0

نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)
شنبه 25 دی 1389  10:11 PM

د- شیوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى

1- تربیت راویان
از گذر ممنوعیت نقل احادیث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى، احساس نیاز شدید به نقل روایات و سخن پیامبر اکرم، امیرمومنان علیه السلام، امام صادق علیه السلام را وامى‏داشت ‏به تربیت راویان در ابعاد مختلف آن روى آورد. لذا اینك از آن امام در هر زمینه‏اى روایت ‏وجود دارد.
آرى، راویان با فراگرفتن هزاران حدیث در علومى چون تفسیر، فقه، تاریخ، مواعظ، اخلاق، كلام، طب، شیمى و ... سدى در برابر انحرافات ‏ایجاد كردند. امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حدیث ‏از من روایت كرده است. پس آنها را از من روایت كنید. (16)
محمد بن مسلم هم شانزده هزار حدیث از حضرت فرا گرفت. (17) و حسن‏ بن على‏ وشا مى‏گفت: من در مسجد كوفه نهصد شیخ را دیدم كه همه‏ مى‏گفتند: جعفر بن محمد برایم چنین گفت. (18)
این حجم گسترده از راویان در واقع، كمبود روایت از منبع‏ بى‏پایان امامت را در طى دوره‏هاى مختلف توانست جبران كند و از این حیث امام به موفقیت لازم دست ‏یافت.
آرى، روایت از این امام منحصر به شیعه نشد و اهل تسنن نیز روایات فراوانى در كتب خود آوردند. ابن عقده و شیخ طوسى در كتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و دیگران آمارى داده‏اند كه ‏مجموعا راویان از امام به چهار هزار نفر مى‏رسند و اكثر اصول ‏اربعماءئه از امام صادق علیه السلام است و همچنین اصول چهارصدگانه اساسى‏ كتب اربعه شیعه (كافى، من لایحضره الفقیه، التهذیب، الاستبصار)را تشكیل دادند.

2- تربیت مبلغان و مناظره كنندگان
علاوه بر ایجاد خزائن اطلاعات (راویان) كه منابع خبرى موثق تلقى‏ مى‏شدند، حضرت به ایجاد شبكه‏اى از شاگردان ویژه همت گمارد تا به ‏دومین هدف خود یعنى زدودن اختلاط و التقاط همت گمارند و شبهات‏ را از چهره دین بزدایند. هشام بن حكم، هشام بن سالم، قیس، مؤمن ‏الطاق، محمد بن نعمان، حمران بن اعین و ... از این دست ‏شاگردان‏ مبلغ هستند. براى نمونه، مناظره‏اى از صدها مناظره را با هم‏ مى‏خوانیم:
هشام بن سالم مى‏گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودیم كه مردى از شامیان وارد شد و به امر امام نشست. امام پرسید: چه مى‏خواهى؟
گفت: به من گفته‏اند شما داناترین مردم هستید، مى‏خواهم چند سؤال ‏بكنم. امام پرسید: درباره چه چیز؟
گفت: در قرآن، از حروف مقطعه و از سكون و رفع و نصب و جر آن.
امام فرمود: اى حمران! تو جواب بده. او گفت: من مى‏خواهم با خودتان سخن بگویم. امام فرمود: اگر بر او پیروز شدى، بر من ‏غلبه كرده‏اى! مرد شامى آن قدر از حمران سؤال كرد و جواب شنید كه خود خسته شد و در جواب امام كه: خوب چه شد؟ گفت: مرد توانایى ‏است. هر چه پرسیدم، جواب داد. آنگاه به توصیه امام حمران سوالى ‏پرسید و مرد شامى در جواب آن درمانده شد. آنگاه خطاب به حضرت ‏گفت: در نحو و ادبیات مى‏خواهم با شما سخن بگویم. حضرت از ابان ‏خواست ‏با او بحث كند و باز آن مرد ناتوان شد. تقاضاى مباحثه در فقه كرد كه امام زرارة ‏بن ‏اعین را به وى معرفى كرد. در علم كلام، مؤمن الطاق، در استطاعت، حمزة بن محمد، در توحید، هشام بن سالم ‏و در امامت، هشام بن حكم را معرفى كردند و او مغلوب همه شد.
امام چنان خندید كه دندان‎هایش معلوم شد. مرد شامى گفت: گویا خواستى به من بفهمانى در میان شیعیانت چنین مردمى هستند. امام ‏پاسخ داد. بلى! و در نهایت او نیز در جرگه شیعیان داخل شد. (19)

3- برخورد با انحرافات ویژه
امام علاوه بر آن دو حركت اصولى، براى رفع انحرافات ویژه نیز مى‏كوشید، مانند آنچه از مرام ابوحنیفه در عراق گریبان شیعیان ‏را گرفته بود، یعنى مذهب قیاس.
چون در عراق تعداد زیادى از شیعیان نیز زندگى مى‏كردند و با سنى‏ها از حیث فرهنگى و اجتماعى تا حدودى در آمیخته بودند، لذا احتمال تاثیرپذیرى از قیاس وجود داشت. یعنى یك آفت درونى كه ‏مى‏توانست ‏شیعیان را تهدیدكند، لذا امام در محو مبانى مذهب قیاس‏ و استحسان تلاش كرد.
مبارزه با برداشت‏هاى جاهلانه و قرائت‎هاى سلیقه‏اى از دین نیز در مكتب امام جایگاه ویژه‏اى داشت و حضرت علاوه بر حركت كلى و مسیر اصلى، به صورت موردى با این انحرافات مبارزه مى‏كرد. از جمله آنها حكایت معروفى است كه با هم مى‏خوانیم:
حضرت مردى را دید كه قیافه‏اى جذاب داشت و نزد مردم به تقوا مشهور بود. او دو عدد نان از دكان نانوایى دزدید و به سرعت زیرجامه‏اش مخفى كرد و بعد هم دو عدد انار از میوه فروشى سرقت كرد و به راه افتاد. وقتى به مریضى مستمند رسید، آنها را به او داد. امام صادق علیه السلام شگفت‎زده نزد او رفت و گفت: چه مى‏كنى؟ او پاسخ داد: دو عدد نان و دو عدد انار برداشتم. پس چهار خطا كردم‏ و خدا مى‏فرماید: (من جاء بالسیئة فلا یجزى الا مثلها)؛ هر كس كار بدى بكند كیفر نمى‏بیند مگر مثل آن را. پس من چهار گناه دارم.
از طرف دیگر چون خدا مى‏فرماید: (من جاء بالحسنه فله عشرا مثالها)؛ هر كس یك كار نیك انجام دهد، برایش ده برابر ثواب ‏هست. و من چون آن چهار چیز (دو نان و دو انار) را به فقیر دادم، پس چهل حسنه دارم كه اگر چهار گناه از آن كم كنم، 36حسنه برایم مى‏ماند!
امام در برابر این برداشت و قرائت ناصواب كه بر عدم درك و احاطه كامل به مبانى فهم آیات بنا شده بود، پاسخ داد كه (انما یتقبل الله من المتقین)؛ خداوند كار نیك را از متقین قبول ‏دارد. یعنى اگر اصل عمل نامشروع شد، ثوابى بر آن نمى‏تواند مترتب باشد.
آرى، دورى از منبع وحى و اخبار اهل‏بیت رسالت، سبب شد مردانى ‏پاى به عرصه گذارند و ادعاى فضل كنند كه هرگز مبانى فكرى قرآن ‏و دین را به خوبى نفهمیده‏اند و از این روى همواره، خود و پیروانشان را به راه خطا رهنمون مى‏شوند. (20)


==========
پى‏نوشت‎ها:
16- رجال نجاشى، ج 1، ص 78 و79/ معجم رجال الحدیث، ج 1، ش 28.
17- رجال كشى، ج 1، ص‏386.
18- همان، ص 138 و139.
19- بحارالانوار، ج‏47، ص 408.
20- وسایل الشیعه، ج 2، ص‏57.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها