حرف هایم که تمام شد، لبخند موفقیت امیزی زد
ـ میدانستم که با این موضوع کنار میایی.تو از اول هم دختر منطقی و معقولی بودی!
سرم را بوسید و چیزی را کف دستم گذاشت و بی هیچ حرفی رفت
مشتم را باز کردم، قلبم ایستاد به تماشا،
من صاحب دو حلقه شدم !
منطق ِ بی منطق
جمعه 24 دی 1389 3:38 PM
حرف هایم که تمام شد، لبخند موفقیت امیزی زد
ـ میدانستم که با این موضوع کنار میایی.تو از اول هم دختر منطقی و معقولی بودی!
سرم را بوسید و چیزی را کف دستم گذاشت و بی هیچ حرفی رفت
مشتم را باز کردم، قلبم ایستاد به تماشا،
من صاحب دو حلقه شدم !