پاسخ به:آشنائي با آخر الزمان
دوشنبه 18 آذر 1398 8:16 PM
اسحق عليهالسلام، خداوند تعالي –پس از آنكه ساره از بچهدار شدن مأيوس شده بود- ولادت او را بشارت داد، خداي عزوجل چنين فرموده:
و امراته قائمه فضحكت فبشرناها باسحق و من وراء اسحق يعقوب، قالت يا ويلتي ألدو انا عجوز و هذا بعلي شيخا ان هذا لشيء عجيب. 438
زنش در حاليكه ايستاده بود پس بخنديد پس او را به اسحاق بشارت داديم. (سارا) گفت آيا ميشود من بزايم در حاليكه من پيرزني هستم و اين شوهرم پير (مردي) است. همانا اين چيز شگفتي است.
قائم عليهالسلام نيز بعد از آنكه مردم از ولادت او مأيوس شدند، بولادتش بشارت داده شد. چنانكه در خرايج از عيسي بن الشيخ (يا مسيح) روايت شده كه گفت:
امام حسن عسگري عليهالسلام با ما وارد زندان شد، من در حق او معرفت داشتم، به من فرمود:
تو شصت و پنج سال و يك ماه و دو روز عمر داري.
كتاب دعايي همراه من بود كه در آن تاريخ ولادتم نوشته شده بود، وقتي به آن نگريستم ديدم همانطور است كه آن حضرت فرمود، سپس فرمود: آيا اولاد داري؟ عرض كردم: نه، دست به دعا برداشت كه: خدايا فرزندي به او روزي كن كه بازوي او باشد كه فرزند چه خوب بازويي است، سپس به اين بيت از شعر متمثل شد و گفت:
من كان ذا عضد يدرك ظلامته
ان الذليل الذي ليست له عضد
(يعنيJ هر كه بازويي داشته باشد حقوق پايمال شده خود را بدست ميآورد، ذليل آن است كه بازويي نداشته باشد.
به آن حضرت عرض كردم: آيا شما فرزند داري؟
فرمود آري به خدا سوگند براي من فرزندي خواهد بود كه زمين را از قسط و عدل پر ميكند، اما الآن فرزندي ندارم؛ سپس باز (به اين اشعار) متثمل شده فرمود:
لعلك يوما ان تراني كأنما
بني حوالي الاسود اللوابد
فان تميما قبل ان يلد الحصي
اقام زمانا و قو في الناس واحد. 439
شايد كه روزي فرا رسد تو ببيني كه فرزندانم همچون شيراني در كنارم نشستهاند.
پس براستي تميم پيش از آنكه فرزندان زيادي را به دنيا آورد روزگاري دراز در ميان مردم تنها بود.