0

مکه

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

مکه
شنبه 25 دی 1389  1:43 AM

اسمش درآمده بود برای مکه، نمی‌رفت. مادرش دوست داشت محمودش حاجی بشود. پرسید: «خب مادر چرا نمی‌روی؟»

گفت: «من اگر بروم و برگردم ببینم توی همین مدت ضد انقلاب حمله کرده، یه عده را کشته، یه جاهایی رو گرفته، که نبودن من باعث اینها شده، چی دارم جواب بدم؟ جواب خون این بچه‌ها رو کی می‌‌ده؟»

«از خاطرات شهید محمود کاوه»

  

 

و سخن آخر:

ای خدای بزرگ! تو را شکر می‌کنم که راه شهادت را بر من گشودی، دریچه‌ای پرافتخار از این دنیای خاکی به سوی آسمان‌ها باز کردی و لذّت‌بخش‌ترین امید حیاتم را در اختیارم گذاشتی و به امید استخلاص، تحمل همه دردها و غم‌ها و شکنجه‌ها را میسر کردی... .

«از یادداشت‌های شهید دکتر مصطفی چمران»

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها