0

ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت
شنبه 13 آبان 1396  6:56 PM

ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت

داستانی شنیدنی وعبرت آموز از قرآن کریم، که به ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت، می‌پردازد، را در اینجا بخوانید.

ماجرای حسرتی که تبدیل به تنفر شد/ دانشمندی که در کام زمین فرو رفتبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می  زند.

 قارون با ثروت‌های کلان و مرکب‌های راهوار از خانه بیرون می‌آمد و بر اثر جنون نمایش ثروت، اموال خود را به رخ مردم می‌کشید. حتی بعضی نوشته اند: «قارونبا یک جمعیت ۴۰ هزار نفری در میان بنی اسراییل رژه رفته است، درحالی که  ۴  هزار نفر براسب‌های گران قیمت با پوشش‌های سرخ سوار بودند و نیز کنیزان سپید روی با خود آوردکه بر زین‌های طلایی که بر استر‌های سفید رنگ قرار داشت سوار بودند، لباسهایشان سرخ بوده و همه غرق در زینت آلات طلا جلوه می‌کردند، و مطابق گفته بعضی، تعداد آنان ۷۰ هزار نفر بود.

اکثر آن‌ها دنیا پرست که عقلشان در چشمان بود، وقتی که آن صحنه پر زرق و برق را دیدند، با حسرت عمیق، آه سوزان از دل برمی‌کشیدند و چنین آرزو می‌کردند که‌ای کاش به جای قارون بودند، و حتی یک روز و یک ساعت و یک لحظه مانند قارون بودند؛ و می‌گفتند: «به راستی که قارون دارای بهره عظیمی از نعمت هاست. آفرین بر قارون و ثروت سرشارش، چه جاه و جلالی و چه حشمتی که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد؟!» در حقیقت هم قارون و هم آن آرزو کنندگان در  کوره عظیم امتحان الهی قرار گرفته بودند.

ولی در مقابل این اکثریت دنیا پرست، گروه اندکی از آگاهان و پرهیزکاران نیز بودند و می‌گفتند: «وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ» (آیه ۸۰ سوره قصص). «وای بر شما، ثواب و پاداش الهی برای کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند بهتر است.».

اما طولی نکشید که همان اکثریت دنیاپرست نیز، حقیقت را درک کردند، و به جای حسرت و آه، اظهار تنفر به زرق و برق قارون می‌نمودند، و این درآن هنگام بود که خداوند بر قارون غضب کرد، و همه خانه و تشکیلاتش را در کام زمین فرو  برد. در این وقت همان آرزومندان پر حسرت می‌گفتند: «وای بر ما! گویی خداوند روزی را بر هرکسی که بخواهد گسترش می‌دهد، و بر هر کس بخواهد تنگ می‌کند، و کلید آن تنها در دست خداست.» از این روی در این فکر فرو رفتند که اگر آرزوی مصرانه دیروز آنان به اجابت می‌رسید، و خدا آن‌ها را به جای قارون قرار  می‌داد، چه خاکی بر سر می‌کردند.

به همین سبب درمقام شکر برآمده و گفتند: «اگر خداوند برما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمین فرو می‌برد،‌ای وای! مثل اینکه کافران هرگز رستگار نمی‌شوند. اکنون حقیقت را با چشم خود می‌نگریم، و نتیجه غرور و سرکشی وشهوت‌پرستی را می‌بینیم و می‌فهمیم که اینگونه زندگی‌هایی که دورنمای  دل‌انگیزی دارد، بسیار وحشت‌زاست.»

آری! قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود، امروز بر اثر  غرور اینگونه به خاک مذلت نشست.

انتهای پیام/

 
 
تشکرات از این پست
rozgol
دسترسی سریع به انجمن ها