من دو پا دارم. هر پایم پنج انگشت کوتاه دارد که به من کمک می کند تا راه بروم، بدوم و بایستم. اگر پاهایم نبود خیلی از کارها رانمی توانستم انجام بدهم. من از خدا سپاس گذارم.

اما هر پای من چهار تا ناخن دارد . بین ناخن هایم پرده دارم. پرده های پاهایم به من کمک می کند تا شنا کنم. مثل: کفش های غواصی که شما پایتان می کنید.

پاهای من اما چهار ناخن دارد ولی بین آن ها پرده نیست. فکر کنم برای این است که من بیش تر نیاز دارم شاخه درخت را بپرم و شنا نکنم.

پای من هم مثل تو پنج انگشت دارد اما انگشت های من از تو بلندترند تا بتوانم روی درخت حرکت کنم و با دستانم خوراکی های بزرگ را بگیرم.

پاهای من چهار انگشت و ناخن های تیز دارد که هر وقت لازم باشد آن ها را از غلاف مخصوصشان بیرون می آورم و غذایم را تکه تکه می کنم. زیر پای من موهایی دارد که باعث می شود وقتی دنبال شکار می گردم، صدای پایم آن ها را فراری ندهد. من روی دست ها و پاهایم راه می روم.

من هم مثل شیر روی دست و پاهایم راه می روم. من در دست ها و پاهایم سُم دارم، یعنی ناخن هایم طوری رشد می کند که می توانم روی آن ها بدوم.

