0

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليه السلام

 
sabanoor
sabanoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 106
محل سکونت : اصفهان

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليه السلام
پنج شنبه 23 دی 1389  8:33 PM

دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، عليهالسلام

6-. برخاستن به هنگام ذكر نام امام زمان

مساله ديگر اين است كه آيا وقتى نام امام زمان، عليه‏السلام، برده مى‏شود قيام براى نام ايشان واجب است‏يا واجب نيست؟ مدركى كه براى اين مساله وجود دارد يكى روايتى است مشتمل بر داستان سفر «دعبل بن على خزاعى‏» به خراسان و تشرف وى به محضر حضرت رضا، عليه‏السلام، كه دعبل در آنجا قصيده‏اى را كه براى ائمه اطهار سروده خدمت‏حضرت رضا، عليه‏السلام، مطرح مى‏كند تا آنجا كه در شعر خود به نام حضرت صاحب‏الامر، عليه‏السلام، مى‏رسد، امام هشتم با شنيدن نام مبارك حضرت صاحب‏الامر، عليه‏السلام، از جاى خود برخاسته قيام مى‏فرمايد و دست‏بر روى سرگذارده و مى‏فرمايد:

«
اللهم عجل فرجه سهل مخرجه‏» (23(

چنانكه در روايت ديگرى نيز چنين آمده است كه روزى در محضر حضرت صادق، عليه‏السلام، نام حضرت صاحب‏الامر،
عليه‏السلام، برده شد، امام ششم به منظور تعظيم و احترام نام آن حضرت از جاى برخاسته قيام فرمود. (24) بديهى است عملكرد دو امام بزرگوار حضرت صادق و حضرت رضا، عليهماالسلام، براى هميشه سند و حجت‏بوده و حداقل مراتب آن اثبات استحباب شرعى است و چنانچه در سند روايت ضعفى هم وجود داشته باشد لكن: اولا: مى‏توان سيره مستمره شيعه را كه از سوى علماى اعلام و جامعه مؤمنين هميشه وجود داشته است جبران‏كننده اين ضعف اصطلاحى دانست.



ثانيا: طبق قاعده علمى متداول ميان فقها و اصوليان، اين مورد را در كليت روايات «من بلغ‏» قرار داد. توضيح مطلب آنكه چنانچه سند روايتى يك مساله مستحب و يا مكروه ثابت و مستند و واجد شرايط حجيت‏باشد كه در اين صورت عمل نخست را به عنوان يك موضوع مستحب و شرعى قطعى مى‏توان به جا آورد و عمل دوم را به عنوان يك مكروه قطعى شرعى ترك نمود. اما در جايى كه سند روايتى داراى ضعف باشد و برخوردار از شرايط حجيت‏خبر نباشد; در اين صورت با پشتوانه اخبار و روايات متعددى كه مى‏گويند: «من بلغه شى‏ء من الثواب...»

يعنى هر كس كه ثوابى را بر عملى مطلع شد و به اميد آن ثواب عمل مورد نظر را انجام داد; البته ثواب و اجر آن عمل را خواهد ديد هر چند ثواب آن عمل واقعا از طرف پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، يا ائمه اطهار، عليهم‏السلام، صادرنگرديده‏باشد. (25) البته تفاوت اين موارد با استحباب و كراهت قطعى الصدور آن است كه در اينجا بايد عمل مورد بحث را به قصد رجاء و اميد اينكه شرعا مطلوب است انجام داد نه به عنوان يك مستحب قطعى و عمل مكروه را به قصد رجاء و اميد اينكه مورد كراهت‏شارع اسلام است ترك نمود نه به نيت‏يك مكروه قطعى.

حال آيا استحباب برخاستن به هنگام شنيدن نام مبارك امام عصر، عليه‏السلام، شامل هر كدام از نامهاى آن حضرت است و يا منحصر به كلمه «قائم آل محمد» است؟ اين نيز مورد بحث و گفتگو ميان بزرگان علم و دين است كه با مراجعه به مصادر مربوطه روشن و استفاده مى‏گردد.

ادامه دارد

پى‏نوشتها:

1.
در اين رابطه به كتاب مولوى نامه تاليف مرحوم جلال‏الدين همائى (م 1400 ق،1317ش) ج‏دوم، صفحات 850 تا843 و 901 تا897 مراجعه شود كه اين عقيده را به گروهى از عرفاو صوفيه از جمله محيى‏الدين و مولوى نسبت داده و مى‏گويد: اين عقيده با مهدويت‏شخصيه منافاتى ندارد زيرا همان گروه از عارفان و صوفيان در عين حال به وجود امام عصر، عليه‏السلام، كه همان مهدى موعود باشد نيز اعتقاد جازم دارند كه در كلمات و تاليفات آنان موجود است. در كتاب ياد شده مهدى نوعى را به گونه‏اى تفسير مى‏نمايد كه با صرف نظر از مرحله ثبوت اما در مرحله اثبات، اقامه برهان بر آن ممتنع نباشد لكن بسى مشكل است.

2.
مثنوى معنوى، تصحيح نيكلسون، انتشارات اميركبير، دفتر دوم، ص‏239.

3.
جهت كاوش و تحقيق بيشتر نگاه كنيد به لسان‏العرب تاليف علامه‏ابن‏منظور (م‏711ق) از انتشارت دفتر تبليغات اسلامى قم ج 4، ص‏ص‏529 - 520

4.
سوره اسراء (17)، آيه 88.

5.
سوره توبه (9)، آيه 48.

6-سوره توبه (9)، آيه‏33.

7-سوره صف (61)، آيه‏9.

8- عن النبى، صلى‏الله‏عليه‏وآله: «لولم يبق من‏الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى ياتى رجل من عترتى اسمه اسمى يملاءالارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا» ينابيع‏المودة، ص‏426 و همچنين كمال‏الدين و تمام‏النعمة ج‏1، ص‏280، ح‏27 و مصادر فراوان ديگر.

9- همان .

10- از رسول خدا، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نقل شده است كه در رابطه با امام زمان، عليه‏السلام، فرمودند: يملاءالارض قسطا و عدلاو نورا بعد تملى‏ء ظلما و جورا و سواءا. اثبات‏الهداة، ج‏3، ح‏268; سنن ابى‏داود ج 4، ص‏107 ; كنز العمال، ج‏14، ص 264; همچنين اصبغ بن نباته به نقل كمال‏الدين، ج 1، ص‏259، حديث 5، روايت مى‏كند كه فرمودند: «يملاءالله عزوجل به الارض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها علمابعد جهلها»

11- روايت از امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، در كتاب شريف كافى، ج 1، ص 332; همچنين كمال‏الدين، صدوق، ج 2، باب‏56، ص 648، نقل شده است. همچنين در كمال‏الدين، ج 2، ص‏333، باب‏33، حديث 1، از امام صادق، عليه‏السلام، روايتى نقل شده كه پيرامون حضرت مهدى، عليه‏السلام، فرمودند: «يغيب عنكم شخصه ولايحل لكم تسميته

12-مرحوم علامه شيخ آقابزرگ طهرانى(1389-1393 ق)در كتاب ارزشمند «الذريعة‏الى تصانيف الشيعه‏» از حدود ده رساله در اين خصوص ياد نموده است.

13- علامه محقق شيخ محمد بن الحسن الحرالعاملى متوفاى 1104 ق. كتابى به نام كشف‏التعيمة فى حكم‏التسميه نوشته كه در واقع جواب رساله ميرداماداست و در آن جواز تسميه رااثبات كرده است.

14- سيد محمدباقرحسينى استرآبادى مشهور به ميرداماد (م 1041 ق) كتاب بنام شرعة‏التسميه به سال 1020 ق تاليف نموده و در آن بيست روايت را كه به نظر وى دلالت‏بر حرمت ذكر نام امام زمان (عج) دارند بيان نموده است. صاحب كفاية‏المهتدى كه بر ميرداماد تلمذ نموده مى‏نويسد: مدتى فيمابين ميرداماد و شيخ بهايى، عليهماالرحمة، بر سر جوار تسسميه وحرمت آن در زمان غيبت مناظره روى نموده و لهذا ميرداماد كتاب مذكور راتاليف نمود.

15-ابوجعفر محمدبن على بن الحسين بن بابويه قمى معروف به شيخ صدوق (م 381ق).

16- كمال‏الدين و تمام‏النعمة چاپ مكتبه صدوق ص‏307.

17- مكيال‏المكارم فى فوائد الدعاء للقائم تاليف علامه بزرگوار محمد تقى موسوى اصفهانى، قدس سره‏الشريف (1348-1301 ق.) ج 2، ص‏136 -109،18. النجم‏الثاقب فى الاحوال الامام الغائب تاليف محدث عظيم الشان ميرزاحسين نورى طبرسى، (1320-1254ق.)

19- صحيفه نور، ج 21، ص 98 حضرت امام، قدس‏سره‏الشريف، مى‏فرمايند: زمان و مكان دو عنصر تعيين‏كننده در اجتهادند.

20- الارشادفى معرفه حجج‏الله على‏العباد، محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ج‏2، صص‏343-342، (413-336 ق).

21- النجم‏الثاقب، ص 58.

22- شيخ صدوق در كتاب «اعتقادات‏» ص‏ص‏95-93 چنين مى‏فرمايد: «و نعتقد حجة‏الله فى‏ارضه و خليفة على عباده و هو القائم المنتظر،محمد بن الحسن بن على بن محمد...»

23-منتخب الاثر، چاپ سوم، ص‏506 و 508 به نقل از كتاب «مرآة‏الكمال‏» علامه مامقانى و كتاب «الزم‏الناصب‏» تاليف شيخ على يزدى حائرى و كتاب «النجم‏الثاقب‏» تاليف محدث نورى.

24- مكيال‏المكارم، ج 2، صص 172-171 به نقل از النجم‏الثاقب، محدث نورى، ص‏523 و خود نويسنده دانشمند كتاب «مكيال‏المكارم‏» ميگويد: سيره و روش مذهب شيعه دوازده امامى بر اين سنت‏حسنه جارى است.

25-. مراجعه شود به كتب علم اصول مانند رسائل شيخ انصارى (1214-1281 ق) و... و كتب روايات مانند بحارالانوار، وسائل الشيعه و...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها