پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
سه شنبه 28 دی 1389 4:28 PM
عنوان : چگونگي ترويج فرهنگ شهادت و ارزشهاي شهيدان
نويسنده : محمود سعيدي , مريم شاهرخي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
بيان مساله
از آن زمان كه قابيل خون برادر بر زمين ريخت در حيات تبعيديان عالم خاك، صفحه اي گشوده شد كه سطور آن را با خون نگاشته اند و تا ابناء آن دو بر اين خاكدان مي زيند اين صحنه و آن صفحه گشوده خواهد ماند. در اين عرصه دو
گونه مقابله امكان پذير است. حق با باطل و باطل با باطل، هر دو گروه دسته دوم در عداد قابيليانند و از دسته نخست گروه اول در كنار هابيل مي ايستند و جماعت دوم در صف قابيل. به همين صورت كساني هستند كه با پذيرش ولايت طاغوت پشت به نور با سرعت به طرف ظلمات شتافته اند و اينها سزاوار آتشند تا كثافات نفسشان چنان سوزانيده شود كه ديگر نور را مانع نباشد. اما آنانكه ولايت نور را پذيرفته اند ظلمت گريزند و تاريكي ها و تباهي سخت آزارشان مي دهد. رو به سوي نور پيش مي روند و هر چه بالاتر مي روند شوقشان به صعود بيشتر مي شود، اينان را با خفاشان شب آسا، ميانه اي نيست.
اين مناديان نور، عروجي نوراني تر از آغاز مي كنند تا آنجا كه همه مرزها و ميادين را درنورديده و به مقام شهادت نائل مي گردند و مي بينند نه به چشم سر كه با چشم معشوق، و مي شنوند نه با گوش ظاهري بلكه با گوش (او) مستغرق در معشوق مي شوند و به كمال آرزوهاي يك عاشق دست مي يابند (با الهام از آثار مرحوم شريعتي).
پيامبر گرامي(ص) درباره ارزش شهادت فرمود: شريفترين مرگها شهادت است. علي(ع) نيز در اين باره فرمود: «پربركت ترين، شرافتمندترين، باشكوه ترين و گرامي ترين مرگها، كشته شدن در راه خداست.»
در طول تاريخ و در تاريخ خونين اسلام، بخصوص در جريان انقلاب ايران، قهرمانان فراواني سراغ داريم كه با توجه به ارزش شهادت در كلام ائمه و بزرگان دين، در راه رسيدن به آرمان بزرگ توحيدي و به خاطر عشق به حق و براي دفاع از دين و ميهن و ناموس، جانبازي كرده و با نثار جان خويش در مقابل مخالفان و طاغوتيان زمان عاشق وار مرگ سرخ را به آغوش كشيده اند.
ما موظفيم و بايد يك سري مفاهيم، ارزش ها و اركان مهم فرهنگي جامعه خويش را به فرزندان اين مرزوبوم انتقال دهيم، تا فرزندان اين مرزوبوم بيش ازپيش با ارزش ها و فرهنگ جامعه خويش آشنا شوند، و نسبت به حفظ آنها پايبند باشند. كتابهاي زندگينامه شهدا در همين ارتباط تاليف شده¬اند.
هدف تحقيق حاضر بررسي اين است كه تعيين كند تا چه اندازه كتابهاي (ويژه زندگي شهدا)، زندگي شهيدان را معرفي كرده¬اند و تا چه حد از نظر دانشجويان دختر جذاب بوده¬اند و چه نقاط ضعفي داشته¬اند.
با عنايت به آنچه ذكر شد سؤالات پژوهشي زير مدنظر قرار گرفت.
1. در كتابهاي مربوط به زندگي¬نامه شهيدان كدام بخش¬ها (ابعاد و صفات شخصيتي شهيد) مطرح شده اند؟
2. علاقه دختران به كدام بخش هاي كتب مزبور بيشتر است؟
مفهوم شناسي
فرهنگ
در لغت: واژه فرهنگ از دو جزء تركيب شده است (فر) و (هنگ) «فر» خود به دو معني آورده مي شود: اگر به عنوان يك كلمه باشد به معني نيروي معنوي، شكوه، عظمت، درخشندگي و جلال است همچنين اگر به عنوان يك پسوند باشد، در اين صورت داراي معني جلو، بالا، و پيش و بيرون است.
«فر» در تركيب كلمه فرهنگ، پيشوند. (هنگ) از ريشه اوستادي( سنگ) به معني سنگين، وزن، گروه و وقار آمده است (لغت نامه دهخدا).
بنابراين معني لغوي واژه فرهنگ بالا كشيدن و بيرون كشيدن است، يعني از ژرفاي وجود افراد ملتي يا از درون يك جامعه، دانستني ها، مكنونات، و نيروهاي نهفته و تراويده هاي مستقل ذهني و استعدادهاي دروني و ويژه فردي را بيرون كشيدن و آشكار ساختن است، واژه فرهنگ در كتب لغت فارسي علاوه بر علم به معني فضل، دانش، عقل، ادب، تعليم و تربيت و آموزش و پرورش نيز آمده است.
فرهنگ از نظر اصطلاحي: فرهنگ در اصطلاح جامعه شناسان، فرهنگ شناسان و مردم شناسان خاص انسان است و اين نكته كه تنها انسان داراي فرهنگ است، مورد تاييد همگان است اگر چه در تعريف فرهنگ متفق القول نيستند.
با اين نگاه، فرهنگ مجموعه پيچيده اي است كه دربرگيرنده دانستنيها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانائي ديگري است كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است (دانش¬نامه سازمان پژوهش و برنامه¬ريزي آموزشي).
ارزشها
ارزشها در حقيقت عبارتند از عمل گزينش يا انتخاب، كه آدمي در اوضاع مختلف زندگي به آن تكيه مي كند و جهت گيري هاي اساسي و ميل هاي عميق و ريشه دار او و اشيائي كه نزد وي از احترام و تقديس بهره مندند را دربرمي گيرند. نگرش به طور ضمني بر نوعي آمادگي رواني – عصبي براي فعاليت ذهني – جسمي دلالت دارد (آلپورت، 1371- به نقل از سعيدي1379). نگرش نظام بادوام است كه شامل يك عنصر شناختي، يك عنصر احساسي و يك تمايل به عمل است (كلاين برگ،1346، به نقل از همان).
ارزشها "ايده¬هايي هستند كه به آنها احترام قائل هستيم" (گريس، 1981- به نقل از كاظمي و سعيدي 1383). ارزشها را به دو دسته زيبايي شناسي و اخلاق تقسيم مي¬كنند. ارزشهاي اخلاقي جنبه دستوري دارند و آنها را به "ايده¬هايي كه به آنها احترام قائليم و رفتار ما را هدايت مي¬كنند تعريف مي¬كنيم". همچنين ارزشها را مجموعه ترجيح¬هايي كه يك¬ نفر دارد، تعريف مي¬كنند (موريس و پاي، 1976- ملك دانلد، 1366، به نقل از همان).
فرهنگ شهادت:
در منابع از اين اصطلاح تعريف خاصي به عمل نيامده است با تركيب مفاهيم فرهنگ و شهادت مي توان تعريف زير را از فرهنگ شهادت به دست آورد:
فرهنگ شهادت نظامي از رفتارهاي جامعه راجع به جايگاه شهادت، نقش شهادت، اهميت شهادت، شهادت طلبي و ديگر مفاهيم مرتبط با شهادت است.
ارزشهاي شهيدان:
در منابع از اين اصطلاح تعريف خاصي به عمل نيامده است با تركيب مفاهيم ارزشها و شهيدان مي توان تعريف زير را از ارزشهاي شهيدان به دست آورد. ارزشهاي شهيدان آن چيزي كه شهدا انتخاب كرده اند، به عبارت ديگر جهت گيري اساسي و عميق و ريشه دار شهدا هست كه ايشان را از احترام و تقديس بهره مند ساخته است.
مفهوم لغوي شهيد و شهادت:
با توجه به آنچه از قاموس قرآن استنباط مي¬شود و خلاصه مبحث مربوط در زير آمده است، معناي لغوي شهيد و شهادت در قاموس قرآن جلد 3و4 چنين آمده است: شهادت كه به معني حضور و ديدن است گاهي به معني خبر قاطع آيد چنانكه در صحاح و قاموس گفته ظاهراً مراد از آن در آيه ي «وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شهادةً عِنْدَهُ مِنَ الله» (بقره40) خبر قاطع باشد. و گاهي به معني آشكار آيه مثل «عالِمُ الغَيْبِ و الشهادَة الكبيرُ المُتعالِ» اين جمله در آيات بسياري تكرار شد.
همچنين به معني اداي شهادت و اظهار خبر قاطع آمده «ذلكَ اَدْني اَنْ يأتُوا بالشهادَةِ عَلي وَجْهَيها ـ فَيُقْسٍٍمانِ باللهِ لَشَهادَتُنا اَحَقُ مِنْ شَهادَتِهِما» (مائده 108-107) شهادت به معني اقرار، حكم و علم هم مي آيد كه همه از حضور و ديدن هستند «فَشَهادَةُ اَحَدِهِمْ اربَعُ شهادات بالله» (نور6) يا «شاهِدينَ عَلي اَنْفُسِهِم بِالْكُفْر» (توبه17)
گفته اند شهادت در اين آيات اقرار است. «وشَهِدَ شاهدُ منْ اَهْلِها اِنْ كانَ قَميصُهُ» (يوسف26) راغب آن را در آيه به معني حكم گفته است.
آنگاه كه شهادت به خداوند سبحان اطلاق شود به معني حاضر، شاهد و حافظ است و در نهايت در اقرب الموارد مي گويند: شهيد آن است كه هيچ چيز از علمش غائب نيست.
خلاصه آن كه شهيد به معني مقتول در راه خدا در قرآن نيامده است ولي در قرآن "قتل في سبيل الله" بكار رفته است. نظير آيه «و لا تحسبنَّ الذّينَ قُتِلوا في سَبيلِ الله اَمْواتاً» (آل عمران169) و آيات فراوان ديگري كه ناظر بر مقام شهدا و حيات معنوي آنها و روزي خوردن آنان نزد پروردگار است، لكن همچنان كه بيان شد قرآن از اصطلاح كشته شدن (و نه شهادت) در راه خدا استفاده كرده است.
مفهوم اصطلاحي شهيد و شهادت:
آيات و روايات عنوان شده، در مورد واژه شهادت در قالب "گواه" بود. اما در روايات موارد متعددي در مورد شهادت در راه خدا با استفاده از لفظ شهيد و شهادت وجود دارد.
پيامبر(ص) فرمودند: بالاي هر نيكي، نيكي است تا آن گاه كه مرد در راه خدا كشته شود. پس، چون در راه خدا كشته شد بالاتر از آن نيكي و (ارزشي) وجود ندارد. (اصول كافي)
و امام سجاد(ع) فرمودند: هيچ قطره اي نزد خداي عزوجل محبوبتر از دو قطره نيست: قطره ي خوني كه در راه خدا كشته شود و قطره اشكي كه بنده در دل شب براي خدا ريزد.
سخنان حضرت علي (ع) بارها در نهج¬البلاغه راجع به تشويق به جهاد و اشتياق ايشان به شهادت در راه خدا آمده است، نظير: برادران ما كه خونشان در صفين ريخته شد، اگر امروز زنده نيستند، زيان نكرده¬اند تا اندوهگين شوند و شرنگ تيره¬گون جفاي دشمن را بياشامند. به خدا سوگند با خدا ديدار كردند و خدا مزدهايشان را به¬تمامي بداد و پس از ترسان بودن به سراي امانشان درآورد. كجايند برادران من كه قدم در راه نهادند و در راه حق درگذشتند؟ عمار بن ياسر كجاست؟ ابن تيهان كجاست؟ ذوالشهادتين كجاست؟ كجايند همانندان ايشان، برادرانمان كه با هم مرگ پيمان بستند و سرهايشان به سوي بزهكاران فرستاده شد (خطبه 182).
و در خطبه 171 باز شوق به شهادت و آرزوي آن را با دعايي به محضر باريتعالي به تصوير مي¬كشند: "خدايا شهادت را نصيب ما كن و ما را از فتنه¬ها در امان دار".
و در همين خطبه در بيان مطلبي راجع به گفتگويشان با رسول خدا (ص) و پاسخ به سوال آن حضرت در مورد صبر بر شهادت، به حضرت رسول (ص) عرض مي¬كنند: يا رسول ا... آنجا (در هنگام شهادت) جاي صبر نيست، بلكه جاي شادماني و سپاسگزاري است.
و نيز حضرت علي (ع) در وصف شهدا و آرزوي شهادت در خطبه 116 در مورد شهدا مي¬فرمايند: به خدا سوگند آنان مردمي بودند نيك انديش، ترجيح دهنده¬ي بردباري گويندگان حق و ترك كنندگان ستم. پيش از ما به راه راست قدم گذاشتند و شتابان رفتند و در به دست آوردن زندگي جاويدان آخرت و كرامت گوارا، پيروز شدند.
عشق به شهادت چنان آمادگي به حضرت علي (ع) در مواجهه با دشمنان داده است كه در نامه 62 مي¬فرمايند: به خدا سوگند، اگر با ايشان روبرو شوم، من تنها باشم و آنها روي زمين را پر كنند، نه باك دارم و نه هراس، زيرا به آن گمراهيي كه آنان در آن غرقه¬اند و آن هدايتي كه خود بدان آراسته¬ام، نيك آگاهم و از جانب پروردگارم با يقين همراهم. من به ديدار خداوند و ثواب نيكويي كه مرا ارزاني دارد، اميد بسته¬ام و منتظر آن هستم.
و نيز در پايان عهدنامه خود به مالك اشتر، مي فرمايد: من از خداوند، به رحمت گسترده و قدرت عظيمش بر برآوردن هر خواهش و مطلوبي، مسألت دارم كه عاقبت من و تو را به سعادت و شهادت ختم فرمايد.
عشق به شهادت در دل پيامبر(ص) آن چنان بود كه مي فرمودند: «والذي نفسي بيده لَوَدِدتُ أني اُقتَلُ في سبيل الله ثم احيا ثم اقتَلُ ثمّ احياء، ثم اُقتلُ»
سوگند به آنكه جانم در دست اوست دوست دارم كه در راه خدا كشته شوم و سپس زنده گردم و باز كشته شوم و بار ديگر زنده گردم و باز كشته شود.
حضرت علي(ع) هم عاشق شهادت بودند لذا مي فرمايند: به خدا سوگند كه من برحق هستم و عاشق شهادتم
و در جايي ديگر باز مي فرمايند: به خدا سوگند اگر نبود كه در هنگام رويارو شدن با دشمنم چشم طمع به شهادت دوخته ام و خود را براي آن آماده ساخته ام دوست داشتم كه حتي يك روز در كنار اين مردم نمانم (خطبه 119 و نامه35).
بهترين و گرامي ترين مرگ، كشته شدن در راه خداست كه انسان را به عظمت مي رساند كه همانا رسيدن به رضاي الهي است و بهره مند شدن از رضوان الهي.
به اين خاطر است كه پيامبر(ص) و ائمه(ع) اين آرزو را داشتند و به رهروان راه خويش همواره اين نكته را يادآوري مي كردند كه در راه خدا بجنگند و از كشته شدن نترسند زيرا كه مرگ در نهايت به سراغ هركسي مي رود و چه بهتر اين مرگ، بهترين مرگ يعني شهادت در راه خدا باشد. و ائمه(ع) همواره يادآور مي شدند كه مرگ در بستر براي كسي كه مي تواند كشته بشود و به مقام شهادت برسد بسيار ذلت آور است. از اين رو حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايند: «اِنَّ اكرَمَ الموت القتلُ. والذي نفسُ ابن ابي طالب بِيَدِهِ لِألف ضربةٍ بالسّيَفِ أهونُ عَلَيَّ مِن ميتَةٍ علي الفراشِ في غيرِ طاعَةٍ الله.»
همانا گراميترين مرگ كشته شدن است سوگند به آن كه جان علي ابن ابيطالب در دست اوست، هزار ضربت شمشير برمن آسانتر است از جان دادن در بستر كه با طاعت خود همراه نباشد.
شهيد با شهادت خود باعث آمرزش گناهان خود مي شود. و ديگر بين خود و خدايش هيچ گناهي باقي نمي ماند البته حق الناس بر گردن او هست ولي گناهان بين او و پروردگار با نخستين قطره ي خونش بخشيده مي شود. امام صادق(ع) مي فرمايند: «هر كه در راه خدا كشته شود خداوند چيزي از گناهانش را به او نمي شناساند» (وسائل الشيعه، جلد11، ص9- به نقل از سايت الكترونيكي). شهيد با شهادت خود به عالي ترين مقام معنوي كه جاي گرفتن در مقام قرب الهي است دست مي يابد لذا دنيا با تمام زيبايي هايش براي او جلوه اي ندارد. و تمايلي به برگشتن به دنيا هم ندارد. اما چون فضيلت و بركات شهادت را متوجه مي شود آرزو مي كند كه كاش به دنيا برگردد و بارها و بارها در راه خدا بجنگد و شهيد شود. پيامبر(ص) به جابربن عبدالله انصاري مي فرمايند: «اِنّ الله لَمْ يُكلمُ احداً الا من وراء حجاب، و كَلَّمَ، اباكَ مُواجِهاً فقالَ لَهُ: سَلْني اعطِكَ! قالَ: أسألُكَ ان يَرُدَّني الي الدنيا حتي أجا و مَرَّةً اُخري فاُقَتلُ»
خداوند با هيچ كسي جز وراي حجاب سخن نگفت: اما با پدرت در روي سخن گفت و به او فرمود: از من بخواه تا عطايت كنم، پدرت گفت: از تو مي خواهم كه مرا به دنيا بازگرداني تا بار ديگر جهاد كنم و كشته شوم.» (ميزان الحكمه باب ش)
شهيد با نيت خالصانه خود است كه به مقام شهادت مي رسد وگرنه هر كشته شدني شهادت نيست لذا نيت در شهادت بالاترين مسأله است لذا بالاترين فرق شهيد با سايرين در نيت خالصانه اوست.
در حديث ديگري از پيامبر (ص) نقل شده است كه رسول اكرم (ص) در روز احد بالاي سر ((مصعب بن عمير)) ايستاد و براي او دعا كرد و سپس گفت:
انّ رسول الله يشهد انّ هولا شهدا عند الله يوم القيام فاتوهم زوروهم وسلمو عليهم فو الذي نفسي بيده ، لا يسلم عليهم احد الي يوم القيامه ، الاّ ردّوا عليه ، يرزقون من ثار الجن ووتح .
(كشف الاسرار،ج1 ، ص417- به نقل از سايت الكترونيكي )
يعني رسول خدا گواهي مي دهد كه شهدا شاهدان من نزد خدا در روز قيامت هستند. بياييد و ايشان را زيارت كنيد ، بر اينان سلام كنيد ، كه سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، هيچكس نباشد كه بر آنها سلام كند الا اينكه جوابش را مي دهند . وآنها از ميوه هاي بهشتي وهداياي آن روزي داده مي شوند.
روش تحقيق
روش تحقيق تحليل محتواي كتاب و استفاده از نظرات دانش آموزان (نظرسنجي) و مقايسه نظرات با محتواي كتاب بوده است. جامعه آماري، دانشجويان دانشكده علوم¬تربيتي و روان¬شناسي دانشگاه فردوسي و نوع نمونه¬گيري، استفاده از نمونه در دسترس بوده است. به دانشجوياني كه داوطلب مطالعه كتاب¬هاي زندگينامه¬اي راجع به شهدا و برخي ديگر از بزرگان مي¬شده¬اند، يك كتاب و يك پرسشنامه مشتمل بر سوالاتي راجع به نكات جالب، نقاط منفي، پيشنهادها و توصيه¬ها داده مي¬شد. انتخاب كتاب از ميان حدود 20 كتاب زندگي¬نامه¬اي (عمدتاً از كتابهاي مجموعه چلچراغ مربوط به انتشارات مدرسه)، توسط خود دانشجو صورت مي¬پذيرفت. لازم به ذكر است كه هدف عمده و پنهان اين مطالعه، آشنايي دانشجويان و ترغيب آنان به مطالعه كتابهاي مذكور بوده است. بنابراين كاملاً سعي مي¬شد، دانشجويان به علاقه خودشان كتابها را انتخاب كنند و از همين رو تعداد مراجعان براي مطالعه و انتخاب براي برخي شخصيت¬هاي معروف مثلاً دكتر حسابي (10 دانشجو)، از سايرين بيشتر بود. در مجموع حدود 100 نفر از دانشجويان كتابهاي مختلف را مطالعه و پرسشنامه را تكميل نمودند. همچنان كه بيان شد تعداد پرسشنامه براي برخي كتابها فقط دو يا سه عدد بوده است. بنابراين در اين مقاله نظرات دانشجويان به¬طور كامل راجع به سه كتابي كه اولاً راجع به شهدا باشند و ثانياً حداقل شش نفر مطالعه كننده داشته¬اند، آمده است. اين سه كتاب شامل شهيد چمران (شش دانشجو)، شهيد رجايي (هشت دانشجو) و شهيد همت (نه دانشجو) هستند. ضمناً به¬منظور بهره¬گيري از برخي نقاط جالبي كه راجع به ساير كتابها ذكر شده است، برخي نظرات راجع به كتابهاي شهيد صدوقي، شهيد فهميده، شهيد بهشتي، شهيد برونسي ، شهيد بروجردي و شهيد شهاب آمده است.
يافته¬ها
آشنايي با محتواي كتاب شهيدچمران
كتاب شهيد چمران از سري كتابهاي چلچراغ نوشته احمد دهقان است. در ص7 كتاب كه در واقع اولين صفحه بعد از صفحه عنوان است، سال شمار زندگي دكتر چمران است. وي در 1311 در قم به دنيا آمده است. وي دانش آموز دبيرستان «دارالفنون» و «البرز» بوده است. و با رتبه ممتاز از دانشكده فني فارغ التحصيل شده است ابتدا بورس شده و سپس بورسيه وي در آمريكا به دليل فعاليتهاي سياسي قطع شده است. وي در سال 1349 به لبنان مي رود و 1357 به ايران باز مي گردد و نماينده ي امام در شوراي عالي دفاع مي شود، سپس در1360 در دهلاويه شهيد مي شود.
ويژگي اين كتاب رويكرد نسبتا غير مستقيم آن بخصوص در شروع كتاب است. در واقع نويسنده در قالب داستان سفري كه براي انجام تحقيقات به اهواز كرده است، زندگي شهيد چمران را از طريق بازخواني يادداشتهاي تحقيقي اش، در موارد زير را به تصوير كشيده است: 1- زندگي توام با فقر و رنج 2- محبت بسيار زياد به ديگران حتي به گونه اي كه از عدم توفيق و ناخوشي ديگران به شدت متاثر مي شد 3- سطح علمي بسيار فوق العاده كه حتي از مهندس بازرگان نمره 21 مي گيرد و در آمريكا در رشته فيزيك پلاسما با درخشش فوق العاده آن را ادامه مي دهد. 4- رها كردن سطوح بالاي رفاه و كار علمي در آمريكا و مسافرت براي جهاد به مصر و سپس به لبنان 5- همكاري با امام موسي صدر و تاسيس مدرسه صنعتي جبل عامل و اعطاي هويت به شيعيان لبنان 6- ازدواج با غاده چمران 7- ورود به ايران و جريانات كردستان بخصوص پاوه و نقش تاريخي پيام امام(ره)در برطرف شدن غائله كردستان 8- شجاعتهاي شهيد چمران در جنگ و مساله سوسنگرد و بالاخره شهادت اين سردار بزرگ اسلام است.
يادداشتهاي شهيد چمران كه در جاي جاي كتاب مذكور به خصوص در آخر كتاب آمده اند از بخشهاي بسيار جالب كتاب هستند. مانند:"ديگر آرزويي ندارم و احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي كنم و مي خواهم فقط با خداي خود تنها باشم" شهيد مصطفي چمران
آري " مصطفي مي توانست در بهترين نقطه ي آمريكا زندگي كند، كشتي و هواپيماي شخصي داشته باشد ولي همه چيز را رها كرد و..."
1. نكات جالب كتاب از نظر دانشجويان(6=n) :
1- آرزويم اين است كه اسلحه به دست بگيرم و براي آزادي انسان ها بجنگم. ص29
2- «تعجب همه از اين بود كه چرا او جلوتر از همه مي رود. وقتي پرسيدم كه چرا خودت را به خطر مي اندازي، گفت: جلو رفتن من، عجيب نيست، آنها كه جلو نمي روند عجيب هستند».
3- دوتا ماشين لندرور بود. از اهواز حركت كرديم و به طرف دهلاويه رفتيم. آتش عراقي ها شديد بود. مصطفي همراهمان بود. يكدفعه صداي سوت خمپاره آمد. عجيب بود. خمپاره سقف برزنتي ماشين لندرو را سوراخ كرد و از وسط پاي بچه ها كف ماشين را جر داد و تو زمين فرو رفت. پياده شديم. وامانده بوديم كه چه اتفاقي افتاده است. خمپاره تو زمين فرو رفته و منفجر شده بود. در اين اوضاع و احوال ديدم كه مصطفي خم شده و كنار خمپاره اي كه نتركيده به يك گل سرخ خيره شده است. گل زيبايي بود مصطفي با سرانگشت آن گل را نوازش مي كرد. دورش جمع شديم. مصطفي خيره به گل سرخ بود كه گل برگهايش بر اثر باد به هر سو خم مي شد و انگار مي رقصيد. مصطفي گفت: «چقدر زيباست! نگاه كنيد» (ص71).
4- خدايا! تو مرا با شكنجه ي همه ي محرومان و مظلومان تاريخ آشنا كردي. خدايا! همه چيز بر من ارزاني داشتي و بر همه اش شكر كردم. جسمي سالم و زيبا دادي! پايي قوي و تند و چالاك عطا كردي! بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي! فكري عميق دادي و از موهبات علمي به اعلا درجه برخوردارم كردي و... (ص74).
5- «ديشب تا پيروزي انقلاب پيش رفتم» سقوط هليكوپتر و كشته شدن مادري در پاوه (گرچه بسيار غم انگيز است اما به زيبايي به تصوير كشيده شده است).
6- من تمام كارنامه ها و جزوه هاي درسي او را ورق زده ام. همه نمره هايش 20 است. آدم وقتي مي بيند، كيف مي كند وقتي جزوه ها را ورق مي زدم فكر مي كردم كه آنها را استاد خطاطي كشور پاكنويس كرده است. در دانشكده مهندسي مهدي بازرگان را ديدم كه مصطفي در درس ايشان نمره 21 گرفته است.
2ـ نقاط ضعف و پيشنهادهاي اصلاحي از نظر دانشجويان:
1- اگر تمام مطالب به طور مستقيم از زبان دكتر چمران نوشته مي شد بهتر بود.
2- در صفحه ي 23 بعد از اينكه در مورد چگونگي فارغ التحصيل شدن شهيد چمران سخن گفته مي شود و در واقع در نقطه اوج است. عبارت «خسته شده ام» را مي آورد كه اين كلمه خواننده را از خواندن ادامه ي مبحث دلزده مي كند و همچنين خواننده را خسته مي كند. و در ص59 در مورد تهمت هايي كه به ايشان زده مي شود بايد بيشتر توضيح داده مي شد. در ص45 در حالي كه خود مصطفي چمران زندگي نامه اش را نوشته عبارت «مصطفي بالاي ساختمان ايستاده بود» نابجا به كار رفته است.
3- نكات آموزنده و جالب از زبان دكتر چمران بيان شده است. پيشنهاد: در مورد زندگي شخصي، خانوادگي ايشان بيشتر اشاره شود.
4- پشنهادات، ص23 و ص45 اصلاح شود. و تصوير شمعي كه شهيد چمران كشيده است همراه با متن آن در پشت جلد آن يا يكي از صفحات پاياني كتاب چاپ شود.
5- به نظر من بسياري از جنبه هاي ديگر زندگي شهيد چمران بايد در كتاب معرفي مي شدند و در كل بايد به حجم كتاب افزوده شود.
3. توصيه كتاب به ديگران:
1. خواندن آن را به ديگران هم توصيه مي كنم. زيرا با خواندن اين گونه كتاب ها درك آنها تغيير مي كند.
2. به دانشجويان توصيه مي كنم چون در مورد زندگينامه ي يكي از بزرگترين شخصيت هاي زمان انقلاب مطالبي را نوشته است. كه اطلاع از آن و اينكه يك نفر چقدر مي تواند بزرگ باشد كه بهترين زندگي را رها كند و به كمك محرومان بشتابد براي هر فردي مي تواند مثمرثمر باشد. شايد انسان با خواندن اين كتاب به اين فكر كند كه خود كيست و براي ديگران چه كاري انجام داده است.
3. خواندن كتاب را به دانشجويان ديگر توصيه مي كنم. زيرا شهيد چمران الگويي از بالاترين درجات علمي و معنوي مي باشد كه بايد به همه شناسانده شود.
آشنايي با محتواي كتاب شهيد رجائي
كتاب شهيد رجائي داراي 56 صفحه مطلب، 6 صفحه توضيح اعلام، 3 صفحه عكس و تصوير و يك صفحه سال شمار است .
در ابتداي كتاب شرح دستگيري و مبارزات شهيد رجائي و شكنجه هاي شهيد رجائي تقريبا 16 صفحه از مطالب كتاب را به خود اختصاص داده است(از ص9 تا ص 23).
صفحات ص25 تا ص32 با عنوان «پا به پاي او» اگر چه شرح مختصري از زندگي شهيد رجائي از ولادت تا اخراج او از ارتش و مبارزات است ولي روح حاكم باز هم دو محور زندگي بسيار ساده و اعتقاد راسخ مذهبي و مبارزات سياسي ايشان است در اين صفحات از روحيه و مبارزات همسر او هم ياد شده است .
ص32 تا ص37 با عنوان «آرزوي ديرينه» شرح زندانهاي او از سال 56 تا آبان 57 است و در اواخر مبحث آزادي وي را به تصوير كشيده است. اصرار شهيد رجائي بر نماز جماعت، تاثير شهيد رجائي بر زندانيان عادي، حرمت شكني ماموران رژيم شاه نسبت به نماز از مشخصات بارز مطالب اين بخش است. اين بخش به 22 بهمن 57 و شرح پيروزي انقلاب اسلامي و آرزوي ديرينه شهيد رجائي در تحقق حكومت اسلامي ختم مي شود.
بخش بعدي از ص 38 تا ص42 با عنوان «وزارت آموزش و پرورش تا رياست جمهوري» به مسائل سياسي بعد از انقلاب به خصوص بحث بني صدر اختصاص يافته است.
در بخش «همچون مردم» از ص43 تا 49، بُعد مردم داري شهيد رجائي، ساده زيستي وي حتي در زمان رياست جمهوري و امثال اين موارد مطرح شده است.
شهادت شهيد رجائي، صفحات 51 تا 55 را به خود اختصاص داده است و وصيت نامه شهيد رجائي درصفحات انتهايي كتاب آمده است.
1. نكات جالب كتاب از نظر دانشجويان: (8=n)
1. ارتباط ايشان در زندان با ديگر انقلابيان (ص16) و نامه همسر شهيد رجايي به ايشان (ص32). البته سراسر كتاب حاوي مطالب جالب و ارزنده اي بود.
2. «روزي كه مي خواست براي سخنراني در سازمان ملل به نيويورك برود، با همان كت شلواري رفت كه بعضي شبها آن را مي پوشيد و پنهاني به ديدار محلات فقيرنشين و حلبي آبادي ها مي رفت» (ص46). باورم نمي شود واقعاً فقير و غني براي فردي تفاوت نكند و فقط خدا را مهم بداند.
3. من از وزارت آموزش و پرورش نمي روم ولو اينكه به من اجازه بدهند بيايم و در يك مدرسه جارو كنم و يا فقط تخته پاك كنم به نظر من اگر در مملكت خدمتي معني دارد، معلمي است. (ص39).
4. آقاي رجايي فرزندتان دوست دارد گاهي سوار يكي از موتور سيكلت ها شود. چون اجازه نداشتيم چند بار مانع شديم و نخواستيم خلافي صورت بگيرد. اگر اجازه مي دهيد يكي از موتورها را گاهي در اختيارشان بگذاريم. رجايي گفت: كدام موتورها؟ راننده با دست موتور سيكلت هايي را كه كنار پله ها پارك شده بودند نشان داد و گفت: «همين موتورها را مي گويم» رجايي به راننده نگاهي كرد و گفت: مگر اين موتورها ارث پدر من است كه اجازه سواري يكي از آنها را به او بدهم.
5. انجام دادن وظايف به نحو احسن با وجود تمام مشغله هاي كاري. شغل ندانستن معلمي بلكه وظيفه خطير پيامبري. "با وجود داشتن سمت رياست جمهوري باز خود را بنده ي خدا مي دانستند (ص44)".
6. ص15 آن قسمت كه شهيدرجايي تاول زده در سالن شكنجه گاه مي دويد، در حالي كه زير لب بخشي از دعاي كميل را مي خواند. جايي كه مولا علي(ع) مي فرمايد: «يا رب قوّ علي خدمتك جوارحي...»
7. ص43 "شايد در طول سال هاي تحصيلي به معلمي برخورده باشيدكه بخواهيد سر كلاس او شيطنت كنيد، ولي آنقدر مهربان و دوست داشتني باشد كه دلتان نيايد اذيتش كنيد. اگر همين معلم شما را در جلسه ي امتحان آزاد بگذارد تا هر كاري دلتان بخواهد بكنيد و خود در گوشه اي بنشينيد آيا حاضريد خلافي بكنيد؟ كساني كه سال ها در كلاس هاي درس رجايي شاگردي كرده اند، تن به چنين كارهايي نداده اند".
8. نامه اي كه همسر شهيد رجايي در جواب نامه ايشان نوشته بود «تو مقام خودت را نمي داني و آيا اين زندان كه رفته اي ناحق است يا حق؟ تو كه دعوا نكرده اي يا ورشكست نشده اي، اختلاسي نكرده اي كه زندان بروي تا من از زندان رفتن تو ناراحت بشوم. من به چنين همسري كه در راه عقيده اش به زندان مي افتد افتخار مي كنم و اگر به امريكا رفته بودي ناراحت مي شدم حالا كه زندان رفته اي نه تنها ناراحت نيستم بلكه افتخار مي كنم و احساس سرافرازي.
9. "محمدعلي از مدرسه به خانه برمي گشت، در كارها به مادرش كمك مي كرد. روز به روز طعم تلخ فقر و نداري را بيشتر مي چشيد ولي هرگز از ادامه تحصيل بازنماند. در سيزده سالگي، كلاس ششم ابتدايي را تمام كرد و بعد از آن بر سر دو راهي ماند دلش مي خواست ادامه تحصيل بدهد. اما تا كي بايد مادرش كار مي كرد و خرج او و خواهرهايش را در مي آورد؟ اين بود كه در بازار قزوين مشغول به كار شد. يك سال در مغازه خرازي دايي اش شاگردي كرد" و... ص26
10. رجايي در اوين هم از پاي ننشست و به تشكيل نيروهاي انقلابي پرداخت كه به چند گروه تقسيم شده بودند. گروهي بچه هاي مسلمان بودند كه تعدادشان بيش از 40 نفر بود. در بين آنها كساني چون عباس، شهيد حقاني، بهزاد نبوي و به چشم مي خوردند. كه اغلب جلسات مخفيانه اي داشتند. گروه ديگر اعضاي سازمان مجاهدين خلق بودند و گروه سوم متشكل از ماركسيست هاي كهنه كاري كه به گروه غيرمذهبي معروف بود. رجايي دريافته بود اگر قرار است انقلابي در ايران رخ دهد. تنها با توسل به احكام و آموزش هاي اسلام و رهبري روحانيت امكان پذير است. به همين خاطر در زندان فعاليت هاي خود را گسترش داد. (ص34).
11. ص38 از وزارت آموزش و پرورش تا رياست جمهوري. "بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، طبيعي بود كه رجايي پس از سال ها مبارزه ي سرسختانه و مقاومت به نظري كه در سياه چال هاي رژيم طاغوت از خود نشان داده بود، آرام ننشيند".
2ـ نقاط ضعف و پيشنهادهاي اصلاحي از نظر دانشجويان:
1- زندگي شهدا را نمي توان در چند برگه خلاصه نمود. زندگي آنها همچون دريايي است كه انتهايش قابل رؤيت نيست.
2- پس از رياست جمهوري ايشان مطالب بسيار خلاصه مطرح شده است.
3- اگر در كتاب توضيحات و مطالب بيشتري در مورد زندگي خانوادگي شهيد رجايي و رفتار و گفتار ايشان با فرزندان و همسرشان مي¬آمد، كتاب آموزنده تر و پرمحتواتر مي شد.
4- از خصوصيات اخلاقي ايشان به ويژه در ميان خانواده صحبتي نشده است. بهتر است به اين مسأله هم پرداخته شود.
5- اگر سعي شود بيشتر مطالب كتاب را با سخنان آن شهيد مزين نمود گمان مي كنم تأثيرش در روح خواننده عميق تر شود.
3ـ توصيه كتاب به ديگران:
1- علي رغم آن كه كتاب مذكور براي گروه هاي سني «د» و «هـ» تهيه شده است ولي باز هم خواندن آن را به همه عزيزان دانشجو توصيه مي كنم زيرا كه نسل جوان و البته دانشجوي ما به دنبال الگويي است تا با استفاده از راه و رسم آنها در مسير زندگي شايسته تر و پرتوان تر گام بردارد و چه الگويي پرفروغ تر از شهيدان عالي مقام.
2- خواندن كتاب و درك و آگاهي از رنج هايي كه افرادي چون شهيد رجايي براي به ثمر رساندن انقلاب كشيده اند باعث تلاش جوانان به حفظ ارزش هاي انقلاب و احترام گذاشتن به اين ارزش ها مي شود.
3- همان طور كه شهيد رجايي در وصيت نامه ذكر فرمودند: به كسي تكليف نمي كنم ولي گمان مي كنم اگر تمام جريان زندگي مرا به صورت كتاب درآورند براي دانش آموزان مفيد باشد. با خواندن اين كتاب و امثال آن مي توان بهترين درس زندگي يعني ايمان، سادگي و عشق را آموخت.
4- چون مي شود با سعي و تلاش از هيچ به همه چيز رسيد به دانشجويان توصيه مي كنم.
5- به خاطر شناسايي افرادي چون شهيد رجايي، افتخار كردن به اين گونه افراد و عبرت گرفتن از اين افراد و صبر و شكيبايي در برابر مشكلات و رسيدن به آرزوي ديرينه خود. به دانشجويان ديگر توصيه مي كنم.
6- به دانشجويان ديگر توصيه مي كنم چون كوتاه و مفيد و جالب است.
7- آشنايي با اين شخصيت و درس گرفتن از ايشان.
8- به دانشجويان ديگر توصيه مي كنم زيرا زندگي ما بر پايه خون شهيدان استوار است و من شخصاً علاقه خاصي به شهدا دارم و دوست دارم زندگي آنها، خاطراتشان و... را مطالعه كنم.
آشنايي با محتواي كتاب شهيد همت:
كتاب شهيد همت مشتمل بر 76 صفحه مي¬باشد. اين كتاب با سالشمار زندگي شهيد از تولد در قمشه در 1332 تا شهادت در سال 1362 آغاز مي¬شود. اين كتاب زندگي شهيد را در قالب مراجعه نويسنده كتاب به يك دندان¬پزشكِ بسيار آشنا و صميمي با شهيد همت، به تصوير كشيده است. نويسنده در مطب دندان¬پزشك مذكور علاوه بر درمان دندانش، سوالات خود را به¬منظور تكميل كتابش مي¬پرسد.
سفر شهيد همت به كربلا (قبل از تولد!)، دوران تحصيل و سربازي شهيد همت به¬ويژه مبارزات شهيد در پادگان، مبارزات دوران انقلاب و دوران معلمي شهيد در شهرضا، مامور شدن در سپاه پاسداران بعد از انقلاب اسلامي، خاطرات همسر شهيد همت شامل چگونگي آشنايي با شهيد و زندگي سخت اما صميمانه در مناطق جنگي، تولد فرزند شهيد همت (مهدي) و شهادت او در عمليات خيبر در غروب 19 اسفند 1362، بخشهاي گوناگون كتاب را تشكيل داده¬اند.
1ـ نكات جالب كتاب از نظر دانشجويان (8=n):
1- مطالبي كه مربوط به قبل از تولد شهيد همت بود. مطالبي كه رفتار شهيد در منزل با همسر و فرزندانش داشته است.
2- آنجا كه مادر شهيد همت به كربلا رفته بودند و شفاي فرزندش را از امام حسين(ع) خواسته بودند.
3- خستگي شهيد همت چند روز قبل از شهادتش و شهادت اين شهيد بزرگوار.
4- اينكه با وجود علاقه زيادي كه به زندگيش داشت مي گفت چرا من نبايد مثل بقيه كه چند ماه دور از خانواده شان هستند باشم.
5- اين مطلب به من اثبات شد كه مردان بزرگ از دامن زنانند، چرا كه در اين قسمت ها شاهد صبر، گذشت و فداكاري زني هستيم كه با ايمان و عشق به همسرش را ياري مي رساند.
6- شخصيت كامل يك مرد در اينجا روشن است كه با اين خصوصيات هرچه بيشتر، بهتر به اهداف قدسي خويش نايل مي شود.
7- درك تكليف توسط يك مرد بلند مرتبه كه در سخت ترين شرايط بيشتر به وظيفه خود در قبال فرزند و همسر كوتاهي نمي ورزد.
8- سخنان همسر شهيد همت: "ما به دنبال خانه اي براي سكونت بوديم، يكي از برادران پيشنهاد كرد كه در طبقه دوم خانه آنها مستقر شويم. آن جا در اتاق تو در تو داشت كه با رفتن ساكنان قبلي محل مناسبي براي مرغ و جوجه هاي صاحبخانه شده بود. به محض ورود شروع كردم به تميز كردن در و ديوار و كف و اتاق زحمت زيادي داشت ولي بالاخره آن دو اتاق به طور كامل تميز شد. فرش و موكت نداشتيم. كف اتاق را با دو تا پتوي سربازي پوشاندم. ملافه سفيد را دو سر لا كردم و جلوي پنجره اتاق ريختم. علاوه بر اين كه مانع از نفوذ نور به اتاق به بيرون مي شد. جاي پرده را هم گرفت".
9- او پسري زيبا، آرام، معصوم بود كه قبل از به دنيا آمدن كربلا را زيارت كرده بود.
2ـ نقاط ضعف و پيشنهادهاي اصلاحي:
1- براي درك بهتر خصوصيات اخلاقي و شناسايي بهتر افراد مي توانست خاطرات همسر ايشان كه رابطه بسيار صميمانه و نزديكي با ايشان داشتند را بيشتر و مفصل تر در اين كتاب آورده شود. اگر خاطرات شهيد را با بسيجي ها بيشتر بيان شود بهتر است.
2- خيلي مطالب كه ربطي به شهيد ندارد را طولاني كرده است.
3- نوشتن مطالبي درباره مسائل و كارهايي كه خواننده در حين مطالعه درباره زندگي شهيد انجام مي داده و پيش كشيدن مسأله دندان درد و معالجه آن، از سوي نويسنده، خواننده را از هدف اصلي كتاب دور مي¬سازد و در خواندن كتاب او را بي انگيزه مي كنند و از تأثيرگذاري مطالب كتاب مي كاهد.
3ـ پيشنهاد كتاب به ديگران:
1- استفاده از اين كتاب را پيشنهاد مي كنم چون مي توان از سادگي اين شهيد الگو گرفت.
2- اين كتاب ويژگي يك انسان رنج ديده و صبور را براي ما روشن و به تصوير مي كشد.
3- از اين شهيدان مي توان گذشت، فداكاري، ايثار را آموخت.
4- ذهنيت منفي بعضي از افراد نسبت به جنگ و شهيد را تغيير مي دهد.
يافته¬هاي فرعي (نكاتي برجسته از ديدگاه دانشجويان نسبت به ساير كتب):
توصيه در مورد كتاب شهيد شهاب:
به دانشجويان ديگر خواندن كتاب را توصيه مي كنم چون در اين كتاب گفته شده است كه واقعاً انسان حيرت مي كند مطمئناً كسان زيادي ايشان را نمي شناسند يا اگر مي شناسند فقط اطلاعات مختصري دارند با مطالعه ي اين كتاب به شخصيت والاي اين شهيد و ساير شهدا پي خواهند برد.
جالب ترين مطلب كتاب شهيد صدوقي:
جملات كه نشانگر شجاعت شهيد صدوقي است. «يا مرا مي گيرند يا زنداني مي كنند و يا تبعيد مي شوم و يا مي كشند اگر كشته شوم هر قطره خونم يك صدوقي خواهد شد»
پيشنهاد در مورد كتاب شهيد فهميده:
با خواندن اين كتاب ها به نقايص و ضعف و اراده خودمان در مقايسه با اين شهدا پي مي بريم و آنها را بهتر مي شناسيم.
جالبترين مطالب كتاب شهيد برونسي:
نكات جالب كتاب «عنوان كتاب است «گلبوي» كه صفتي مناسب براي شهيد و نام زادگاه او «روستاي گلبوي» است.
جالبترين مطلب كتاب شهيد بروجردي:
سرهنگ و شهيد بروجردي بر سر مكان شروع عمليات جنگي به بحث و تفكر مي پردازند اما به جايي نمي رسند شب از نيمه گذشته سرهنگ مي خوابد اما شهيد بروجردي نماز شب مي خواند و در حال ذكر و مناجات بود كه خوابش برد در خواب آقايي را مي بيند كه به طرف او مي آيد و به او مي گويد كه چرا عمليات را شروع نمي كنيد؟ بروجردي مي¬گويد: نمي دانيم از كجا شروع كنيم و آقا امام زمان (عج) لبخندي مي زنند و مي گويند از روستاي قره داغ.
پيشنهاد اصلاحي در مورد كتاب شهيد بروجردي:
تأكيد بيشتر بر زندگي شغلي ايشان است و از زندگي شخصي، ارتباطات خانوادگي شهيد با همسر، فرزندانشان، پدر و مادرشان صحبت نشده است.
جالب ترين نكته كتاب شهيد بهشتي:
ملتي كه براي اقامه عدل اسلامي و اجراي احكام قرآن مجيد و كوتاه كردن دست جنايتكاران ابرقدرت و زيستن با استقلال و آزادي قيام نموده است. خود را براي شهادت و شهيد شدن آماده نموده است. ص79
توصيه در مورد شهيد بهشتي:
چون به نظرم آشنايي جوانان با زندگي بزرگان دين و زندگي شان تأثير مثبتي داشته و حتي مي تواند راهگشاي برخي از مسايل و مشكلات در زندگي خود آنها باشد. به دانشجويان ديگر توصيه مي كنم و كتاب خيلي خوب و جالبي بود.
بحث و نتيجه گيري:
در مورد كتاب شهيد چمران از ميان جلوه هاي و صفات نه گانه اي كه در بخش مربوط مشتمل زير آمده است، موارد چهارگانه زير مشتمل بر: 1- ايثار و شجاعت و رها كردن زندگي تجملاتي، 2- جلوه هاي به ظاهر متضاد شخصيت وي شامل رزمنده بودن و نوازش گل سرخ، 3- نمرات درسي و تلاش علمي وي، 4- راز و نياز او با خداوند مورد توجه واقع شده است.
و مواردي كه مربوط به تاريخ جنگ ايران و لبنان و كردستان و... بوده است، چندان مورد توجه دانشجويان قرار نگرفته است.
به طور كلي نظرات راجع به خواندن و تأثير اين كتاب بسيار مثبت بوده است. امّا به هر حال دختران دانشجو، بيشتر دوست دارند در مورد زندگي شخصي شهدا از جمله شهيد چمران بيشتر بدانند.
در مورد كتاب شهيد رجايي، از ميان بخشهاي مختلف زندگي او شامل دورة ولادت تا اخراج از ارتش، مبارزات زندان و انقلاب، از وزارت آموزش و پرورش تا رياست جمهوري، ساده زيستي و شهادت رجايي، موارد پنجگانه زير مشتمل بر: نامة همسر شهيد رجايي به ايشان، ساده زيستي ايشان، عشق به خدمت، شكنجه هاي ايشان و رابطه ايشان با شاگردان بيشتر مورد توجه دانشجويان قرار داشت. در مورد اين كتاب هم علاقه دانش آموزان دختر به بُعد خانوادگي زندگي شهيد مشهود است. تأكيد برخي هم بر آن است كه استفاده از سخنان مستقيم خود شهيد بسيار مثبت تر و مطلوب تر است.
در مورد كتاب شهيد همت نيز توجه دانشجويان دختر به خانواده شهيد، نقش همسرش و خاطرات همسر كاملاً مشهود است، به¬گونه¬اي كه بيش از نيمي از اظهار نظرها در اين باب است. در مرحله بعدي مطالب مربوط به قبل از ولادت شهيد (از زماني كه مادرشان باردار بودند)، مورد توجه دانشجويان قرار گرفت.
ملاحظه مي شود كه در تمام كتاب هاي مربوط به شهدا، استقبال دانشجويان چقدر زياد است. ما مي توانيم با استفاده از اين كتابها فرهنگ شهادت را در دختران و پسران گسترش دهيم. البته مي توان سطح كتابها را با پيشنهادهاي مطالعه كنندگان ارتقا داد. با توجه به نظرات دانشجويان دختر، مطرح شدن ابعاد خانوادگي شهيد، استفاده از بيانات بيشتر شهدا و بيان بخشي از كتاب از زبان مستقيم شهيد حداقل در مورد دختران بسيار مؤثر است.
در مقايسه بين محتواي كتاب و نظرات دانشجويان دختر در مي¬يابيم كه كتابها به بُعد وظيفه شغلي و فعاليتهاي انقلابي شهدا اهميت بيشتري داده¬اند، ولي دانشجويان به بُعد خانوادگي شهدا و چگونگي رفتار آنها با خانواده¬شان اهميت داده¬اند و اينگونه مباحث را جالب دانسته¬اند. (علاوه بر آن بعد فروتني، سادگي و تواضع شهدا و نيز لطافت طبع ايشان مورد توجه دانشجويان قرار گرفته است). به همين دليل توصيه عمده¬اي كه تقريباً براي تمام كتابها (مشتمل بر سه كتاب مورد بررسي كامل و ساير كتابهايي كه قبلاً اشاره شد)، از سوي دانشجويان مطرح شده است، مطرح شده ابعاد خانوادگي شهيد است.
به¬نظر مي¬رسد جاي پژوهش يا پژوهش¬هاي ديگري در باب كتابهاي نيمه پنهان ماه كه سرگذشت شهيدان از زبان همسران ايشان است، خالي است. اميد است پژوهش¬هاي بعدي بتوانند در اين باب، يافته¬هايي حائز اهميت داشته باشند.
شهيدان، متصف به ارزشهاي والا و در عين حال در ابعاد متنوعي هستند. مي¬توان فرهنگ شهادت و شوق به آن را از طريق نشان دادن عالمانه با نظر به نيازهاي مخاطبان مختلف رواج داد. به¬نظر مي¬رسد ارزش¬هاي تصوير شده از سوي شهيدان آن¬قدر تنوع دارد كه بتوان گروه¬هاي مختلف سني و جنسي را از طريق كتابهاي مختلف جذب و با فرهنگ شهادت آشتي داد.
منابع و مآخذ:
1. شهيد چمران(1380)، تهران، انتشارات مدرسه.
2. شهيد رجايي(1380)، تهران، انتشارات مدرسه.
3. شهيد شهاب(1378)، مشهد، شفق.
4. شهيد صدوقي(1381)، تهران، انتشارات مدرسه.
5. شهيد فهميده(1378)، تهران، انتشارات مدرسه.
6. گلبوي (زندگي نامه شهيد بروسني)( 1379)، مشهد.
7. شهيد بروجردي(1381)، تهران، انتشارات مدرسه.
8. شهيد همت(1382)، تهران، انتشارات مدرسه.
9. شهيد بهشتي(1378)، تهران، انتشارات مدرسه.
10. قاموس قرآن، (سيدعلي اكبر قريشي).
11. فرهنگ دهخدا.
12. دانش¬نامه سازمان پژوهش و برنامه¬ريزي آموزشي، وزارت آموزش و پرورش.
13. نهج¬البلاغه، (محمد دشتي).
14. مجموعه احاديث ميزان الحكمه، (محمد محمدي ري¬شهري).
15. سايت www.sokhaneasemani.shahidan.mihanblog.com
16. سعيدي رضواني، نويد، 1380: ساخت ابزار سنجش نگرش مذهبي دانش¬آموزان، تهران، پژوهشكده تعليم و تربيت.
17. كاظمي، يحيي و سعيدي رضواني، محمود، 1383: مقايسه تاثير روش¬هاي تدريس بر تغيير دانش¬آموزان نسبت به هدفهاي ارزشي درس ديني، مجله علوم تربيتي و روان¬شناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان، سال اول، شماره اول.