري و شهادت‌طلبي بر آن بوده تا با دور كردن افراد از محيط‌هاي نامطلوب آنان را مصونیت بخشند و امكان تحقق تربيت را فراهم آوردند. اما در عصر ارتباطات اين تقابل از بين مي‌رود و با شكستن اين ساختار ديگر تقابل ميان دور و نزديك وجود نخواهد داشت زيرا ديگر فاصله هاي مكاني مانع دسترسي نيستند.
ب: ساختار « ممنوع– مجاز»
در معرض اين ساخت شکنی واقع شده است. این ساختار نيز تاكنون از لحاظ تربيتي مهم بوده است. در گذشته پدران و مادران به بچه ها اجازه نمي دادند صحنه‌هاي خشونت آميز با غير اخلاقي را مشاهده كنند، اما پابه پاي رشد و توسعه‌ي وسايل ارتباطي، استحكام اين ساختار رو به ضعف گذاشته است.
شكسته شدن مرزها و ساخت‌هاي تقابلي مذكور، با توجه به مباحث اخلاقي و ديني بسيار مهم است. زيرا تربيت ديني، اخلاقي، ايثارگري و شهادت‌طلبي به‌طور جدي، ‌با حدود و مرزها سروكار دارد و اگر مرزي وجود نداشته باشد آدمي مي‌تواند به هر كاري مبادرت ورزد و در اين صورت سخن گفتن از تربيت ديني و شهادت‌طلبي ميسر نخواهد بود. اخلاق هميشه با « بايد» و « نبايد»ها سروكار دارد و در تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت واژه‌هاي « واجب » و «حرام» واژه‌هاي اساسي اند. بدين منوال تربيت ديني واخلاقي با مرزها و حدود سروكار دارند. در اينجاست كه با اين چالش روبه‌رو مي شويم. آيا در عصر ارتباطات با نظر به خصيصه‌ي ساخت شكني آن، مي‌توان از تربيت ديني و اخلاقي ايثار و شهادت صحبت كرد؛ پاسخ سؤال مثبت است و در ادامة بحث در پي تحليل اين سؤال مي باشيم(باقري، 79 و شاه سنايي، 1381).
4- بررسی سؤال چهارم پژوهش
چهارمین سؤال پژوهش عبارت بود از این‌که « راهكارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه‌ي فرهنگ ايثار و شهادت چيست؟ ».
1- كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري
از نظر اسلام انسان رشد يافته كسي است كه اهل فكر و تشخيص‌باشد و اگر انسان فكر و انديشه خود را به طرز صحيحي به كار گيرد و هدف او تنها درك حقيقت باشد، مي‌تواند راه رستگاري رااز سبيل گمراهي تشخيص‌دهد و به همين دليل است كه در قرآن آمده است(لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي)(256 بقره)" در هيچ ديني اجباري نيست هدايت از گمراهي مشخص‌شده است« اگرخوب به اين آيه دقت كنيم وآنرا دقيقا بررسي نماييم نكته اي درآن نهفته است و آن اين‌كه عامل اصلي انحراف و گمراهي انسان‌ها، به كارنگرفتن فكر و انديشه يا سطحي نگري است. اكنون ما در اينجا به دو مورد از آثار سطحي نگري اشاره مي كنيم تا ضرورت به‌كارگيري تفكر عقلاني و منطقي بهتر مشخص‌شود.
اولين اثر سطحي نگري اين است كه اگر مامسلمانان به افكار و معلومات سطحي بسنده كنيم برداشت ما از تعاليم دينی، ‌سطحي و آميخته با خرافات و بدعت‌ها خواهد بود. لازمه‌ي دست‌يابي به فرهنگ اصيل اسلامي، داشتن رشد فكري و پرهيز از هرگونه سطحي نگري است.
دومين اثر از آثار سطحي نگري اين است كه انسان در برابر افكار مخالف آسيب پذير مي‌شود. اگر چنين روشي در بين افراد يك ملت گسترش پيدا كند سبب مي‌شود كه آن ملت در برابر تهاجمات فرهنگي بيگانگان بزودي از پا در آيد وگرفتار « از خود بيگانگي فرهنگي » شود(سادات، 138.).
اينجاست كه اهميت اصل تعقل و تفهم آشكار شود و از آنجايي كه تربيت ديني نيز تعهد به عقلانيت است بنابراين تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت نيز در اين عصر بايد بيش از هر زمان ديگر چهره عقلاني داشته باشد و از سطحي نگري پرهيز كند.. زيرا در عصر ارتباطات، مبادله‌ي اطلاعات و نظر گاههاي مختلف به آساني صورت می پذيرد و حاصل آن مي‌تواند بروز سؤالها ترديدهاي فراوان در حجيت و اعتبار ايثار و شهادت باشد و درچنين ورطه‌ي عظيمي از و سؤال‌ها و ترديدها، تربيت ديني و ايثارگري و شهادت‌طلبي هنگامي دوام مي آورد كه موجه و مدلل باشد نه آنكه امري سليقه اي تلقي شود. توجه به مؤلفه عقلانيت، به‌ويژه براي كساني‌كه مي‌كوشند فرهنگ ايثار و شهادت را بنياد دين معرفي كنند، و آنرا قبول كرده‌اند كاملا روشن است. ولي گسترش اين تفكر و كساني كه به شبه پردازي در اين رابطه مي پردازند لازمه راهكارهايي بوده كه البته در عصر ارتباطات كارساده اي نيست اين عصر، سؤالهاي خاص‌خود را در برابر اعتقادات ديني و فرهنگ ايثار و شهادت نهاده است. انديشه هاي مربوط به كثرت گرايي، پست مدرنيسم و نظير آن، ‌و فرهنگ ايثار و شهادت را به‌گونه‌اي متفاوت با گذشته در برابر سؤال قرار مي‌دهند. تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت مستلزم آن است كه اعتقادات ديني در برابر اين سؤال‌ها چهره اي عقلاني و مدلل داشته باشد تا بتواند در عصر ارتباطات موفق باشد در عبادات و احكام نيز جنبة عقلانيت كاملا آشكار است. (باقری، 1379).
مي‌توان نتيجه گرفت كه يكي از مؤلفه‌هاي تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت در عصر حاضر عقلانيت است چونکه توجه به عقلانی بودن دستورهای دینی، پویایی ویژه ای را به آن‌ها می‌دهدو آن‌ها را برای هر عصری منعطف می‌سازد، زیرا دستور عقلی کهنه شدنی نیست. جهانی‌شدن همه محدودیت‌ها و مرزها را در برنداشته است. برای مثال نمی‌تواند قاعده های اساسی منطق، اخلاق و آرمان را که شالوده‌ي خردورزی است نقض کند. زیرا دستور عقلی اختصاص‌به زمان و مکان محدود ندارد. چه در دوره جهانی‌شدن و چه در دروره پیشامدرن، عقل حکم واحد میکند وبرای هر دو دوره دستور یکسان دارد(رجائی، 1381). بنابراین فرهنگ ايثار و شهادت در صورتی می‌تواند در عصر حاضر آورد که چهره‌اي کاملا عقلانی داشته باشد.  
2- توجه به ارزش‌های عمیق انسانی در فرهنگ ايثار و شهادت
جهانی‌شدن، شاید بتواند بسیاری از افقهای ادیان را در هم نوردد، ارزش‌های محلی و سنتی را به چالش کشاند و حتی برخی از نگرش‌های اخلاقی را با توجه به ارتباط فرهنگی مسلط غربی، ضعیف سازد، اما جهان گستری، هرگز نمی‌تواند ارزش‌های ثابت و عمیق انسانی و اخلاقی را که مربوط به شرف انسانیت است، کمرنگ کند و به ورطه نابودی برد. جهانی‌شدن شاید بتواند در دیدگاههای ارزشی برخی « انسان‌ها » موثر باشد، اما نمی‌تواند در اصل« انسانیت» شک و تردید ایجاد کند که در واقع اساس و شالوده ی تمدنها بر آن‌ها شکل گرفته است.
این اصول و ارزش‌های عمیق انسانی– اخلاقی که روح ادیان را شکل می‌دهند، در دوره‌ي یکپارچگی جهانی نیز تداوم خواهند یافت و تغییر، تحول، مسخ و دگرگونی این اصول کار چندان ساده ای نیست. لذا این مفاهیم به‌گونه ای خودکار، پویا و زورآمد می‌شوند و هم‌چنان انتظارات انسانی را برآورده می‌کنند. در نتیجه در عصر جهانی‌شدن در برنامه‌های فرهنگ ايثار و شهادت، باید به این اصول و ارزش‌های مشترک توجه نمود و آن‌ها را در برنامه‌های تربیت دینی به‌عنوان روح ادیان قرار داد(سید باقری، 1382).
3- مؤلفه‌هاي تقواي حضور
تقوا يا حفظ خويشتن گاه با دوري گزيدن و پرهيز ميسر مي‌گردد. اگر تربيت ديني ايثار و شهادت تنها بر اين تقوا استوار باشد نوعي تربيت قرنطينه اي تحقق خواهد يافت كه در آن، حفظ افراد تنها با قرار گرفتن در محدوده‌ي جدا و دور از شرايط منفي ميسر است. اما تقوا شكل ديگري دارد كه مي‌توان از آن به « تقواي حضور » در مقابل « تقواي پرهيز » ياد كرد. با نظر به خصيصه‌ي عصر حاضر و ظهور ارتباطات در شكلي كه هر روز گسترده تر مي‌شود « تقواي پرهيز » در برخي قلمروها ناممكن مي‌گردد. فضاهايي كه بر ما تحميل مي‌شود، ‌امكان پرهيز را از ما مي‌گيرد. اما تقواي حضور، هم‌چنان در دسترس ماست و اين است كه بايد چون مؤلفه اي اساسي از تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت دراين عصر مورد توجه قرار گيرد. به يك معنا مي‌توان گفت كه تقواي حضور مفهوم متفاوتي از مرز و مرزگذاري را فراهم كرده است.
 در تقواي پرهيز مرز صورت « مكاني » دارد. اما در تقواي حضور مرز شكل « مكانتي» مي‌يابد، به‌عبارت ديگر، درحالي‌كه در مرز مكاني فرد را به‌صورت مكاني و جغرافيايي از شرايط منفي جدا مي سازيم، در مرز مكانتي او فاصله‌ي مكاني نمي‌گيرد، ‌بلكه در عين حضور در مكان، خود را در مرتبت و مكانتي فراتر مي بيند، ‌بدين طريق از آلودگي شرايط مصون مي ماند. مفهوم تقوي حضور ومرز مكانتي در آيه « 1.5 مائده » آمده است.
هر كس بخواهد گام در راه ايثارگري و شهادت‌طلبي گذارد؛ راه ايثارگري و شهادت‌طلبي رفتني است نه بردني. به هر حال، با نظر به آموزه‌هاي ديني كه در دين اسلام نهفته است و با نظر به تقواي حضور كه حاصل آن است مي‌توان گفت در بدترين شرايط نيز مي‌توان از ايثار و شهادت سخن گفت و عصر ارتباطات و چالش‌هايي كه با خود مي آورد مانع ايثارگري و شهادت‌طلبي نيست.
4- سنجش و بررسی درست امور و گزینش و طرد منطقی و نه احساسی آن‌ها   
این ویژگی، در واقع خود پشتوانه ای برای تقوای حضور در شرایط عصر حاضر است. لازمه‌ي حضور فعال در عصر حاضرارزیابی اطلاعات ورویدادهای اجتماعی است. چون‌که معتقدیم نمی‌توان چشم را بر حقایق بست بلکه باید با دیدی باز و دقیق به سراغ اتفاقات امروز جهان رفت و آن‌ها را در بوته ی نقد و بررسی قرار داد و موضعی مناسب بر اساس اصول و معیارهای دینی در برابر آن‌ها اتخاذ کنیم.
ارزیابی و نقادی، مستلزم بازشناسی جنبه‌های مثبت و منفی پدیده‌های این دوران است. طرد یکباره و تمام عیار هر آنچه متعلق به این دوران است نه تنها ممکن نیست، بلکه مطلوب هم نیست، زیرا این گونه طرد تمام عیار، در دامن خود، پذیرش تمام عیار را می پروراند اگر فرهنگ ايثار و شهادت بنا را بر طرد تمام عیار مظاهر عصر حاضر بگذارد، وجهه ای غیر منصفانه و دور از واقع خواهد داشت. بنابراین گرچه در عصر جهانی‌شدن رسانه های جمعی و فناوری ها ی ارتباطی و اطلاع رسانی بشر امروز را با « توده ای شناور» از افکار مختلف که در بردارنده هویت های مجازی گوناگون است، مواجه کرده‌اند، توصیه قرآن کریم در این موارد تاکید بر « قدرت گزینش » انسان و پرهیز از پذیرفتن هویت ها ی مجازی غیر واقعی است که با فطرت بشری و علت غایی دین منافات دارند چنانکه خطاب به پیامبر(ص) می فرماید « « فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» ای پیامبر بشارت ده کسانی را که اقوال را می شنوند و بهترین آن‌ها را تبعیت می‌کنند(زمر17). بر این اساس تربيت دینی ايثار و شهادت همواره باید پدیده‌های نوظهور این عصر را مورد ارزیابی و نقادی منصفانه قرار دهد و افراد را برای گزینش و طرد منطقی آن‌ها آماده سازد. ازاین‌رو به نظر می رسد آموختن این نوع مواجه با پدیده‌ها در قالب تربیت دینی ايثار و شهادت مهمترین زمینه تامین حضور سالم در متن شرایط است.
5- بهره‌گیری از عنصر« زیبایی شناختی» در فرهنگ ايثار و شهادت  
بزرگترین و قوی ترین عنصر فرهنگ ايثار و شهادت، وجود عشق و محبت متربی به خالق بزرگ است. هدف از تربیت دینی ايثار و شهادت، پرورش شور و شوق فطری کودک نسبت به جلال و جمال الهی است، نه ارائه‌ي مستقیم معارف الهی. پس نقش اساسی مربی و معلم دینی، انتقال اطلاعات دینی نیست، بلکه فراهم آوردن شرایطی است که متربی به تجربه درونی، به دین که ریشه در فطرتش دارد، گرایش و علاقه پیدا کند چنانکه پستالوتسی، مربی معروف سوئیسی نیز در کتاب تربیت می‌گوید « ذات تربیت نه درآموزش بلکه در محبت است »(نقیب زاده، 1381).
هدف از عنصر « زیباشناختی » در تربیت دینی– اخلاقی ايثار و شهادت این است که هر گونه اثر تربیتی در قالب رفتار، کلام، الگو، نصیحت، تجربه و.... به پرده ای زیباو با تصاویری دلنشین همراه با لحظات جذبه به درون متربی انتقال داده شود. جوان چون دارای روح استدلال کردن است و برهان گرایی جزء فطرت اوست و سخن منطبق با روح حساس و منطبق بر استدلال و برهان را رد نمی‌کند. خداگرایی و زیبایی دینی در روح ايثارگري و شهادت‌طلبي، جلوه گاه شایستگی ها می‌گردد. زیرا خداگرایی جزو سرشت حق گرای اوست. تکبه بر زیبایی ها در کلام معصومین(ع) فراوان است؛ مثلا امام علی(ع) می فرماید: « خداوند انواع پدیده‌ها را آفرید. برای هر کدام اندازه ای تعیین کرد و هر پدیده ای را در زیباترین شکل طراحی کرد و چه نیکو صورتگری فرمود. »
خداوند حکیم در بسیاری از موارد پیام آسمانی خود را در دل داستان‌ها و آن هم به‌صورت دیالوگی و غیر مستقیم ابلاغ می‌کند که از این رهگذر روح و جان انسان را نوازش می‌دهد و چنان بر جذابیت پیام می افزاید که به آسانی بر قلب انسان می نشیند. بنابراین شایسته است به خصوص‌در عصر جهانی‌شدن تدبیری اندیشیم که تعلیم و تربیت دینی فرهنگ ايثار و شهادت برای جوانان جذاب باشد. به‌طوریکه آنان از روی آگاهی، انتخاب، اختیار و اشتیاق به ايثار و شهادت روی آورند.
بحث ونتیجه‌گیری 
در خصوص‌جهاني‌شدن می‌توان گفت از جمله موضوعاتی است که به دلیل ماهیت سیال و هم‌چنین چند وجهی بودن دارای ابهامات وتعاریف متفاوتی است. تعریف های ارائه شده را می‌توان در دودسته قرارداد. از دیدگاه دسته‌ي اول، جهانی‌شدن فرایندی است که از طریق گسترش ارتباطات واطلاعات و در نتیجه‌ي فرو ریزی دیوارهای طبیعی وفاصله های زمانی و مکانی پیش می رود(رابرتسون؛ ترجمه پولادي، 138.؛ پراتون1 به نقل از بهكيش، 138.؛ مارتين آلبرو، 1996؛ ديويد هاروي، 1989) و از دیدگاه دسته دوم جهانی‌شدن پروژه ای دقیق است که باهدف بسط وتحمیل گفتمان مسلط بر جهان طراحی شده ومجریان آن(عمدتاً قدرتهای بزرگ) با تکیه بر انقلاب اطلاعات و فشردگی زمان ومکان در پی رسیدن به اهداف خود می‌باشند(سرژلاتوش، 1379؛ مارتين خور به نقل از شولت، 2...).
درخصوص‌اين‌كه ايثار و شهادت چيست و این‌که آيا مي‌توان در عصر جهاني‌شدن از ايثارگري و شهادت‌طلبي صحبت كرد؟ ابتدا به تحليل مفاهيم ايثار، شهادت و ديني بودن پرداخته واز تحليل مفهوم ايثار و شهادت اين نتيجه حاصل شد كه مفهوم ايثار، حبل المتين تعالي است و در طبق اخلاص‌قرار دادن همه نعمت‌هاي مادي و معنوي، جهت رشد جامعه، بدون انتظار كوچكترين چشم‌داشت مي‌باشد. شهادت نيز؛ كشته شدن آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه خدا و آرماني مقدس و پاك مي‌باشد.
از تحليل مفهوم ايثار و شهادت اين نتيجه حاصل شد كه ايثار و شهادت ناظر به دگرگوني هايي است كه دين در وجود فرد ايجاد مي‌كند و از چهار مؤلفه؛ اعتقادي و فكري، تجربه دروني، التزام دروني و عمل برخوردار است(با قری، 1379؛ زارعان، 1379).
با توجه به تحلیل سه مفهوم فوق به بررسي ايثار و شهادت پرداخته و اين نتيجه حاصل شد كه ايثارگري و شهادت‌طلبي در ارتباطي از نوع تربيت در فرد شكل می‌گیرد. به‌عبارت ديگر تربيت ديني و اسلامي نقش مهمي در روحيه ايثارگري وشهادت‌طلبي افراد و دانش‌آموزان دارد. پس مي‌توان گفت تربيت ديني ايثار و شهادت عبارت است از تحول انسان موجود به انسان ايثارگر و شهادت طلب در پرتو آموزه‌هاي ديني و اسلامي به‌طوري كه آن را درك كرده و با توسل به ارزش‌هاي اسلامي و ديني و با گذشت، فداكاري و بخشش در مواقع لزوم، عمل كرده و نمونه واقعي يك شهيد باشد. و نشان داديم كه در صورت تركيب مؤلفه‌ها ی ايثار و شهادت وتربیت ديني درعصر جهاني‌شدن نيز مي‌توان از روحيه و فرهنگ ايثار و شهادت صحبت كرد.
در خصوص‌چالش‌های احتمالی جهانی‌شدن برای فرهنگ ايثار و شهادت بايدگفت؛ اين پديده چالش‌هایي را براي تربيت ديني ايثار و شهادت ايجاد مي‌كند، ولي بنيادي ترين چالش، خصيصه‌ي ساخت شكني آن است. ‌از جمله ساختارهاي واقعي و مفهومي متقابل‌كه براي تربيت ديني ايثار و شهادت اهميت دارند مي‌توان از ساختارهاي « دور– نزديك» و نيز « ممنوع- مجاز » نام برد که ‌در برابر موج ساخت شكني انقلاب ارتباطات متزلزل مي گردند.
در خصوص‌راه‌كارهاي مقابله با چالش‌های احتمالی جهاني‌شدن در حوزه‌ي تربيت ديني فرهنگ ايثار و شهادت می‌توان از راهکارهایی چون؛ كاربرد اصل تعقل و پرهيز از سطحي نگري در قالب ايثار و شهادت، توجه به ارزش‌هاي عميق انساني در قالب ايثار و شهادت، مؤلفه تقواي حضور در قالب ايثار و شهادت، سنجش و بررسي درست امور، گزينش و طرد منطقي و نه احساسي آن‌ها در قالب ايثار و شهادت و بهره گيري از عنصر زيبايي شناختي در قالب ايثار و شهادت یاد کرد.

 
منابع و مآخذ
-  اسماعیل یصحانی، سعید(1381) جهانی سازی و استراتژی مقاومت، فصلنامه کتاب نقد، شماره 24و25، پاییز و زمستان.
- انوري، حسن(1381)، فرهنگ بزرگ سخن(جلد اول)، تهران: سخن، ص‌675.
- انوري، حسن(1381)، فرهنگ بزرگ سخن(جلد پنجم)، تهران: سخن، ص‌4627.
- باقری، خسرو(1379)، تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم؛ تربیت اسلامی(کتاب سوم)، مرکزمطالعات تربیت اسلامی وابسته به معاونت پرورشی آموزش و پرورش.
- باقری، خسرو(138.)، چیستی تربیت دینی، تهران، انتشارات تربیت اسلامی.
-  براند، واتسن(1379)، تدریس موثر تربیت دینی، ترجمه‌ي محسن بهرام پور.
- بهکیش، محمد مهدی(138.)، اقتصاد ایران در بستر جهانی‌شدن، تهران، نشرنی.
- پترسون، مایکل، و دیگران(1377)، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه‌ي احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، انتشارات طرح نو.
- خسروی، محبوبه، زهرا، ابراهیمی(1382)، فناوری آموزشی و جهانی‌شدن، مجموعه مقالات همایش جهانی‌شدن(بیم ها وامیدها)انتشارت حدیث امروز.
- رابرتسون، دونالد(138.)، جهانی‌شدن، ترجمه‌ي کمال پولادی، تهران، نشرثالث.
-  رجائی، فرهنگ(1381)، پدیده‌ي جهانی‌شدن(وضعیت بشری وتمدن اطلاعاتی)، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران، نشرآگاه.
-  رضاپور، محمد(1385)، هنر مي‌تواند ايثار را براي نسلها پايدار كند. روزنامه رسالت شماره 5972- چهارم مهر ماه.
- زارعان، محمد جواد(1379)، تربيت ديني، تربيت ليبرال، مجله معرفت، شماره 33.
- سادات، محمد علی(138.)، اخلاق اسلامی، تهران، انتشارات سمت.
-  سجادي، عبدالقيوم(1382)، استراتژي كلان جامعه ديني در برخورد با جهاني‌شدن، نشريه‌ي پگاه، شماره47.
- شاه سنايي، محمدرضا(1381)، تبيين و ارزيابي تكثر گرايي فرهنگي و تاثير آن بر تربيت اخلاقي و مذهبي، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس.
- شريعتي، علي(1375)، شهادت، انجمن اسلامي، تهران.
- شمشیری، بابک(1384)، تبیین امکان جهانی‌شدن ورویکردوتربیت دینی متناسب با آن ازمنظرمدرنیسم پست مدرنیسم وعرفان اسلامی، مجموعه مقالات اولين همایش ملی جهانی‌شدن وتعلیم وتربیت، معاونت پرورشي آموزش و پرورش.
- عالی، مرضیه(1381)، تبیین فرصت‌ها و چالش‌های جهانی‌شدن برای آموزش و پرورش ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس.
- عطاران، محمد(1383)، جهاني‌شدن و تاثير آن بر اهداف تعليم و تربيت، مجموعه مقالات اولين همايش ملي جهاني‌شدن و تعليم و تربيت، دانشگاه تهران، انتشارات امور خارجه.
- قدرتي، زهرا(1385)، مصاحبه با خانم قدرتي پيرامون فرهنگ ايثار، خبرنامه فرهنگ ايثار و شهادت:اول مهر.
- كاستلز، امانوئل(138.)، عصر اطلاعات، ترجمه حسين چاووشيان، جلد دوم، تهران، انتشارات طرح نو.
- گل محمدی، احمد(1381)، جهانی‌شدن، فرهنگ، هویت، تهران، نشرنی.
- مطهري، مرتضي(138.)، ‌انسان كامل، تهران، صدرا.
- مهرمحمدی، محمود، صمدی، پروین(1382)، بازنگری درالگوی آموزش دینی جوانان و نوجوانان دردوره‌ي تحصیلی متوسط، فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شماره3.
- نقیب زاده، میر عبدالحسین(1381)، نگاهی به فلسفه‌ي آموزش و پرورش، تهران، انتشارات طهوری.
- ولایتی، علی اکبر(1381)، ارتباطات و جهانی‌شدن، نشریه قدس، 4/8/1381.
-    Allbrow,M(1996)The global Age: polity press.
-    Giddens,A and Hutton,W. (ed)(2..1)on the edge. Living with Global capitalism، london، p. 64
-    Harvy,D(1989)the condition of postmodernity. oxford:
-    Smith,M. k(2..2)globalization and incorporation of education. www. Infed org/biblio/Globalization. Htm1
-    waters، M. (1995)globalization. london، Routledge، p. 2
-  woodbarry، D(2..1)the globalization question Eurpe، Dee available on:www. wacsf. org/library/readings/bib/asilomar.. htm1


[1] - globalization                                                                                                                                          
[2] - Macluhan
[3] - Smith
[4] - Perraton
[5] - Allbrow
[6] - Waters
[7] - Scholte
[8] - Religious education
[9] - Moral education
[10] - Indoctrination
[11] - Authority


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها