پاسخ به:مرزهای تربیتی
چهارشنبه 23 اسفند 1396 10:38 AM
مرزهای تربیتی– احترام گذاشتن به دیگران (3)
• انتخاب دوست
اگر فرزندان شما با کودکانی دوست شدهاند که مورد تایید شما نیستند، فقط دربارۀ انتخاب دوستانشان با آنها صحبت کنید (مگر زمانی که در خطر باشند) بهاین توصیهها توجه کنید:
- سامی چه احساسی در تو بهوجود میآورد؟
- دوست داری اینطور تهدید شوی؟ نمیخواهم دور و بر کسی باشم که بهافکارم احترام نمیگذارد.
- از چه خصوصیت او خوشت میآید؟ من معمولاً نمیخواهم با افرادی دوست باشم که همیشه میخواهند راه خودشان را بروند.
- امیدوارم بتوانی او را تحت تاثیر قرار دهی که رفتار بهتری پیدا کند.
گاهی اوقات ممکناست دوستانی که فرزندتان برای خود انتخاب کرده است خطرناک باشد، در این موقعیت شما باید وارد عمل بشوید. اما چنین انتخابهایی بهمعنای آن است که مشکلی بیش از این وجود دارد. اگر کودکی افراد آزاردهندهای را برای دوستی انتخاب میکند، بهاین معنی است که باید در جستجوی الگوهای افسردگی و ناامیدی یا بیاعتنایی نسبت بهمشکلات باشید.
• لباس پوشیدن و ظاهر کودکان
لباسها و مدلهای کودک باید براساس انتخاب او باشد، مگر آنکه این انتخابها کودک را با مخاطره روبهرو کند. بهطور مثال، پوشیدن برخی از لباسهای خاص بهمعنای آن است که فرد عضو یک باند و گروه خاص افراطی است و یا میتواند بهمفهوم بیقید و بندی رفتاری باشد. در آن صورت شما باید دخالت کنید.
اما تا قبل از آن، اجازه دهید کودکان خودشان لباسها و مدل موهایشان را انتخاب کنند. هرچه که آنها زودتر یاد بگیرند خود و استقلالشان را مدیریت کنند، بهتر است.
معمولاً پیامدهای دنیای واقعی در مورد آنها قضاوت خواهد کرد. اگر لباسهایشان بیش از حد عجیب و غریب باشند، مسئولان مدرسه او را از این کار منع خواهند کرد. اگر دایرۀ اجتماعی که در آن حضور دارند آنها را بهدلیل مدل موهایشان طرد نمیکند، اجازه دهید بههر نحوی که میخواهند موهای خود را درست کنند.
بر موارد مهمتری مثل ارزشها، مهارتها، عشق، صداقت و رفتار با مردم تمرکز کنید. یکی از دوستانم یک بار بهمن گفت: زمانی که دریافتم گوشواره بهگوشش انداخته تا نشان دهد که با من فرق دارد، اجازه دادم تا این کار را انجام دهد. چون نمیخواستم برای آنکه نشان دهد شخصیت خاص خودش را دارد، چیزی مخرب را امتحان کند.
• نتیجه
قانون احترام بهکودکان یاد میدهد که دنیا فقط بهآنها تعلق ندارد و آنها باید آن را با دیگران تقسیم کنند. با این روش آنها یاد میگیرند که همسایههای خوبی باشند و با همسایههای خود بههمان نحوی رفتار کنند که میخواهند با آنها رفتار شود.
آنها یاد میگیرند که همیشه بهچیزهایی که میخواهند بهدلخواه خودشان باشد نمیرسند و زمانی که نمیتوانند بهآنچه میخواهند دسترسی پیدا کنند، وضعیت موجود را میپذیرند.
آنها میتوانند تحمل کنند که قادر بهتغییر یک محدودیت نیستند. آنها میتوانند بدون درگیری از دیگران پاسخ منفی بشنوند و میتوانند تحمل کنند که دیگران زندگی و انتخابهایی مشتقل از آنها داشته باشند. بهیاد داشته باشید که مسیر پیش رو چنین بهنظر میرسد:
- کودکان برعلیه محدودیت اعتراض میکنند.
- آنها سعی میکنند محدودیت را تغییر دهند و شخصی را که آن را در نظر گرفته، تنبیه کنند.
- شما محدودیت را اِعمال میکنید، اما در عین حال از واقعیت و احساس همدردی نیز کمک میگیرید.
- کودکان محدودیت را میپذیرند و نگرش بهتری را نسبت بهآن در پیش میگیرند.
این تغییرات یک روزه اتفاق نخواهند افتاد. این امر فرآیندی است که با گذشت اوقات سختی شکل خواهد گرفت. اما اگر بهمدد عشق و محدودیت تا آخرین مرحله آن را اجرا کنید، نظم توام با محبت که بهمرحله اجرا درمیآید بهبار خواهند نشست و محصول آن نیل بهپرهیزگاری و ارامش برای افرادی است که آن را رعایت کردهاند.
و فرزندان شما بر مبنای قانون طلایی رفتار کردن با دیگران بهنحوی که میخواهید با شما رفتار شود زندگی خواهند کرد و آیندۀ بهتری را برای خود و افرادی که دوستشان دارند، رقم خواهند زد.
منبع: کودک و حد و مرزهایش
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب