0

سر پناه

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

سر پناه
جمعه 24 دی 1389  11:35 AM

پوستش کلفت بود.اما آن شب واقعا سرد بود.

هرکاری کرد گرمش نشد.دوید.

اما گرسنه بود و گلویش می سوخت.

گربه ها زیر ماشین ها رفتند.پسرک هم رفت.

آنجا گرمتر بود .خوابید.

صبح ماشین روشن شد و رفت.

پسرک خوابیده بود...

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها