پاسخ به:پاسخ به:مرزهای تربیتی
چهارشنبه 23 اسفند 1396 10:47 AM
مرزهای تربیتی – قانون قدرت (2)

• چهچیزی بهکودک تعلق دارد و چهچیزی بهاو تعلق ندارد
والدین خاطرات فراوانی از جنگ بر سر قدرت با کودکان خود دارند. کودکان در میلیونها صحنه بر قدرت مطلق خود اصرار میورزند؛ مواردی مثل انجام کارهای منزل، نحوۀ لباس پوشیدن، امتیازها و محدودیتها و دوستان.
وظیفۀ شماست که بهفرزندتان کمک کنید تا آنچه را که انجام میدهند و کنترلی بر آن ندارند بهنسبت میزان قدرت آنها دستهبندی کنند. همچنین بهیاد داشته باشید که شما بهاحتمال زیاد افراد زیادی را در اطراف خود ندارید که بخواهند بهاین درسها گوش دهند.
کودکان نیز درست مثل افراد بزرگسال دوست ندارند محدودیتهایشان را بهآنها یادآوری کنند و شاید بخواهند شخص پند دهنده را با شدت هرچه تمام از خود برانند. برای انجام وظایفی که از جانب خداوند بهشما محول شده است باید پرتلاش باشید و از پای ننشینید.
انکار وابستگی
کودکان دوست ندارند بهآنها یادآوری شود که بهوجود کسی غیر از خودشان نیاز دارند. آنها میخواهند خودشان تصمیم بگیرند، مشکلات خود را حل کنند و مجبور نشوند از شما بخواهند بهآنها کمک کنید یا آنها را مورد حمایت قرار دهید.
آنها میخواهند بهبدترین وضع ممکن مستقل باشند که اغلب سبب خواهد شد دچار مشکلات جدی شوند؛ آن هم قبل از آنکه اجازه دهند والدینشان بدانند چه اتفاقی افتاده است.
در اینجا اغلب دو نوع وابستگی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. وابستگی عملی بهمقاومت کودک در انجام وظایف و کارهایی مربوط میشود که در زندگی مسئولیت آن را برعهده دارد. این بهمعنای آن است که کودک میخواهد دیگران مراقب کارهایی باشند که او باید انجام دهد.
بهطور مثال، یک نوجوان بهجای انجام یک کار نیمه وقت از والدینش پول میخواهد. اما شما نباید وابستگی عملی برای او ایجاد کنید. اجازه دهید نوجوان اندکی با طعم شکست آشنا شود. این کار بهاو کمک خواهد کرد تا برای پیدا کردن یک شغل بهدنبال کار بگردد.
وابستگی ارتباطی در واقع نوعی نیاز برای برقراری پیوند با خداوند و دیگران است. خداوند بهنحوی ما را آفریده است تا بهلحاظ ارتباطی وابسته باشیم؛ ما در زندگی خود نیاز بهانگیزه داریم. وابستگی ارتباطی آن چیزی است که ما را بهسوی در میان گذاشتن مسائل روحی خود با یکدیگر سوق میدهد و موجب میشود آسیبپذیر و نیازمند باشیم.
لازم است شما وابستگی ارتباطی فرزندتان را حمایت و تشویق کنید. بهاو یاد دهید که افراد بالغ و سالم بهدیگران نیاز دارند و خود را منزوی نمیکنند. همچنین ممکناست فرزندتان دوگونه وابستگی را باهم اشتباه بگیرد.
ممکناست فکر کند که اگر از دیگران تقاضای آسایش و درک کند، بهاین معناست که هنوز بچه است. بهاو کمک کنید تا درک کند نیاز بهعشق نشانۀ ناپختگی نیست. بلکه، این نیاز بهما انرژی میبخشد و ما برای رویارویی و کنترل مشکلات خودمان بهآن نیاز داریم.
متوجه میشوید که فرزندتان با مشکلی روبهرو است، اما شاید او دارد خودش را در قدرت مطلق ناشی از اتکا بهخود منزوی میکند. دیگر زمان آن گذشته است که در مقابل سؤال: روزت را چگونه گذراندی؟ بشنویم: خوب.
با انزوای فرزندتان برخورد کنید. بهاو بگویید که نمیخواهید برایش سخنرانی کنید و فقط میخواهید بدانید چه احساسی دارد. این امکان را برایش بهوجود نیاورید که تصویری از بینیازی بهدیگران را در ذهن خود بسازد.
یکی از راههایی که بهشما کمک خواهد کرد آن است که منتظر شوید تا از شما کمک خواسته شود. اگر بهسرعت بهسوی کودکی که زمین خورده است، بدوید و او را از زمین بلند کنید، آن هم پیش از آنکه برای کمک خواستن از شما گریه کند، ممکناست این طرز تلقی را در ذهنش پرورش دهید که من آنقدر قدرتمندم که بهوجود مامان نیازی ندارم، بهاین ترتیب او مسئولیت کمک خواستن از دیگران را برعهده نمیگیرد.
ساده نیست زمانی که فرزندتان همۀ توانایی خود را از دست داده است، او را تماشا کنید و انتظار بکشید. این وضعیت قلب هر پدر یا مادر دلسوزی را میخراشد. اما این تنها راهی است که این امکان را بهکودک میدهد تا نیاز خود بهحمایت و عشق را تشخیص دهد و بفهمد که بدون آنها از توانایی کامل برای زندگی کردن برخوردار نیست.
منبع: کودک و حد و مرزهایش
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب