امیرالمومنین و مسلمانان
یک شنبه 19 شهریور 1396 3:57 PM
تاریخ سیاسی اسلام گویای وقایع و حوادث پندپذیر و آموزنده برای بشریت میباشد. از جمله اینها میتوان به برخورد امام علی (ع) با مخالفان و معاندان اشاره نمود. در دوران حکومت کوتاه امیر مؤمنان علیهالسلام به دلیل مخالفت گروههای گوناگون با آن حضرت، زمینه نمایش سیره عملی رهبران الهی در برخورد با مخالفان بیش از زمان دیگر امامان علیهمالسلام پدید آمد. لذا بررسی این دوره از تاریخ در ترسیم اصل فوق، اهمیت بسزایی دارد. زمانی که امیر مومنان علی (ع) در سال 35 هجری قمری حکومت را به دست گرفت عده ای به مخالفت و معاندت با حضرت برخاستند.در همان دوران بود که مقابله با امیرالمؤمنین علی (ع) و حکومت او چهره ای نظامی و جنگ طلبانه به خود گرفت.
حضرت علی (ع) در دوران حکومت خود با سه گروه سرکش روبهرو شد که خواستهی آنها تکرار وضع زمان حکومت خلیفه سوم بود: بذل و بخششهای بیجهت، اسراف کاری، تثبیت حکومت افراد نالایقی چون معاویه و تحکیم فرمانروایی استانداران حکومت پیشین. در این میان ناکثین یا گروه پیمانشکن؛ با رهبری طلحه و زبیر که در سایه احترام عایشه، همسر پیامبر اکرم (ص)، و کمکهای بیدریغ بنی امیه که در حکومت امام علی (ع) دستشان از همه جا کوتاه شده بود، سپاه بزرگی برای تصرف کوفه و بصره ترتیب دادند، خود را به بصره رساندند و آن را تصرف کردند. از طرفی قاسطین یا گروه ستمگر؛ که رئیس این گروه معاویه بود با فریب و نیرنگ، حدود دو سال و بلکه تا پایان عمر امام علی (ع)، فکر آن حضرت را به خود مشغول ساختند. در نهایت نیز مارقین یا گروه خارج از دین؛ که اینان همان گروه «خوارج» هستند تا پایان نبرد صفین در رکاب علی (ع) بودند و به نفع آن حضرت شمشیر میزدند، ولی فریبکاری معاویه سبب شد بر امام خود شورش کنند و گروه سومی تشکیل دهند که هم بر ضد امام، و هم بر ضد معاویه باشند. علی (ع) با این گروه در منطقهای به نام نهروانرو به رو شد و جمع آنها را متفرق ساخت. اما سرانجام یکی از همین خوارج، او را به شهادت رساند.
امام علی (ع) در برخورد با مخالفان خویش سه راهبرد اساسی داشت: گفتوگو؛ مدارا؛ برخورد قاطع.تلاش اولیه امیر مؤمنان، پاسخگویی به شبهات مخالفان بود و میکوشید راهی برای پایانبخشیدن مسالمتآمیز به نزاع و دشمنی بیابد. اگر از این راه نتیجه دلخواه به دست نمیآمد، با مخالفان خود، تا جایی که به امنیت و وحدت جامعه اسلامی آسیبی نمیرسید، مدارا از شدت و اتخاذ اقدامات قهرآمیز پرهیز میکرد. سرانجام اگر مخالفان دست به قیام علیه حکومت اسلامس میزدند و امنیت شهرها و راهها را به خطر میانداختند، نوبت به برخورد قاطعانه میرسید. البته امام (ع) در این مرحله نیز هیچ گاه از ارشاد و راهنمایی دشمنان غفلت نمیکرد.
1- گفت و گو: امام علی (ع) با طلحه و زبیر بارها به گفتوگو نشست و برای هدایت آنان از هیچ کوششی دریغ نورزید؛ به گونهای که حتی به آنان پیشنهاد کرد بخشی از دارایی شخصی امام را از آن حضرت بگیرند و از زیادهخواهی و تصرف در اموال عمومی درگذرند. اما آنان همچنان برخواسته خود پای میفشردند و سهم بیشتری را از بیتالمال میخواستند.طلحه و زبیر عدالت امام را تاب نیاوردند و سپاهی عظیم برای مبارزه با آن حضرت آراستند؛ اما امیرمؤمنان همچون گذشته به روشنگری خویش ادامه داد و با فرستادن نامهها و سفیران خود، از آنان خواست که دست از هواهای نفسانی خود بردارند و به عهد و پیمان نخستین خویش باز گردند. در گیر و دار جنگ جمل نیز امام علی (ع) از ارشاد و راهنمایی دشمنان خویش دست نکشید و سرانجام با یادآوری حدیثی از رسول خدا (ص) زبیر را از ادامه جنگ منصرف کرد. امام (ع) در برخورد با معاویه نیز همین شیوه را در پیش گرفت و در چندین نامه، فضایل خویش را برشمرد و معاویه را به تقوای الهی و پرهیز از دنیاطلبی فراخواند و از دنبال کردن چیزی که شایستگی آن را ندارد، بر حذر داشت.
2- مدارا: امام علی (ع) نخست مخالفان سیاسی خود را از راه مذاکره، نصیحت میکرد و اگر این شیوه کارگر نمیافتاد، راه مدارا و بردباری را پیشه میگرفت برخی از یاران امام از وی میخواستند تا با کسانی که از بیعت با او روتافتهاند، بصورت قهرآمیز رفتار کند و دستکم آنان را زندانی کند؛ اما امام این نظر را نمیپسندید و بهصراحت اعلام میداشت که هر کس تا زمانی که به رویارویی علیه حکومت اسلامی برنخیزد، در امان خواهد بود.
3- برخورد قاطع: هنگامی که مذاکره با مخالفان به جایی نرسید و برخورد مسالمتآمیز به سوء استفاده آن انجامید، امام علی (ع) دست به شمشیر برد و با همان قاطعیتی که در نبردهای صدر اسلام از خود به نمایش گذاشته بود، به رویارویی با جنگافروزان پرداخت. نمونهای از این قاطعیت و دلیری در پاسخ امیر مؤمنان به معاویه آشکار است.