پاسخ به:تاریخ ایران زمین
چهارشنبه 13 آبان 1388 2:50 AM
تاریخچه سرود ای ایران
زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، «حسین گل گلاب» تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد.
او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی «روح الله خالقی» (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
«غلامحسین بنان» می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
«کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند!» سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...
همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف «ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.
-------
ای ایران ای مرز پر گهر ای ... خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان ... پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم ... جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام ... دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما ... پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت در و گوهر است ... خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم ... برگو بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به پاست ... نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام ... دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما ... پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خُرم بهشت من ... روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارَد به پیکرم ... جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم ... مهر اگر برون رَوَد تهی شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام ... دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما ... پاینده باد خاک ایران ما