به شیرینی نماز
یک شنبه 13 مرداد 1398 9:54 AM
به شیرینی نماز
هر که نگاهش میکرد، حیران میشد از اینهمه شباهت. پسر بزرگ علی، شبیهترین مردم بود به پیامبر.

هر که نگاهش میکرد، حیران میشد از اینهمه شباهت. پسر بزرگ #علی، شبیهترین مردم بود به #پیامبر.
کوچک بود. عادت کرده بود وقت نماز با پدربزرگش بازی کند. شگفتی مردمِ حیران از آنهمه شباهت، بیشتر میشد وقتی برخورد پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم را با او میدیدند. همیشه همانطور بود. مهربان و صبور. هر وقت رسول خدا به سجده میرفت، حسن بر کمر مبارکش سوار میشد و پیامبر آنقدر حوصله میکرد تا حسن، خود پایین بیاید. نمازگزاران متعجب نگاه میکردند. نه خشمی، نه عصبانیتی، نه اخمی حتی؟ پیامبر خدا نماز بخواند و کودکی اینچنین بر پشت او سوار شود؟ پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم ، خم به ابرو نیاورد که هیچ، تبسم هم بکند و بوسهبارانش کند؟ خیلیهایشان به کوچکترین اشارهای در نماز اشتباه میکردند. رکعتها گم میشد. سجدهها از دست میرفت. پس چه بود این حکایت؟ دستآخر دل به دریا زدند. گفتند: «يا رسولالله! شما طوری با این کودک مهربانى مىكنيد كه با احدى چنین نمىكنيد!» پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم گفت: «اين كودك، ريحانۀ من است. این پسر من، سيد و بزرگوار است و اميد مىرود كه خدا به بركت او، رابطۀ بين دو گروه از مسلمانان را اصلاح كند.»
مناقب، ابن شهر آشوب، ۳/۴۳۵.
حلية الاولياء، ۲/۳۵