علی کیست؟
دوشنبه 23 مرداد 1396 9:12 PM
به قلم مجمدجواد مغنیه
آري: خداي بزرگ چنين فرد لايقي را که در عصمت و علم، نمونهي منحصر به فرد بوده و تمامي شرايط امامت و وصايت را دارا بود به رهبري پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم عاليقدر انتخاب نموده است.
اگر شيعه از علي علیه السلام دم مي زند و او را به رهبري پس از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي داند، براي لياقت و سزاواري او به پيشوايي است.
شيعه خوب درک مي کند خدا چه کسان لايقي را براي رهبري بر گزيده است: «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا».
رشد فکري يک توده است که بگويد من تابع پاکترين و والاترين پاکان و صالحان هستم تابع يزيدها و معاويه ها نيستم، پير و طلحه و زبيرها نيستم.
شگفتا زماني که خدا و پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، اهل بيت را چنين تعريف و توصيف مي کند، پس شيعه چه گناهي را مرتکب شده که علي علیه السلام را جانشين رسمي رسول گرامي بداند.
وانگهي، آيا گناه شيعه بيشتر است که فقط قائل به عصمت ائمه اطهار است يا گناه اهل سنت، که تمامي صحابه را عادل دانسته و حتي مخالفت با اجتهاد حاکم و امام اعظم را نيز جز و محرمات شمرده اند.
آيات نازله در حق علي بن ابي طالب علیه السلام زياد است از جمله:
1- «يا ايها الرسول بلِّغ ما انزل اليک من ربّک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله يعصمک من الناس ؛ [15] .
اي پيغمبر!ابلاغ کن به مردم آنچه را که براي تو نازل شده و اگر به اين دستور عمل نکني در مقام رسالت و نبوت خود کوتاهي کرده و سفارش پروردگار متعال را به مردم ابلاغ ننموده اي. خدا تو را از خطر مردم حفظ خواهد کرد».
اين آيه ي مبارکه، به تصديق و اعتراف بسياري از اهل سنّت، قبل از جريان غدير خم درباره ي علي بن ابي طالب علیه السلام نازل شده و رسول اکرم نيز علي علیه السلام را به وصايت و جانشيني خود معين فرمود.
2- «اليوم اکملت لکم دينکم وأتممت عليکم نعمتي ورضيت لکم الاسلام دينا ؛ [16] امروز دين شما را تکميل کرده و نعمتم را براي شما تمام نموده و اسلام را دين شما قرار دادم».
بنا به اعتراف بسياري از علماي اهل سنت، پس از آنکه رسول اکرم، علي بن ابي طالب علیه السلام را در غدير خم به جانشيني خويش نصب فرمود، آيه ي مبارکه ي فوق نازل شده و ولايت علي بن ابي طالب علیه السلام را به عنوان تکميل دين، اعلام کرد . [17] .
3- انما وليکم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزکاة وهم راکعون ؛ [18] .
زمامدار امور شما خداست و رسول او، و کساني که نماز را به پا داشته و در حال رکوع، صدقه مي دهند».
عده ي زيادي از مفسّرين و محدّثين اهل سنّت اتفاق دارند آيه ي مذکور در شأن علي بن ابي طالب علیه السلام ، موقعي که در حال رکوع انگشتري به سائل داد، نازل شد.
اين آيه ي شريفه هم صريحاً زعامت و ولايت علي علیه السلام را همراه ولايت خدا و رسولش اعلام مي دارد . [19] .
4- «ومن الناس من يشري نفسه ابتغأ مرضاة الله ؛ [20] و از جمله ي مردم کسي است که جان خود را براي طلب رضاي خدا مي فروشد».
در تفاسير مي نويسند:
هنگامي که کفار مکه تصميم گرفتند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به قتل رسانند و اطراف خانه اش را محاصره کردند، پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تصميم گرفت به مدينه هجرت کند. به علي علیه السلام فرمود: آيا تو حاضري شب در بستر من بخوابي تا گمان برند من خوابيده ام و از تعقيب ايشان در امان باشم. علي علیه السلام در آن وضع خطرناک، اين پيشنهاد را با آغوش باز پذيرفت و اين آيه ي شريفه به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد . [21] .
5- «اني جاعلک للناس اماماً، قال ومن ذريتي قال: لا ينال عهدي الظالمين ؛ [22] .
يا ابراهيم! من تو را پيشواي مردم قرار دادم. ابراهيم گفت: اين مقام را به ذريت من نيز عنايت فرما، خداوند فرمود: عهد امامت من، به ستمکاران نمي رسد».
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«من مشمول دعاي پدرم ابراهيم هستم. پس خداوند، مرا پيامبر و علي را جانشين من قرار داد ». [23] .
6- «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منکم ؛ [24] .
اي کساني که ايمان آورده ايد، دستورات خدا و رسول و فرمانروايان (از جانب خدا و رسول) را اطاعت کنيد».
طبق تصريح بسياري از علماي اهل سنت، موقعي که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، علي بن ابي طالب علیه السلام را در مدينه جانشين خود قرار داد، آيه ي شريفه در شأن علي علیه السلام نازل شد . [25] .
اين آيه ي شريفه نيز اطاعت از علي علیه السلام را هم رديف اطاعت خدا و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شمرده و آن را واجب اعلام مي نمايد.
1- «انت مني بمنزلة هارون من موسي اًّلا انّه لا نبي بعدي؛
تو نسبت به من همانگونه اي که هارون نسبت به موسي بود، جز آنکه پيامبري بعد از من نخواهد آمد».
اين حديث از احاديث بسيار معروف و مشهور، و مورد اتفاق شيعه و سني است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در موارد متعدد، به علي بن ابي طالب علیه السلام فرموده است . [26] .
2- «لکل نبيّّ وصيّّ ووارث وانّ وصيّي ووارثي علي بن أبي طالب ؛ [27] .
براي هر پيامبري وارث و وصيي است و وصي و وارث من، علي ابن ابي طالب است».
3- «يا علي انت اخي و وزيري و خير من اخلفه بعدي؛
اي علي! تو برادر و وزير من بوده و بهترين مردم، بعد از من هستي ». [28] .
4- «يا علي انت اخي ووصيي و خليفتي من بعدي ؛ [29] .
يا علي ! تو برادر و وصي من بوده و بعد از من، خليفه ميباشي».
5- «علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض يوم القيامة ؛ [30] .
علي با حق، و حق با علي است و اين دو از هم جدا نميشوند تا روز قيامت با من ملاقات کنند».
6- «من ناصب عليا الخلافة بعدي فهو کافر وقد حارب الله ورسوله؛
هر کس بعد از من با خلافت علي دشمني کند، به تحقيق او کافر بوده و با خدا و پيامبر، مشغول جنگ است» . [31] .
7- «من أطاع علياً فقد أطاعني، ومن عصي علياً فقد عصاني ؛ [32] .
هر کس علي را اطاعت کرد مرا اطاعت نموده، و هر کسي علي را نا فرماني کرد مرا نا فرماني نموده است».
8- «من آذي علياً فقد آذاني ؛ [33]
هر کس علي را اذيت نمود مرا اذيت کرده است».
پی نوشت ها:
1- طبقات الکبری، ج3، ص21- خصائص، ص2- مستدرک حاکم، ج3، ص136- ذخائرالعقبی، ص58- اسدالغابه، ج4، ص17- ارجح المطالب، ص390 – ینابیع الموده، ص61- مناقب الخوارزمی، ص34.
2- فصول المهمه، ص32- مناقب خوارزمی، ص17.
3- فصول المهمه، ص46- تذکره الخواص، ص34 – ینابیع الموده، ص105- مناقب خوارزمی، ص73-74.
4- تفسیر فخر رازی، ج1، ص111- الامامه و السیاسه، ج 1، ص68- تاریخ بغداد، ج4، ص21.
5- مستدرک حاکم، ج3، ص128- دلائل الصدق، ج2، ص7 – کنزالعمال، ج6، ص155.
6- بحارالانوار، ج23، ص106 و ج7، ص104 – کنزالعمال، حدیث 1657، 1650، 958، 953، 951، 947، 942، 942، 898، 873، 870، 1667.
7- مناقب آل ابی طالب، ج3، ص221- مناقب خوارزمی، ص92.
8- تاریخ بغداد، ج2، ص377- مناقب امیرالمومنین، ص81- مناقب خوارزمی، ص49- اسدالغابه، ج4، ص22- کفایه المطالب، ص99- میزان الاعتدال، ج1، ص193- البدایه و النهایه، ج7، ص358- لسان المیزان، ج1، ص432- المقاصدالحسنه، ص97- فتح الکبیر، ج1، ص276- صواعق المحرقه، ص37- تاریخ الخلفاء، ص17- ینابیع الموده، ص183 – تذکره ابن جوزی، ص53.
9- تاریخ الخلفاء، ص171- شرح ابن ابی الحدید، ج2، ص175- طبقات الکبری، ج2، ص338- مناقب خوارزمی، ص54- اسدالغابه، ج4، ص22- ذخائرالعقبی، ص83- صوائق المحرقه، ص76- ینابیع الموده، ص264- تاریخ آل محمد، ص150.
10- تاریخ الخلفاء، ص171.
11- مناقب خوارزمی، ص191.
12- احقاق الحق، ج5، ص48 به نقل از بحرالمناقب.
13- همان، ج5، ص67 به نقل از بحرالمناقب.
14- حلیه الاولیاء، ج1، ص65
15- سوره مائده، آیه 67.
16- سوره مائده، آیه 3.
17- مقتل خوارزمی، ص47- تفسیر ابن کثیر، ج2، ص14- روح المعانی، ج6، ص55- عقدالفرید، ج3، ص34- معجم الصغیر، ص33- لسان المیزان، ج2، ص379- الارشاد الجوینی، ص420- مختلف الحدیث، ص52- دول الاسلام، ج1، ص20- نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2، ص61- کنزالعمال، ج5، ص160- مجمع الزوائد، ج7، ص17- فتح القدیر، ج4، ص255.
18- سوره مائده، آیه 55.
19- ذخائرالعقبی، ص88- روح المعانی، ج6، ص149- فتح القدیر، ج2، ص50- بحرالمحیط، ج3، ص513- تفسیر ابن کثیر، ج2، ص71- اسباب النزول، ص148- تذکره ابن جوزی، ص18- نورالابصار، ص105- تفسیر طبری، ج6، ص165- کشاف، ج1، ص347- فخر رازی، ج 12، ص26- المنار، ج6، ص442- الدر المنثور، ج2، ص293- مناقب مرتضوی، ص7.
20- سوره بقره، آیه 207.
21- مسند حنبل، ج1، ص331- تفسیر ثعلبی، ج2، ص376- تفسیر فخر رازی، ج5، ص223- اسدالغابه، ج4، ص25- کفایه الطالب، ص114- بحرالمحیط، ج2، ص118 – روح المعانی، ج2، ص83 – ینابیع الموده، ص92- مستدرک حاکم، ج3، ص4- حبیب السیر، ج2، ص12.
22- سوره بقره، آیه 124.
23- مناقب مغازلی، ص276- مناقب مرتضوی، ص41.
24- سوره نساء، آیه 59.
25- بحرالمحیط، ج3، ص278- مناقب مرتضوی، ص56- ینابیع الموده، ص116.
26- سیره ابن هشام، ج4، ص163- مناقب مغازلی، ج27، ص36- البدایه و النهایه، ج7، ص339- تاریخ بغداد، ج8، ص52- مسند احمد، ج3، ص56- مناقب خوارزمی، ص82- تاریخ الخلفاء، ص65- کفایه الطالب، ص148- حلیه الاولیاء، ج7، ص196- عمده القاری، ج16، ص218- خصائص، ص16- اسدالغابه، ج4، ص26.
27- مناقب خوارزمی، ص50- ذخائرالعقبی، ص71- مناقب مغازلی، ص201.
28- حقائق الحق، ج4، ص54 به نقل از کتاب تجهیزالجیش، ص315.
29- احقاق الحق، ج4، ص385 به نقل از شرح المقاصد، ج2، ص213.
30- تاریخ بغداد، ج14، ص321.
31- مناقب مغازلی، ص44 و 46- کنزالحقائق، ص156- ینابیع الموده، ص181.
32- مستدرک حاکم، ج3، ص121- ذخائرالعقبی، ص65- ریاض النضره، ص167- ینابیع الموده، ص257.
33- مسند حنبل، ج3، ص483- مستدرک حاکم، ج3، ص122- مناقب خوارزمی، ص92- ذخائرالعقبی، ص65- البدایه و النهایه، ج7، ص346- مجمع الزوائد، ج9، ص129- ارجح المطالب، ص515.