پاسخ به:پاسخ به:مرزهای تربیتی
چهارشنبه 23 اسفند 1396 10:44 AM
مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (1)
لازم استکه کودکان بدانند مشکلاتشان، مشکلات خودشان است، نه شخص دیگر. زندگی آنها، واگن کوچک قرمز رنگی است کهمتعلق بهخودشان است، وظیفۀ آنها بهحرکت درآوردن این واگن است، بدون آنکه از شخص دیگری انتظار کمک داشته باشند.
نتیجۀ منطقی این مسئله آن است که وقتی کودکان باید مراقب روابط خود باشند، نباید درگیر مشکلات دیگر شوند. آنها مسئول خودشان و رفتارشان نسبت بهدیگران هستند.
یکی از مشخصههای بلوغ مسئولیت پذیری، دنبال کردن آرزوها و حل مشکلات خود است. اگر برای تغییر مسیر دیر راهنما بزنیم، بزرگراه مقصر نیست. اگر میخواهیم پیشرفت شغلی داشته باشیم، باید واحدهای درسی را با جدیت بگذرانیم.
والدین بالغ، در عوض آنکه سعی کنند شخص دیگری را متهم کنند یا بخواهند شخص دیگری مشکلاتشان را حل کند، خودشان حلال مشکلات میشوند.
مسئولیت پذیری در کودکان خودبهخود بهوجود نمیآید. در طول اولین سال زندگی، نوزاد با وظیفهای متضاد درگیر است، یعنی وظیفۀ آموختن وابستگی و نیاز. او برای دستیابی بهعشق و آسایش از سوی مادرش تلاش میکند و یاد میگیرد که اعتماد کند.
زندگی او حقیقتاً در اختیار شخص دیگری است و او ممکناست بدون برخورداری از دلسوزی لازم، از بین برود. اما حتی در چنین شرایطی هم او یاد میگیرد مسئولیت خود را در قبال برآورده شدن نیازهایش برعهده گیرد.
زمانی که ناراحت است گریه میکند، تا مادرش را از مشکل خویش آگاه کند. او بازوهایش را باز میکند تا در آغوش گرفته شود. خداوند بهنحوی ما را آفریده است که از همان آغاز یاد میگیریم بار خودمان را در زندگی بر دوش بکشیم.
بنابراین بخش اعظم آموزش مرزهایی که برای فرزندانتان در نظر گرفتهاید، با کمک کردن بهآنان در درک این مسئله شکل میگیرد که باید بهتدریج مسئولیت مشکلات خود را برعهده گیرند. بار سنگینی که ابتدا بهوالدین تحمیل میشود، درنهایت باید بهکودک انتقال پیدا کند.
ابعادی از زندگی را که کودکان شما نیاز دارند مسئولیت آنها را بهعهده بگیرند، گنجینههای آنها مینامیم. بخشی از آن گنجینه بهشخصیت ما مربوط میشود؛ اینکه چگونه عشق میورزیم، کار میکنیم و بهدیگران خدمت میکنیم. اجازه بدهید با بعضی از گنجینههایی آشنا شویم که فرزندتان نیاز دارد بهآنها دست یابد.
نگرشها
نگرشها با احساسات تفاوت دارند. نگرشها، نقطهنظرها یا باورهایی هستند که در مورد افراد یا موارد مختلف داریم. در زیر فهرست کوتاهی از چیزهایی آورده شده که فرزندانتان باید آنها را بهعنوان یک نگرش در خود پرورش دهند:
فردیت (قدرت و ضعف، علایق و بیزاریها)؛ نقش خانوده؛ دوستان؛ خداوند (ذات وجودی او چیست و ما چگونه بهاو وابستهایم)؛ مدرسه (امور و وظایف آن)؛ کار، موارد اخلاقی (امور جنسی، مواد مخدر)
کودکان برای در اختیار گرفتن نگرشهای خود، در دو زمینه نیاز بهکمک دارند. لازم است آنها متوجه شوند که نگرشها همان چیزهایی هستند که برای شکلگیری آنها تلاش میکنند و خودشان در ارتباط با آنها تصمیم گیری میکنند و باید بدانند که ممکناست نگرشهای دیگران مانند نگرش آنها نباشند. ضمناً لازم است ما بهآنها کمک کنیم تا شاهد عواقب نگرشهای خود و اینکه چگونه باید مسئولیت آنها را بپذیرند، باشند.
بهطور مثال، نگرش فرزندتان نسبت بهاعضای خانوادهاش شاید چنین باشد که: خانوادهام بهوجود آمدهاند تا نیازهای من را برطرف کنند. بهجای اینکه چنین باشد: من در گروهی هستم که نیازهای هر شخصی در آن بهاندازۀ نیازهای من اهمیت دارند.
بهاو نشان دهید که چگونه ممکناست نگرشهایش، خودش و دیگران را ناراحت کنند. بهاو ارزش قرار گرفتن در جمع را آموزش دهید و نشان دهید که چگونه نیازهایش در جمع برطرف خواهند شد.
آموزشهای خود را با بیان تجربههایی که میتوانند بهاو کمک کنند این واقعیتها را درک کند، دنبال کنید. بهطور مثال شاید بگویید:
مولی اگر نتوانی صبر کنی و قبل از اینکه حرفهای برادرت تمام شود، صحبت او را قطع کنی، مجبور شوی برای حرف زدن دربارۀ اتفاقاتی که در طول روز برایت افتاده است، تا فردا صبر کنی. ما واقعاً میخواهیم آنچه را که در مدرسه اتفاق افتاده، بشنویم؛ اما باید صبر کنی تا نوبتت شود.
این کار باعث پرورش نگرش احترام بهاحساسات دیگران خواهد شد. شما با نشان دادن تجربههای واقعی، بهفرزندتان کمک مؤثری میکنید تا نگرش خود را بهکمال برساند. بهمعنای دیگر بهفرزندانتان آموزش دهید، هر زمان که با مشکلی روبهرو شدند، ابتدا بررسی کنند که در جهت حل آن مشکل چه کاری میتوانند انجام دهند.
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب