0

مادر زن...

 
hookad
hookad
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 102
محل سکونت : اصفهان

مادر زن...
شنبه 25 مهر 1388  6:05 PM

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت:
حالا   یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
  مردی از میان جمعیت برخاست و گفت:
آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنمرا بیاورم!

از خدا همیشه می خوام که بیای تا من جوونم
اگه ما رو دوست نداری  یه اشاره بسمونه

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها