0

خاطرات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

شهیدی که با یک دست هم به خانواده کمک میکرد
چهارشنبه 27 خرداد 1394  1:11 AM

شهیدی که با یک دست هم به خانواده کمک میکرد


رخت ها رو جمع کردم توی حیاط تا وقتی برگشتم بشویم. وقتی برگشتم، دیدم علی از جبهه برگشته و گوشه حیاط نشسته و رخت ها هم روی طناب پهن شده....
شهیدی که با یک دست هم به خانواده کمک میکرد

به گزارش فضای مجازی دفاع پرس، رخت ها رو جمع کردم توی حیاط تا وقتی برگشتم بشویم. وقتی برگشتم، دیدم علی از جبهه برگشته و گوشه حیاط نشسته و رخت ها هم روی طناب پهن شده! رفتم پیشش و بهش گفتم:
"الهی بمیرم! مادر، تو با یه دست چه طوری این همه لباس رو شستی؟ "
گفت:
"مادر جون اگه دو تا دست هم نداشتم، باز وجدانم قبول نمیکرد من خونه باشم و تو زحمت بکشی."


شهید سردار علی ماهانی

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها