0

نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

نگاهی به سیره امام جعفر صادق(ع)
شنبه 25 دی 1389  10:07 PM

»كار و تلاش و دستگیرى از مستمندان

امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش مى‏كرد، بلكه ‏خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ ‏تابستان، در مزرعه‏اش كار مى‏كرد. یكى از یاران حضرت مى‏گوید: آن ‏حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى‏كرد و عرق از سر و صورتش مى‏ریخت، گفتم: اجازه‏ دهید من كار كنم. فرمود: من كسى را دارم كه این كارها را بكند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب ‏آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پى روزى حلال هستم. (1)
حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت ‏خداوند تاكید داشت. لذا وقتى كار پرداز او كه با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده‏اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله!
علیه مسلمانان هم‏پیمان شدید كه كالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چكاچك شمشیرها از كسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)
حقیقت این است كه امام در نهایت علاقه به كار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى‏شد و مى‏دانست كه بهترین كار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتى كه ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش مى‏فرمود: وقتى خرماها مى‏رسد، مى‏گویم دیوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین مى‏گویم ده ظرف‏ خرما كه بر سر هر یك ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یك، یك مد خرما بخورند. آنگاه مى‏خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هر كس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته) یك مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و ... را مى‏دهم و باقى‎مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى‏كنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم ‏مى‏ماند. (3)


»ساده زیستى و همرنگى با مردم

امام همانند مردم معمولى لباس مى‏پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى‏كرد. مى‏فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان ‏زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن ‏مى‏كرد. لذا وقتى سفیان ثورى به وى اعتراض مى‏كرد كه: پدرت على‏ لباسى چنین گرانبها نمى‏پوشید، فرمود: زمان على علیه السلام زمان فقر و اكنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را كه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباس نو را براى شما پوشیده‏ام. (5)
با این همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى‏داد، امتیازى براى وى و خانواده‏اش در نظر گرفته شود. و این ویژگى ‏هنگام بروز بحران‏هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروز مى‏یافت. از جمله در سالى كه گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم‏هاى ‏موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم كه خوراك بقیه مردم بود، تهیه كنند و فرمود: «فان الله ‏یعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى ‏احب ان یرانى ‏الله قد احسنت تقدیر المعیشه.»
(6) خدا مى‏داند كه مى‏توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده‏ام را تهیه كنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‎ریزى صحیح‏ زندگى ببیند.


==========
پى‏نوشت‎ها:
1- بحارالانوار، ج‏47، ص‏56.
2- همان، ص‏59/ «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدینار دینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالده ‏السیوف اهون‏ من طلب الحلال.»
3- وسایل الشیعه، ج‏16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج‏47، ص 54.
5- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660.
6- همان، ص‏59.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها