پدر که آمد هنوز بیدار بود.
زیر چشمی دید دست پدر خالی است.
چشمانش را بست.
شرمندگی
جمعه 24 دی 1389 11:46 AM
پدر که آمد هنوز بیدار بود.
زیر چشمی دید دست پدر خالی است.
چشمانش را بست.