پاسخ به:رمان دالان بهشت
شنبه 25 دی 1389 8:11 PM
http://lordesyah.blogfa.com دالان بھشت
صفحھ ۵٨
- باید چند روز استراحت کنه و پاش رو روي زمین نگذاره. سینه ي پاس، بهش فشار بیاد دوباره
دهن باز می کنه. دو روز دیگه هم براي تجدید پانسمان بیارینش. مخصوصا تا پانسمان اول پاش رو
«. روي زمین نگذاره
طفلک مادرم در اتاق که باز شد، با رنگ و روي پریده و هراسان وارد شد و با دیدن پایم و چشم
هاي اشک آلودم به امیر تشر زد:
- هزار دفعه گفتم شوخی بی معنی نکنین، مگه به خرجتون می ره؟!
محمد که داشت از روي تخت بلندم می کرد، گفت:
- حالا که به خیر گذشت مادرجون، دیگه حرص و جوش نخورین.
من که حالم بهتر بود از اینکه مرا روي دست ببر، خجالت می کشیدم، گفتم:
- محمد بگذارم زمین خودم می آم.
با خنده گفت:
- خودت داشتی می اومدي که این طوري شد دیگه.
امیر فوري رو به مادر گفت:
- بفرمایین، دیدي تقصیره خودشه. خدا به داد این محمد بیچاره برسه با این زن.... .
wWw.98iA.Com