0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت
یک شنبه 26 دی 1389  12:37 AM

عنوان : كودك و جنگ در فضاي شعر عربي معاصر
مترجم : فرشته فرضي
نويسنده : احمد فضل شبلول
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
شعر كودك را مي توان به سه قسمت كلي تقسيم كرد:
نوع اول، شعري كه در مورد كودكان گفته شده، و ايشان را مورد خطاب
قرار مي دهد. نمونه اين نوع را مي توان در پايان يكي از قصائد نزار قباني با نام يادداشت هايي بر دفترش شكست »مشاهده كرد«
اي كودكان
از اقيانوس تا خليج
شما خوشه هاي آرزوئيد
شما نسلي هستيد كه زنجيرها را در هم خواهيد داشت
و افيون را در سرهاي ما خواهيد كشت
و اوهام را
اي كودكان
شما بي آلايشيد
و منزهيد چون شبنم چون برف و پاكيد چون برف
اي كودكان
از نسل ناكام ما هيچ نخوانيد
ما شكست خوردگانيم
و چون پوست خربزه حقير و بي مقداريم
ما كهنه ايم، كهنه، چون كفش
اخبار ما را نخوانيد
به دنبال ردپاي ما نباشيد
افكار ما را نپذيريد
ما نسل تهوع و سفليس و سرفه ايم
ما نسل دروغ و فريبيم
اي كودكان
اي قطره هاي باران بهاري
اي خوشه هاي آرزو
شما بذر باروري در زندگي بي حاصل ماييد
و شما نسلي هستيد كه ياس را در هم خواهيد شكست
مي گويد: اين سه قصيده را» سه قصيده فرزندان سنگ« اما نزار قباني در موردفرزندان سنگ با دست هاي كوچك، لاغر و خونين شان نگاشته اند، من ننوشته ام. بلكه آنان كساني هستند كه نوشتند، تاليف كردند و خون دادند، و آناناند كه امر كردند تااطاعت كردم و تشويقم كردند تا فرياد زدم. شاعر در آغاز اين قصيده مي گويد:
به دنيا روشنايي بخشيدند...
با آنكه جز سنگ چيزي نداشتند
چون چلچراغ نور افشاني كردند،
و چون خبري خوش پيش آمدند
مقاومت كردند، منفجر كردند، به سعادت رسيدند
و ما برجاي مانديم چون خرس هاي قطبي
كه بدن هايشان ضد گرما عايق كاري شده است
سپس نزار قباني با شرط بندي بر آينده، فرزندان سنگ را مخاطب قرار داده
مي گويد:
اين عصر يهودي يك توهم است
فرو مي پاشد اگر يقين داشته باشيم
ولي نزار در قسمت اعظم اين سه قصيده به گفتن سخناني انتقام جويانه عليه حقيقت زندگي عرب مي پردازد و فقط يك چهارم قصيده را به سخن گفتن در مورد كودكان اختصاص مي دهد.
اي فرزندان من...
اي كودكان عراق
تقدير اين بود
كه بياييد همزمان با آدمك هاي پست
آنگاه كه حسابمان در شمار شكست خوردگان صفر مي شود
و تاريخ نگاشته شده بر پيشاني ها تباه مي شود
و جنگ يرموك و حصين به فراموشي سپرده مي شود
اي كودكان عراقي
اندلسي ديگر در افق مي دمد
نوع دوم : شعري است كه براي كودكان گفته شده است. نمونه آن شعر احمد سويلم است:
در مدرسه ام يك گروه ميهن پرستانه براي كار تشكيل داده ايم
كه اخبار روزانه را منتشر مي كند
تا همه بدانند
دشمنان بشريت چه مي كنند
با انسان
همين طو ر شعر احمد زرزور:
اي ستاره شامگاهان
اي شيريني نور و روشنايي
قصيده من داستاني است
با آغازي اندوهبار
خانه ام را از دست داده ام
و در بيابان گم شده ام
اشغالگران پست
وخائنان بي مقدار
سرزمينم را زير سلطه گرفتنه اند
و در باديه هايش سكني گزيده اند
نوع سوم: شعري كه توسط شاعران ساده سرا گفته شده است. هر چند اين اشعاربراي كودكان سروده نمي شود. ولي هنگامي كه ما با دقت به آن مي نگريم، مي بينيم قسمتي از اين قصائد يا برخي از ابيات آن خطاب به كودكان است. البته برخي واژه هاكه شايد براي كودكان سخت باشد، نياز به شرحي ساده دارد. از خلال اين شرح ساده مي توانيم به كودك كمك كنيم تا اندوخته لغوي خويش را بارور سازد. ولي اين امرنبايد با مبالغه همراه باشد. چرا كه در اين صورت متن شعري تبديل به رمزي لغوي مي شود كه كودك را از بهره بردن از شعر و زيبايي هاي آن باز مي دارد.
نوع اول، ويژگي ها يا زيبايي هاي شعري را دارد كه خطاب به بزرگان گفته
مي شود،يعني شعري كه به طور كلي خطاب به كودكان سروده نشده باشد. از اين ويژگي ها تركيب، شكلي، زبان دور از فهم كودكان، رمز و اشاره، ارجاعات تاريخي،ماسك و نقاب و ساير فن آوري هاي شعري را مي توان مثال زد كه فهم و اهداف ورمز هاي آن بيشتر اوقات بدون راهنما يا معلم براي كودكان دشوار است.
اما نوع دوم داراي ويژگي ها و زيبائي هاي شعري است كه براي كودكان سروده شده است. نويسنده پيشتر با بحث و بررسي بيش از 500 متن شعري مخصوص كودكان، به تعدادي از ين زيبائي ها دست يافته، كه آن را در كتاب خود» زيبائي هاي متن شعري براي كودكان«ذكر كرده است كه براي نمونه مي توان به اين خصوصيات اشاره كرد:
به كارگيري تصويرهاي ساده شعري با واژه هاي سبك و آسان ، استفاده فراوان ازعناصر موسيقي داخلي و خارجي، در چارچوب قصيده سنتي يا قصيده با تعداد اركان ثابت و معين، استفاده از بحرهاي ساده و به كارگيري رنگ هايي كه موجب ايجاد حس شادي و دلگرمي در دنياي قصيده مي شود. اين رنگ ها همچنين وظيفه رشد دادن حس بينايي كودك را بر عهده دارد. به خصوص رنگ هاي اصلي(قرمز، آبي و زرد) باترسيم صورت زيباي شعري براي وطن، كشور و مردم، به منظور ايجاد يا گسترش روح اطمينان و خوش بيني و همكاري و صداقت و محبت و اميد در دل ها به كار مي رود.
از ديگر خصوصيات اين نوع شعر آن است كه به مقدار محدود و كمي از فعل امرو نصيحت و ارشاد استفاده مي كند. زيرا كودك ذاتاً لجباز است و رفتار با او به نوعي نرمي و زيركي نياز دارد. در حالي كه فعل هاي امر مستقيم گاهي نتيجه معكوس مي دهد.اين نوع متن شعري مخصوص كودكان، زيبايي هاي ديگري نيز دارد كه در كتاب (فوق)به آن اشاره شده است.
بسياري از شعراي معاصر عرب چه در قصائدي كه براي كودكان سروده اند و يا آنهارا مورد خطاب قرار داده اند، از جنگ سخن گفته اند. اين تحقيق به انوع اين اشعار به اضافه نوع سومي كه در مورد آن سخن گفته ايم مي پردازد، نويسنده اين كار را از طريق بررسي ديدگاه شاعران عرب معاصر به جنگ هاي اين دوره انجام مي دهد. اگر كشتارو قتل در شمار جرايم جنگي است امروزه زشت ترين جرايم جنگ و اشغال توسط اسرائيل و عليه كودكان فلسطيني انجام مي گيرد.
در قوانين بين المللي مخصوص حقوق كودكان و آنچه در ماده 83 قانون آمده،
مي بينيم:
-1 دولت هاي طرف جنگ متعهدند به مواد قوانين انساني و بين المللي وضع شده
در جنگ هاي مسلحانه كه به كودك مربوط مي شود، احترام بگذارند و ضامن احترام به اين قوانين باشند.
2 -دولت هاي طرف جنگ، براساس پايبندي به قوانين انساني و بين المللي وظيفه دارند در مورد حمايت از غير نظاميان در درگيري هاي مسلحانه همه تدابير ممكن عملي را براي تضمين حمايت و محافظت از كودكان درگير با جنگ هاي مسلحانه بكاربگيرند.
-3 براساس آموزش هاي نظامي(اسرائيلي)، شليك گلوله R.maggبه كودكان وشليك گلوله پلاستيكي به زنان و كودكان ممنوع است. يعني حكومت اشغالگر- خود- مسئوليت اجراي مفاد اين تفاهم نامه را در سرزمين هاي اشغالي برعهده دارد.
حكومت اشغالگر اسرائيل مواد تفاهم نامه حقوق كودكان را زير پا گذاشته است. از جمله اين مواد، ماده 6/2قانون است كه مي گويد: دولت هاي طرف جنگ تاآخرين حد ممكن وظيفه حفظ و رشد كودكان را برعهده دارند. ولي خلاف آموزش هاي نظامي علني اسرائيل كه به قسمتي از آن اشاره شد و همين طور خلاف نقص قوانين بين المللي، برخي از رسانه هاي اسرائيلي، اعترافاتي ازسربازان و افسران ارتش اشغالگران پخش كرده اند كه از آموزش هاي حقيقي نظامي در مورد شليك گلوله به خصوص عليه كودكان فلسطيني پرده برمي دارد. براساس قوانين بين المللي كودك كسي است كه كمتر از 18 سال سن داشته باشد. ولي از ديدگاه آموزش هاي ارتش اسرائيل كودكان(فلسطيني) كساني هستند كه كمتر از 12 سال سن
دارند. ولي با اين وجود حتي نوزادان نيز از گلوله هاي رژيم اشغالگر اسرائيل در امان نبوده اند.
همانطور كه اخبار تلويزيون، خبرگزاري هاي جهاني،شبكه هاي اينترنتي و آمار شهداي فلسطين نشان مي دهد، بيش از 30 درصد شهداكودكان هستند. بي شك ديدن تصاوير خشني چون شليك گلوله، بمباران منازل،
بدن هاي تكه تكه و اجساد شهدا در خيابان ها، محله ها و ميادين آثار رواني، عاطفي،اجتماعي و نشانه هاي عدم ثبات رواني را در كودكان برجاي مي گذارد كه نمونه آن ادرار غير ارادي، كابوس هاي وحشتناك، احساس ترس دايم، و ديگر نشانه هاي عميق رواني است كه برخي از شاعران، همانطور كه خواهيم ديد، آن را در قصايدشان به تصوير كشيده اند.
دكتر»جمال الرفاعي«در مقاله اي به عنوان »ادبيات كودك اسرائيلي« كه از مركزهماهنگي و پيگيري زايد در كشور امارات منتشر شده، تاثير ادبيات را بر نژاد اسرائيلي مورد بررسي قرارداده است. اين تحقيقات بيانگر آن است كه شعر و قصه در ادبيات اسرائيل براي كودك اسرائيلي به نحوي سازماندهي شده است كه وجود او را به تودها ي از نژاد پرستي و بيزاري تبديل مي كند و مي كوشد از طريق متن هاي دراماتيكي كه كودك با آن زندگي مي كند و تحت نفوذ و سيطره كامل آن قرار مي گيرد، اسطوره ها و ادعاهاي دروغين را به حقايقي تاثير گذار بر روح و روان كودك تبديل كند. اين مقاله با هدف كشف پايه و اساس ادبيات كودك اسرائيلي، رويكردها و اهداف آن ازارزش هايي كه جامعه اسرائيل سعي دارد آن را در وجود فرزندان خود كاشته و بارورسازد، به ارايه تحليل مي پردازد. اين تحليل تأكيد مي كند كه ادبيات كودك اسرائيلي به منظور افزايش وابستگي كودك به يهود و صهيونيسم، تربيت سياسي او را اساس كارخود قرار مي دهد. ويژگي تاريخي به روايت مفاهيم خاص در اين نوع از ادب غلبه دارد. همچنين اين ادبيات مي كوشد تا (هوشياري (آگاهي ديني يهودي را نزد كودكانافزايش دهد.
اگر جنبش فرزندان سنگ را در فلسطين نوعي جنگ نامتوازن به شمار آوريم كه مانيز به خاطر وجود اين پهلونان كوچك و رنج هاي روحي و جسمي شان، به نوعي با آنهازندگي مي كنيم، متون شعري هولناكي را مي توانيم در اين زمينه بيابيم. در اينجا فقط به ديوان سه جلدي شهيد محمد الدره كه در سال 2001 توسط مدرسه جائزه عبدالعزيرسعود بابطين در نوآوري و خلاقيت شعري چاپ شده و شامل815قصيده مي باشد اشاره مي كنيم.از جمله اين اشعارقصيده اي است بانام»نامه اي از شهيد محمد الدره به جهان« از شاعر اردوني سليم احمد حسن كه در مطلع آن مي گويد:
من كودكي فلسطيني ام
و اين افتخار مرا بس است
اما سهم و اسم پدرم
و نام خانوادگي ام به من ربطي ندارد
و نمي خواهم رمز باشم
يا تيتر خبرها
چون من ده ها تن شهيد شده اند
و هزاران نفر زخمي
و بسيار ديگر همين راه را مي پيمايند
كه در شمار به ميليون مي رسند
فداي قدس
فداي مسجد الاقصي
فداي سرزمين زيتون و انجير
اكنون آنچه را كه خلاصه گفتيم به تفضيل بيان مي كنيم:
احمد سويلم با قصيده » فلسطين عربي « كه آن در كتابي شيك و رنگارنگ براي كودكان دوره راهنمايي سروده ، به اين كودكان نگاهي شاعرانه بخشيده است. اين كتاب شامل قصيده اي طولاني با نقاشي هاي رنگارنگ و گويا است كه توسط نقاش هنرهاي تجسمي، عبدالعالي طراحي شده است. قصيده شامل مجموعه اي از نامه هاي منظوم است. گروهي از كودكان كه قصد آگاه كردن دوستان و هم كلاسي هايشان در مدرسه را دارند، اين نامه ها را براي فلسطيني هاي صاحب حق و براي همه عاقلان دنيا مي فرستند تا از خواب غفلت برخيزند و رو در روي باطل بايستند. سپس نامه اي خطاب به يهوديان مي فرستند و مي گويند:
اين تاريخ ملت است
كه نقش بزرگواري بر آن حك شده
اي دشمنان انسان
اگر شما امت برگزيده خداوند هستيد
پس ما كيستيم؟
به اين دروغ پايان دهيد
از خواب غفلت برخيزيد
در ما جز اراده آزادگان نمي يابيد
از پرچم هاي باطل برافراشته برمعبدشان
خون شهيدان مي چكد
ستاره داوود از شما بيزاري مي جويد
و موسي(ع)نيز در توراتش
ما پلك برهم نخواهيم نهاد،
و در گاهي كه به حق برمي داريم ،
ترديد نخواهيم كرد
حتي اگر به قيمت خون باشد.
همچنين اين كودكان در نامه اي كه ضمن قصيده براي خداوند متعال مي فرستند ،مي گويند:
پروردگارا، گام هايتان را مبارك گردان
به خاطر برادراني كه
از گلوله باران دشمن رنج بردند.
و به اين ترتيب، دو طرف فرستنده و گيرنده يا دو طرف جنگ (عرب –اسرائيل)
شكل مي گيرد. چيزي كه آشكارا بر فهم اين كودك ازايجاد مساله فلسطين دلالت مي كند، مضمون همه نامه هايي است كه آنان با خود داشته، يا ارسال مي كنند اين نامه هادر قالب شعري منظوم با قافيه هاي متنوع سروده شده، به طوري كه با سن كودكاني كه شاعر براي آنان مي نويسد، همخواني كامل دارد. امتياز خاص اين نوع شعري آن است كه مي توان آ ن را به شكل نمايش نامه در آورد، يا درسالن تئاتر مدرسه در جشن فلسطين اجرا كرد.
احمد زر زور درديوان »آوازي براي كودك فلسطيني«از زبان عربي فصيح، آسان وگويايي استفاده مي كند كه مناسب سن 15 تا 10 بالاتر است. كودك در اين سن به خوبي اشارات و رمزهاي آشكارچون غاصب، پست و خيانتكار، بي مقدار و بي مايه رابه خوبي مي فهمد، كلماتي كه امثال آن در بيشتر قصائد تكرار مي شود مانند:
اشرار آمدند
بوي خوش و خانه را غارت كردند
مغول و تاتار
دشمنان مسجدالاقصي
بشريت را كشتند
جنگجويان ...
شاعر در قصايد خود به عناصر طبيعت كه رمز طهارت، دست نخوردگي، زندگي وپاكي و سرشت سالم انساني است، به خوبي استفاده مي كند، واژه ها نزد او مجموعه ايرا تشكيل مي دهد كه به شعر يك فيض انساني زيبا، ضد همه عناصر فريب، خيانت وغضب مي بخشد. اين جاست كه خواننده با قضيه عدالت انس مي گيرد و كودكي كه اين قصيده براي او فرستاده مي شود به كودك فلسطيني حق مي دهد با آرامش و امنيت در وطن خود زندگي كند. مثلاً شاعر مي گويد:
بر ديوار خيمه ام
تصويري رنگارنگ دارم
از تپه اي سبز
و يك قلعه و منازه و تصويري از خانه مان با درب قديمي اش
ستارگان برايمان آواز خواندند برايمان بر پشت بام هايش
چه بسيار چشم برهم ننهادي پدر
و قرآن خواندي
و مادر برايمان آرزو مي كرد، بهترين روزگاران را
كودكان فلسطيني و همه كودكان عرب حق دارند از شنيدن داستان هاي
مادربزرگ ها در مورد جادوگر بدجنس و شبحي كه پرواز مي كند و مادرمان كه غول بود و ... سرباز زند، چرا كه اين كودكان ، مشتاق شنيدن داستان هاي ديگري هستند.داستان هايي مورد علاقه اين كودكان است كه حكايات قهرماني و شجاعتي كه هم اكنون در سرزمين اشغالي فلسطين اتفاق مي افتد، و داستان خون هايي كه به خاطر بازپس گرفتن سرزمين هاي غصب شد ريخته مي شود، در آن جريان داشته باشد. داستان هايي چون داستان محمد الدره و ايمان حجو. چرا كه اين حكايات جزئي جدايي ناپذير ازحقيقت زندگي انسان عرب فلسطين و پر از حكايات قهرماني است كه از نظر محتوا وشگفت انگيزي فراتر از داستان سندباد و شاطر حسن و الهه زيبايي است. از اين ديدگاه داستان زرزور »داستان جديدي براي شامگاهان « است در كنار جشن طبيعت در قصايدديوان و همگام با طبيعت جشن ديگري نيز هست با نام جشن سنگ. با وجود اين كه سنگ جزيي جدايي ناپذير از طبيعت به شمار مي آيد، توسط قهرمانان انتفاضه ، داراي دلالت هايي خاص و افسوني شگفت شده است. شاعر مي گويد:
در خيابان سنگي دارم
و در مشتم سنگي دارم
كه دود از آن برنمي خيزد
و صداي گلوله ندارد
اگر يكي از اين سنگ ها به قاتلان بشريت اصابت كند
او را نمي كشد
آن گونه كه هر روز يكي از دوستان من
مي ميرند.
محمد منذرلطفي شاعر سوري در ديوان »ماه براي كودكان آواز مي خواند« در مورد فرزندان سنگ و اولين جنبششان در سال چهارم مي گويد:
ما فرزندان سنگيم... ما مايه افتخار عربي
ما پرچم انقلاب را بر دوش كشيده ايم و گلوله شليك كرده ايم
چه كسي ما را ديده كه با سلاح حق به دشمن غاصب سنگ مي زنيم
گويي كسي ما را نديد كه در هر ميدان قدرت او را به مبارزه مي طلبيم
ما از شب هاي زخم سر برآورده ايم و براي سپيده سرود مي خوانيم
ما امروز شوريديم و به متجاوز سنگ زده ايم
و با وجود ظلم با دشمنان تمدن را به مبارزه برخاسته ا يم
برخي شاعران به ترسيم رويايي كه كودكان بعد براي بزرگسالي در سرمي پرورانندو تصوير آرزوهاي آنان بعد از پايان درس و وارد شدن به ميدان كار دارند، پرداخته اند. بيشتر اين كودكان در پاسخ به سوال از آرزوهايشان و يا شغلي كه دوست دارند درآن انجام وظيفه كنند، مي گويند: دوست دارند افسر يا سربازي باشند كه از وطن دفاع مي كند شاعر عبدالمنعم عواد در قصيده اي براي كودكان ». با عنوان چه آرزويي داري«؟ در ديوان» چشمان سپيد« اين مسئله را ترسيم كرده است. او از زبان كودكان مي گويد :
اي كودكان، من آرزو مي كنم سربازي شوم
مانند پهلوانان به كشورم خدمت كنم و غم را از سينه ها بزدايم
سربازآزاده شجاع است
چه هنگام هجوم چه هنگام حمله.
ابراهيم شعراوي دراپراي » مدال « به تكريم سربازان مي پردازد.بعداز آنكه همه شغل ها به نمايش گذاشته مي شود و صاحبان هر شغلي(آهنگر، كشاورز، نجارو...)با افتخار براي دستيابي به مدال مي كوشند، همه بر سر اين كه سرباز صاحب اصلي مدال است، به توافق مي رسند. زيرا او نجات دهنده و مايه اميد براي غلبه بردشمن است. اگر سرباز از كشور دفاع نمي كرد، صاحبان مشاغل ديگر نمي توانستندبا آرامش به دنبال كسب و كار بروند. بنابراين همه با چشم احترام و تقدير به سربازمي نگرند كه حكيمانه موجب صلح ميان صاحبان مشاغل ديگرند. بنابراين برايش آواز مي خوانند:
مدالت را برگير اي پهلوان
تو نجات بخش و مايه اميدي
بعد از آن اپرا براي كودكان تعريف مي كند كه همه مشاغل ، هر چه كه باشد تا زماني كه به نفع بشريت و در خدمت وطن و براي سلامت آن مي كوشد، شريف است.

منبع: فصلنامه فرهنگي و پژوهشي شاهد انديشه/ شماره 1


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها