0

کورش ، ذوالقرنین یا ناجی یهود

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

کورش ، ذوالقرنین یا ناجی یهود
شنبه 25 دی 1389  1:42 PM

 علامه طباطبایی و برخی مفسران دیگر، داستان «ذوالقرنین» در قرآن را منطبق با سرگذشت کورش می دانند.
” و از تو درباره ذوالقرنین می پرسند. بگو به زودی سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.” /سوره کهف، آیه ۸۳
این ابتدای داستان ” ذوالقرنین ” در قرآن است . طبق آیات قرآن ، ذوالقرنین ، شاهی مقتدر است که اقتدارش از جانب خداوند و با تأیید اوست. برخی از مفسران ، این آیات را با شخصیت و تاریخ کورش منطبق می دانند. شاهی که علاوه بر کشور گشایی ، اهل احترام به حقوق مغلوبان هم بود .

یک زندگی نامه مختصر و مفید

در حدود ۵۷۶ قبل از میلاد به دنیا آمد پدرش در ولایت پارس ، شاه بود و مادرش ، ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد بود. (ظاهرا به علت خشم پدر بزرگش ) کودکی را در دل طبیعت و خارج از محیط دربار گذراند. در جوانی توانست با متحد کردن اهالی پارس ، بر تخت پدر بنشیند . در ۵۵۹ ق.م اعلام استقلال کرد. ۹ سال بعد ، او دولت ماد را بر انداخت و خود ، پادشاه هر دو کشور شد . با نبونید ، پادشاه بابل صلح کرد و در ۵۴۷ ق.م ارمنستان را هم به خاکش اضافه کرد. در ۵۴۶ق.م بعد از جنگی کوتاه با کزروس ، حاکم ثروتمند سارد، این شهر و سپس تمام لیدی و آسیای صغیر را تصرف کرد . در سال های ۵۴۵ تا ۵۳۹ ق.م مرزهای حکومتش را در شرق گسترش داد و گرگان، هرات، باختر، سغد و خوارزم را هم گرفت . در ۵۳۹ ق.م بابل را فتح کرد و در آن جا رسماً تاج گذاری کرد و دولت هخامنشی را تشکیل داد . منشور معروفش را هم در همان جا نوشت . یهودی ها را از اسارت آزاد کرد و سال بعد ، فینیقیه را مطیع ساخت . در ۵۳۳ ق.م توانست از کوه های هندو کش بگذرد و تا مرزهای هند برود . سه سال بعد ، مرد . بر روی لوحه آرامگاهش در پاسارگاد ، همین چند کلمه را به عنوان خلاصه تمام زندگی پر جنب و جوش اش نوشتند: ” من ، کورش شاه هخامنشی”.
*کوروش بنیانگذار چیزی است که امروز به آن “حقوق بشر ” می گوییم . او در منشور خود ، علاوه بر اعلام تبارنامه شاهی و ذکر اعمال و فتوحات خود ، آن چنان که در میان کشور گشایان رسم است ، سیاست های خود در برخورد با اهالی شهر مغلوب را به روشنی بیان کرده . مطالبی که او در این قسمت از منشور خود آورده، قدیمی ترین سند حقوق بشر است: ” … بی شمار سپاهیانم به صلح در بابل گام برداشتند . روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر واکد فرو آرد. من برای صلح کوشیدم در بابل و در همه شهرها . نیازمندی های بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم . همه یوغ های بردگی را از مردمان بابل برداشتم . خانه های ویرانشان را آباد کردم و به تیره بختی هایشان پایان دادم . هر کس آزاد است هر دینی را که میل دارد ، بپرستد و هر جا که میل دارد ، سکونت کند . من تا روزی که مزدا زنده ام بدارد، نخواهم گذاشت مردان و زنان را به اسیری بفروشند . دین و آیین همه را محترم خواهم داشت و نخواهم گذاشت زیر دستان من آیین و رسوم ملت هایی را که من پادشاهشان هستم ، تحقیر نمایند . مزدا مرا یاری کند و پسرم را … ”
*جز منشور کورش ، دیگر منابعی که درباره تاریخ او به دست ما رسیده ، یعنی عهد عتیق و نیز روایات هرودوت و گزنفون یونانی ، خالی از افسانه و داستان پردازی نیست .
*” کورش” به معنای شبیه خورشید است (خور+ وش) . در غرب، صورت لاتینی شده اسم او(Cyrus) رواج دارد که نام “سیروس ” از همین جا آمده .(شبیه به همین ، در مورد اسم پسرش کمبوجیه اتفاق افتاده که چون در لاتین Cambyses شده است ، بعدها به صورت “کامبیز ” به زبان فارسی برگشته .)
*پایتخت های کورش به ترتیب ، شوش، همدان و بابل بود . بعد ها داریوش تصمیم گرفت پرسپولیس را در کنار آرامگاه کورش در پاسارگار بسازد و آن جا را پایتخت امپراتوری کند .
*بعضی ها کورش را زرتشتی می دانند و برخی هم ظهور زرتشت را سال ها بعد از هخامنشیان می دانند. آیین کورش هر چه بود، به پیروان سایر ادیان و مقدسات آن ها احترام کامل می گذاشت .
*کورش، پنج فرزند داشت : کمبوجیه و بردیا پسرانش بودند و آتوسا، رکسانا و ارتوستونه دخترانش . کمبوجیه بعد از او شاه شد و آتوسا هم همسر داریوش بود.
*هرودوت نوشته است :” هنگام پادشاهی کورش و کمبوجیه ، قانونی راجع به باج و مالیات نبود ، بلکه مردمان هدایا می آوردند . مالیات در زمان داریوش معمول شد . پارسی ها می گفتند داریوش ، تاجر؛ کمبوجیه، آقا ؛ و کورش ، پدر بود. اولی را به آن جهت که منفعت طلب بود ، تاجر می خواندند . دومی را چون سختگیر و با نخوت بود ، آقا می گفتند . و سومی (یعنی کورش ) را به واسطه این که ملایم و مهربان بود و همیشه از حال رعیت آگاهی داشت ، پدر می خواندند .
*کورش را همه ملل دنیای باستان دوست داشتند . پارسی ها که وی آن ها را از گمنامی به افتخار رسانده بود ، او را پدر خود می خواندند . یونانی ها با این که در سواحل آسیای صغیر از او شکست خورده بودند ، تا زمان اسکندر ، او را بزرگترین جنگجو می دانستند . و یهود که کورش آزادشان کرد، تا مدت ها فکر می کردند که او “مسیح ” است.
*پیشگویی ظهور کورش و نیز روایت زندگی و اعمال او در عهد عتیق (کتاب های اشعیا، ارمیا، عذرا و دانیال ) آمده است . در این کتاب مقدس ، لقب های “عقاب شرق” و شبان خدا” برای کورش ذکر شده . همچنین داستان “ذوالقرنین” در قرآن مجید (آیات ۸۳ تا ۹۷ سوره کهف) را مفسرانی همچون علامه طباطبایی در “المیزان” ، منطبق با سرگذشت کورش می دانند .
گزنفون ، مورخ یونانی و از شاگردان سقراط ، رساله ای نوشته است با عنوان “کوروپایدیا ” یعنی “تربیت کورش” که چنین شروعی دارد:” ما با اعتقاد به این که این مرد ، سزاوار هر گونه ستایشی است ، تحقیق کرده ایم تا بدانیم او از چه نوع آموزش و تربیتی بر خوردار بوده است تا آن را در پیش بگیریم.” در یونان باستان ، این کتاب ، بهترین رساله در فنون جنگ به حساب می آمد.
*شخصیت کیخسرو ، شاه آرمانی “شاهنامه” ، شباهت زیادی با سرگذشت کورش دارد بی شک ، فردوسی، داستان کیخسرو را از روی افسانه های موجود درباره کورش ساخته است.
*سرتوماس براون ، فیلسوف، پزشک و نویسنده انگلیسی ،در ۱۶۵۸ ، کتاب خود در باب تحمل عقاید مخالف را “باغ کورش ” نام گذاشت.
یکی از اتهامات مصدق در محاکمه معروفش این بود که می خواسته به جای عکس شاه ، روی اسکناس ها عکس شورش و داریوش را چاپ کند.
*منشور کورش ، در۱۸۷۹ ، هنگام کاوش در نینوا و توسط یک باستان شناس ایرانی به نام هرمز رسام ، پیدا شد .این لوح گلی ،۲۳ سانتی متر عرض و ۱۱ سانتی متر ارتفاع دارد بر روی آن با خط میخی ، ۴۰ سطر مطلب نوشته شده که بعضی از سطرها شکسته شده اند. سطرهای ۲۲ تا ۳۷ در مورد سیاست های کورش در کشورداری است و سطرهای قبلی و بعدی ، اطلاعاتی تاریخی در مورد فتح بابل و نسب نامه کورش به دست می دهد . در حال حاضر ، این منشور در موزه بریتانیا نگهداری می شود و شماره آن BM-WAA-90920 است.
*سال ۱۹۶۹ در گردهمایی بین المللی حقوق دان ها ، منشور کورش به عنوان نخستین سند حقوق بشر شناخته شد . سال ۱۹۷۱ سازمان ملل متحد ، متن منشور کورش را به تمام زبان های رسمی دنیا منتشر کرد .

جانشینان کورش

بعد از کورش، ده پادشاه هخامنشی دیگر بر تخت او نشستند ، اما هیچ کدام (جز داریوش) نتوانستند مانند او پادشاهی کنند. کمبوجیه و داریوش ، مانند کورش به اعتقادات مردمان تحت فرمانشان احترام می گذاشتند و در جنگ و کشورداری ، با بزرگواری رفتار می کردند . اما پس از آن ها خشایار شاه ، معابد آتن و بابل را به آتش کشید و اردشیر درازدست برای پیروز شدن درجنگ با مصری ها ، شاخه ای از رود نیل را خشکاند . بعد از اردشیر هم شاهزادگان هخامنشی ، مدام بر سر قدرت با هم درگیر بودند ، به گونه ای که خشایار دوم ، تنها ۴۵ روز بر تخت نشست امپراتوری هخامنشی ، چنین روبه فروپاشی رفت . تا این که در ۳۳۵ ق.م اسکندر مقدونی از راه رسید ، دولت ایرانیان را برانداخت و پرسپولیس را به آتش کشید .

“کورش” در لندن

نمایشگاه “امپراتوری فراموش شده : جهان ایران باستان ” با نمایش ۴۰۰ قطعه از آثار فرهنگی و هنری دوره هخامنشی از روز ۹ سپتامبر در موزه بریتانیای لندن برپاست و تا ژانویه (اواسط دی ماه ) ادامه دارد . بخشی از این آثار ، مانند منشور کورش متعلق به خود موزه بریتانیاست ، اما بخش عمده نمایشگاه از موزه های مختلف دنیا مثل موزه ملی ایران و موزه لوور فرانسه جمع آوری شده .
نمایشگاه با نقشه امپراتوری هخامنشی شروع و با منشور کورش تمام می شود . در این موزه، آثاری مثل مجسمه بی سر داریوش ، جام زرینی که کتیبه خشایار شاه به سه زبان بر روی آن حک شده ، پایه ستون و سرستون های کاخ آپادانا ، نقش برجسته های مجموعه تخت جمشید ، بز بالدار،… و بازوبندی طلایی با سر عقاب که احتمالاً ارمغانی برای داریوش بزرگ بوده ، به نمایش گذاشته است.
در این نمایشگاه ، ستونی از کاخ آپادانا که برای فیلم اسکندر (الیور استون،۲۰۰۴ ) بازسازی شده بود هم هست .

معاصران کورش

یوزپلنگانی که با من دویده اند

در زمانی که کورش داشت نخستین امپراتوری جهان را بنیان می گذاشت ، در دنیا خبرهای دیگری هم بود. نام برخی از معاصران کورش ، مانند او در تاریخ جاودان شده است:
*بخت النصر دوم(حکومت ۶۰۵ تا ۵۶۲ ق.م ): پادشاه بابل . او توانست عظمت و قدرت بابل عهد حمورابی را احیا کند و آن را از سلطه دولت آشور درآورد. باغ های معلق که از عجایب هفتگانه جهان باستان بودند را او برای همسرش ساخت . دولت بابل را تا اطراف مصر گسترش داد و یهودی های ساکن اورشلیم را که به اطاعتش در نیامدند ، به سختی تنبیه کرد.تعداد بردگان یهودی او را تا چهل هزار هم نوشته اند .
*دانیال (۶۲۳ تا ۵۳۶ ق.م ) : پیامبر بنی اسرائیل در کودکی همراه قوم یهود به اسارت بخت النصر در آمد و به اسیری به بابل رفت . او پس از آزادی قوم یهود به دست کورش ، به شوش آمد و در همان جا در گذشت . آرامگاه او در شوش ، زیارتگاه است. شهرت دانیال نبی به خاطر پیشگویی هایش است .
*تالس (۶۲۵ تا ۵۴۳ق.م ): یکی از هفت حکیم یونان باستان است . به او پدر فلسفه یونانی و پدر علوم هم می گویند . او اصل همه چیز را از آب می دانست.
*ازوپ(احتمالا۶۲۰ تا ۵۶۰ق.م): داستان سرای یونانی که غلامش افسانه هایش را جمع آوری کرد. افسانه های او هنوز هم منبع الهام آثار ادبی به خصوص داستان های کودکان است .
*فیثاغورث (۵۸۲ تا ۵۱۰ق.م ): فیلسوف و ریاضی دان یونانی است که از متافیزیک صحبت کرد نظریاتی هم در مورد زمان دارد.
*بودا (۵۶۳ تا ۴۸۳ق.م ): شاهزاده هندی . گئوتاما یا سیذارتا قرار بود حکومت شمال هند امروز را داشته باشد .اما او چهار حقیقت بیماری، پیری، مرگ و ریاضت را دید و دست از حکومت شست. سال ها ریاضت کشید تا این که آخر “بودا” یعنی روشن شد و دینی تازه آورد. داستان زندگی او ، خود، یک دوره فشرده از آموزه های دین بودایی است .
*کنفوسیوس (۵۵۱ تا ۴۷۹ق.م ): معلم بزرگ و یکی از هفت فرزانه چینی . استاد کونگ در دوره ای که چین ، بی ثبات ترین دورانش را می گذراند ، ظهور کرد و آیین تربیتی فردی و اجتماعی خود را بنیان گذاشت . او معتقد بود که برای اصلاح فرد و جامعه باید به سنت نیاکان بازگشت . او خودش پیرو آیینی نبود، اما آیینش بیست و پنج قرن است که در چین با جدیت دنبال می شود .
منبع: نشریه همشهری جوان شماره ۴۰

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها