| سؤال. 1.نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد |
|
سؤال. 2.آن کدام شب تاريک است که در ميان روز ديده ميشود؟
|
|
سؤال.
3.عجايب صنعتي ديدم در اين دشت، درخت پرگلي بي سايه ميگشت؟
|
|
سؤال. 4.آن چيست كه توكاف هست تو گاف نيست، تو لام هست تو ميم نيست، تو غين هست تو عين نيست؟
|
|
| سؤال. 5.آن چيست كه هم ورزشگاه است، هم در ميدان جنگ و هم در بازار بزازها؟ |
|
سؤال. 6.آن چيست كه هم درون شيشه است، هم درون جنگل و هم لبِ حوض؟
|
|
سؤال. 7.آن چيست كو بود بي جان چار پا دارد و دو گوش عيان كه خوراكش بود زغال سياه كنج خانه بخوابد او گهگاه؟
|
|
| سؤال. 8.هر چيز كه مي خواهي، در من بنما پيدا فرقي نكند، هر چيز، حتي كه خود دنيا؟ |
|
| سؤال. 9.سخت است، سنگ نيست چارپاست، گاو نيست تخمگذار است، مرغ نيست؟ |
|
| سؤال. 10.آن چيست كه صدا دارد اما گلو ندارد؟ |
|
سؤال. 11-آن چيست كه بي زبان سخن ميگويد ازقول من و تو قصه ها ميگويد
با آن كه در او نيست نه دندان و نه لب بي پرده زكار اين و آن ميگويد |
|
سؤال. 12- چيست آن، كز چشمه اي آيد برون بي هدف ره مي برد با قلب خون
مدتي بر دشت خشكي چون برفت مي شود از سنگ سختي سر نگون |
|
سؤال. 13- آن چيست كه ارغوان قبايي دارد بيرون و درون شهر جايي دارد
گرد است و مدور است و تاجش برسر مانند دم موش پايي دارد.
|
|
سؤال. 14- آن چيست كه روز مينمايد شبگون صد پاره تنش ، ولي زيك پايه نگون
چون دست به او نهي ز اندازه فزون همچون دل عاشقان فرو ريزد
|
|
سؤال. 15- جامي است در او آب خوش و آسوده اندر وسطش كشتي قير اندوده كشتي باني در آن به رنگ دوده بر جاي نشسته و جهان پيموده
|
|
| سؤال. 16-آن چيست كه خودريسد و خود بافدجامه خودجامه همي بافد و او باشد عريان |
|
سؤال. 17- چيست آن گرد گنبد بي در پوست در پوست گرد يكديگر
هركه بگشايد اين معما را رخش از آب ديده گردد تر |
|
| سؤال. 18- آن چيست گرد و كوچك ، آويز و معلق گاهي حلال و طيب ،گاهي حرام مطلق |
|
سؤال. 19-آن چيست كه پا و سر ندارد گرداست و دراز و در ندارد
اندر شكمش ستارگانند جز نام دو جانور ندارد |
|
سؤال. 20-آن چيست قباي زرد در بر دارد اندام ظريف چون صنوبر دارد
زرداست و معطر آيد به مشام تلخ است ولي طعمي چو شكر دارد |
|
| سؤال. 21- چيست آن پادشاه هفت اقليم با هزاران سوار مي گرديد ناگهان يك سوار زرد نقاب آمد و فوج شاه در پيچيد |
|
سؤال. 22- سخت است,نه كه سنگ چار پاست ، نه كه گاو است
تخم ريز است ، نه كه مرغ است بيابان گرد است ، نه كه مرد است |
|
سؤال. 23- كدام است گنبدي كه در ندارد كليد آهنين قفلش گشايد
هزاران بچه دارد در شكم بيش ز هر بچه دو صد مادر بزايد |
|
سؤال. 24- چيست آن مرغ آتشين منقار كه ندارد به آشيانه قرار
شب و روز اندر آب مي گويد و قنا عذاب النار |
|
سؤال. 25- چيست آن لعبت پسنديده سرخ و سبز و سپيد پوشيده
در ميان دو كاسه چوبين با دو صد احترام خوابيده ؟ |
|
| سؤال. 26- آن چيست كه در برگ پناهي دارد رخت سيه و سبز كلاهي دارد پوستش بكنند و سينه اش چاك كنند من در عجبم كاين چه گناهي دارد؟ |
|
| سؤال. 27-آن چه مرغيست تا اوج هوا رهسپراست پرنيان پيكر و آهن دل و فولاد پر است ؟ |
|
| سؤال. 28- يك معما با تو دارم، اي حكيم با تميز نيمپر شد پر تهي ، يعني چه چيز ؟ |
|
| سؤال. 29- عجايب صنعتي ديدم در اين دشت كه آتش در ميان آب مي گشت |
|
| سؤال. 30- چيزي چه بودمرده به يك كنج نهاده زنده نبود تا نكني زاتش بريان |
|