0

معماری یونان

 
iman_karbala
iman_karbala
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : متنتا

پاسخ به:معماری یونان
دوشنبه 27 مهر 1388  10:02 AM

 
سبك هزاران ساله معماري شمال ايران

«اسكل دچي» سبك هزاران ساله معماري شمال ايران  shomal.jpg

shomal.jpg

ساكنان شمال ايران از گذشته‌هاي دور با انتخاب مصالح در دسترس و موافق با طبيعت به ايجاد نوعي معماري كه به سرعت قابل ساخت بوده و به سهولت مرمت مي‌شد دست يافتند كه در اصطلاح «اسكل دچي» نام گرفته است
پايگاه اطلاع‌رساني شهرسازي و معماري- حسن كريميان:
تمامي صاحبنظراني كه ويژگي هاي معماري ايران زمين را شرح داده‌اند «خودبسندگي» را يكي از اصول معماري ايران برشمرده‌اند. محمدكريم پيرنيا در كتاب شيوه‌هاي معماري ايراني در معناي خودبسندگي آورده است: «... سازندگان سعي كرده‌اند مصالح مورد نياز را از نزديك‌ترين مكان‌ها و با ارزان‌ترين بها به دست آوردند.»‌

ساكنان شمال ايران از گذشته‌هاي دور با انتخاب مصالح در دسترس و موافق با طبيعت به ايجاد نوعي معماري كه به سرعت قابل ساخت بوده و به سهولت مرمت مي‌شد دست يافتند كه در اصطلاح «اسكل دچي» نام گرفته است.

از آنجايي كه به دليل موانع موجود در دسترسي مردم اين ناحيه به «چوب» كه شاخص‌ترين مصالح در ايجاد معماري" اسكل‌دچي" بوده، در سبك معماري دهه‌هاي اخير منطقه شمال كشور تغييرات اساسي ايجاد شده و سبك مذكور در حال فراموشي است.
اين نوشتار به شناسايي تعدادي از نمونه‌هاي برجاي مانده از اين نوع معماري پرداخته است.

«اسكل دچي» اصطلاحي است مركب از دو كلمه «اسكل» و «دچي». «اسكل» در زبان مازندراني به زايده‌اي پيش آمده از بنايي ساخته شده با چوب يا سنگ گفته مي‌شود. چنانچه از اين زايده به عنوان سرپناه استفاده شود آن را «اسكول» نيز گويند. «اسكول» در اصل پناهگاهي است است كه از سنگ ساخته مي‌شود. «دچي» به معناي روي هم چيده شده و روي هم انبار شده است و چون اين دو كلمه در كنار هم قرار گيرند معرف فضايي پيش آمده يا زايده‌دار و احداث شده با چوب‌ است.
بر همين اساس «اسكل دچي» به نوعي معماري اطلاق مي‌شود كه با چيدن چوب‌هاي يكسره روي هم ايجاد شود به گونه‌اي كه دو سر چوب‌هاي چيده شده به صورت زايده‌اي از زاويه‌هاي خارجي بنا بيرون قرار گيرند.

محدوده جغرافيايي

با توجه به بررسي‌هاي انجام شده اين سبك از معماري در تمامي سرزمين‌هاي شمال ايران از گنبد قابوس تا شرق اردبيل و از سكونتگاه‌هاي كوهستاني پراكنده در ارتفاعات شمالي البرز تا روستاهاي دامنه‌هاي شمالي اين رشته كوه و مناطق ساحلي درياي خزر رونق داشته است.

ساخت‌ سازه

با وجود تفاوت‌هاي اندك در شيوه‌ ساخت اينگونه بناها _ كه از شرايط اقليمي و زيستي و يا كاربري‌هاي متفاوت متاثرند _ ساخت آنها به تبعيت از اصول طرح‌ها و معيارهايي واحد انجام شده است.
بناهاي احداث شده به سبك «اسكل دچي» كه به صورت يك يا دو طبقه با كاربري خصوصي و يا عام‌المنفعه ايجاد شده داراي ويژگي‌هاي ذيل‌اند:
مصالح؛ عمده‌‌ترين مصالح اين بناها چوب و گل است. از چوب براي اسكلت‌بندي، پوشش سقف و درب و پنجره بناها استفاده مي‌شود و كاه‌گل ورز داده شده نيز كه حدفاصل چوب‌هاي چيده شده را مي‌پوشاند. اين كار نه تنها موجب استحكام چوب‌ها و سبب افزايش مقاومت بنا مي‌شد، بلكه عايقي مطمئن در مقابل حرارت و برودت محسوب مي‌شد.

اجرا
ترتيب احداث بنا به سبك اسكل دچي شامل اين مراحل است:
بسترسازي: تعيين مكان بنا با رعايت تمامي شرايط و اصول حاكم بر منطقه (مكان ساخت) و آماده‌سازي پي با قرار دادن چهار سنگ بزرگ (با وزن تقريبي يك تن و سطحي صاف) در رئوس اضلاع چهارگانه، اولين گام در ساخت بنا بوده است. بزرگي يا كوچكي سنگ‌ها نيز به تعداد طبقات و ميزان بار مرده بنا بستگي داشت. به منظور جلوگيري از رانش سنگ‌ها، نيمي از آنها را در گودالي كوچك _ كه در رئوس اضلاع حفر مي‌شد قرار مي‌دادند و اطراف آن را با سنگ‌هاي لاشه همراه با ملاتي مطمئن مي‌پوشاندند. اين سنگ‌ها را «سرين» يا تكيه‌گاه مي‌ناميدند. از آنجايي كه سنگ‌هاي سرين به صورت تكيه‌گاهي براي اولين چوب‌هاي افقي استفاده مي‌شد، در بناهاي عمومي و يا بناهاي خصوصي (با طرح پيچيده‌تر) تعداد آنها به ميزان تعداد رئوس زواياي ايجاد شده افزايش مي‌يافت. حدفاصل سرين‌ها را معمولا با ديواره‌اي از سنگ‌هاي قلوه مي‌پوشاندند تا نفوذ حيوانات وحش _ كه قدرت حفر تونل را دارند _ و سيلاب به درون خانه را مانع شود. فاصله اولين چوب افقي با سطح زمين نيز مي‌توانست مانع پوسيدگي چوب در اثر رطوبت و همچنين خوردگي آنها به وسيله موريانه شود.
اسكلت‌بندي:‌ اسكلت بناهاي احداث شده در اين سبك به وسيله چوب‌هايي صاف و طولاني كه از تنه و شاخه درختان تهيه و «دوش‌كش» نام دارد شكل مي‌يافت. دوش‌كش چوبي طويل است كه در قديم مردان قدرتمند با قرار دادن دو سر آن روي شانه‌ها آن را حمل مي‌كردند. شيوه كار بدين گونه بود كه ابتدا دو سر چوب‌هاي طويل و هم‌اندازه را پس از اندكي تراش صاف مي‌كردند و روي سنگ پي يا سرين قرار مي‌دادند. براي ايجاد اصطحكاك بيشتر بين اولين چوب و سنگ پي يك تكه نمد مرغوب را روي سنگ قرار مي‌دادند تا از جابه‌جايي و لغزش چوب از روي سنگ جلوگيري كنند. اين تكه نمد را «شال» مي‌ناميدند.

آنگاه دو سر سايه چوب‌هاي هم اندازه را اندكي تراش داده و به صورت افقي روي چوب‌هاي زيرين مي‌گذارند و با آنها قفل مي‌كردند. حاصل كار احداث اسكلت چوبي مشتمل بر رديف‌هايي از چوب‌هاي افقي موازي و مساوي بود.
در مواردي كه معمار در نظر داشت كه ديواري طويل بسازد از تكه چوب‌هايي قطور و تراشيده كه «كتله» ناميده مي‌شد به عنوان عامل اتصال دو چوب طويل در امتداد هم استفاده مي‌كرد. اين عمل را «كتله‌بندي» مي‌گفتند. كتله‌ها كه ارتباط دو چوب افقي ممتد را برقرار مي‌ساختند داراي قطري معادل چهار برابر تيرهاي چوبي افقي بودند كه درون آنها را به صورت شياري مي‌كندند تا بتوان دو تير چوبي افقي را در درون آن به صورت ممتد جاي داد.
گِل‌زني: با اتمام عمليات اسكلت‌بندي فعاليت گروهي كه در كار ورز دادن گل مهارت داشتند آغاز مي‌شد اين گروه مقدار قابل توجهي از خاك رس را جمع‌آوري و پس از «سَرَن كردن» خاك و اضافه كردن آب به آن در گوديه‌اي كه اصطلاحا «خرمنگاه» ناميده مي‌شد گل را ورز مي‌دادند به منظور ايجاد استحكام بيشتر در واپسين مراحل كار مقداري كاه خورد شده _ كه «انگو» ناميده مي‌شود _ نيز به گل اضافه مي‌كردند. پس از تاييد معمار، آن را به صورت گلوله‌هايي به وزن 2 تا 4 كيلوگرم در آورده و در حد فاصل چوب‌هاي موازي چيده شده (افقي) در اسكلت بنا قرار مي‌دادند. به مجموع اين عمليات «گل‌زني» گفته مي‌شد.
خشكه‌سازي: خشكه‌سازي به مجموع اقداماتي گفته مي‌شد كه به ايجاد پوشش سقف بنا مي‌انجاميد و ممكن بود به دو صورت «دو بَر سر» و «چهار بَرِ سر» به اجرا درآيد. در شكل نخست، بنا داراي سقفي با دو شيب به سمت شمال و جنوب و در شكل دوم داراي چهار شيب به چهار جهت بود كه آن را اصطلاحا «شيرواني» مي‌نامند.
در سبك معماري اسكل دچي خشكه‌سازي دو بر مورد استفاده بود كه اجراي آن شامل مراحل ذيل بود:

«پَلْتٍه گاردن»

هنگامي كه ارتفاع ديوارها به سطح مناسبي رسيد به منظور ايجاد زمينه براي پوشش سقف، كار با پس نشاندن تدريجي مصالح استمرار مي‌يافت. اين عمل كه با كوتاه كردن تدريجي هر چوب نسبت به چوب قبلي موازي‌اش انجام مي‌شد اصطلاحا «پلته گاردن» نام داشت.
هدف از انجام اين عمليات ايجاد دو زايده مثلثي شكل روي ديوارهاي جانبي است تا پوشش شيب‌دار سقف را بتوان روي آنها استوار كرد.

«خردار»

خردر اصطلاح محلي به ستوان فقرات نيز گفته مي‌شود و خردار چوبي است طويل كه بر بالاي دو زايده مثلثي شكل ديوارهاي جانبي قرار مي‌گيرد تا تكيه‌گاه مناسبي براي پوشش سقف _ كه با اتصالي شبيه به اتصال‌دهنده‌ها به ستون فقرات روي آن قرار مي‌گيرد _ باشد.

«گال دچين»

«گال» چوبي است نازك و طويل از شاخه درختان مقاوم جنگلي و عمليات چيده شدن مايل اين چوب‌ها روي «خردار» و ديوارهاي شمالي و جنوبي بنا به گونه‌اي كه پوششي شيب‌دار ايجاد كند را «گال دچين» مي‌گويند.

«لَت دچين»

پوشش سقف بناهاي احداث شده در سبك اسكل دچين با استفاده از تخته‌هايي چوبي به طول 80 تا 100 و عرض 30 الي 40 سانتي‌متر كه اصطلاحا «لت» ناميده مي‌شدند، صورت مي‌گرفت و عمليات چيده‌شدن تخته‌هاي چوبي ذكر شده را «لت دچين» و خانه‌اي را كه سقف آن با تخته چوبي پوشش مي‌يافت را «لت به سر» مي‌ناميدند.

كف‌سازي و سكوبندي

كف‌سازي بناهاي ساخته شده در اين سبك با دقت هر چه تمامتر انجام مي‌شد، در اين عمل پس از چيدن يك لايه سنگ‌هاي قلوه‌اي ريز در كف اطاق‌ها و احداث سكوهاي متعدد (با كاربري‌هاي گوناگون) روي آنها را با گل رس ورز داده شده مي‌پوشاندند. پس از خشك شدن گل رس استفاده شده در كف، روي آن را با گل اخراي قرمز رنگ رنگ‌آميزي مي‌كردند.

گل كار

پس از آنكه سطوح ماله كشيده و صاف ديوارها خشك مي‌شد آنها را با استفاده از گل اخراي سفيد رنگ _ كه بسيار كم‌ياب و تنها در كان‌هايي با فواصل زياد از محله‌هاي سكونت قابل دسترسي بود _ رنگ‌آميزي مي‌كردند. به اين عمل «گل كار» گفته مي‌شود. گل كار در واقع تزيين نهايي بنا به منظور اقامت در آن به شمار مي‌آمد.

ابعاد هنري

آنچه از حيث هنري در بناهاي ساخته شده در اين سبك حايز اهميت است تلاش هنرمندانه‌اي است كه در استفاده از ساده‌ترين مصالح و تركيب اصولي عناصر تزييني معمول گشته است. عناصر تزييني اين بناها را مي‌توان به شرح ذيل دسته‌بندي و بررسي كرد: تزيينات برجسته گلي، تزيينات چوبي و نقاشي‌هاي ديواري

تزيينات برجسته گلي در بناها اينگونه بودند: نيمي از مصالح به كار رفته در ديوارها و تمامي پوشش سطح آنها را گل ورز داده تشكيل مي‌دادند و به همين دليل قبل از سفيدكاري نماي بيروني ابنيه هنرمندان بومي نسبت به ايجاد نقوش برجسته و ساده‌اي از ماه و ستاره و خورشيد با شعاع‌هايي محصور در دايره و يا نقوش متقارن حيواناتي چون شير در بالاي ورودي بناها اقدام مي‌كردند و سپس روي آن را به صورت يكنواخت و مانند ساير بخش‌هاي نماي بنا با گل اخراي سفيد مي‌پوشاندند.
تزيينات چوبي : درب‌هاي چوبي يك لنگه ورودي اينگونه بناها (خصوصا در خانه‌هاي متمولين و ابنيه عمومي) داراي تزييناتي با استفاده از نقوش كنده كاري بودند و نيز در نورگير‌هاي تعبيه شده در ديوارهاي شرقي، جنوبي و غربي آنها حفاظ‌هاي مشبك چوبي با استفاده از تزيينات گره‌كاري تعبيه كه به صورت ثابت در ديوار قرار مي‌گرفت.

نقاشي‌هاي ديواري براي تزيين بناها به شكل‌هاي زير استفاده مي‌شدند: بر تعدادي از ديواره دروني طاق‌نماها با استفاده از دوده، چربي حيواني و ساير رنگ‌هاي طبيعي نقوش متقارن پرندگاني مانند خروس و يا طاووس رسم مي‌شد كه يادآور تزيينات ايرانيان باستان است و نيز در ايام نوروز با استفاده از گل اخراي قرمز و يا گچ ديواره اطاقي كه به ديد و بازديد نوروزي اختصاص مي‌يافت را به وسيله نقوشي از ستاره و خورشيد تزيين مي‌كردند.

واپسين مراحل تخريب و ضرورت توجه قبل از انهدام كامل

با توجه به يكصد و هشتاد بنا ي باقيمانده از سبك مورد بحث در مناطق مختلف شمال ايران و جمع‌بندي وضعيت آنها نتايج ذيل را مي‌توان ارايه كرد.
حدود 95 درصد از بناهاي خصوصي اسكل‌دچي _ كه مشاهده شده‌اند _ متروك بوده و يا به عنوان فضاهاي جنبي (نظير انباري، طويله و نظاير آنها) استفاده مي‌شدند.
به دليل مشكلاتي كه در تهيه چوب از عمده‌ترين عناصر ساخت اينگونه بناها به وجود آمده، مرمت بناهاي ساخته شده در اين سبك چندان ميسر نيست. در نتيجه قريب 90 درصد از اين بناها چهره‌اي متروك و مخروب به خود گرفته‌اند.
از هشت بناي عمومي مذهبي باقي‌مانده در اين سبك _ كه به رويت نگارنده رسيده _ تنها دو عدد آنها در كاربري اوليه‌شان باقي مانده‌اند و ساير آنها به عنوان انبار بناهاي مذهبي تازه ساخته شده مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به همين دليل موارد زير براي جلوگيري از اين روند توصيه مي‌شود.
گام اول اين است كه سازمان ميراث فرهنگي كشور با همكاري استانداري‌هاي گلستان، مازندران و گيلان با اعزام گروهي از كارشناسان معماري، نسبت به ثبت اطلاعات علمي مرتبط با اصول فني حاكم بر ساخت اينگونه بناها و تهيه نقشه و ماكت‌هاي متعدد از آنها اقدام و امكان بازسازي نمونه‌هاي مشابه در آيينده را فراهم كنند.
دومين مرحله اين است كه سازمان ميراث فرهنگي كشور با شناسايي و خريداري چند نمونه ارزشمند از بناهاي ذكر شده در مناطق مختلف شمال كشور، براي مرمت و نگهداري و ثبت آنها در فهرست آثار ملي اقدام كند.
به منظور آشنايي عموم و آيندگان با شيوه معماري ساكنان گذشته اين خطه از كشور، مي‌توان نمونه‌هايي از معماري اسكل دچي را در قالب موزه‌هاي استاني بازسازي و به نمايش گذاشت. موزه مذكور را مي‌توان به صورت روستايي كوچك و يا بازار سنتي كه از فضاهاي متعدد آن با معماري اسكل دچي شكل يافته باشد طراحي كرد.

مسئول روابط عمومی موسسه راسخون

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها