پاسخ به:مرزهای تربیتی
چهارشنبه 23 اسفند 1396 10:37 AM
مرزهای تربیتی–احترام گذاشتن به دیگران (2)
• احترام بهجدایی
آزادی و جدایی ما از یکدیگر یکی از مهمترین ابعاد ارتباط است. لازم است بتوانیم بهجدایی از افرادی که بهآنها عشق میورزیم، احترام بگذاریم. این درس از دوران نوپایی آغاز میشود، آن هم با افزایش محدودۀ جدایی مادر و پدر از کودک، و برعکس.
کودک در آغاز جدایی گریه و اعتراض خواهد کرد و بلافاصله آن را نمیپذیرد. والدینی که در برابر این جدایی پذیرفته شده بهروش نامناسبی تسلیم میشوند واجازه میدهند کودک آنها را کنترل کند، درسهای بسیار بدی را به او میآموزند.
کودکان باید تربیت مناسبی داشته باشند و عشقی کافی دریافت کنند و لذت ارتباط را بچشند، اما نیاز دارند تحمل جدایی را نیز یاد بگیرند. زمانیکه آنها جیغ میکشند وگریه میکنند،لازم است با آنها همدری شود و سپس تنها بمانند.
آنها با این روش یاد خواهند گرفت فردیت خود را بپذیرند و از آن لذت ببرند؛ چرا که مجبورند با آن کنار بیایند. این به معنای آن نیستکه کودک را با یک نیاز حقیقی رها کنیم؛ بهخصوص در دوران طفولیت. نیازهای واقعی همیشه باید پاسخ داده شوند.
زمانی که نیازها برطرف میشوند،کودکان همچنین باید یاد بگیرند که در مواقعی قرار است از افرادی که به آنها عشق میورزند جداشوند و این روند طبیعی زندگی است . اگربا آنها همدردی شود و درشرایط پذیرش این واقعیت قرار گیرند، یادخواهند گرفت که جدایی قابل قبول است.
• آنها نیز بهجدایی نیازدارند
اجازه دهید کودکان جدایی خودشان را بپذیرند. برای آنکه به آنها آموزش دهید بهشما احترام بگذارند، باید بهآنها احترام بگذارید. بهآنها آزادی متناسب با سن انها را اعطا کنید، و مجبورشان نکنید همیشه درسایه شما قرار بگیرند.
این آزادی، چه ازادی دادن بهیک کودک نوپا برای کشف یک منطقه امن باشد، چهزادی دادن بهیک کودک دبستانی برای رفتن بهخانه همسایه یا حاضرشدن یک نوجوان بر سر قرار ملاقات با دوستانش، باید توجه کرد که همه این موارد در محدوده شخصی زندگی آنها و انتخابهای مورد نظرشان اهمیت زیادی برای انها دارد.
همچنان که آنها بزرگتر میشوند، محدوده و فضای وسیعتری را طلب میکنند و تنها در صورتیکه قادر باشند بهطور مناسبی کنترل آن را به دست گیرند، باید آن را در اختیار داشته باشند. پس از زمانی کهضرورتی احساس نمیکنید بهخلوت و محدوده آنها وارد نشوید.
• محدوده کودکان
اتاق کودک مثال خوبی برای این جدایی است. مادر این مورد آموزش را پیشنهاد میکنیم ولازم میدانیم که کودکان خردسال یاد بگیرند اتاقشان را تمیز و بهنحو معقولی مرتب کنند. اما همچنان که آنها بزرگتر میشوند، بهآزادی بیشتری نیازخواهند داشت تا فضای خود را هدایت کنند.
این امکان را برای آنها فراهم کنید. اما اگر آن را از دست دادند، عدم مسئولیتپذیری را در آنها بهوجود نیاورید. بهطورمثال، اگر در پیداکردن وسایل خود مشکل دارند، آنها را برایشان پیدا نکنید.
همچنین، بهآنها اجازه ندهید در فضای جمعی خانه تنبلی و بیعاری را در پیش بگیرند، چراکه توجه بهاین مکانها این توانایی را در آنها شکل میدهد که یاد بگیرند همسایه خوبی باشند.
آنها میتوانند محدوده خود را داشته باشند و با رعایت محدودیتها آنطورکه میخواهند زندگی کنند. حتی اگرشما بهعنوان یک بزرگسال محدودیتهای خطرناک مانند رعایت موارد ایمنی را در اپارتمان خودرعایت نکنید، ازسوی مدیر اپارتمان اخطاری دریافت خواهیدکرد.
بنابراین حتی اگر کودکان در محدوده اتاق خود پا را از مرزهای مشخص ایمنی فراتر بگذارند میتوانند اختیار تام آن را از دست بدهند.
• وقت انها
وقت نمونه دیگری از جدایی است. وقتی کودکان قادر شوند خود را ازخطرات معمول حفظ کنند، باید بتوانند وقت و انتخاب های خود را با درنظر گرفتن محدودیتهای مناسب با سنشان کنترل کنند. کودکان خردسال تر- زیر سن دبستان – نیاز بیشتری برای تنظیم وقت خود دارند.
اما میتوانند بارعایت این ساختار انتخابهای خود را نیز داشته باشند. بهطور مثال آنها درک میکنند که وقت بازی بهپایان رسیده و وقت خواب فرا رسیده است.
کودک دبستانی یاد میگیرند که میتوانند بعد از انجام تکالیف مدرسه بازی کنند. کودکان ناچارند وقت خود را مدیریت کنند، امامحدودیتها آنها را وادار میکنند که مدیریت بهتری داشته باشند.
به محض آنکه کودکان بهاندازه کافی بزرگ شدند که نحوه اینکار رایاد بگیرند، انها را در موقعیت حاضرشدن به موقع برای رفتن بهجاهایی مانند مدرسه، حضور سر میزشام و بهاتمام رساندن کارهایی مثل کار خانه و تکالیف مدرسه در موعد مقرر قرار دهید. اگر هم نتوانستند زمان انجام کارهای خود را مدیریت کنند اجازه دهید باعواقب ان روبهرو شوند.
اگر سالها بهفرزندان خود در مورد حاضر شدن بهموقع برای انجام کارها، غر بزنید، آنها هرگز مرزهای زمانی را یاد نخواهند گرفت. محدودیتهای زمانی فقط زمانی واقعی هستند که اجازه دهید برای کودکان واقعیت پیدا کنند.
شکوه نکنید؟ مدام بهآنها یادآوری نکنید؟ شما که ساعت نیستید؟ اطمینان پیدا کنید که آنها ساعت را یاد گرفتهاند وزمان را میشناسند، به آنها بگویید زمان انجام هر کاری چهموقع است و اجازه دهید بهموقع برای انجام آن کار حاضر شوند.
آنها باید بدانند که اگر در این کار موفق نشوند با مشکلی روبهرو خواهند شد؛ بهاین ترتیب شاید آنها چند شام ،یا جلسه آموزشی را از دست بدهند، اما بهزودی یاد خواهند گرفت که معنای واقعی زمان چیست.
اگر کودکان الگوی حاضرنشدن بهموقع سر میز شام را در ذهن داشته باشند، بعد از صرف شام هیچ غذایی برای خوردن پیدا نمیکنند. مرزهای خود را مشخص کنید: ((من شام را از ساعت 7تا 7.30 بعدازظهر آماده میکنم . بعد از آن در آشپزخانه بهروی آنهایی که شام نخوردهاند، بسته میشود.))
اجازه دهید مشکلات با شکم گرسنه بهرختخواب رفتن، از دست دادن سرویس مدرسه، یا حاضر شدن بهموقع برای رفتن بهمحل مورد نظر را خودشان حل کنند.
آنها موقعیتهای متعددی را از دست نخواهند داد تا این موضوع را یاد بگیرند. اما اگر شما نق بزنید و سعی کنید آنها را با مداخله در مدیریت آزادیشان کنترل کنید، آنها هرگز نمیآموزند که محدودیتهای زمان واقعی هستند و باید جدی گرفته شوند.
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب