0

اشعار حجاب

 
gh_golpa
gh_golpa
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 1224
محل سکونت : اصفهان

من کاملا آزادم، ترجمه شعر سرود حجاب سامی یوسف
پنج شنبه 26 اسفند 1389  11:04 PM

سامی یوسف امروز نامی آشنا برای جوانان علاقمند به موسیقی‌های اسلامی است. این تبعه بریتانیا که در ایران و از پدر و مادری آذربایجانی متولد شده، بیشتر عمر خود را در لندن گذرانده است. موسیقی او مانند خودش، ترکیبی از شرق و غرب است. او می‌گوید: «این وظیفه مسلمانان است تا علیه ستم و ظلم بدون توجه به مذهب قربانیان صحبت کنند.» ویژگی دیگر کارهای او این است که هم به زبان انگلیسی و هم عربی کارهایش را خوانده و اخیرا در آهنگ «حسبی ربی...» اوج کارش را با ارائه به چهار زبان انگلیسی، عربی، ترکی و اردو نشان داده است.

ترانه «امت من» که عنوان آلبوم دوم سامی یوسف می‌باشد در مورد اتحاد بین مسلمانان و شیعه و سنی است که تمام مسلمانان را توصیه می‌کند تا بیایند مانند زمان پیامبر«ص»، یکی شوند و برای ارتقاء اسلام بکوشند. سامی در ترانه «سعی کن گریه نکنی» که درباره فلسطین می‌باشد از یک گروه معروف رپ مسلمان به نام «outlandish» استفاده کرده است.

او در یکی از کنسرت‌هایش گفته است: «قلب، فکر و روح ما با برادران و خواهران‌مان در فلسطین و لبنان است و این آهنگ را به همه رنجدیده‌های خاورمیانه تقدیم می‌کنم. همان‌گونه که خداوند در قرآن می‌گوید: پس از هر سختی، گشایشی هست، ان‌شاءالله طلوع نزدیک خواهد بود و شب خواهد گذشت. ما نباید امید خود را از دست بدهیم.» با توجه به تمایل او به پرداختن به مسائل سیاسی که هیچ ستاره راک دیگری به آنها نمی‌پردازد، محبوبیت او در حال افزایش است.

ترانه «دعا» نیز از ترانه هایی است که یوسف برای انسانهای فقیر و مستمندی که کشورهای فقیر آفریقایی مانند سودان و اتیوپی و... زندگی می کنند سروده است. یوسف در این ترانه به مردم می گوید که بیایید برای این مردم ستمدیده و تنگدست دعا کنیم و هر کمکی که از دستمان بر می آید برای آنها انجام دهیم. یکی دیگر از زیباترین ترانه‌های سامی یوسف ترانه «آزاد» می‌باشد که در مورد حجاب زنان مسلمان است که ترجمه آن را خدمتتان تقدیم می‌داریم:

What goes through your mind?

در ذهن تو چه می گذرد؟
As you sit there looking at me

وقتی آنجا نشسته‌ای و به من می‌نگری
Well I can tell from your looks

من از نگاهت می‌توانم بخوانم
That you think I’m so oppressed

که تصور تو این است که من خیلی تحت فشار هستم!
But I don’t need for you to liberate me
اما من از تو نمی‌خواهم تا مرا آزاد کنی

My head is not bare

سر من برهنه نیست
And you can’t see my covered hair

و تو نمی‌توانی موهای پوشیده مرا ببینی
So you sit there and you stare

برای همین تو آنجا می‌نشینی و خیره نگاهم می‌کنی
And you judge me with your glare

و درباره من به روشنی قضاوت می‌کنی!
You’re sure I’m in despair

تو مطئنی که من مأیوسم!
But are you not aware

اما آیا تو آگاه نیستی؟
Under this scarf that I wear

در پس این روسری که پوشیده‌ام
I have feelings, and I do care
من احساساتی دارم و مواظب‌ام
(و از این پس به صورت همخوانی چنین می‌آید: )
So don’t you see?

پس آیا تو نمی‌بینی؟
That I’m truly free

که من به راستی آزادم
This piece of scarf on me

این تکه روسری بر سرم را
I wear so proudly

با غرور می‌پوشم
To preserve my dignity...
تا از شأن خودم محافظت کنم
My modesty

عفت ام
My integrity

کمالاتم
So don’t judge me

پس قضاوت نکن
Open your eyes and see...

چشمانت را باز کن و ببین
“Why can’t you just accept me?” she says

چرا نمی‌توانی فقط خود من را بپذیری؟
“Why can’t I just be me?” she says

چرا من نمی‌توانم فقط خودم باشم؟
Time and time again

بارها و بارها
You speak of democracy

تو از دموکراسی صحبت می‌کنی
Yet you rob me of my liberty

اما تو آزادی مرا می‌دزدی!
All I want is equality

همه آنچه من می‌خواهم برابری است
Why can’t you just let me be free?
چرا نمی‌توانی فقط به من اجازه دهی که آزاد باشم؟
For you I sing this song

من این سرود را برای تو سرودم
My sister, may you always be strong

خواهرم! همیشه محکم باش!
From you I’ve learnt so much

من از تو درسهای بسیاری آموخته‌ام
How you suffer so much

چه رنجهای بسیاری که دیدی
Yet you forgive those who laugh at you

بیا و آن کسانی را که به تو خندیدند را ببخش!
You walk with no fear

تو بدون هراس قدم می‌زنی
Through the insults you hear

از میان ناسزاهایی که می‌شنوی!
Your wish so sincere

مخلصانه آرزو کن
That they’d understand you

تا آنها تو را بفهمند
But before you walk away

اما قبل از آن که بروی
This time you turn and say:
این بار برگرد و بگو!
But don’t you see?

آیا نمی‌توانی ببینی
That I’m truly free

که من به راستی آزادم
This piece of scarf on me

این تکه روسری بر سرم را
I wear so proudly

با غرور می‌پوشم
To preserve my dignity...
تا از شأن خودم محافظت کنم
My modesty

عفت ام
My integrity

کمالاتم

So let me be

پس به من اجازه بده
She says with a smile

او با خنده‌ای می‌گوید
I’m the one who’s free

آن کسی باشم که آزاد است

تشکرات از این پست
rozella
دسترسی سریع به انجمن ها