0

مرزهای تربیتی

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پاسخ به:مرزهای تربیتی
چهارشنبه 23 اسفند 1396  10:49 AM

 

مرزهای تربیتی – قانون ارزشیابی



درس شماره یک در پرورش کودک و زندگی این است که رشد مستلزم رنج است. درس شمارۀ دو آن‌است که همۀ رنج‌ها منجر به‌رشد نخواهند شد. درک بازگویی تفاوت‌ها، کلید دستیابی یا از دست دادن جایگاهی است که کودک در آن قرار دارد.
والدی که با شنیدن هر گریه یا شکایتی محدودیت‌ها را زیر پا می‌گذارد، باعث می‌شود که شخصیت کودک هرگز رشد نکند. وقتی فرزندان‌تان برای انجام تکالیف مدرسه، کارهای خانه، یا از دست دادن فرصتی گریه می‌کنند، چرا که وظایف مربوط به‌خود را انجام نداده‌اند، قصد دارید چه کاری انجام دهید؟ پاسخ این پرسش تاثیر بی‌نهایت زیادی بر آیندۀ فرزندتان خواهد داشت.
چهار قانون برای ارزیابی رنج
•    قانون شماره 1: اجازه ندهید فرزندتان رنج بکشد، اعمال خود را کنترل کنید
مرزهای کودکان با برخورداری والدین از مرزهای مطلوب در ذهن خودشان شکل می‌گیرد. والدین مصمم همچنان بر خودشان کنترل دارند. اگر فرزندتان تصمیم‌های خود را با اعتراض نسبت به‌مرزهایی که شما برایش در نظر گرفته‌اید، عملی می‌کند، باید بدانید شما دیگر آن والدی نیستید که با توجه به‌هدفی خاص فرزندش را پرورش میدهد.
این قانون جهان است. ناراحتی و رنج در لحظه‌های رعایت نظم به‌کودک کمک می‌کند تا یاد بگیرد خشنودی با صبر حاصل می‌شود و یکی از مهم‌ترین ویژگیهای شخصیتی است که یک فرد میتواند از آن برخوردار باشد.
اگر بتوانید بر محدودیت استوار بمانید و با رنج همدردی کنید، شخصیت کودک پرورش پیدا می‌کند. اما اگر این کار را انجام ندهید، فردا دوباره همان جنگ دیروز را پیش رو خواهید داشت.
یک کودک بداخلاق باید عواقب رفتارش را ببیند؛ چرا که اگر این رفتارش را نادیده بگیرید، در آینده بازهم آن را ادامه خواهد داد.
اگر در چارچوب مرزی که تعیین کرده‌اید،فرزندان خود را از خشم‌شان رهایی بخشید، باید در محدودیتهای بعدی در انتظار خشم شدیدتری از سوی آنها باشید. به‌خاطر داشته باشید که اعتراض یا رنج آنها تعیین کنندۀ خوب بودن چیزی نیست.
•    قانون شماره 2: رنج خود را از رنج فرزندتان جدا کنید
•    قانون شماره 3: به‌فرزندتان کمک کنید  تا متوجه شود که زندگی برپایۀ فرار از رنج‌ها پیش نمی‌رود، بلکه میتوان از رنج سازنده پشتیبان ساخت.
زندگی به‌معنای فرار از رنج نیست. زندگی‌به معنای آن است‌که یاد بگیریم به‌شیوه‌ای مطلوب و سازنده رنج بکشیم. کودکی که فرار از رنج را تجربه کرده باشد، در زندگی با رنج‌هایی بیش از آنچه لازم است روبه‌رو خواهد شد.
بعضی والدین با مداخله‌های خود فرزندان‌شان را از رنجی رها می‌کنند که بعدها آن را در ارتباط با افراد وابسته به‌مواد مخدر، الکل، اختلال در خوردن، خرید کردن یا انواع دیگر اعتیادها تجربه خواهند کرد.
این افراد به‌فرزندان خود می‌آموزند که ناراحتی و گرفتاری چیزی نیست که باید با آن روبه‌رو شوند و برآن چیره شوند یا لازم‌است که میتوان آن را در مواقع ناراحتی کنار گذاشت، آن هم با بهره‌گیری از خشنودی فوری که مادر یا پدر برایشان فراهم می‌کند.
به‌فرزندان خود بیاموزید که رنج میتواند مطلوب باشد و الگویی است برای رویارویی با مشکلات. الگویی است برای غمگین شدن و در عین حال همواره حرکت به‌جلو. با آنها در مورد اینکه چقدر انجام کار خوب سخت است همدردی کنید و سپس اضافه کنید که بازهم لازم است به‌تلاش خود ادامه دهند.
•    قانون شماره 4: اطمینان پیدا کنید که رنج مورد نظر، رنج حرکت به‌جلو و رسیدن به‌بلوغ فکری است نه رنج ناشی از نیاز یا آسیب
رفتار کودکان اغلب دربردارندۀ پیامی است و والدین نیاز دارند رنج آنها را ارزیابی کنند و دریابند که آیا رنج آنها ناشی از ناراحتی است یا ناشی از نیاز یا آسیب.
این ارزیابی به‌خصوص در دوران طفولیت اهمیت دارد. اعتراض نوزادان به‌علت رنج و گرسنگی و تنها ماندن است تا هرچیز دیگری. ناراحتی و رنجی که منجر به‌کمال می‌شود بیشتر در سال دوم زندگی شکل می‌گیرد؛ در این زمان‌است که تربیت و توجه به‌مرزهای لازم برای کودک از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود.
یک مادر دانا میتواند تفاوت بین نیاز کودک به‌تعویض پوشک، به‌یک شیشه شیر، یا در آغوش گرفتن را تشخیص دهد و یا اینکه درک کند بیش از حد خسته است یا از اینکه مجبور است برود بخوابد، عصبانی است.
اطمینان پیدا کنید که نیاز کودکان خردسال شما از قبل برطرف شده است؛ آن هم قبل از آنکه بخواهید بر این ناراحتی غلبه کنند. در مورد نوزادان، توجه بیشتری نسبت به‌خشنود کردن آنها داشته باشید.
زمانی که دارید رنج فرزندتان را ارزیابی می‌کنید، اطمینان پیدا کنید که این رنج ناشی از آسیب جدی یا ضایعۀ روحی یا چیزی بیش از نیاز واقعی به‌تربیت نیست و شما در به‌وجود آمدن آن نقشی نداشته‌اید.
والدین عادی هرچند وقت یکبار رنجی را موجب می‌شوند، اما با بیان اشتباه و عذرخواهی تاثیر آن را می‌کاهند. انسان جایز‌الخطاست. اما اجتناب از پذیرش مسئولیت در قبال اشتباهات و متهم کردن کودک به‌رفتاری که به‌سبب اشتباهات والدین به‌وجود آمده است، جایز نیست.
منبع: کودک و حد و مرزهای
 

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها