0

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليه السلام

 
sabanoor
sabanoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 106
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليه السلام
پنج شنبه 23 دی 1389  8:35 PM

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليهالسلام

كه در اينجا «ليظهره‏» به معناى پيدايش بعد از خفا نيست‏بلكه به معناى پيروزى و چيره شدن است و لذا با «على‏» متعدى مى‏شود تا پيروزى معنى دهد و غلبه و سلطه و قدرت را بر احياء دين افاده كند; هر چند كافران و مشركان را خوشايند نباشد.

در دعاى افتتاح - در شبهاى ماه مبارك رمضان - مى‏خوانيم:

«
اظهر به دينك و سنة نبيك‏»

كه اين جمله را هرچند مى‏توان بدين‏سان معنى و تفسير كرد كه پروردگارا! به وسيله امام زمان، عليه‏السلام، دينت را آشكار كن! اما با در نظر گرفتن مجموع مشتقات مى‏توان به اين گونه تفسير و معنا كرد كه: دينت را تقويت كن و سايه افكن فرما. و نيز در بعضى ادعيه و زيارات مبارك «ظهور الفرج على يديك‏» داريم كه ظهور به فرج و نصرت امر توجه و ارتباط دارد، نه به شخص. البته بايد در اين مورد بحث وسيعترى انجام گيرد. بنابراين معنايى كه بيان كرديم; مى‏شود عصر ظهور را به عصر پيروزى و سلطه اسلام تعبير نمود. از اين بحث مى‏توان نتيجه گرفت كه اگر ظهور را صفت‏شخص بگيريم تمام آيات و روايات و ادعيه و زيارات و مناجاتهايى كه در آنها واژه ظهور به كار رفته و استعمال شده است; تحقق نيافته و معنى پيدا نمى‏كند مگر با ظهور شخص امام زمان، عليه‏السلام. زيرا ظهور به معناى پيدايش بعد از استتار و خفا استعمال شده است. اما اگر ظهور را به معناى پيروزى و سلطه اسلام تعبير نماييم; حتى ممكن است اين پيروزى - البته تا حدودى - قبل از ظهور امام زمان، عليه‏السلام، نيز حاصل شود; لكن نه به گونه‏اى كه مستغنى از ظهور آن حضرت باشيم، هرگز. اما به صورت منطقه‏اى و محدود مى‏شود اين ادعا را بيان كرد. الان همه مى‏دانيم و مى‏بينيم و لذا عقيده فقهى - سياسى ما اين است كه الان در ايران اسلامى ما نمى‏توانيم احكام دوران غيبت امام زمان، عليه‏السلام، را به صورت مطلق، آنچنان كه در ايران قبل از انقلاب معتقد بوديم، ادعا كنيم. زيرا آنگونه كه بيان شد، امروز حكومت ايران اسلامى در ظل و سايه حكومت الهى ولى‏عصر، عليه‏السلام، برپا شده و استقرار يافته است.

3.
انقلاب اسلامى نمودارى از ظهور امام زمان، عليه‏السلام

هنگامى كه امام عصر،عليه‏السلام، ظاهر مى‏شود، بديهى است كه ايشان در يك نقطه متمركز هستند و در بلاد و مناطق ديگر كه حضور ندارند، والى معين اعزام مى‏نمايند. همانگونه كه اميرالمؤمنين، على، عليه‏السلام، در دوران خلافت‏خود مالك اشتر را به ولايت مصر، ابن عباس را به ولايت‏بصره و اصحاب و بزرگان ديگرى از برجستگان يارانش را به حكومت ديگر بلاد تعيين فرموده بود. امام زمان، عليه‏السلام، نيز براى مناطق اسلامى حاكم معين مى‏فرمايد. بدين جهت ما امروز با اينكه مدعى نيستيم كه تمامى احكام زمان حكومت ولى عصر، عليه‏السلام، را پياده كرده‏ايم; اما حكومت اسلامى خود را مرحله‏اى از ظهور به معناى تدريجى آن مى‏دانيم يعنى حاكميت تدريجى اسلام و احكام نورانى آن بخشى و رشحه‏اى از ظهور امر حضرت مهدى، عليه‏السلام، است هر چند هنوز ظهور شخص ايشان، واقع نشده است.
4.
امام‏زمان چه‏وقت‏ظهورمى‏نمايد؟

موضوع و نكته ديگرى كه احيانا در قالب سؤال مطرح مى‏شود اين است كه دنيا اكنون پر از جور و ستم است. پس چرا امام زمان، عليه‏السلام، بنا به مفاد روايت معروف و مشهور «يملاء الارض قسطا و عدلا بعد ماملئت ظلما و جورا» (8) ظهور نمى‏كند؟ در رابطه با اين مساله بايد گفت: اولا، چه كسى گفته امروز دنيا پر از ستم و ظلم است و اصولا تشخيص اين مطلب كه دنيا پر از ظلم و ستم شده يا خير با چه كسى است؟ گذشته از اين بعضى محققين مى‏گويند منظور از «ملئت ظلما و جورا» پر شدن دنيا از ظلم و جور نيست‏بلكه منظور و مراد سيطره و چيرگى ظلم و ستم و فراگيرى جوراست‏به گونه‏اى كه مجال و گريزى براى رهايى از آن نباشد. مثلا در نظر بگيريد امروز را كه نظم نوين جهانى آمريكا مطرح است و مى‏نگريم كه پس از فروپاشى شوروى سابق، آمريكاى جنايتكار كشورهاى مختلف را تحت فشار قرار داده تا حاكميت ظالمانه خود را گسترش و توسعه دهد. ولى در هر حال بايد توجه داشت كه به تعبير علمى هيچگونه عليتى فيمابين پرشدن دنيا از ظلم و جور و يا سيطره ظلم و جور بر دنيا و ظهور امام زمان، عليه‏السلام، وجود ندارد كه بگوييم بلافاصله و آنا امام زمان بايد در اين شرايط ظهور فرمايد.

توضيح مطلبى را در اينجا مفيد و ضرورى مى‏دانيم و آن اينكه روايات وارده در اين بحث و مقام دو دسته هستند:

الف) دسته‏اى از روايات مى‏فرمايند:

«
يملاءالارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا». (9)

كه اين حرف «كاف‏» به گفته بزرگان ادبيات زبان عرب يا براى تشبيه است‏يا مقابله. يعنى امام زمان، عليه‏السلام، دنيا را از عدل و داد پر مى‏كند آنچنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد يا در مقابل آنكه دنيا مملو و سرشار از جور و ستم است آن را پر از عدل و داد مى‏نمايد. ملاحظه مى‏فرماييد كه در اين تعبير و بيان، سخن از مقابله بين ظلم و عدل و يا شباهت ميان پرشدن زمين از عدالت است‏بگونه‏اى كه از جور و ستم پر شده باشد و سخنى از تاريخ سپرى شدن ظلم و جور و جايگزينى عدل و داد به ميان نيامده است.

ب) در برخى ديگر از روايات چنين آمده است كه:

«
يملاءالارض قسطا و عدلا و نورا بعد ما ملئت ظلما و جورا» (10)

بعد از آنكه دنيا از ظلم و جور پر شد امام زمان، عليه‏السلام، تشريف مى‏آورد و آن را از عدل و داد سرشار و لبريز مى‏نمايد; اما مقدار اين فاصله و اندازه آن مشخص نشده است. پس بايد اين شبهه ازاذهان بيرون بيايد كه تا دنيا از ظلم و ستم پر شد; بايد حتما امام زمان، عليه‏السلام، ظهور كند; زيرا امكان آن هست كه اين مدت زمان و فاصله بنا به حكمتها و مصالحى به درازا بكشد و اين نبايد براى كسى جاى نگرانى و يا افسردگى باشد.
5.
ذكر نام امام زمان به طور صريح

يك مساله ديگر اين است كه آيا در اين زمان ذكر اسم امام زمان، عليه‏السلام، به طور صريح و مشخص، جائز است‏يا خير؟ در بعضى روايات وارد شده كه نبايد صريحا اسم امام زمان، عليه‏السلام، را بيان كنيم بلكه بايد بگوييم (م‏ح‏م‏د) در روايتى آمده است:

«
لا يحل لكم ذكره باسمه‏» (11)

بنابراين اصلا ذكر نام حضرت مباح نيست. بعضى از اعاظم و علماى دين مستقلا در اين موضوع كتاب نوشته‏اند. (12) شيخ حر عاملى در اين مساله كتاب مستقلى تاليف نموده است. (13) مرحوم ميرداماد كتاب مستقلى در اين مساله به نام «شرعة‏التسمية‏» تاليف و بر حرمت ذكر نام اصلى امام زمان، عليه‏السلام، استدلال كرده است. (14)

شيخ صدوق (15) كه متخصص و استاد جمع روايات مربوط به امام زمان، عليه‏السلام، است در كمال‏الدين مى‏فرمايد:

«
والذى اذهب اليه ما روى فى‏النهى من التسمية‏» (16)
آنچه من بدان مايل شده‏ام رواياتى است كه در آنها از تسميه نهى شده است.

درباره فتوى به حرمت ذكر نام; صريح امام زمان، عليه‏السلام، معتقدان به اين راى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طبرسى، سيد اسماعيل عقيلى مولف «كفاية‏الموحدين‏»، ميرداماد، علامه مجلسى، محدث نورى... هر كدام به گونه‏اى به حرمت فتوى داده و آن را به زمان خاص و يا با شرايط مخصوص مقيد نموده و برداشتهاى گوناگونى از روايات مربوطه نجم‏الثاقب‏» (18) تاليف محدث نورى و ديگر مصادر مربوطه از مشروح مباحث و مطالب آگاهى حاصل نمود. لكن الان قول ديگرى حاكم است و آن اينكه هيچ يك از مراجع معظم تقليد ما ذكر نام امام‏زمان، عليه‏السلام، را حرام نمى‏دانند زيرا رواياتى را كه در اين خصوص صادر شده ناظر به زمان تقيه مى‏دانند و استدلال مى‏نمايند كه در روايات مربوطه به امام زمان، عليه‏السلام، بيان شده كه نام آن حضرت، نام پيامبر، و كنيه‏اش، كنيه پيامبر، صلى‏الله‏وعليه‏وآله، است. خوب وقتى بنا باشد كنيه پيامبر درباره ايشان علنا مطرح باشد; نام پيامبر نيز علنا در مورد ايشان مطرح شود، اين زمينه‏اى مى‏شد براى اينكه دشمنان حضرت مهدى را شناسايى كرده و جان ايشان را مورد خطر و تهديد قرار دهند و اين مربوط به زمان تقيه و خطر بوده است. پس توجه مى‏شود كه اين مساله از آن مسائلى است كه به تعبير امام راحل، قدس سره‏الشريف، شرايط زمان و مكان به عنوان عناصر مؤثرى در اجتهاد دخالت دارد و تاثير مى‏گذارد. (19) برداشت و استنباط فقهاى ما اين است كه اين روايات به زمان تقيه نظارت دارد يعنى زمانى كه خلفاى عباسى با شدت هر چه تمامتر از همه احتمالات و اخبار براى رديابى امام زمان، عليه‏السلام، استفاده مى‏كردند تا آن حضرت را يافته و نابود نمايند. اما الان كه آن تقيه وجود ندارد لذا آن حركت هم منتفى است. بنابراين ذكر نام امام زمان، عليه‏السلام، «حرمت مادامى‏» است‏يعنى مادامى كه تقيه حاكم بوده ذكر نام صريح امام، عليه‏السلام، حرام بوده است اما وقتى تقيه‏مرتفع‏شدحرمت‏هم‏مرتقع‏مى‏شود.

در اين ميان بعضى از بزرگان بين دو قول مطرح در اين مساله جمع كرده‏اند و گفته‏اند به استناد بعضى از روايات ذكر نام صريح حضرت، عليه‏السلام، در ملاء عام و محافل و مجالس جائز نيست امادر غير اين موارد، بيان نام امام زمان، عليه‏السلام، اشكال ندارد. كما اينكه شيخ مفيد در ارشاد (20) و محدث نورى در النجم‏الثاقب (21) و شيخ صدوق دراعتقادات (22) نام شريف آن حضرت را ذكر كرده‏اند و چنانكه گفته شد تفصيل و تشريح موضوع را بايد از مدارك و مصادر خاصه به دست آورد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها