0

نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)
شنبه 25 دی 1389  10:08 PM

»شجاعت
امام صادق علیه السلام در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه‏اى به سختى‏ مى‏ایستاد و این شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد و اقدام حق‎طلبانه را انجام دهد، هر چند با عكس العمل تندى رو  به ‏رو شود. لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق‏ كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى كرد. (7) و آنگاه كه فرماندار مدینه در حضور بنى‎هاشم در خطبه‏هاى نماز به على علیه السلام دشنام داد، امام چنان ‏پاسخى كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى ‏خانه‏اش راهى شد. (8)

»همزیستى و مدارا با مسلمانان
امام صادق علیه السلام شیعیان را به همزیستى با اهل تسنن دعوت مى‏كرد تا به این طریق هم شیعیان از جامعه اكثریت منزوى نشوند و هم بتوان‏ احكام و اصول شیعى را با ملاطفت ‏به آنان منتقل كرد. از این روى ‏در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى‏شد، اما این سهل گرفتن ‏هرگز به معناى زیر پاى گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسئله اصولى ‏در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمى‏شد. از جمله در یكى از سفرها، امام صادق علیه السلام به حیره (میان كوفه و بصره) آمد. در آن‏ جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت كرده بود.
امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتى كه سفره غذا را انداختند، هنگام صرف غذا، یكى از حاضران آب خواست ولى به جاى ‏آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى‏درنگ ‏برخاست و مجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملعون ‏مَن ‏جلس على مائده یشرب علیها الخمر» (9) ؛ ملعون است كسى كه در كنار سفره‏اى بنشیند كه در آن سفره شراب ‏نوشیده شود.
امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى‏شد؛ زیرا حكومت را غاصب مى‏دانست و حاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این كار از ناحق بودن آنان، چشم‎پوشى مى‏شد و تنها زمانى كه ‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آنجا مى‏رفت؛ لذا منصور ضمن ‏نامه‏اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم ‏نمى‏آیى؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزى نیست كه به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست كه به آن ‏امیدوار باشیم. تو نعمتى ندارى كه بیاییم و به خاطر آن به تو تبریك بگوییم و آنچه كه اكنون دارى آن را بلا و عذاب نمى‏دانى تا بیاییم و تسلیت‏ بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت كنى. امام نیز نوشت:
كسى كه آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمى‏شود و كسى كه دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت ‏نمى‏كند. (10)


==========
پى‏نوشت‎ها:
7- تهذیب الكمال، ج 5، ص 92، (یا ابا عبدالله لم خلق الله ‏الذباب، فقال: لیذل به الجبابره)
8- وسایل الشیعه، ج ‏16، ص‏423.
9- فروع كافى، ج‏ 6، ص 268.
10- مستدرك الوسایل، ج 2، ص 438.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها